بایگانی نویسنده: سمانه نصیحت‌کن

درباره سمانه نصیحت‌کن

سمانه نصیحت‌کن دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی و فارغ التحصیل کارشناسی فناوری اطلاعات است. او یکی از بنیانگذاران اولین رسانه تصویری استارتاپی ایران، استارتاپ‌تی‌وی است. همچنین هم‌بنیانگذار و مدیر آنلاین مارکتینگ استارتاپ در حال رشد پوکولیو است. پیش از ورود به اکوسیستم استارتاپی، فعالیت‌های تحقیق و توسعه در حوزه شهر هوشمند و فعالیت‌های آموزشی و تدریس در حوزه آکادمیک خود را به عهده داشته است. سمانه با برگزاری اولین رویداد استارتاپ ویکند در شیراز به اکوسیستم استارتاپی وارد شد و پس از آن به عنوان برگزارکننده و منتور در رویدادهای استارتاپ‌ویکند و لین استارتاپ ماشین حضور داشته است. همچنین با نویسندگی در نشریه الکترونیکی تکلی به معرفی اکوسیستم استارتاپی ایران به انگلیسی زبانان می‌پردازد و به عنوان مدیر و رهبر جامعه استارتاپی شیراز، بانی گسترش اکوسیستم استارتاپی و کارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات در شیراز است. سمانه به عنوان حرفه تخصصی، آنلاین مارکتینگ را دنبال می‌کند و در زمان کنونی متخصص رسانه‌های اجتماعی و به طور خاص توییتر در شرکت ایده نوین تجارت روماک می‌باشد.

صلح اول به از جنگ آخر – در باب مهاجرت

Immigration

به تعداد آدم‌های روی زمین، راه و روش هست برای مهاجرت، به تعداد آدم‌های روی زمین هم دلیل وجود داره برای مهاجرت. این نوشته صرفاً برگرفته از تجربیات شخص من، با درس‌های زندگی از گذشته من، عواطف من، روحیات من و هر چیزی وابسته به منه! پس اگر با تجربه و استنباط شخص دیگه‌ای مغایرت داره یا تناقضی داره، دلیل بر بد بودن من یا بد بودن شخص دیگه نیست. هر کسی برداشت و استنباط خودش رو داره از زندگی و هر کسی هدف متفاوتی داره.

من چند وقت پیش، بعد از یه مهاجرت کوتاه از شیراز به تهران، این مجموعه نوشته “مهاجرت کهکشانی” رو از تجربیات خودم شروع کردم:

قصه رو از اون‌جایی شروع کردم که گذشتن از ساحل امن و زدن به دل دریا و اقیانوس مواج با هر فاصله‌ای “مهاجرت کهکشانی” به حساب میاد. این دیدگاه منه. این تصمیم برای خروج از ساحل امن، عواقبی داره که شاید بد نباشه پیش از قدم گذاشتن در این مسیر بهش فکر کنیم.

این‌ها تجربه منه، به عنوان یک دختر مجرد، در جامعه ایرانی، که جدا شدن دختر از خانواده خلاف عرفه و جامعه هنوز آنچنان که باید و شاید به پذیرش این مسئله نرسیده. شاید یکی از دلایلی که باعث شد من به مهاجرت دورتری فکر کنم، همین عرف و تضادهایی که با یک دختر مجرد و مستقل مقابله می‌کرد بود. گاهی آدم از اثبات کردن خودش خسته می‌شه و ترجیح می‌ده تو فضایی زندگی کنه که نگاه سنگین آدم‌ها و قضاوت‌هاشون بهش آسیب نزنه.

بالاتر هم گفتم، به تعداد همه آدم‌های روی زمین دلیل وجود داره برای مهاجرت، اینکه اول قصه من کجا بود و قصه مهاجرت من چیه و چی شد که تصمیم گرفتم مهاجرت کنم و از ساحل امن به دریای مواج و بعد از اون به اقیانوس پا بذارم، با دلیل دیگری فرق داره. برای همه همین‌طوره. به نظر من فقط یک نقطه اشتراک وجود داره، دلیل و هدف از مهاجرت باید اون‌قدر محکم و مستدل و دنباله‌دار باشه که زمان سختی و تنهایی، اون دلیل و هدف، روشن‌تر از همیشه، پا به پای آدم باشه.

