بایگانی برچسب: s

۹ اردیبهشت – شد ۱۷ ماه – یا – یک سال و ۵ ماه

17 months

سلام

۹ اردیبهشت هم گذشت، این همه روز عمر و روزهای خوبه که می‌گذرن. الآن با شادی وصف ناپذیری دارم می‌نویسم. امیدوارم بتونم این شادی و انرژی رو توی قالب کلمات و جملات به شما هم منتقل کنم.

۹ فروردین تا ۹ اردیبهشت ماه عجیبی بود، ماهی که با ناراحتی و افسردگی و غصه خوردن شروع شد و این روزها که کم کم شادی درونی ام داره برمی‌گرده. شاید هم برگشته.

شاید بد نباشه کمی شرایطی رو که همه‌مون می‌دونیم توصیف کنم:

این روزا همه‌مون درگیر قرنطینه شدیم، درگیر شرایطی اضطراری و ناخواسته!‌ شرایطی که هیچ‌کدوم‌مون براش آماده نبودیم. شغل خیلی‌هامون تبدیل شد به دورکاری، روابط انسانی‌مون تبدیل شد به مجازی و ارتباط فیزیکی با فاصله ۲ متر با آدم‌هایی که حتی نمی‌شناسیم توی فروشگاه‌ها!

دیدن دوستامون از نزدیک، بغل کردن‌شون و وقت‌گذروندن باهاشون شد آرزو و گاهی هم حسرت!

این روزا مصداق واقعی این مصرع شعر بود:

گاهی چه زود دیر می‌شود!

اومدن این شرایط پاندمی غیر قابل پیش‌بینی (شاید هم قابل پیش‌بینی) چیزی بود که باعث شد خیلی چیزا عوض بشه:

  • سبک زندگی‌مون
  • تغذیه‌مون
  • سبک ارتباطات‌مون
  • تفریح‌هامون

برنامه‌های من خیلی زیاد دچار بحران شدن:

  • سفر ایران
  • سفر آمستردام برای کنفرانس
  • سفر پراگ در عید پاک
  • سفر آمستردام برای فستیوال لاله‌ها

یه عالمه برنامه‌ریزی واسه چند ماه گذشته داشتم که همگی با این ویروس کرونا، رفتن تو لیست On Hold، لیستی که معلوم نیست تا چه تاریخی تو همین شرایط باقی می‌مونه!

اینقدری هول و حوش این پاندمی، جوک و ویدیو طنز ساخته شده که طنز تلخ، کمی جایگزین تلخی این روزا شده.

– – –

البته که موضوع صحبت هفدهمین ماه از مهاجرت بود! چیزی تا دو سال باقی نمونده! ماه هفدهم قرار بود با پایان سفر به ایران شروع بشه، با سفر به آمستردام و پراگ ادامه پیدا کنه و پر باشه از روزهای خوش و دورهمی‌های خوب با دوستان خوب.

اتفاق نیفتادن همه اینا و شرایط قرنطینه، باعث شده بود خیلی زیاد خودم رو ببازم و افسردگی بر من غلبه کنه. ترس از مریض شدن و البته نگرانی از نگرانی خانواده، باعث می‌شد حتی بیش از حد مراقبت کنم و خودم رو محدودتر کنم.

حتی پیاده‌روی هم نمی‌رفتم. همین ۱۶۷ ساعت هفته توی خونه موندن و فقط ۱ ساعت برای خرید با رعایت ده برابر اصول بهداشتی بیرون رفتن، همه اینا باعث شده بود غمگین‌تر بشم.

برای من که یکی از تفریحاتم چرخیدن تو فروشگاه‌ها بود، سوار مترو و ترم و قطار شدن و دیدن منظره‌های اطراف، گوش دادن به حرف زدن آلمانی آدم‌های مختلف با لهجه‌های مختلف. تلاش برای برقراری ارتباط هر چند کم با مسئول‌های فروشگاه یا رستوران، همه اینا بخش‌هایی از زندگیم بود که حذف شدن‌شون اذیتم می‌کرد.

از هوای خوب و برلین آفتابی نگم دیگه. اینقدر زیبا و دلربا شده که مگو و مپرس!

