بایگانی نویسنده: سمانه نصیحت‌کن

درباره سمانه نصیحت‌کن

سمانه نصیحت‌کن دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی و فارغ التحصیل کارشناسی فناوری اطلاعات است. او یکی از بنیانگذاران اولین رسانه تصویری استارتاپی ایران، استارتاپ‌تی‌وی است. همچنین هم‌بنیانگذار و مدیر آنلاین مارکتینگ استارتاپ در حال رشد پوکولیو است. پیش از ورود به اکوسیستم استارتاپی، فعالیت‌های تحقیق و توسعه در حوزه شهر هوشمند و فعالیت‌های آموزشی و تدریس در حوزه آکادمیک خود را به عهده داشته است. سمانه با برگزاری اولین رویداد استارتاپ ویکند در شیراز به اکوسیستم استارتاپی وارد شد و پس از آن به عنوان برگزارکننده و منتور در رویدادهای استارتاپ‌ویکند و لین استارتاپ ماشین حضور داشته است. همچنین با نویسندگی در نشریه الکترونیکی تکلی به معرفی اکوسیستم استارتاپی ایران به انگلیسی زبانان می‌پردازد و به عنوان مدیر و رهبر جامعه استارتاپی شیراز، بانی گسترش اکوسیستم استارتاپی و کارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات در شیراز است. سمانه به عنوان حرفه تخصصی، آنلاین مارکتینگ را دنبال می‌کند و در زمان کنونی متخصص رسانه‌های اجتماعی و به طور خاص توییتر در شرکت ایده نوین تجارت روماک می‌باشد.

اجرای ویوید برلین – Berlin Vivid Show

Berlin Vivid Show

سلام سلام

دوباره سلام

سطح آدرنالین خونم خیلی بالاست، واسه همین این پست پر از شادی و هیجانه! آرزو می‌کنم همه فرصت کنن یک بار اجرایی که امشب دیدم رو ببینن.

Berlin Vivid Show

یه اجرای باحال ترکیبی از موسیقی زنده، آواز، نمایش، رقص، آکروبات و خیلی چیزای دیگه که اسمش رو هم نمیدونم!

این اجرا بیش از ۱۰۰ بازیگر داره و تو هر سکانس دکور هم کمی تغییر می‌کنه.

ارکستر در انتهای سن، موسیقی رو اجرا می‌کنن و در چند بخش پرده جلوی ارکستر کنار میره که بتونیم ببینیمشون.

ویدیو تبلیغ Berlin Vivid Show در یوتیوب

عکاسی و فیلمبرداری در حین اجرا ممنوع بود که اگر نبود، فیلم کامل اجرا رو براتون میذاشتم.

اینجا هم ۱۱ دلیل که باید این اجرا رو ببینیم نوشته.

جالب‌ترین مورد این اجرا این بودش که، اول اجرا می‌پرسید؟

تو کی هستی؟ Who are you

تو کی هستی وقتی کسی نگاهت نمی‌کنه؟

Who are you when nobody’s watching

و کل اجرا به همین موضوع می‌پرداخت و با آواز و رقص و سایر نمایش‌ها، قصه رو نشون می‌داد.

واقعاً، وقتی کسی بهت توجهی نداره یا تو رو نمی‌بینه، تو کی هستی؟

– – –

پی‌نوشت ۱: عکس پست اجرایی که من دیدم نیست، فکر کنم اجرای قبلی باشه. هر دوره جدید، یه مقدار تغییر میدن اجرا رو و جذاب‌ترش می‌کنن.

پی‌نوشت ۲: به گفته کسایی که این اجرا رو هم برلین دیدن و هم لاس‌وگاس، اجرای برلین به مراتب بهتر بوده از لاس‌وگاس

پی‌نوشت ۳: بیش از خود اجرا، هماهنگی کادر پشت صحنه برای تغییر سن و دکور عالی که نه، محشر بود.

پی‌نوشت ۴: سالن نمایش فردریش‌پالاست هم البته خیلی خفن و عالی بود دیگه. هر چی از طراحی‌اش و امکاناتش بگم کم گفتم.

معرفی آهنگ

Listening to Music

انتخاب موضوع امروز، وابسته شد به تولد خواننده خوب (نظر و سلیقه منه) کشورمون. لینک دو تا آهنگ از آهنگ‌های فرزاد فرزین رو میذارم که خیلی دوسشون دارم:

روزهای تاریک

خرابش کردی

آقای فرزین تولدت مبارک!