دلایل زیادی برای مهاجرت من وجود داره، یکی از اون دلیل‌ها حفظ حریم شخصی بود که تو ایران کاملاً انکار شده است. پس اگر از دلایل و اهداف شخصی‌ام برای مهاجرت نمی‌گم علتش همینه.

قبل از هر چیز باید راه و روش صحیح و مناسب برای مهاجرت رو پیدا کنیم، مثلاً یکی به دنبال تحصیله، یکی به دنبال کار و یکی دنبال ازدواج و امثالهم. اینکه از کجا شروع کنیم خیلی مهمه. توی این مورد من در مورد ویزای کاری و ویزای جستجوی کار و کشور آلمان اطلاعات دارم. پس هر سوالی دارید می‌تونین بپرسید.

مهم‌ترین نکته اینجا مطالعه است، سعی کنید سایت‌های مرتبط با دولت کشور انتخابی در مورد مهاجرت کاری رو بخونید، بهترین اطلاعات و موثق‌ترین اطلاعات رو از همون کشور می‌تونید بدست بیارید. بهترین جواب‌ها در گوگل پیدا می‌شن. گروه‌های تلگرامی زیادی هم هستن، اما با توجه به اینکه هر کسی تجربه شخصی خودش رو می‌نویسه، پس در نهایت موثق‌ترین منبع سایت دولت کشور مربوطه، سایت سفارت کشور مربوطه در ایرانه. (در مورد دانشجویی واقعاً هیچ اطلاعاتی ندارم)

سبک زندگی بعد از مهاجرت، خیلی فرق داره با زندگی در ساحل امن. مسئولیت‌پذیری یکی از مهم‌ترین خصوصیت‌هایی هست که لازمه داشته باشیم یا بدست بیاریم.

بالاتر هم گفتم، اطلاعات من در مورد مهاجرت، محدود می‌شه به مهاجرت کاری آلمان، پس اگر سوالی دارید بپرسید.

مهاجرت داخلی (شهر به شهر) خیلی متفاوته نسبت به مهاجرت خارجی. اما تجربه مهاجرت داخلی به من کمک کرد یه سری پیش‌نیازها رو بدست بیارم.

و حالا تمام عزمم رو جزم کردم که هر آنچه از مهاجرت می‌دونم و تجربه کردم رو شفاف بنویسم. همه چیز فقط تا لحظه پرواز با بلیط یک طرفه نیست. ۹۹% قصه مهاجرت از لحظه مهر ورود زدن به کشور مقصد شروع می‌شه.

خلاصه مطلب:

دانسته‌ها و تجربیات من در راستای مهاجرت کاری به کشور آلمانه. تجربه زندگی فعلی هم زندگی در برلینه. پس اگر مغایرتی بین حرف‌های من و دیگری دیدین، دلیل به اشتباه من یا شخص دیگه نیست. هر کسی بر اساس معیارها و اهداف و شرایط زندگی خودش، تجربه‌هاش رو بیان می‌کنه.

– – –

پی‌نوشت ۱: من عبارت “ساحل امن” رو خیلی زیاد استفاده می‌کنم، این تعبیر برای من خانه مادر و پدر (پدر و مادر) محسوب می‌شه.

پی‌نوشت ۲: من از مهاجرتم راضی‌ام، خیلی هم بیشتر از چیزی که انتظار داشتم راضی‌ام. شاید چون قدم‌ها و پله‌ها رو درست چیدم و قدم قدم جلو اومدم.

نرم‌افزار اکسل رو یاد بگیریم.

Microsoft Excel

این پست در واقع باید در دسته “مهاجرت کهکشانی” قرار می‌گرفت، ولی به دسته “معرفی نرم‌افزار” رسید، چون فقط در راستای مهاجرت نیست که این نرم‌افزار لازم می‌شه، کاربردهای اکسل فراتر از خیلی امور ساده است.

چرا نرم‌افزار اکسل؟

و البته چرا نرم‌افزار اکسل نه؟

اصلاً چه دلیلی داره اکسل رو یاد بگیریم؟

بابا حالا دو تا دونه جدوله، تو ورد درستش می‌کنیم.