چقدر دلم برای الکساندرپلاتز تنگ شده، الکساندرپلاتزی که هر روز می‌دیدمش! دقیقاً هر روز!

 – – –

لازم بود تو این شرایط، چیزهایی برای خودم بسازم که بتونم با این شرایط کنار بیام و شادی رو به وجود خودم برگردونم. (یا شادی درونی خودم رو بیدار کنم).

اینا راهکارهایی بود که من انجام دادم:

  • بیش از پیش آشپزی کردن و رسیدگی به سلامت جسمانی
  • گوش دادن به آهنگ‌های خیلی شاد به خصوص آهنگ‌های دهه ۵۰ و دهه ۶۰ و البته امید حاجیلی
  • شروع یک کانال یوتیوب با محتوای آشپزی ایرانی به زبان انگلیسی
  • تمرین خرید در فروشگاه‌های آنلاین – مراقب باشید مثل من معتاد نشید [ایموجی rolling on the floor laughing]
  • خرید دفتر رنگ‌آمیزی بزرگسالان
  • تماشای فیلم‌های کمدی و سریال‌های کمدی
  • نخوندن اخبار به خصوص اخبار کرونا
  • تماس ویدیویی با خانواده، هر روز، بدون استثنا
  • پیدا کردن فضای سبز نزدیک به خونه و پیاده‌روی
  • چت کردن با دوستای خوب و قدیمی
  • رسیدگی به سلامت روحی (جلسات هفتگی آنلاین با روانشناس)

اینطوری نیست که توی یک روز همه این کارا رو آدم بتونه انجام بده، مهم اینه که تلاش کنم فکرم کمتر و کمتر آزاد بشه و به سمت غم و غصه، شاید هم استرس و اضطراب ناشی از این شرایط ناگزیر بره.

پس، تو این روزا، مراقب خودمون باشیم.

مراقب خودتون باشین.

کرونا می‌گذره!

نگران نباشین!

شبی که ماه … کاش کامل نشده بود!

Spoiler Alert

اخطار

اگر فیلم “شبی که ماه کامل شد” رو ندیدین،
این پست رو به هیچ عنوان نخونین!

When the Moon Was Full

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم شبی که ماه کامل شد رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین.

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم شبی که ماه کامل شد رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین.

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم شبی که ماه کامل شد رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین.

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم شبی که ماه کامل شد رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین.

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم شبی که ماه کامل شد رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین.

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –  Spoiler Alert – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – 

سلام

امروز می‌خوام در مورد جفایی که در حق خودم کردم بنویسم، تماشای فیلم شبی که ماه کامل شد! که کاش ندیده بودم و زندگیم اینقدر سیاه نشده بود!

لعنت بهت عبدالمالک ریگی! لعنت بهت عبدالحمید ریگی!‌ لعنت به همتون! لعنت به اول و آخرتون! قیامت به خاطر عوضی‌هایی مثل شما، حتماً باید باشه تا مادر دلسوخته فائزه و شهاب، هر روز سوختن شما رو ببینه!

بگذریم از لعن و نفرین و بریم سراغ فیلم شبی که ماه کامل شد.

لیست جوایز این فیلم در سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر:

  • بهترین فیلم
  • بهترین کارگردانی – نرگس آبیار
  • بهترین بازیگر نقش اول مرد – هوتن شکیبا
  • بهترین بازیگر نقش اول زن – الناز شاکردوست
  • بهترین بازیگر نقش مکمل زن – فرشته صدرعرفایی
  • بهترین چهره‌پردازی – ایمان امیدواری

لیست جوایز این فیلم در بیست و یکمین دوره جشن خانه سینما:

  • بهترین بازیگر نقش مکمل زن – فرشته صدرعرفایی
  • بهترین طراحی لباس – محمدرضا شجاعی
  • بهترین چهره‌پردازی – ایمان امیدواری

راستش با نظر بقیه کاری ندارم، ولی واقعاً این فیلم، تمام جوایزی که گرفته و تمام جوایزی که نگرفته حقش بود. مرسی واسه نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان، که بهمون یه داستان واقعی رو نشون دادن، تا مادر دلسوخته این دو تا جوون شناخته بشه و هم‌دردی بشه باهاش. می‌دونم، هم‌دردی خاصی نمی‌شه کرد، حداقل اینکه قدر این آدم‌های فداکار رو باید دونست.

