بایگانی برچسب: هیجان

اجرای ویوید برلین – Berlin Vivid Show

Berlin Vivid Show

سلام سلام

دوباره سلام

سطح آدرنالین خونم خیلی بالاست، واسه همین این پست پر از شادی و هیجانه! آرزو می‌کنم همه فرصت کنن یک بار اجرایی که امشب دیدم رو ببینن.

Berlin Vivid Show

یه اجرای باحال ترکیبی از موسیقی زنده، آواز، نمایش، رقص، آکروبات و خیلی چیزای دیگه که اسمش رو هم نمیدونم!

این اجرا بیش از ۱۰۰ بازیگر داره و تو هر سکانس دکور هم کمی تغییر می‌کنه.

ارکستر در انتهای سن، موسیقی رو اجرا می‌کنن و در چند بخش پرده جلوی ارکستر کنار میره که بتونیم ببینیمشون.

ویدیو تبلیغ Berlin Vivid Show در یوتیوب

عکاسی و فیلمبرداری در حین اجرا ممنوع بود که اگر نبود، فیلم کامل اجرا رو براتون میذاشتم.

اینجا هم ۱۱ دلیل که باید این اجرا رو ببینیم نوشته.

جالب‌ترین مورد این اجرا این بودش که، اول اجرا می‌پرسید؟

تو کی هستی؟ Who are you

تو کی هستی وقتی کسی نگاهت نمی‌کنه؟

Who are you when nobody’s watching

و کل اجرا به همین موضوع می‌پرداخت و با آواز و رقص و سایر نمایش‌ها، قصه رو نشون می‌داد.

واقعاً، وقتی کسی بهت توجهی نداره یا تو رو نمی‌بینه، تو کی هستی؟

– – –

پی‌نوشت ۱: عکس پست اجرایی که من دیدم نیست، فکر کنم اجرای قبلی باشه. هر دوره جدید، یه مقدار تغییر میدن اجرا رو و جذاب‌ترش می‌کنن.

پی‌نوشت ۲: به گفته کسایی که این اجرا رو هم برلین دیدن و هم لاس‌وگاس، اجرای برلین به مراتب بهتر بوده از لاس‌وگاس

پی‌نوشت ۳: بیش از خود اجرا، هماهنگی کادر پشت صحنه برای تغییر سن و دکور عالی که نه، محشر بود.

پی‌نوشت ۴: سالن نمایش فردریش‌پالاست هم البته خیلی خفن و عالی بود دیگه. هر چی از طراحی‌اش و امکاناتش بگم کم گفتم.

بازی تاج و تخت

Game of Thrones

سریال بازی تاج و تخت یا Game of Thrones که تو شبکه‌های اجتماعی با هشتگ‌های GOT یا گات می‌تونین دنبالش کنین (بهتره دنبال نکنین) یکی از پربیننده‌ترین سریال‌های این روزهاست. این سریال بر اساس رمانی با همین نام، نوشته جرج آر.آر مارتین ساخته شده. البته فصل آخر این رمان هنوز منتشر نشده، اما فصل آخر سریال ساخته شده و تا چند هفته دیگه پخش این سریال تموم میشه. پس اگر ترجیح میدین یه سریال رو وقتی ببینین که تموم شده باشه، الآن وقتشه. خیلی هم خوش به حالتون، نیازی نبوده دو سال برای انتشار فصل آخرش صبر کنین.

ساخت این سریال از سال ۲۰۱۰ شروع شده، و اولین فصل از سریال سال ۲۰۱۱ پخش شده. بالاخره بعد از حدود ۹ سال، این سریال در سال ۲۰۱۹ به پایان می‌رسه. به گفته چندی از بیننده‌ها، خوشحالن که در سال‌های پخش این سریال زندگی می‌کردن.

یکی از برجستگی‌های این سریال، آهنگ‌های فوق‌العاده است و اگر ایرانی بودن یک شخصیت تاثیرگذار باعث می‌شه سریالی رو ببینید، باید بگم آهنگساز این سریال رامین جوادی و ایرانی الاصله. لیست فیلم و سریال‌هایی که رامین جوادی آهنگسازشون بوده واقعاً فوق‌العاده است.

قبل از دیدن این سریال، با هیچ‌کسی در موردش حرف نزنین و اجازه ندین سریال رو براتون Spoil کنن. این سریال یه شاهکار به تمام معناست، از هر نظر، حتی اگه با سلیقه من جور نباشه (که جور نیست و من خیلی این سریال رو دوست ندارم). هیچ‌چیزی از ارزش‌های این سریال کم نمی‌کنه.