من خودم یکی از کسایی بودم که از درجه اهمیت و البته کاربردی بودن اکسل کاملاً بی اطلاع و بی‌خبر بودم. البته مقصر هم خودم هستم که هیچ‌وقت پای این نرم‌افزار ننشستم تا بفهمم چقدر قدرتمنده. در واقع تا همین چند وقت پیش ازش فرار می‌کردم.

من هم به علت بی‌توجهی و عدم مطالعه، شاید مثل یه درصد کمی از افراد، فکر می‌کردم اکسل منحصر شده به ساخت جدول و چند تا نمودار. حداقل من در همین حد تو کل زندگی و دوران تحصیل و دوران کاری ازش استفاده کرده بودم. اما اخیراً خیلی بیشتر و جدی‌تر اکسل رو یاد گرفتم و باید اعتراف کنم که تا حالا تو تاریکی بدی به سر می‌بردم.

برای تحلیل و آنالیز، ابزارهایی که اکسل داره، به‌شدت قوی و کاربردی هستن و شما خیلی راحت می‌تونین برای یک گزارش از اکسل استفاده کنین.

حداقل تو مشاغلی که من می‌شناسم، همه به نوعی با داده و تحلیل داده درگیرن. اکسل بهترین ابزاره.

برای یاد گرفتن هیچ‌وقت دیر نیست. همین حالا شروع کنید.

– – –

پی‌نوشت ۱: من برای یادگیری از ویدیوهای یوتیوب استفاده می‌کنم.

پی‌نوشت ۲: مفاهمیم Pivot Table به شدت جذابن.

پی‌نوشت ۳: فرمول‌ها رو حتماً یاد بگیرین.

من

Me Iranian Movie

پنجشنبه و آخر هفته است، اگر برای آخر هفته برنامه فیلم دیدن دارین، “من” پیشنهاد منه.

فیلم من

کارگردان: سهیل بیرقی – محصول سال ۱۳۹۴

بازیگران: لیلا حاتمی، امیر جدیدی

فیلم “من” یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌های ایرانی هست که دیدم. موضوع متفاوت و البته بازی متفاوت. به نظر من وقتی یک داستان جدید و متفاوت باشه، نتیجه می‌شه فیلمی مثل “من”.

هر توضیح بیشتری بخوام بنویسم، متاسفانه داستان فیلم می‌شه و Spoiler Alert، در نتیجه، خودتون فیلم رو ببینین و نظرتون رو بگین.

– – –

پی‌نوشت: برای احترام به حقوق تهیه‌کننده، می‌تونین این فیلم رو از سایت فیلیمو یا سایت کاناپه تماشا کنین.

رویا

Dreams

چند وقت پیش تجربه هم صحبتی با یک فردی رو داشتم که برای پروژه‌اش با افراد مختلف در مورد آرزها و حس خوب مصاحبه می‌کرد. اینکه چه چیزی در پایان روز باعث می‌شه فرد حس کنه اون روز، روز خوبی داشته.

اینکه آدم تلاش کنه از خودش، چیزهایی که خوشحالش می‌کنن و آرزوهاش بگه، کار سختیه، اول از همه اینکه باید به شناخت خیلی خوبی به خود و “خویشتن خویش” رسیده باشیم و دوم اینکه درجه کمی از برونگرایی رو داشته باشیم.

سوالی که پیش میاد اینه: چقدر خودتون رو می‌شناسید؟ خود واقعی! نه کسی که از بیرون دیده می‌شه! باطن بیشتر اوقات با ظاهر خیلی فرق داره.

بیشتر ما به مناسبات فرهنگی و عرف و غیره، خیلی از وجود واقعی‌مون رو پنهان می‌کنیم. به گفته‌ای، نقاب داریم. مثال‌های خیلی زیادی می‌شه زد و همه ما تو جامعه کمابیش درگیر این مناسبات فرهنگی هستیم.

شاید مهم‌ترین نکته این باشه که آدمی با خودش به صلح برسه و با “خویشتن خویش” آشتی کنه، آدمی خودش رو بشناسه، توانایی‌هاش رو کشف کنه، آرزوها و اهدافش رو بشناسه و قدم برداره.

صلح قشنگیه.