اصلاً نمی‌دونم در مورد اون مادر چی بگم. چه قلب آتیش گرفته‌ای داره! چه حالی شده وقتی جلوی تلویزیون، بریدن سر پسرش رو دیده!‌ چه حالی شده وقتی خبر مرگ دخترش بهش رسیده! چه حالی شده … چه حالی شده … چه حالی شده …

من که اون مادر نیستم، من که بعد از این همه سال، فقط فیلم زندگی‌شون رو دیدم، حالم خراب شده! یه‌طوری داغون شدم که هر ثانیه یادم به اون فیلم می‌افته و یادم می‌افته فیلم نبود، واقعی بود! خدای من … خدای من … چی گذشته و چی می‌گذره بهشون!

لعنت بهت ریگی! از اول تا آخر دنیا لعنت بهت!

بعد از دیدن این فیلم، رفتم در مورد این خانواده تحقیق کردم، عکس مادرشون رو دیدم، عکس اون بچه‌ها، چی می‌گذره بهشون این روزا؟ بعد از دیدن فیلم سرگذشت پدر مادرشون!

چی می‌شه یه آدم اینقدر کثافت می‌شه؟

عبدالمالک ریگی، متولد سال ۱۳۶۱ بوده، وقتی اعدام می‌شه فقط ۲۹ سالش بوده! از ۱۹ سالگی شده این آدم کثافت! چرا؟ چی تو مغزش فرو کرده بودن؟ ذاتش چه مشکلی داشته؟

توی فیلم پدر و مادرش آدمای ساده‌ای هستن، رفتار بدی هم با بچه‌هاشون ندارن، تو جایی می‌گه تو حوزه بهش اینا رو آموزش دادن، اما تو ویکی‌پدیا نوشته که از حوزه تو پاکستان هم اخراج شده بوده!

نمی‌تونم باور کنم یکی از فطرت اینطور بوده باشه!

توی فیلم، نشون می‌ده چطوری آدم‌ها رو می‌کشه. مردم رو از اتوبوس پیاده می‌کنه، زن و مرد رو جدا می‌کنه، پلاستیک می‌کشه دور سر مردا تا خفه بشن! زن و بچه‌شون هم دارن این صحنه رو می‌بینن!

جلوی دوربین سر یه جوون رو می‌بره! به راحتی هر چه تمام‌تر!

به برادرش می‌گه باید زنت رو بکشی!

جلوی پسربچه‌های ۱ ساله فشنگ و تفنگ می‌ذاره به عنوان وسیله بازی! می‌گه باید مرد بار بیان!

یه جایی از فیلم می‌گه اسلام دین جنگه، باید بکشیم!

برخی از کشتارهای ریگی:

می‌دونین چند تا سرباز وظیفه تو این حمله‌ها و بمب‌گذاری‌ها کشته شدن؟ می‌خواستن ۲ سال سربازی‌شون تموم بشه و برگردن تو آغوش خانواده‌هاشون! چه امیدهایی که ناامید شده!‌ چقدر خانواده داغدار عزیز شدن!

خدای من خدای من!

باورم نمی‌شه نشستم این فیلم رو تا آخرین سکانس دیدم!‌ آخرین سکانسی که عبدالحمید، زنش رو می‌کشه! زنی که خیلی پیشتر از این مرده بوده!

فائزه!

شهاب!

دل مادرشون!

والت دیزنی جان روزت مبارک

Disney Land

سلام

شما رو نمی‌دونم، ولی یکی از آرزوهای من، رفتن به دیزنی‌لند پاریسه! امروز هم روز والت دیزنیه، چه بهتر که در این روز عزیز، این پست رو بنویسم و این آرزو رو مکتوب کنم تا وقتی بهش رسیدم، این پست رو هم لینک کنم بگم دیدین به آرزوم رسیدم؟

(اگه عمری باقی باشه – اینو حتماً باید می‌گفتم)

امروز، ۱ دسامبر، علاوه بر اینکه اولین روز از آخرین ماه سال میلادیه، به نام والت‌دیزنی هم نام‌گذاری شده.