بازی تاج و تخت در HBO

بازی تاج و تخت در IMDB

بازی تاج و تخت در ویکی‌پیدا

بازی تاج و تخت در Wikipedia

طبیعیه که پیشنهاد می‌دم سریال رو به زبان اصلی تماشا کنین، با توجه به اینکه در ایران قانون کپی وجود نداره یا رعایت نمی‌شه، می‌تونین از سایت‌های مختلف دانلود کنین.

بهتره هیچ‌کدوم از بازیگرهای سریال رو تو شبکه‌های اجتماعی دنبال نکنین که سریال واستون Spoil نشه. میخ‌کوب یه آخر هفته بشینین و همه سریال رو تند تند پشت سر هم ببینین. فصل آخر ۶ قسمته که تا امروز سه قسمتش پخش شده، چیزی تا پایان انتظار نمونده.

هشتگ‌ها رو هم دنبال نکنین، اصلاً زمانی که تصمیم به دیدن این سریال گرفتن، با همه سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی و همه آدم‌ها قطع ارتباط کنین.

من قربانی Spoil هستم، یکی از علت‌هایی که این سریال جذابیت کافی رو برام نداشت همین بود، شما قربانی نشید.

در آخر اینکه، سریال رو با کیفیت ۱۰۸۰ رو تلویزیون و با اسپیکرهای عالی ببینین.

سفرنامه اروپا – قسمت دهم – روز پنجم

La Madeleine Paris

پنجمین روز این سفر پر خاطره، مصادف بود با یکشنبه و مراسم‌های روز یکشنبه مسیحی‌ها، تصمیم گرفتم به یه کلیسا برم و این مراسم رو ببینم. همراه با دوستم به کلیسای مادلین (La Madeleine) رفتیم.

بیشتر مراسم همراه با موسیقی بود که با ارگ و فلوت نواخته می‌شد. بر اساس چیزی که متوجه شدم، بخش‌هایی از انجیل رو با صوت و موسیقی می‌خوندن و بعد یک نفر میومد و به زبان یک کشور برای سلامتی و شادی مردم دنیا دعا می‌کرد.

برخی افراد معتقد روی زمین زانو می‌زدن و دستاشون رو به حالت دعا روی صندلی جلو می‌ذاشتن. بخش‌هایی از مراسم هم همه می‌ایستادن، که دوستم که مسیحی بود به من اشاره می‌کرد که به احترام می‌ایستادم.

La Madeleine Paris

زیبایی درون کلیسای مادلین واقعاً مسحور‌کننده بود. معماری و نقاشی‌های روی دیوار، مجسمه‌ها و حتی لوسترها. چه بسا چندین برابر مساجد ما برای مکان مذهبی‌شون هزینه می‌کنن.

نوای موسیقی درون کلیسا، آرامش عجیبی داشت.

سخت‌ترین بخش همینه که بشه از حس و حال اون فضا نوشت، چیزی که باید حتماً خودتون در لحظه حضور داشته باشین، نوای موسیقی رو بشنوین تا حس و حال واقعی رو درک کنین، واقعاً نمیشه اون حس رو با متن منتقل کرد. شاید ویدیو می‌تونست حس بهتری منتقل کنه که به احترام به مراسم فیلم نگرفتم و فقط چند عکس به جهت یادگاری گرفتم.

این روز پنجم، روز خلوتی بود، یکی از دوستانم، می‌خواست به شهر خودش برگرده، دوست اصالتاً مراکشی که ابتدای سفر رو خونه‌شون اقامت داشتم. برای همین زودتر به خونه برگشتیم تا ناهار بخوریم و دوستم رو بدرقه کنیم.

post395-2

سالاد یکی از مهم‌ترین بخش‌های میز غذا بود توی این چند روز، کل غذا رو هم توی چند دقیقه دوستانم با هم آماده کردن. برای ظرف شستن هم به من اجازه نمی‌دادن، چون ما خیلی آب مصرف می‌کنیم و اونها با صرفه‌جویی و با مصرف خیلی خیلی کم ظرف‌ها رو می‌شستن.

monoprix

با دوستانم به فروشگاه‌های محلی می‌رفتم که خیلی جالب بود برام. یکی از جالب‌ترین بخش‌ها، بخش میوه بود که خودمون میوه رو وزن می‌کردیم. دستگاه‌هایی هم که بودن که بدون حضور کانتر، می‌تونستیم خرید‌هامون رو پرداخت کنیم. البته برای کسایی که کارت اعتباری داشتن.