نوشته‌ها همیشه توی ذهن یه شکل دیگه هستن، آدم وقتی دست به قلم / کیبورد می‌شه، رشته افکار دست‌خوش تغییرات زیادی می‌شن و حرفای ذهن با حرفای تایپ شده گاهی زمین تا آسمون و گاهی کمی فرق می‌کنن و این هم زاده همون مناسبات و تعارفاته!

عنوان متن رویاست، پس باید از رویا بنویسم. تا حالا فکر کردین رویای شما چیه؟ البته اینجا منظور از رویا، رویای شیرین شبانه نیست. آرزو و آمال بزرگی که در سر داریم.

اون مدینه فاضله ذهن شما چه شکلیه؟ چند نفر رو در بر می‌گیره؟ محدود شده به عزیزانتون یا رویاهای بزرگتری برای همه مردم دارین؟

وقتی نوجوون بودم، مدینه فاضله‌ای توی ذهنم بود که فکر می‌کردم خیلی فوق‌العاده باشه، به مرور زمان که بزرگ‌تر شدم و شرایط رو دیدم، متوجه شدم اجرا شدن مدینه فاضله ذهن من، ایده‌آل‌گرایانه است و شاید حتی نشه! ولی هنوز تو ذهنم مونده و سعی می‌کنم بازبینی‌اش کنم و حداقل چند قدمی به سمتش حرکت کنم.

به مرور زمان، اهداف آدم تغییر می‌کنه، رویاها هم پخته‌تر می‌شن. بزرگ شدن و دنیا دیده‌تر شدن و حضور در جامعه، بزرگترین درس‌های زندگی رو به آدم میده، چه بهتر که هر چه زودتر از حباب ذهن‌مون خارج بشیم و اجتماع واقعی رو ببینیم.

خلاصه بگم:

چقدر خودتون رو می‌شناسید؟ 

– – –

پی‌نوشت ۱: تمامی این نوشته‌ها، نظرات شخصی من هستن، گاهی با مطالعه و گاهی با مشاهده و گاهی هم با تفکر بدست اومدن، هیچ لزومی نداره نتیجه‌گیری‌های فردی من که بر اساس معیارهای شخصی منه، برای فرد دیگه درست باشه.

پی‌نوشت ۲: خوندن و شنیدن همه نظرات و تفکرها، فقط برای دیدن دیدگاه‌های دیگه مناسبه، اما در نهایت، آدمی باید خودش با خودش فکر کنه و بر اساس تجربیات و مشاهدات خودش به نتیجه مطلوب و مناسب برای خودش برسه.

پی‌نوشت ۳: شاید باید عنوان پست رو چیز دیگه‌ای می‌ذاشتم، ولی خب “رویا” عنوانی بود که جرقه شروع نوشتن شد.

پی‌نوشت ۴: آهنگ مناسبتی برای این پست : سارا نایینی – دل یار

بهار زندگی دوشیزه جین برودی

The Prime of Miss Jean Brodie

معرفی کتاب: بهار زندگی دوشیزه جین برودی، به نویسندگی میوریل اسپارک و به ترجمه خوب دوست عزیزم الهام نظری

هر وقت از روی یک کتاب فیلم یا سریالی می‌سازن، خوندن اون کتاب جذاب‌تر می‌شه. چون فیلم یا سریال نمی‌تونن همه بخش‌های کتاب رو پوشش بدن.

پس اگر فیلم رو دیدین، کتاب رو بخونین، اگر کتاب رو خوندین، فیلمش رو ببینین.

و البته اگر هیچ کدام، خوندن کتابش به مراتب توصیه می‌شه.

ویتامین D

Vitamin D

یکی از موهبت‌های خدا، خورشید و نور خورشیده، اگه به کشورهای شمالی‌تر نسبت به ایران سفر می‌کنید و سفرتون مدت طولانی ادامه داره و فصل پاییز و زمستانه، ویتامین D رو فراموش نکنین!

بهترین راه جذب ویتامین D، خورشید و آفتابه که تو فصل پاییز و زمستان، کشورهای خیلی شمالی‌تر، بیشتر ساعت‌هاشون شبه و ساعت‌های روز هم ابریه.

وقتی چند ساعتی خورشید پیدا می‌شه، شهر پر می‌شه از آدم‌هایی که دارن آفتاب می‌گیرن.

توی پست سایت کوکا و پست سایت مجله قرمز می‌تونین در مورد خواص ویتامین D بیشتر بخونین.