نمی‌دونم چند درصد از ما، اما من خودم با کارتون‌های والت‌دیزنی بزرگ شدم و شاید علت اینکه اینقدر زیاد علاقه دارم برم دیزنی‌لند، همین حس نوستالژیک باشه.

اسم دیزنی تقریباً تو تمام دنیا معروفه. شخصیت‌های کارتونی که از کمپانی دیزنی می‌شناسیم:

  • میکی‌ماوس
  • سفیدبرفی و ۷ کوتوله
  • سیندرلا – ۳ قسمت
  • زیبای خفته
  •  پینوکیو
  • فانتازیا
  • دامبو
  • بامبی
  • آلیس در سرزمین عجایب
  • پیتر پن
  • ۱۰۱ سگ خالدار – ۲ قسمت
  • شمشیر در سنگ
  • کتاب جنگل – ۲ قسمت
  • رابین هود
  • روباه و سگ شکاری – ۲ قسمت
  • دیگ سیاه
  • کارآگاه موش بزرگ
  • الیور و دوستان
  • پری دریایی کوچولو – ۳ قسمت
  • دیو و دلبر – ۲ قسمت
  • علاءالدین – ۳ قسمت
  • شیرشاه – ۳ قسمت
  • پوکوهانتس – ۲ قسمت
  • داستان اسباب بازی – ۴ قسمت
  • کریسمس سحر انگیز
  • آناستازیا
  • هرکول
  • زندگی یک حشره
  • تارزان
  • زندگی جدید امپراتور
  • شرکت هیولاها
  • عصر یخبندان – ۵ قسمت
  • سیاره گنج
  • در جستجوی نمو
  • شگفت انگیزان – ۲ قسمت
  • خانه‌ای در مزرعه
  • کبوتر بی‌باک
  • جوجه کوچولو
  • ماشین‌ها – ۳ قسمت
  • راتاتویی
  • داستان پرنسس‌های دیزنی: رویاهایت را دنبال کن
  • تیزپا
  • وال ئی
  • جی فورس
  • شاهدخت و قورباغه
  • بالا
  • گیسو کمند (۵۰امین انیمیشن کلاسیک والت دیزنی پیکچرز)
  • رالف خرابکار – ۲ قسمت
  • هواپیماها – ۲ قسمت
  • یخ زده – ۲ قسمت
  • ۶ ابر قهرمان
  • درون و بیرون
  • دایناسور خوب
  • پاندای کونگ فوکار ۳
  • در جستجوی دوری
  • زوتوپیا
  • موآنا
  • کریستوفر رابین

فکر می‌کنم دیو و دلبر، انیمیشن و داستان مورد علاقه من باشه. شما چطور؟

معرفی فیلم: آذر

Iranian Movie - Azar

سلام

فیلم آذر

کارگردان: محمد حمزه‌ای – محصول سال

بازیگران: نیکی کریمی، حمیدرضا آذرنگ، هومن سیدی، هستی مهدوی‌فر، لیلا زارع

– – –

قرار بود دلنوشته باشه که همینطوری همینطوری، ۸ ماه از سال گذشت، ولی تبدیل شد به معرفی فیلم!

به مناسبت شروع آذر ماه، فیلم آذر رو ببینید.

لینک تماشای فیلم آذر در فیلیمو

لینک تماشای فیلم در نماوا

لینک معرفی فیلم آذر در ویکی‌پدیا

لینک معرفی فیلم آذر در سلام‌سینما

جشنی ویژه – سالگرد اکران Interstellar

Interstellar

سلام

نمی‌دونم می‌شه گفت تولدت مبارک یا نه، به هر صورت ۷ نوامبر یکی از روزهای مهم تاریخ سینمای جهانه. روزی که فیلم فوق‌العاده زیبا و هیجان‌انگیز Interstellar اکران شد.