می‌گن همه می‌رن پاریس تا برج ایفل رو ببینن، ولی من انگار عجله‌ای برای دیدنش نداشتم. البته شب اول، آقای مصطفی (راننده مهربون BlaBlaCar) دور پاریس ما رو گردوند و برج ایفل رو دیدم.

Eiffel Tower

از ایستگاه مترو، آروم آروم به سمت برج ایفل حرکت کردیم، اولین حس من وقتی رسیدم زیر برج ایفل، این بود که چقدر بزرگه. عظمت عجیبی داشت. برای بنایی که صرفاً برای یه نمایشگاه ساخته شده و موندگار شده و به جاذبه گردشگری تبدیل شده.

حس و حالی که اینجا داشتم، مثل حس و حالی بود که تو حافظیه دارم، اگه شیرازی باشید یا عاشق حافظیه، حس و حال من رو درک می‌کنین. حس آرامش و فضای امن، که دوست داری ساعت‌ها اونجا بشینی و لذت ببری و انرژی جذب کنی.

رود سن، خودش به تنهایی بار سنگین جاذبه گردشگری پاریس رو به دوش می‌کشه. قایق‌های تفریحی زیادی روی سن هستن که می‌تونین با یه گشت چند ساعته، جاذبه‌های اطراف رود سن رو ببینین.

post395-5

“عکس از اینترنت گرفته شده”

ما یه بلیط یک روزه برای قایق گرفتیم. قایقی که ما سوار شدیم، حدود ۹ تا ایستگاه داشت، که تو هر ایستگاه می‌شد پیاده بشیم، جاذبه‌های اون محدوده رو ببینیم و مجدد برگردیم و قایق‌های بعدی رو سوار شیم. با توجه به اینکه بلیط ۲۴ ساعته بود، روز بعد هم می‌تونستم از قایق استفاده کنم و فرصت داشتم خیلی راحت جاذبه‌های اطراف رود سن رو ببینم.

وقتی قایق یه دور کامل رو زد و به ایستگاه ایفل رسیدیم، هوا کم کم داشت تاریک می‌شد و ایفل بی‌نهایت زیبا، مثل یه جواهر کنار رود سن خودنمایی می‌کرد طوری که نمی‌شد ازش چشم برداشت.

Eiffel Tower

اینکه آیا از نظر قانونی من اجازه دارم این عکس رو منتشر کنم یا نه، در هاله‌ای از ابهامه. اولین باری که شنیدم انتشار عکس ایفل در شب “کپی رایت” داره واقعاً تعجب کردم، برای همین اطمینان کافی برای انتشار این عکس ندارم، ولی اینقدر زیبا و خیره‌کننده بود که حتی شاید نقض کردن قانون برای اشتراک این تصویر رو بشه ازش گذشت.

سر ساعت ۱۰ شب، که آسمون کم‌کم رنگ شب گرفته بود، نورپردازی روی ایفل شروع شد و آنچنان جذاب و حیرت‌انگیز بود که حس می‌کردم تا اون لحظه اتفاقی ساخته دست بشر به این زیبایی ندیدم. ایفل مثل یک جعبه جواهر می‌درخشید و مردم زیادی کنار رود سن برای دیدن این لحظه جمع شده بودن.

هر لحظه از این زمان که می‌نویسم، آرزو می‌کنم فرصت و شرایط سفری مشابه و صد درجه بهتر برای همه کسایی که دوست دارن فراهم بشه.

سفر رفتن فوق‌العاده است، به خصوص اگر مقصد پاریس زیبا باشه، این شهر به غایت دوست داشتنی و حیرت‌انگیز

post395-7

یه جایی از زمان تصمیم گرفتم ریسک کنم و کارهای جدید رو تجربه کنم که یکی اش تست کردن سوشی بود، که خب نتیجه مشخصه [ایموجی عرق سرد روی پیشونی]

البته از غذاهای آماده فروشگاه گرفتن سوشی پیشنهاد نمیشه، شاید اگه روزی خاطره تلخ اولین سوشی زندگیم از یادم بره، توی یه رستوران خوب این غذا رو امتحان کنم.