مراقب سلامتی‌تون باشین.

معرفی سریال – دانتون ابی

Downton Abbey

تصمیم گرفتن برای پست امروز خیلی سخت بود، موضوعات زیادی بود که دوست داشتم در موردشون بنویسم و در نهایت قرعه به هیچ‌کدوم نیفتاد و پست امروز رو اختصاص می‌دم به معرفی سریال.

سریال Downton Abbey (دانتون ابی) یکی از سریال‌های مورد علاقه منه. اینکه این سریال تقریباً تاریخی بریتانیا محسوب می‌شه و من هر آنچه مربوط به بریتانیا است به خصوص لهجه زیباشون رو خیلی دوست دارم، باعث شد که این سریال جذابیتی روز افزون داشته باشه.

روزی که دنبال سریال جدید می‌گشتم، پست Business Insider به نقل از Rotten Tomatoes رو پیدا کردم و سریال دانتون ابی، هفتمین مورد لیست بود. اول از همه پوستر سریال من رو جذب کرد، دو قسمت اول کمی جذاب نبود اما به خاطر اینکه مورد هفتم از لیست بود، تلاش کردم و ادامه دادم و در نهایت عاشقش شدم.

زندگی کلاسیک و البته اشرافی بریتانیایی، روال طبیعی زندگی، همه خوشی‌ها، ناراحتی‌ها، مشکلات، سختی‌ها، دردها و غم‌ها خیلی زیبا در این سریال به تصویر کشیده شده.

این سریال، یکی از فوق‌العاده‌ترین سریال‌هایی بود که دیدم. تلاش کردن آدم‌ها، شکستن تابوها، تغییر فرهنگ و سنت، یکی از جذاب‌ترین موضوعات مطرح در این سریاله.

– – –

پی‌نوشت: آهنگ تیتراژ این سریال فوق‌العاده زیباست: Did I Make the Most of Loving You? – John Lunn

صادق هدایت

post405

امروز سالروز تولد صادق هدایت هستش (فعل اشتباهیه، می‌دونم). برای همین پست امروز رو به ایشون اختصاص دادم.

خیلی سال پیش، اولین باری که اسم صادق هدایت رو شنیدم، به این معروف بود که هر کی کتاب‌های صادق هدایت رو بخونه خودکشی می‌کنه. بالاخره دوره نوجوانی هست و هر چی محدودیت باشه آدم بدو بدو میره سمتش!

و البته مشهوده که من با خوندن کتاب‌های صادق هدایت، خودکشی نکردم. چون دارم برای شما از یکی از بهترین تجربه‌های زندگیم می‌نویسم. بله درست حدس زدین:

یکی از بهترین تجربه‌های زندگیم:

خوندن کتاب‌های صادق هدایت

شاید برای خیلی‌ها عجیب باشه، ولی حسی که من از کتاب‌های صادق هدایت می‌گرفتم، پر بود از امیدواری و انگیزه زندگی! محرکی فوق‌العاده برای ساختن و قوی شدن.

خوندن هر نوشته‌ای که باعث بشه آدم به فکر فرو بره و دنبال شناختن عمق وجود خودش باشه برای من جذابه. مثل کتاب‌های صادق هدایت.

لیست نوشته‌های صادق هدایت:

  • رباعیات خیام
  • فواید گیاه‌خواری
  • زنده بگور (مجموعه داستان کوتاه – زنده‌به‌گور، حاجی‌مراد، اسیر فرانسوی، داود گوژپشت، مادلن، آتش‌پرست، آبجی خانم، مرده‌خورها، آب زندگی)
  • پروین دختر ساسان (نمایش‌نامه)
  • سایه مغول
  • اصفهان نصف جهان (سفرنامه)
  • سه قطره خون (مجموعه داستان کوتاه – سه قطره خون،  گرداب، داش‌آکل، آینهٔ شکسته، طلب آمرزش، لاله، صورتک‌ها، چنگال، مردی که نفسش را کشت، محلل، گجسته دژ)
  • نیرنگستان
  • سایه روشن (مجموعه داستان کوتاه – س.گ.ل.ل، زنی که مردش را گم کرد، عروسک پشت پرده، آفرینگان،  شب‌های ورامین، آخرین لبخند، پدران آدم)
  • مازیار (جستار تاریخی و یک نمایشنامه) با همکاری مجتبی مینوی
  • البعثه الاسلامیه الی البلاد الافرنجیه
  • وغ‌وغ ساهاب با همکاری مسعود فرزاد
  • ترانه‌های خیام
  • بوف کور
  • سگ ولگرد (مجموعه‌داستان – سگ ولگرد، دن‌ژوان کرج، بن‌بست، کاتیا، تخت ابونصر، تجلی، تاریک‌خانه، میهن‌پرست)
  • علویه خانم
  • ولنگاری
  • حاجی آقا
  • افسانه آفرینش (خیمه‌شب‌بازی در سه پرده)
  • توپ مرواری
  • نوشته‌های پراکنده (به کوشش حسن قائمیان)