شاید بد نباشه یکی از موسیقی‌های متن این سریال رو بشنوید که در جای خود اعجابی از موسیقیه. پر از احساس.

هیچ عکسی نتونستم پیدا کنم که عظمت این فیلم رو نشون بده، اصلاً هیچی نیست عظمت این فیلم رو نشون بده. خودتون اگر ندیدین، همین امشب ببینین.

لینک فیلم Interstellar در IMDB

لینک فیلم میان‌ستاره‌ای در ویکی‌پدیا

لینک فیلم Interstellar در Wikipedia

لینک فیلم Interstellar در Netflix

این پاراگراف رو در مورد نویسنده و نگارش فیلم‌نامه حتماً بخونید:

نویسنده جاناتان نولان توسط کارگردان اسپیلبرگ استخدام شده بود تا فیلمنامه را بنویسد، و به مدت چهار سال روی فیلمنامه کار کرد. او برای یادگیری علوم، درس نظریه نسبیت را در دانشگاه مؤسسه فناوری کالیفرنیا برای نوشتن فیلمنامه خواند. جاناتان گفت که نسبت به پایان برنامه شاتل‌های فضایی و تأمین مالی نشدن مأموریت سفر بشر به مریخ بدبین بوده‌است. نویسنده از فیلم‌های آخرالزمانی مانند وال-ئی و آواتار الهام گرفته‌است.

مجله انترتینمنت ویکلی در اظهار نظری گفت: «او داستان خود را در آینده‌ای که ویران شده قرار داده ولی با جامعه‌ای که ناامیدی را قبول نمی‌کند.»

کریستوفر نولان بر روی چند فیلمنامه علمی تخیلی دیگر کار کرده بود، اما تصمیم گرفت تا فیلمنامه بین ستاره‌ای را برای کارگردانی انتخاب کند. کریستوفر از همان اول با جاناتان در مورد کاهش منابع روی زمین در آینده‌ای نزدیک، هم‌عقیده بود. محیط فیلم از کاسه گرد و غبار که در جاهایی در آمریکا در زمان رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ اتفاق می‌افتد، الهام گرفته شده‌است.

حتماً این فیلم رو ببینید.

متری شیش و نیم

یه طوری از دیدن فیلم متری شیش و نیم تو شوکم که …
باید بنویسم! باید!
پس اگر این فیلم رو ندیدین، این پست رو نخونین.

6.5 Toman Per Meter

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم متری شیش و نیم رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین. 

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم متری شیش و نیم رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین. 

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم متری شیش و نیم رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین. 

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم متری شیش و نیم رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین. 

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم متری شیش و نیم رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین. 

نوید محمدزاده اینقدر تمام نقش‌هایی که بازی کرده بود، شبیه به هم بود که فکر نمی‌کردم بتونه یه سبک دیگه هم بازی کنه. پیمان معادی هم همیشه اینقدر نچسب بود که فکر نمی‌کردم از بازیش لذت ببرم.

و اما فیلم …

از اول فیلم دنبال یه خلافکار بودن و وسطای فیلم خلافکار رو در حالی دستگیر کردن که قرص خورده بود و خودکشی کرده بود. منطق می‌گه اینکه داری می‌میره، حکمش هم که اعدامه، دردسر کمتر.

اما می‌برنش بیمارستان و بعد بازداشتگاه و دادگاه و بقیه قصه تا می‌رسه به لحظه اعدام.

و چه حال غریبی و شوک عجیبی داشتم اون لحظه، پا به پای “ناصر” پام می‌لرزید، انگاری من رو دارن می‌برن پای چوبه‌دار! انگاری من هم در ساخته شدن این “ناصر” قصه سهم دارم.

آدم هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کنه که یهو احساس هم‌ذات‌پنداری داشته باشه با یه خلافکار در حال اعدام، که دلش بسوزه، که بگه کاش اعدام نشه، کاش اموالش مصادره نشه. که “ناصر” یکیه از دل همین جامعه! یکیه همین بغل گوش همه‌مون! یکیه که ندیدیمش! یکیه که فریاد کمکش رو نشنیدیم!