– – –

پی‌نوشت: اگه براتون مقدوره، برای حفظ قانون کپی و حمایت از تهیه‌کنندگان، نسخه اصلی آلبوم و آهنگ‌ها رو تهیه کنین.

بیپ‌تونز

نواک

هم‌آهنگ

شافل

استارتاپ گرایند شیراز

sgshiraz

سلام

دیروز یه خبرنامه به دستم رسید که چونان یک نوستالژی خیلی خیلی قدیمی، منو پرت کرد به دنیا دنیا خاطره و اون خبرنامه چیزی نبود جز خبرنامه برگزاری نهمین استارتاپ گرایند شیراز.

جامعه کسب و کار شیراز فضایی برای تعامل کارآفرینان و فرصتی برای آشنایی و گفتگو با علاقه‌مندان و فعالان کسب و کار است.

با شرکت در این رویداد :

  • با کارآفرینان مطرح کشورتان آشنا شده و از آنها بیاموزید
  • قصه پیدایش، شکست و رشد کسب و کارها را بشنوید
  • دوست و همکار پیدا کنید و شبکه کاریتان را گسترش دهید

بخش زیادی از خاطرات ۷ سال گذشته من، تو دنیای استارتاپ‌ها و اکوسیستم استارتاپی ایران گذشت. خوشحالم که با کمک همه آدم‌های عزیزی * که در کنارم بودن، بهم کمک کردن، حمایتم کردن، تونستم قدمی در توسعه این اکوسیستم بردارم.

خوشحالم که نهضت همچنان ادامه داره، درسته دورم، ولی دلیل نمی‌شه حمایت نکنم.

استارتاپ گرایند یکی از اثربخش‌ترین رویدادها واسه دیده شدن، شناختن همکارهای آینده و آشنا شدن با آدم‌هایی هستش که تاثیر زیادی توی آینده حرفه‌ای شما خواهند داشت.

من شخصاً تجربه‌های فوق‌العاده‌ای از این رویداد کسب کردم و با آدم‌هایی آشنا شدم که حضورشون تاثیر مثبتی در پیشرفت من در زندگی حرفه‌ای داشته.

از حامد تکمیل خیلی تشکر می‌کنم که جامعه کسب و کار شیراز رو رهبری می‌کنه و با کمک همه شماهاست که این اکوسیستم می‌تونه رشد کنه.

به همتون افتخار می‌کنم شیرازیای عزیزم.

sgshiraz

اگه بخوام از خاطره و احساساتی که بعد از دریافت ایمیل داشتم بنویسم، شاهنامه‌ای می‌شه برای خودش، فقط همین رو می‌گم که بی‌نهایت خوشحالم، شماها می‌تونین صنعت IT رو گسترش بدین، من نفس کم آوردم و رفتم، شما که هستین و موندین و دارین می‌جنگین، باعث افتخارین.

این رویداد، چهارشنبه همین هفته، پنجم تیر ماه برگزار می‌شه.

لینک ثبت‌نام

– – –

پی‌نوشت: واسه پیدا کردن یه عکس، تمام عکس‌های ۵ تا رویداد اول که خودم حضور داشتم رو دیدم و هزاران هزار خاطره برام زنده شد. این رویدادها اتفاق نمی‌افتادن اگه تیمی به اون معرکه‌ای کنار من نبودن. تشکر می‌کنم از همشون.

– – –

* حامد تکمیل، میلاد صابری، میثم عبدالهی، ایمان قصرفخری، امین نوبخت، مرضیه بهشتی، مهسا رادین‌مهر، هستی تیمناک، بنفشه قصرفخری، محدثه خدامی، مهسا آل موسی، منصوره امامی، علیرضا رحیمی، محسن راجع، حسین اکبری، نوید فروزان، محسن طهماسبی، امین بازرگانی، محمد حسین فرشاد، حمیدرضا رضایی، علیرضا مروج، آقای معدلی

شاید شعار به نظر بیاد، ولی واقعاً از پدر مادرم و همینطور خواهرم ممنونم. پدر مادرم به خاطر حمایت‌شون، خواهرم هم به خاطر کمک‌هاش و همراهی‌هاش برای تمام رویدادهایی که من عضوی از تیم برگزاری بودم.

