بایگانی برچسب: توریست

لاله هلندی

Tulips

امروز توی فیسبوک یه ویدیو دیدم که در مورد لاله هلندی صحبت می‌کرد. یه جمله‌اش باعث شد تصمیم بگیرم این پست رو بنویسم که برای نوشتن این پست لازم بود تحقیق کنم.

جمله‌ای که تو ویدیو شنیدم این بود:

“لاله در قرن شانزدهم از ایران و ترکیه به هلند وارد شده.”

واقعاً؟ این لاله قشنگ و دشت لاله‌های هلندی که هر سال هزاران هزار توریست جذب می‌کنه، در واقع از آسیا همون جایی که کشور ما هست شروع شده؟ البته این روزا چند باغ رو به جشن لاله‌ها اختصاص دادن. باغ ایرانی (ده‌ونک) و باغ گل شهید چمران کرج.

Tulip

گل لاله اینقدر توی هلند مهم می‌شه که یک حباب اقتصادی ایجاد می‌کنه. در مورد حباب اقتصادی گل لاله بخونید، خیلی عجیب و قابل تامله.

لازم به ذکره که در این تحقیق خیلی موفق نشدم که متوجه بشم واقعاً ارتباطی با ایران و Persia وجود داشته یا نه، اکثر نوشته‌ها در مورد ترکیه بود، به نظرتون قرن شانزدهم میلادی ترکیه جز Persia یا همون ایران خودمون بوده؟

اهمیت لاله در هلند اینقدر زیاده که یک روز رو به این گل زیبا اختصاص دادن. سومین شنبه ماه ژانویه، که همزمان با قلمه زدن این گیاه هست به روز ملی گل لاله در هلند اختصاص داده شده.

نیمه آوریل (هفته آخر فروردین)  بهترین زمان سفر به هلنده. این زمان لاله‌ها در اوج شکوفایی و زیبایی خودشون هستن.

سفر به برلین

Berlin

البته اگر از من بپرسن کدوم شهر آلمان رو برای سفر انتخاب می‌کنی، برلین انتخاب اول من نیست، ولی بالاخره شاید بد نباشه معرفی مقاصد گردشگری آلمان رو با پایتخت این کشور شروع کنم.

برلین، شهری با مساحت بسیار بیشتر از تهران و جمعیتی بسیار کمتر از تهران. با سیستم حمل و نقل فوق‌العاده عالی.

قبل از هر چیزی شاید زمان سفر به برلین مهم باشه، برلین از اواسط اردیبهشت تا اواسط شهریور به نسبت هوای مطبوع‌تری رو داره. بقیه مواقع سرده، البته اگر عاشق سرما هستید، ماه دی و بهمن موقعیت خوبیه که یخ بزنین!

برلین شهری تاریخیه، از هر نظر، شاید ساختمون‌های نوساز زیادی رو ببینید، ولی تو تک تک خیابون‌ها ردی از تاریخ دیده می‌شه.

Brandenburg Gate

از بحث تاریخی که بگذریم، مراسم شب سال نو در دروازه برندنبورگ برگزار می‌شه و طبق شنیده‌ها خیلی هم قشنگه. این دروازه در قرن ۱۸ ام ساخته شده و شاهد وقایع تاریخی و سیاسی زیاده بوده.

Berliner Fernsehturm

این آقای برج که برادر بزرگتر از نظر سن و کوچک‌تر از نظر قد با برج میلاد تهران هستن، برج برلینه که کاربری دکل مخابراتی و رستوران داره. محله الکساندرپلاتز که برج برلین در اون واقع شده، جاذبه‌های گردشگری دیگه‌ای رو هم داره، پس صبح که بیدار شدین، بیاید به ایستگاه الکساندرپلاتز و تا شب می‌تونین تو همین محله و اطرافش از دیدنی‌ها لذت ببرید.

World Clock (Alexanderplatz)

این ساعت جهانی هم که نزدیک برج برلینه. محوطه این ساعت، موقع کریسمس که بازارهای کریسمس فعال می‌شن خیلی دیدنی و جذاب می‌شه.