البته ارزش امتحان کردن رو داره، شاید شما خوشتون بیاد

– – –

پی‌نوشت ۱: می‌دونم نوشتن سفرنامه ۱۴۳ روز بعد از سفر، شاید خیلی عجیب به نظر برسه، ولی انگار همین دیروز بود.

پی‌نوشت ۲: امیدوارم بتونم حس و شوق و هیجان خودم رو که حتی موقع یادآوری و نوشتن این متن‌ها دارم بهتون منتقل کنم.

پی‌نوشت ۳: هر سوالی در مورد سفر دارید، برام بنویسید.

– – –

سفرنامه اروپا – قسمت اول – مقدمات سفر

سفرنامه اروپا – قسمت دوم – پرواز رفت

سفرنامه اروپا – قسمت سوم – خاک غریب

سفرنامه اروپا – قسمت چهارم – روز اول

سفرنامه اروپا – قسمت پنجم – روز دوم صبح تا ظهر

سفرنامه اروپا – قسمت ششم – روز دوم بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت هفتم – روز سوم

سفرنامه اروپا – قسمت هشتم – روز چهارم صبح تا ظهر

سفرنامه اروپا – قسمت نهم – روز چهارم بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت دهم – روز پنجم

سفرنامه اروپا – قسمت یازدهم – روز ششم – صبح تا بعدازظهر

سفرنامه اروپا – قسمت دوازدهم – روز ششم – بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت ۱۲+۱ یا قسمت آخر – روز هفتم

بازگشت با معرفی سریال مسافران – Travelers

 

post379-0

یه مدت پیش، سروری که وبلاگم روش بود سوخت و کل اطلاعات از بین رفت، آخرین بک آپی که از وبلاگم داشتم تا پست ۳۷۴ رو داشت، در نتیجه تمامی پست های بعدی (۳۷۵، ۳۷۶، ۳۷۷ و ۳۷۸) پاک شدن. فقط می‌دونم موضوع آخرین پستی که نوشتم چی بود و بقیه پست ها رو به هیچ عنوان یادم نمیاد، فقط عکسی که برای اون پست‌ها استفاده کردم رو دارم و خب مطمئنم متن هاش هم به زودی یادم میاد، در نتیجه جای خالی شون رو حفظ کردم تا با مورد مناسب پر شود. [اسمایلی لبخند]

خیلی وقت بود دلم می‌خواست بنویسم، الآن اینقدر موضوع برای نوشتن دارم که باید برنامه‌ریزی کنم و به ترتیب همه رو بنویسم!

نوشتن باعث میشه آدم بهتری باشم، من با نوشتن بهترم!

اینقدر قصه و درس و اتفاق، که دوست دارم نوشته بشن و به خاطرم بمونن! دوست دارم نوشته بشن و به یادگار بمونن حتی!

برای خالی نبودن این پست از محتوای مفید، می‌خوام یه سریال معرفی کنم که این اواخر می‌دیدم،

post379

سریال Travelers

من از سریال‌های کمی تخیلی خیلی خوشم میاد، کلاً تصور و تخیل رو خیلی دوست دارم، هیجان و کمی هم راز و رمز که باعث بشه فکرم با سریال درگیر بشه هم همینطور.

پس اگر سلیقه مشابهی با من دارید، پیشنهاد می‌کنم سریال Traveler رو ببینید:

لینک سریال در ویکیپدیا         لینک سریال در IMDB

تابستانی که گذشـــــــــــتـــــــ

Summer

یه وقتایی، یه زمان‌هایی، یه لحظه‌هایی تو زندگی هست که می‌شینی و به شروع یه زنجیره اتفاق فکر می‌کنی و اینکه چطور اینقدر زندگیت عوض شده.

یه وقتی یه جایی از زندگی می‌بری، خسته می‌شی حتی ناامید می‌شی، ولی یه اتفاق، یه لحظه یه ثانیه همه زندگی عوض می‌شه.

امشب بعد از مدت‌ها تصمیم گرفتم بنویسم، دست به قلم بشم، دست به کیبورد بشم و بنویسم. از تغییر بنویسم، از تابستانی که گذشت و تمام اتفاقات هیجان‌انگیز و زنجیرواری که من رو به لحظه‌ای که الآن باشه رسوند.

نوشتن بهونه می‌خواد، انگیزه می‌خواد، انرژی می‌خواد و این سلسله اتفاقات بهونه و انرژی و انگیزه داد تا باز بیشتر از ۱۴۰ کاراکتر بنویسم.