ممکنه اسم کسی رو از قلم انداخته باشم، به بزرگی خودتون ببخشید، متاسفانه اسم یکی دو نفر رو اصلاً یادم نمیاد و ممکنه کسایی رو هم از قلم انداخته باشم.

ترس‌های زندگی

Fear

سلام

(عجیب عادت کردم به این سلام‌های اول پست‌ها)

خیلی خیلی قدیما، ۷ سال پیش، یه پست گذاشته بودم که فقط یک عکس بود که مفهوم ترس رو به خوبی نشون می‌داد. حتی قبل‌تر از اون از یکی از ترس‌های زندگیم و علتش نوشته بودم.

البته اینا شاید مرتبط با پست امروز باشه، شاید هم نباشه.

ترس، ترس، ترس

این موجود عجیب و ناشناخته! شاید هم شناخته! نوشتن این پست باعث شد که برم و در مورد ترس بخونم. اولین منبع همیشه ویکی‌پدیاست (در دسترس‌ترین البته) و بله، من هنوز اکثر جستجوهام به فارسیه. زبان مادریه به هر حال.

ترس معمولاً با درد ارتباط دارد. مثلاً کسی از ارتفاع می‌ترسد، چه، اگر از ارتفاعی بیفتد آسیب جدی خواهد دید یا حتی خواهد مرد.

این جمله، علت ترس من از پل عابر پیاده رو نشون می‌ده!

ترس از سازوکارهای بقا است و معمولاً در پاسخ به یک محرک منفی خاص روی می‌دهد.

البته، ترس با فوبیا (هراس) فرق داره. مثلاً من از عنکبوت می‌ترسم. ولی نبست به رعد و برق یه فوبیا وجود داره. مثلاً کسی که از ارتفاع می‌ترسه، سوار هواپیما می‌شه (به سختی)، اما کسی که فوبیا داره، سوار هواپیما نمی‌شه!

بگذریم، عنوان پست چیز دیگری است و این نوشته در دسته دل‌نوشته‌ها قرار داره و نه مطالب عمومی!

ترس‌های من چند مدلن

یه سری ترس وجود دارن که آدم با آغوش باز به سمتشون حرکت می‌کنه و باهاشون مقابله می‌کنه، مثل ترس من از تنها زندگی کردن!

یه سری ترس وجود دارن که آدم باهاشون کنار میاد، مثل ترس از عنکبوت [ایموجی جویدن ناخن‌ها]

یه سری ترس وجود دارن که آدم سمتشون هم نمیره، مثل ترس من از هر آنچه به سیاست مربوط باشه! کلاً دور می‌مونم از هر آنچه مرتبط با سیاست باشه.

یه سری ترس‌های دیگه هم وجود داره که طبق شرایط زندگی اتفاف میفتن و معمولاً چاره‌ای جز کنار اومدن باهاشون نداریم. مثلاً ترس از اینکه فرصت نشه دیگه آدم عزیزانش رو ببینه، بالاخره مرگ واسه همه است.

به نظر خودم، یه سری ترس‌های مسخره هم وجود دارن که زاده تخیلن! مثلاً ترس از اینکه یهو یه ماشین چپ کنه و بیفته تو پیاده‌رو و من رو له کنه.

البته دو روز پیش که در اثر طوفان شدید، یه تابلو از یه ساختمون محکم خورد بهم، وجود چنین ترسی رو ملموس‌تر می‌کنه، به هر صورت حادثه خبر نمی‌کنه!

ترس موجود عجیبیه، مثلاً من به شدت از رعد و برق می‌ترسم، که باز هم زاده تخیل احمقانه منه، اینکه یهو برق بزنه مغز یکیو جلو چشمم متلاشی کنه! اما این ترس، باعث نمی‌شه از بارون لذت نبرم که!

یا مثلاً ترس من از تنها زندگی کردن، باعث نشد که رو پای خودم نایستم، مهاجرت نکنم و مستقل نباشم! من با ترسم رو به رو شدم و باهاش جنگیدم. البته هر روز هم دارم می‌جنگم، چون بزرگترین ترس من تو زندگی، همین تنهاییه!

– – –

پی‌نوشت: بگذریم از ترس، حسن ختام این نوشته آهنگ یاس کبود – آریان با طعم نوستالژی!