با اینکه گفتم هوا سرده، ولی جاذبه‌های آلمان تو کریسمس برای من خیلی بیشتر بودن.

Charlottenburg Palace

کاخ شارلوتنبرگ به نظر من دیدنی‌ترین جاذبه گردشگری برلینه. البته من فقط عکس‌هاش رو دیدم، شما هم عکس‌هاش رو ببینید. به خصوص فصل تابستان و دریاچه زیبایی که در ضلع شمالی کاخ قرار داره.

Zoo Berlin

باغ‌وحش برلین یک روز شما را از آن خود خواهد کرد. این باغ‌وحش فوق‌العاده است. از هر نظر. زیستگاه هر حیوان و پرنده‌ای رو ساختن. همون هوای استوایی، همون گیاه‌ها و اینقدر همه چیز جذاب و باور نکردنیه که بهتره خودتون ببینید.

– – –

پی‌نوشت: اینکه دیدنی‌های مختلف برلین رو در این پست معرفی نکردم، علتش این بود که ترجیح دادم جاهایی که خودم در موردشون کمی اطلاعات دارم یا از نزدیک دیدم رو معرفی کنم. هزاران پست برای معرفی جاذبه‌های گردشگری وجود داره. چیزی که همیشه در سفرها برای من اولویت داشته، اینکه تو خیابون‌های شهر قدم بزنم و فرهنگ اون شهر رو ببینم.

 

 

سبک های مختلف سفر یا سبک مناسب سفر برای شما چیه؟

Travel

به تعداد آدم‌های روی زمین، سبک و روش و سیاق هست برای سفر رفتن. بالاخره هر کسی یه مدلیه. البته خب بر اساس اشتراک‌ها می‌شه سبک‌های مختلف رو یه جورایی دسته‌بندی کرد. البته بر اساس غلوم و کتاب‌ها رو خیلی راحت می‌تونین با یه سرچ ساده تو گوگل پیدا کنین. من می‌خوام بر اساس تجربه‌های شخصی خودم بنویسم.

سفر کوتاه
این دسته سفرها، معمولاً طبیعت‌گردی هستن یا سفر به یه شهر نزدیک، صبح از خواب تو تخت خودمون بیدار می‌شیم، به سمت مقصد می‌ریم و شب آخر وقت هم برگشتیم خونه و تخت خودمون.

طبیعت‌گردی
این دسته سفر خودش چند سبک و سیاق داره، وابسته به اینکه شب کجا بخوابیم. تو کلبه یا اقامتگاه یا چادر یا حتی زیر آسمون خدا. من فقط یک بار چنین سفری رو تجربه کردم و تو خونه محلی روستای اوریم اقامت داشتیم.

سفر به میزبانی فامیل یا دوست
این هم بالاخره یه روشیه، می‌دونین فامیل یا دوست در شهری دارین و پیش اون اقامت دارین. بسته به تعارف و غیره و میزان دوستی و صمیمیت، خب تاثیر می‌ذاره تو اقامت. اینکه بشه هر ساعتی بیرون رفت و هر ساعتی برگشت و مسائل این چنینی. به نظرم خیلی راحت نباشه این سبک. البته می‌شه رفت سراغ ضرب‌المثل‌های فارسی:

مهمون تا سه روز عزیزه !
مهمون خر صاحبخونه است !

البته قصد جسارت به میزبان و مهمان رو ندارم و صرفاً بازتابی از ضرب‌المثل‌های قدیمی در سبک و سیاق سفر رفتنه.

سفر به سبک CouchSurfing
یه سایت به اسم Couch Surfing وجود داره که شما می‌تونین درخواست بدین به افرادی که میزبان (Host) می‌شن تا به شما جای خواب بدن، بعضی از این میزبان‌ها هم، برای توریست وقت می‌ذارن و شهر رو بهش نشون میدن. حتی اگر فقط دنبال رویدادهای محلی باشین، می‌تونین از این سایت استفاده کنین.