بوف کور و تاریک‌خانه، داستان‌های مورد علاقه من هستن.

– – –

پی‌نوشت: نظر شما در مورد آثار صادق هدایت چیه؟

معرفی فیلم – ۳ فیلم ایرانی

Movie

دوست دارم چند تا فیلم ایرانی که اسمشون کمتر شنیده شده، ولی به نظر من موضوع متفاوت داشتن و خوش‌ساخت بودن رو معرفی کنم. فیلم‌هایی که شاید تو زندگی هر کدوم از ما اتفاق بیفته. فیلم‌هایی که باعث می‌شه با شخصیت‌های اون همذات‌پنداری کنیم. درد و رنج و غم به تصویر کشیده شده رو حس یا تصور کنیم.

هر کدوم از این قصه‌ها و فیلم‌ها، حرفی برای گفتن دارن، درسی برای زندگی. کاش بتونیم درس بگیریم و جز اون دسته نباشیم که تا سر خودمون به سنگ نخورده، از روزگار درسی نمی‌گیریم.

Iranian Movie

بلوک ۹ خروجی ۲

کارگردان: علیرضا امینی  – محصول سال ۱۳۹۲

بازیگران: امیر جعفری، پانته‌آ بهرام

به نظر شخصی من، یکی از نکته‌های خوب این فیلم، بازی فوق‌العاده آقای امیر جعفریه.

Searing Summer Movie

تابستان داغ

کارگردان: ابراهیم ایرج‌زاد – محصول سال ۱۳۹۶

بازیگران: پری‌ناز ایزدیار، علی مصفا، مینا ساداتی، صابر ابر

شکی وجود نداره که پری‌ناز ایزدیار بازیگر مطرح و قابلی هست و در قوی‌تر بودن فیلم نقش به‌سزایی داره، ولی وقتی داستان و قصه فیلمی تازه و جدید باشه و تمام حوادث و احساسات به خوبی به تصویر کشیده شده باشن، نتیجه می‌شه یه فیلم عالی مثل تابستان داغ. در جشنواره فجر سی و پنجم، این فیلم نامزد ۱۳ سیمرغ بلورین شد و خب با وجود رقابت زیاد، سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری و بهترین تدوین رو گرفت.  با توجه به وجود فیلم “بدون تاریخ، بدون امضا” طبیعی بود که سیمرغ‌های بیشتری نگرفت.

A House on 41st Street

خانه ای در خیابان چهل و یکم

کارگردان: حمیدرضا قربانی – محصول سال ۱۳۹۴

بازیگران: علی مصفا، مهناز افشار، سارا بهرامی

این فیلم رو دقیقاً در تاریخ ۲ آذر سال ۹۶ دیدم، این رو یادمه، چون اینقدر تحت تاثیر این فیلم قرار گرفته بودم که یک پست اینستاگرام نوشتم و این فیلم رو معرفی کردم. همون متن رو اینجا هم می‌نویسم.

فیلمی پر از اندوه و پر از حس همدردی!
یکی از بهترین فیلم‌های ایرانی بود که تا حالا دیدم، یک اتفاق که موضوع فیلم بود و تمام حواشی این اتفاق!
قابل ذکره که بازی سارا بهرامی عزیز در بهتر شدن این فیلم قطعاً تاثیرگذار بوده. البته همه بازیگرها عالی بودن، سارا بهرامی خودش خیلی خاصه
اینکه اینقدر زیبا اندوه رو می‌شد همراه با تماشای این فیلم حس کرد و حالِ دلِ تک‌تک شخصیت‌های فیلم رو حس کرد، اون هم از ته ته ته دل و قلب!