– – –

یه مدت پیش یه پست نوشتم در مورد اولین تجربه رفتن به کنسرت پاپ محسن یگانه. قصه زندگی من شاید از اون روز شروع شد که علی‌رغم سردرد شدید و حال بد، تصمیم گرفتم با زور دو تا قرص برم به کنسرت.

یه سه‌شنبه هیجان‌انگیز، روز بعدش و روز بعدترش و روزهای بعدش همگی پر شدن از اتفاقات هیجان‌انگیز. تمام این روزهای خوب رو کسانی برام رقم زدن که بهترین‌های زندگیم هستن.

معرفت آدما، انگیزه‌بخش‌ترین و قشنگ‌ترین حس دنیاست.

– – –

بریم سراغ تابستانی که گذشـــــــــــتـــــــ

مردادی که پر بود از مصاحبه کاری و رویداد و همایش. ۴ روز در هفته تهران و سه روز شیراز.

مصاحبه ماشین زمان میهن بلاگ که به لطف دوست خوبم آقای اعتضادی روز تولدم در آپارات منتشر شد.

اولین رویداد استارتاپ گرایند شیراز که با کمک یه تیم فوق‌العاده با همراهی، همکاری و پشتیبانی آقای صابری (نماینده تهران) با کلی هیجان و انرژی برگزار شد.

حضورم در دومین مجمع جهانی کارآفرینی جوانان در تیم اجرایی که باعث آشنایی با آقای رضوی (نماینده مجمع)، ملودی حسینی و سایر دوستان شد.

و اینجاست که میگن: هیچ لذتی فراتر از برگزاری رویداد نیست. فکر کنم من به جای اکسیژن، با برگزاری رویداد نفس می‌کشم.

شهریوری که ….

با یه مسافرت استثنائی شروع شد.

با مهاجرت به تهران ادامه پیدا کرد.

و با برگزاری دومین رویداد استارتاپ گرایند شیراز تموم شد. رویدادی که با حضور بیش از ۲۰۰ شرکت‌کننده برگزار شد. به نظر من، آشنایی با تیم آیرین یکی از بزرگترین و مهم‌ترین اتفاقاتی بود که در اکوسیستم استارتاپی شیراز رخ داد.

تابستانی که گذشـــــــــــتـــــــ پر بود از اتفاقاتی که همگی با هم دست به دست هم دادن تا ابعادی فراتر از دنیای بلوری زندگی رو ببینم و به مراحلی از رشد شخصیتی برسم که بتونم الآن در همین لحظه بگم واقعاً یک سال بزرگ شدم.

برای تابستانی که گذشـــــــــــتـــــــ خدا رو شکر می‌کنم و از تمام افرادی که در این تابستان استئنائی در زندگیم نقش داشتن ممنونم.

– – –

پی‌نوشت ۱: یه لحظه توی زندگیم هست که هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم. ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ و تولد سورپرایزی (سه روز قبل از تولدم) و خاطره‌ای که دوستام با کمک خانواده برام رقم زدن. تا اون لحظه از زندگی، معنی اشک شوق رو با تمام وجود حس نکرده بودم و اون لحظه و اون ثانیه با تمام وجود مفهومش رو لمس کردم.

پی‌نوشت ۲: یه جایی از زندگی فکر می‌کردم باید یه بخش مهم از زندگیم رو برای همیشه کنار بذارم، اما باز سرم رو بالا گرفتم و محکم قدم برداشتم. اگه چیزی رو دوست دارین، اگه کاری باعث میشه رضایت داشته باشین، از هیچی نترسین، قدم بردارین.

سریال شرلوک – Sherlock

Sherlock

شرلوک هلمز نام آشنایی برای همه ماست. فیلم‌های سینمایی و سریال‌های زیادی بر اساس این مجموعه داستان ساخته شده است. یکی از بهترین سریال‌های ساخته شده شرلوک هست که از سال ۲۰۱۰ تا کنون در ۳ فصل و هر فصل ۳ قسمت ساخته و پخش شده است.

این سریال انگلیسی با لهجه بسیار زیبای بریتیش یکی از قشنگ‌ترین سریال‌های رازآلود این روزهای شبکه BBC هست. از خوب بودن داستان سریال که در عصر حاضر و با تکنولوژی امروزی ساخته شده، هر چی بگم کم گفتم. پیشنهاد می‌کنم این سریال رو حتماً ببینید.