سفر به سبک بک‌پک
هر چی داری و نداری اندازه یه کوله‌پشتی جمع کنی و بزنی به راه. البته به من باشه یه کوله‌پشتی ۲۰ کیلویی برمی‌دارم، شما برندارین. البته شوخی کردم، سال پیش برای ۵ روز سفر موفق شدم به این سبک سفر کنم. البته معمولاً تو این روش، سفر طولانی‌تره و برای اقامت هم جاهای ارزان مثل هاستل و خونه محلی یا حتی میزبان پیدا می‌کنن.

سفر به سبک هیچ‌هایک
یکی از آرزوهای من اینه که یک بار در زندگیم به این سبک سفر کنم. تو یه سایت دیدم که هیچ‌هایک رو “رایگان‌سواری” تعبیر کرده بود. در این سبک سفر علاوه بر اینکه برای اقامت، کمپ و چادر و هاستل رو انتخاب می‌کنن، برای رفت و آمد هم کنار جاده، می‌ایستن و رایگان (معمولاً با کامیون یا مردم عادی) بین شهرها سفر می‌کنن.

سفر
خب این حالت کاملاً عادی و نرمال سفر هست که البته خودش هم روش‌های مختلفی داره. شما بلیط و هتل و هر سرویس مورد نیاز گردشگری رو از قبل تهیه می‌کنید و تمام. البته نه کاملاً، ولی خب، شاید به نسبت هیجان کمتری داشته باشه، حداقل برای من اینطوریه. وقتی بتونم با یک شخص محلی، شهرها رو بگردم برام خیلی لذت‌بخشه. البته در زمانی هم تنها سفر رفتن رو شاید ترجیح بدم.
حالا چرا گفتم این مدل هم روش‌های مختلف داره؟ یه زمانی شما مستقیم تمام خدمات سفر رو از یک مجموعه گردشگری تهیه می‌کنید، یه وقتی هم خودتون سفر رو برنامه‌ریزی می‌کنید و زمان می‌ذارین و همه چیز رو با بهترین قیمت پیدا می‌کنین.

برای اطلاعات بیشتر این پست‌ها رو هم بخونید:

معرفی انواع مختلف گردشگری – الی‌گشت

با سبک‌های مختلف سفر کردن آشنا شوید – فلایتیو

کوچ سرفینگ و هیچ هایکینگ – کجارو

سایت سبک‌تر

– – –

پی‌نوشت ۱: بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

پی‌نوشت ۲: قرار نیست همیشه به یک سبک سفر کنید، تجربه‌های جدید و هیجان‌انگیز رو از خودتون دریغ نکنین.

سفرنامه اروپا – قسمت نهم – روز چهارم بعدازظهر تا شب

Louvre Museum Paris

کل قسمت‌های این سفرنامه به بهانه این قسمت نوشته شده [قلب] [قلب] [قلب]

بعدازظهر روز شنبه، ۲۰ مرداد، برای همیشه در قاب خاطرات فوق‌العاده زندگیم حک شده، اینقدر که این تجربه و خاطره زیبا و عمیقه. حس اون لحظات و اون خاطره شاید در قالب کلمات نگنجه، ولی تمام تلاشم رو میکنم این بهترین خاطره سفر رو باهاتون شریک شم.

بعد از خوردن ناهار و کمی استراحت، گردش در پاریس رو شروع کردیم. اول از همه به گالری لافایت (Galeries Lafayette) رفتیم. طراحی داخلی این گالری فوق‌العاده زیبا و دیدنی بود. علاوه بر این، بام این گالری و مرکز خرید رو هم به جاذبه گردشگری تبدیل کرده بودن که می‌شد منظره‌های زیبایی از پاریس رو از بام این گالری تماشا کرد.

Galeries Lafayette

زیبایی طراحی داخلی این مرکز خرید مسحورکننده بود. البته مسحورکنندگی شاید فقط برای یک لحظه، این گالری اینقدر زیبا بود که می‌شد ساعت‌ها به طراحی زیباش خیره شد و لذت برد.