یکیه که پا گذاشتیم رو سنگ قبر داداشش، یکیه که به بابای کارگرش با بی‌احترامی برخورد کردیم! یکیه که …

تو شوکم! شوکی عجیب! شوکی که از دلسوزی واسه یه خلافکار بهم دست داده!‌ حس اینکه منم می‌تونستم “ناصر” باشم! حس اینکه منم تو ساخته شدن این “ناصر” سهم داشتم! منم بخشی از همین دنیایی هستم که “ناصر” رو ساخته!

دلم داره می‌ترکه از حجم غصه!‌ دلم داره می‌ترکه از هزار تا غصه!‌ از غصه آدمایی که به خاطر امثال “ناصر” بدبخت شدن!‌ زندانی شدن، معتاد شدن یا اعدام شدن! یا عضوی از خانواده‌شون دچار این اتفاقا شده!

دلم داره می‌ترکه واسه خانواده “ناصر” و خود “ناصر”!

یه سکانس داره که پلیس ازش می‌پرسه دفعه پیش که گرفتنت آزاد شدی چرا بی‌خیال نشدی؟ جواب می‌ده دیگه چشمم سیر نشد!

یادم نیست کی، اما از یکی شنیدم که ۴ تا   َت  خطرناک تو دنیا هست: “قدرت، ثروت، شهرت و شهوت”

و وای از روزی که حرص و طمع باعث شه چشم آدمیزاد سیر نشه!

یه جا از فیلم “ناصر” شروع می‌کنه می‌گه چی شد که این شد: پول نداشتیم برا داداشم کلیه بخریم، مرد. کفن داداشم رو خریدیم متری ۶ و نیم، پارچه لباس مشکی مادرم رو از مغازه بغلی خریدیم متری ۴ تومن.

و چه آتیش می‌گیره آدم از این جمله، که حتی مرگش هم اینقدر هزینه داره.

یه سکانس داره که میرن تو یه محله خیلی داغون و معتادها رو جمع می‌کنن. نمی‌تونم وضعیت داغون اون لوکیشن فیلم رو توضیح بدم، عکسش رو می‌ذارم، البته نتونستم بین آلبوم عکس‌های فیلم عکسی از این سکانس پیدا کنم، از فیلیمو اسکرین‌شات گرفتم.

6.5 Toman Per Meter

شاید این فقط یه سکانس از فیلم باشه، اما آدم‌هایی هستن که چنین جاهایی زندگی می‌کنن! و دیدن چنین سکانسی تو این فیلم چنان حال من رو خراب کرد که دیگه این زندگی خوب و خوشی که دارم رو دلم نمی‌خواد! حس می‌کنم شرمنده‌ام در مقابل همه اونایی که وضع خوبی ندارن.

می‌دونم این حسم تحت تاثیر فیلمه و تا فردا صبح یادم می‌ره! ولی فعلاً حالم اینه!

من که دستم نمی‌رسه! ولی …

ای که دستت می‌رسد کاری بکن!

معرفی فیلم: مادری

Iranian Movie

مادری

کارگردان: رقیه توکلی – محصول سال ۱۳۹۵

بازیگران: هانیه توسلی، نازنین بیاتی، هومن سیدی، مریم بوبانی

هر فیلمی اگه حتی یه حرف کوچیک هم برای گفتن داشته باشه، ارزش دیدن داره. مثل فیلم مادری. این پست فقط معرفی فیلمه و ترجیح میدم بیش از این چیزی ننویسم.

بالاخره تماشای فیلم تفریحه، آدم نباید حتماً دنبال درس زندگی هم باشه موقع فیلم دیدن. اما گاهی یه چیزایی رو هم میشه از همین اوقات فراغت یاد گرفت.

موسیقی پادشاه شب – رامین جوادی

Ramin Djawadi

قبلاً در پست معرفی سریال بازی تاج و تخت، به آهنگسازِ فوق‌العاده‌ی این اثر فوق‌العاده اشاره کرده بودم. تنها چیزی که می‌شه در مقابل هنر این آهنگساز فوق‌العاده گفت یه عبارته:

دست مریزاد رامین جوادی

طبیعیه که شنیدن آهنگ در حین سریال با سکانس‌های سریال تجربه متفاوتیه، ولی رامین جوادی ثابت کرده شنیدن هر کدوم از آثارش به تنهایی کم از جذابیتش از شنیده شدن در حین فیلم / سریال نداره.