سریال میهن – Homeland

Homeland

سریال هوملند یا Homeland یکی از سریال‌های ژانر جاسوسی، سیاسی، جنایی و رازآلود است. یه سریال هیجان انگیز که تا حالا دو فصل ۱۲ قسمتی از اون پخش شده و تا این هفته قسمت ۶ فصل سوم پخش شده است.

اگر سریال ۲۴ رو دیده باشین، هیجان این سریال براتون درصد کمتری داره، اما بازی خوب بازیگرای این سریال واقعاً حس همزادپنداری رو تو وجود آدم بیدار می‌کنه و حس می‌کنید دقیقاً تو اون شرایط و اون لحظه قرار دارید.

– – –

پی‌نوشت: غیبت یک هفته ای رو به بزرگواری خودتون ببخشین، حسابی مشغول برگزاری استارتاپ‌ویکند بودم. هم اینکه هنوز بعد از برگزاری استارتاپ‌ویکند استراحت نکردم و واقعاً بیشتر از این نمیتونم در مورد سریال چیزی بنویسم، پیشنهاد می‌کنم لینک ویکی‌پدیا رو بخونید. ممنون

سریال دروغ‌گوهای کوچک زیبا – Pretty Little Liars

PrettyLittleLiar

سریال Pretty Little Liars یکی از سریال‌های رازآلود هست که از سال ۲۰۱۰ از شبکه ABC Family پخش میشه. این سریال بر اساس یک رمان اثر سارا شاپارد ساخته شده است. سیزن اول و دوم این سریال به طور کامل پخش شده و سیزن سوم تا قسمت ۱۲ پخش شده. نحوه پخش این سریال اینطوری هست که تعطیلاتش بعد از قسمت ۱۲ هر فصل هست.

برنامه سیزن ۴ هم مشخص شده که نشون میده تا حالا فیلمنامه ۴ فصل به طور کامل آماده شده. اینکه فصل‌هاش بیشتر هست یا نه نمیدونم، امیدوارم بیشتر از این نباشه که من تا نیمه‌های فصل دوم یه عالمه استرس کشیدم.

به طور کلی یه سریال پر از استرس هست و پر از لباس قشنگ. اگر روحیه شکننده‌ای دارین این سریال رو نبینین. اما خب کمی ترس و هیجان برای زندگی بد نیست.

سریال – Flash Forward

Flash Forward

سریال Flash Forward در ژانر Sci-Fi در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ ساخته شد. برنامه ریزی ساخت این سریال بیشتر از یک فصل بود اما پس از پخش فصل اول ساخت این سریال متوقف شد. نظر برخی افراد این هست که این سریال هم مثل سریال‌های دیگه قربانی هزینه‌های سنگین ساخت سریال Lost شد.

نظر شخصی من این هست که این سریال مخاطبین زیادی داشت و واقعاً توقف ساختش بی انصافی در حق مخاطبین بود.

FlashForward

این سریال بیشتر رازآلود و جنایی هست و با توجه به قصه ی دنباله‌دارش مخاطب رو جذب می‌کنه و در انتهای فصل اول با سکانسی مواجه می‌شیم که انتظار ادامه قصه رو داریم. اما خب با توقف ساختش باید بقیه سریال رو حدس زد.

به نظر من این سریال واقعاً ارزش دیدن داره. ببینید و لذت ببرید.

سریال روانکاو – Mentalist

Mentalist

سریال منتالیست یا روانکاو از سال ۲۰۰۸ از شبکه CBS پخش میشه. این سریال در ژانر جنایی و رازآلود قرار داره. تا حالا ۵ فصل از این سریال پخش شده و از ۲۹ سپتامبر فصل بعدی این سریال پخش خواهد شد.

این سریال همزمان یک موضوع دنباله‌دار که تم اصلی داستان هست رو دنبال می‌کنه و در هر قسمت هم یک موضوع خاص دیگه رو.

Mentalist

این سریال ۵ بازیگر اصلی داره که شخصیت اصلی پاتریک جین یک روانکاو هست که به پلیس کمک میکنه و شخصیت‌های دیگه تریسا لیزبن، کیمبل چو، وین ریگزبی، گریس ون‌پلت همگی نقش پلیس رو دارن.

دیدن این سریال باعث میشه حس ششمتون قوی‌تر بشه، حداقل واسه من اینطور بود.