روی بام این گالری، فضاسازی زیبایی داشت، دیوارههای سبز و پر از گل و گیاه که تناقض عجیبی با معماری‌های کلاسیک شهری پاریس داشت و دوربین‌هایی برای دیدن راه دور. دیدن این گالری / فروشگاه زیبا از خوبی‌های گردش رفتن با دوستایی بود که ساکن اون شهر هستن و گوشه به گوشه پاریس رو بلدن.

بعد از دیدن گالری و بام اون، پیاده به سمت Jardin du Palais Royal رفتیم، ورودی اولین ایستگاه مترو پاریس رو دیدم و به دوستام گفتم من شنیدم پاریس مترو زیبایی داره و دوستام گفتن مترو اینجا واقعاً ارزش دیدن نداره! شاید همیشه بهتر باشه شهر رو با یه شهروند بگردیم :)

کاخ رویال یا Jardin du Palais Royal زیبایی محسورکننده‌ای داشت. محوطه زیبا و فضای سرسبز خیره‌کننده. افراد زیادی توی محوطه در حال مطالعه بودن.

Jardin du Palais Royal

از محوطه زیبای باغ و کاخ رویال رد شدیم و به بهترین و فوق‌العاده‌ترین لحظه سفر رسیدیم. من در حال صحبت با دوستام بودم و به دنبال اونا مسیر رو می‌رفتم و نمی‌دونستم جای بعدی که قراره ببینم کجاست.

تا اینکه …. 

وارد یه راهرو نسبتاً تاریک شدیم که از ورودی انتهای اون هرم‌های لوور پیدا بودن. حتی الآن در این لحظه که دارم این پست رو می‌نویسم، این لحظه که ۱۳۵ روز از دیدن لوور گذشته، هنوز هم همون حس و حال غریب رو می‌تونم حس کنم.

حس تاریخی که توی لوور نهفته است، جنگ‌ها، پیروزی‌ها، شادی‌ها، حس خوب، حس بد، همه و همه رو یک‌باره و عمیق حس کردم، حسی که تا ابد یادم می‌مونه.

متاسفانه به خاطر شلوغی و صف‌های طولانی لوور، موفق به بازدید از داخل موزه نشدم. اما راه ساده‌تر رو یاد گرفتم برای سفر بعدی. اگر کارت اعتباری داشته باشین، می‌تونین بلیط موزه رو آنلاین بخرین و صف ورود جداست و به نسبت خلوت‌تر از صف خرید بلیط حضوریه.

post394-3

یادم نمیاد چقدر تو محوطه لوور نشستیم، ولی اونقدر طولانی بود که حس کنم چند سال گذشته و احساسی از تاریخ دور و دراز با من همراه شده.

و ای لوور زیبا، تا دیدار بعدی فعلاً ….

بعد از لوور به سمت تاق (طاق) پیروزی کاروسل یا Carrousel Arc de Triomphe (عکس سمت چپ) رفتیم و مسیر رو به سمت باغ تویلری یا Tuileries Garden ادامه دادیم تا به میدان کنکورد یا Place de la Concorde (عکس وسط) رسیدیم. این میدان معماری جالب توجهی داشت. وسط میدان که ستونی که توی عکس می‌بینید که از مصر به فرانسه آورده شده. دو طرف این ستون به صورت قرینه دو فواره فوق‌العاده زیبا با صورت متقارن قرار داشتن و در فاصله دورتری از فواره‌ها در همون راستا، دو کلیسا در دو طرف میدان دیده می‌شدن.

این میدان ابتدای خیابان شانزه‌لیزه (عکس سمت راست) است. به سمت خیابان شانزه‌لیزه حرکت کردیم و البته در میانه راه به سمت خیابون‌های دیگه رفتیم.

post394-4

مثل همیشه ماشین‌های جذاب، تابلو جلوی کلیسا که نوشته “سفارت پادشاه بهشت”، برج ایفل از دور و عکاسی عروس و داماد جلوی جاذبه‌های گردشگری.