معرفی فیلم: مادری

Iranian Movie

مادری

کارگردان: رقیه توکلی – محصول سال ۱۳۹۵

بازیگران: هانیه توسلی، نازنین بیاتی، هومن سیدی، مریم بوبانی

هر فیلمی اگه حتی یه حرف کوچیک هم برای گفتن داشته باشه، ارزش دیدن داره. مثل فیلم مادری. این پست فقط معرفی فیلمه و ترجیح میدم بیش از این چیزی ننویسم.

بالاخره تماشای فیلم تفریحه، آدم نباید حتماً دنبال درس زندگی هم باشه موقع فیلم دیدن. اما گاهی یه چیزایی رو هم میشه از همین اوقات فراغت یاد گرفت.

آشپزی آسان – پست آزمایشی

Iranian Food

سلام

این یه پست آزمایشیه، که اگر به نظرتون جالب باشه، هر هفته یک پست آموزش آشپزی برای غذاهای ساده مناسب برای زندگی‌های شلوغ امروزی (زندگی کارمندی و زندگی‌های مستقل و مجردی) بذارم.

غذاها معمولاً اسم ندارن، یا از تغییر دادن غذاهای موجود ساخته شدن. مثلاً غذایی که امروز می‌خوام در موردش بنویسم، با دخل و تصرف در غذای گیلانی واویشکا تهیه شده.

اسم خلاقانه پیشنهاد بدین، من که اسمش رو گذاشتم خوراک گوشت

مواد لازم:

گوشت خرد شده (نگینی)
سیب‌زمینی خرد شده (نگینی)
گوجه‌فرنگی خرد شده (نگینی)
قارچ خرد شده (نگینی)
پیاز خرد شده (هر جوری دوست دارین، من معمولاً رنده می‌کنم)
ادویه (هر چی دوست دارین، من معمولاً نمک، فلفل قرمز، فلفل سیاه و پودر سیر استفاده می‌کنم)
سایر موارد ممکن: فلفل دلمه، نخود فرنگی، ذرت، هویج، کدو، بادمجون و هر چی دوست دارین.

طرز تهیه:

سیب زمینی نگینی رو تفت دادم تا بپزه. بعدش پیاز رو تفت دادم تا کمی طلایی بشه، گوشت خرد شده رو اضافه کردم تا بپزه، ادویه رو اضافه کردم و بعدش، قارچ، سیب‌زمینی خرد شده سرخ‌شده و گوجه‌فرنگی خرد شده رو اضافه کردم تا ترکیب بشن و حسابی خوشمزه بشن.

به همین سادگی توی ۳۰ دقیقه می‌تونین یه غذای خونگی و سالم و خوشمزه داشته باشین.

سوشی روزت مبارک

Sushi

سلام

خودم هم ۱ دقیقه‌ای به عنوان این پست خندیدم، ولی درست فهمیدین، امروز، ۱۸ ژوئن روز جهانی سوشیه! روز جهانی کلپچ نداریم چرا؟

بله، سوشی، همون که اسمش رو می‌شنوین یاد ماهی خام میفتین!

من تجربه چندانی در خوردن سوشی ندارم، هر دو باری که سوشی رو تست کردم از رستوران نبوده، بسته‌بندی آماده از فروشگاه یا سوشی‌بار بوده.

با اینکه اصلاً خوشم نیومده، ولی واقعاً دلم می‌خواد تو یه رستوران خیلی خوب تستش کنم تا بفهمم این سوشی چیه که همه عالم دیوانه اوست!

شاید براتون جالب باشه که بدونین، سوشی یه روش نگهداری ماهی بوده، بعد دیدن چه باحال خوشمزه هم می‌شه، دیگه وارد سفره غذایی می‌شه! در حدی که پرچم‌دار سفره ژاپنی می‌شه (عنوان یه پست بود فقط، تحقیق نکردم ببینم درسته یا نه) و جام جهانی سوشی هم برگزار می‌شه!

تاثیر گل و گیاه بر آرامش

Nature

سلام

شما رو نمی‌دونم، ولی من که تو دل طبیعت خیلی احساس خوبی دارم. از اونجایی که ۲۷ خرداد روز کشاورزی و همچنین روز بیابان‌زدایی هستش، گفتم شاید بد نباشه در این مورد کمی مطالعه کنم، نظرات خودم و البته نتایج تحقیقات دیگران رو با شما به اشتراک بذارم.