منتظر بودم پخش سریال تموم بشه و بعد این پست رو بذارم، اما دلم طاقت نیاورد، البته آخرین قسمت این سریال، هفته آینده پخش خواهد شد.

موسیقی پادشاه شب ساخته رامین جوادی

بشنوید و لذت ببرید.

معرفی فیلم: آااادت نمی‌کنیم

Iranian Movie

فیلم آااادت نمی‌کنیم

کارگردان: ابراهیم ابراهیمیان – محصول سال ۱۳۹۴

بازیگران: محمدرضا فروتن، هدیه تهرانی، ساره بیات، حمیدرضا آذرنگ، حدیث میرامینی، پانته‌آ پناهی‌ها، شیرین یزدان‌بخش

من وقتی می‌بینم یه فیلم ایرانی تو IMDB صفحه مخصوص به خودش رو داره، خیلی خوشحال می‌شم. فیلم “آااادت نمی‌کنیم” در جشنواره فجر سی و چهارم برای بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد نامزد شده و با توجه به اینکه رقیب قدری مثل “ابد و یک روز” داشته (حتی با اینکه من اصلاً فیلم ابد و یک روز رو دوست نداشتم و به نظرم پریناز ایزدیار به خاطر بازی بهترش تو سریال شهرزاد جایزه برد!! البته نظر منه و اهمیتی نداره.)، طبیعیه که برنده نشده ولی به هر صورت چیزی از ارزش‌های این فیلم و داستان خوب کم نمی‌کنه.

فیلم خوب ارزش دیدن داره، چه ایرانی باشه، چه ساخته مکزیک و چه ساخته مریخ یا آدم فضایی‌ها. فیلم‌های خوب ایرانی رو به هم معرفی کنیم.

اعتراف می‌کنم حضور ساره بیات تو یک فیلم، برای من نقطه مثبت‌تریه! به نظرم ساره بیات فیلم‌نامه‌ها و نقش‌هایی که می‌خواد بازی کنه رو هوشمندانه انتخاب می‌کنه.

– – –

پی‌نوشت: چرا فیلم‌ها رو به فیلیمو لینک می‌کنم؟ برای حمایت از حقوق ناشر و تهیه‌کننده. و البته اگر فیلم روی کاناپه هم موجود باشه، لینک این سایت رو هم اضافه می‌کنم.

معرفی فیلم: خط ویژه

Iranian Movie

فیلم خط ویژه

کارگردان: مصطفی کیایی – محصول سال ۱۳۹۲

بازیگران: مصطفی زمانی، هانیه توسلی، هومن سیدی ، میلاد کی‌مرام، محسن کیایی، پری‌ناز ایزدیار، میترا حجار

اینکه چرا اسم این فیلم رو گذاشتن “خط ویژه” شاید باید از نویسنده فیلم آقای کیایی پرسید. فیلم “خط ویژه” یکی از فیلم‌هایی هست که ارزش دیدن داره.

اگر برای آخر هفته برنامه گردش در طبیعت و مهمونی ندارین، کمتر از دو ساعت از وقت‌تون رو به تماشای این فیلم خوب اختصاص بدین.

معرفی فیلم و سریال هر بار سخت‌تر می‌شه چون باید مراقب باشم هیچ جوری قصه فیلم رو لو ندم، خودتون ببینید و از این فیلم اجتماعی پویا لذت ببرید.

– – –

پی‌نوشت ۱: به عنوان یک غیرطرفدار مصطفی زمانی، بازی ایشون تو این فیلم واقعاً قابل توجه بود و نشون داد استعداد خوبی داره. (من بقیه نقش‌هایی که ازش دیدم رو دوست ندارم، به خصوص فرهاد سریال شهرزاد، و البته این هم سلیقه ایه)

پی‌نوشت ۲: راستی، روز معلم مبارک!