این فیلم در جشنواره فجر سی و چهارم، در بخش نگاه نو وارد شده که خب قابل درکه که با وجود فیلم “ابد و یک روز” که همین‌طور سیمرغ درو می‌کرد، نتونست جایزه‌ای رو از آن خودش کنه.

– – –

پی‌نوشت ۱: فیلم از نظر من کاملاً سلیقه‌ایه. مثلاً من از فیلم “ابد و یک روز” نه تنها خوشم نیومد، حتی درک نمی‌کنم چرا اینقدر جایزه گرفته. [ایموجی خنده] هنوز هم فکر می‌کنم پری‌ناز ایزدیار، در واقع به خاطر بازی خوبش در سریال شهرزاد، توجه همه رو به خودش جلب کرد و تحت تاثیر اون بازی هنرمندانه، ابد و یک روز جایزه گرفت. شاید حتی جایی شنیدم این فکر رو. البته به طور قطع، من در جایگاهی نیستم برای نقد یا قضاوت، این کاملاً سلیقه و نظر شخصی من بود.

پی‌نوشت ۲: فیلم‌های ایرانی خوبی تو این سال‌ها ساخته شدن، خیلی‌هاشون حتی شاید آنچنان معروف نباشن. به نظرم هر فیلم ایرانی خوبی که دیدین، به هم معرفی کنین. اینطوری صنعت سینمای ایران هم روز به روز بیشتر پیشرفت می‌کنه.

پی‌نوشت ۳: اول خواستم تعداد بیشتری فیلم رو معرفی کنم. اما در نهایت تصمیم گرفتم این پست دنباله‌دار بشه و در آینده هم فیلم‌های دیگه‌ای رو معرفی کنم. شاید مثل قدیم، به برنامه‌های هفتگی وبلاگ برگردم.

جاناتان مرغ دریایی

post403

هر کی از من می‌پرسه کتاب مورد علاقه‌ات چیه یا بهترین کتابی که خوندی چی بوده، جواب من یکیه:

جاناتان مرغ دریایی نوشته ریچارد باخ

من این کتاب رو اولین بار از یکی از دوستان خیلی خوبم هدیه گرفتم و دومین بار هم از یکی از اعضای فامیل.

یک جمله از این کتاب:

[با اندیشه‌ات پرواز کن. به هر سو که می‌خواهی. پیش از آن‌که اراده پرواز کنی، فکر کن به آن‌جا رسیده‌ای.]

اگه از من بپرسن چرا اینقدر این کتاب رو دوست داری، برای من فقط چند کلمه است:

“شجاعت و شکستن تابوها و محدودیت‌ها” 

متن پشت جلد:

این کتاب نغمه‌ای است برای روح و جان‌هایی که بس طولانی و خاموش با خویش زیسته‌اند. «جاناتان لیوینگستون مرغ دریایی» داستانی‌ است برای کسانی‌ که می‌دانند به جای فرسودن رد پای دیگران، جایی، راهی برتر برای زندگی وجود دارد؛ داستانی برای آن‌ها که آرزوی پرواز در سر دارند. این حکایت کوچک تلنگری است برای ما، که راهی که باید دنبال کنیم پیش از این، در درون‌مان مکتوب شده است. دیگران ممکن است نگاه‌مان کنند، اراده‌مان را تحسین کنند و یا به ما کینه ورزند، اما تنها آزادی ما عشق ورزیدن است و انتخاب این‌که هرروز آن‌طور که ‌آرزو داریم زندگی کنیم.

پیشنهاد می‌کنم این کتاب رو بخونید و اگر هم کتاب رو خوندین، نظرتون رو در مورد این کتاب بنویسید.

– – –

پی‌نوشت ۱: کتاب در سال ۱۹۷۰ در سه فصل منتشر شده و اخیراً (سال ۲۰۱۴) ریچارد باخ فصل چهارمی رو به این رمان عرفانی و فلسفی اضافه کرده.

پی‌نوشت ۲: اگر زبان انگلیسی رو بلد هستین، پیشنهاد می‌کنم نسخه اصلی کتاب رو بخونید.