ما توی خونه یه حیاط خوشکل سرسبز داریم که صابخونه‌ام بهش میگه گاردن (باغ) و واقعاً هم همینطوره. حسی که حضور تو دل طبیعت، کنار درخت و گل‌های زیبا به آدم دست میده، انگار آرامش محضه، حالا تصور کنین آبشاری یا رودی هم هست و صدای چهچهه پرنده‌ها هم میاد!

شما کافیه عبارت “تاثیر گل و گیاه بر انسان” رو گوگل کنین و نتیجه‌های بسیار زیاد (متعدد – خیلی کتابی بود) رو ببینین!

تاثیر تماشای گل و گیاه بر روح و روان

تاثیر شگفت انگیز گل ها بر زندگی ماشینی انسان ها

تاثیر نگهداری گل و گیاهان در منزل و محیط کار از دیدگاه روانشناسان

تأثیر گل و گیاه روی حالت روحی افراد

پس شاید بد نباشه به خونه گل‌های مناسب و آپارتمانی اضافه کنین، به اتاق خواب و حتی محل کار همینطور!

– – –

پی‌نوشت ۱: عکس این پست، پارک تیرگارتن برلینه.

پی‌نوشت ۲: روز کشاورزی به افراد مربوطه مبارک :)

قوانین حریم شخصی

personal data protection

سلام!

قانون حریم شخصی یا حتی احترام گذاشتن به حریم شخصی!

آره، درسته، ما تو ایران قانونی در این مورد نداریم، اما احترام چی می‌شه پس؟

فرض کن به یکی بگی سوالی که پرسیدی نقض قوانین حریم شخصیه و در جواب به تو بگه من تو ایران زندگی می‌کنم و ما اینجا چنین قانونی نداریم! پس احترام چی؟

بگذریم از صحبت‌های مشابه با غر!

شاید در مورد GDPR یا مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا شنیده باشید. اگه نشنیدین، پیشنهاد میدم حتماً در موردش بخونید، چون اگر قصد سفر به اروپا رو دارین، یا دوست و فامیلی در اروپا دارید، یا حتی قصد فعالیت تجاری با شرکت‌های اروپایی رو دارین این قانون خیلی مهمه.

در کنار این قانون، قوانین وابسته‌ای هم وجود داره که از حریم شخصی با دقت زیادی محافظت می‌کنه.

البته اولین سکوی حفاظت از اطلاعات، خود ما هستیم. ما هستیم که تعیین می‌کنیم چه اطلاعاتی از ما روی بستر اینترنت یا هر جای دیگه قرار بگیره.

اگر سازمان و مجموعه‌ای به هر دلیلی به اطلاعات ما احتیاج داشته باشه، باید قوانین GDPR رو رعایت کنه. مثلاً وقتی ایرلاینی به اطلاعات پاسپورت ما نیاز داره، باید تضمین بده که این اطلاعات فقط برای احراز هویت استفاده می‌شه و حتی بعد از پرواز هم اطلاعات رو نگه نمی‌داره! (در این مورد مطمئن نیستم که ایرلاین‌ها قوانینشون چطوریه، صرفاً یک مثال ملموس بود)

حتی دولت هم حق نداره اطلاعات شخصی افراد رو بدون اجازه اونها ذخیره و استفاده کنه، این قضیه حفاظت از داده‌ها خیلی جدیه و شاید بد نباشه ما هم تو این دنیای اطلاعات، پیگیر باشیم که چه اطلاعاتی از ما در بستر اینترنت وجود داره که شاید بهتر باشه نباشه!

علاوه بر این، یاد بگیریم به حریم شخصی آدم‌ها احترام بذاریم و سوال‌های نا به جا نپرسیم. من اینجا قبل از پرسیدن هر سوالی، باید برم قوانین رو مرور کنم تا مطمئن باشم جز حریم شخصی نیست. چون پرسیدن چنین سوال‌هایی تجاوز به حریم شخصی افراد محسوب می‌شه.

مراقب امنیت خودمون باشیم.

– – –

پی‌نوشت: این مبحث خیلی گسترده است و من هم دانش کافی ندارم. در صورتی که فرصت داشته باشم، حتماً در آینده بیشتر در موردش می‌نویسم. اما بهتره خودتون هم مطالعه کنین، به خصوص اگر قصد مهاجرت دارین، به خصوص اگر دنبال امنیت بیشتر هستین.