  • Grand Palais
  • Palais de la Découverte
  • Petit Palais
  • Winston Churchill Statue

با رد شدن از این جاذبه‌ها، به سمت کاخ لزنولید یا Les Invalides رفتیم. تقارن‌هایی که در معماری پاریس دیدم واقعاً برای من بی‌نهایت جذاب بود.

Les Invalides

دوستام حسابی خسته شده بودن به خاطر پیاده‌روی طولانی و ترجیح دادم که بازدید از داخل کاخ رو به سفرهای بعدی موکول کنم و برای آخرین بازدید این روز پر هیجان به سمت کلیسای روسی Holy Trinity Cathedral رفتیم.

با توجه به شانس خیلی خوب من، یه مراسم توی کلیسا در حال اجرا بود و اشعار مذهبی رو با نوای خیلی زیبا و آهنگ اجرا می‌کردن.

قابل توجه بود که برای ورود به کلیسا، برای خانم‌ها شال و روسری گذاشته بودن که بپوشن. البته فقط پوشوندن سر براشون مهم بود.

Holy Trinity Cathedral

و اینگونه یک روز پرهیجان و شاد به لحظات پایانی‌اش رسید. البته تعجب نکنین، این نور خورشید شاید به نظر برسه ۴ بعدازظهره، ولی حدود ۸ تا ۹ شب بود.

– – –

پی‌نوشت ۱: بعد از سفر فیلم جدید Mission Impossible رو دیدم که چند سکانس از این فیلم در Jardin du Palais Royal ساخته شده بود، هیجانی که از دیدن این سکانس‌ها تجربه کردم واقعاً لذت‌بخش بود.

پی‌نوشت ۲: من اسم انگلیسی جاذبه‌های گردشگری رو نوشتم تا بتونید توی گوگل در موردشون جستجو کنید و عکس‌های خیلی خیلی بهتری رو از این جاذبه‌های زیبا ببینید.

پی‌نوشت ۳: امیدوارم همه روزی بتونن این شهر دوست داشتنی رو ببینن. اگر الآن هم فرصت و شرایط سفر به پاریس رو ندارین، همین حالا عکس‌های این شهر زیبا رو ببینین.

– – –

سفرنامه اروپا – قسمت اول – مقدمات سفر

سفرنامه اروپا – قسمت دوم – پرواز رفت

سفرنامه اروپا – قسمت سوم – خاک غریب

سفرنامه اروپا – قسمت چهارم – روز اول

سفرنامه اروپا – قسمت پنجم – روز دوم صبح تا ظهر

سفرنامه اروپا – قسمت ششم – روز دوم بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت هفتم – روز سوم

سفرنامه اروپا – قسمت هشتم – روز چهارم صبح تا ظهر

سفرنامه اروپا – قسمت نهم – روز چهارم بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت دهم – روز پنجم

سفرنامه اروپا – قسمت یازدهم – روز ششم – صبح تا بعدازظهر

سفرنامه اروپا – قسمت دوازدهم – روز ششم – بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت ۱۲+۱ یا قسمت آخر – روز هفتم

سفرنامه اروپا – قسمت هشتم – روز چهارم صبح تا ظهر

Paris

شنبه، ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، اولین روز گردش در پاریس فوق‌العاده و دوست داشتنی! هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کردم شهری رو ببینم که اینقدر زیاد دوست داشتنی باشه و در یک نگاه (گردش) بشه عاشقش شد.

صبح شنبه رو با یه صبحانه فرانسوی، تو خونه دوست مراکشی شروع کردیم. شنبه‌هایِ آخرِ هفته خارجی‌ها. من تا این روز، فکر می‌کردم مارمالاد چیز عجیب و غریبی باید باشه تا اینکه فهمیدم همون مربای خودمونه فقط همه میوه‌ها کاملاً له شدن در حد ناپدید شدن.

برای چای هم، دوستم چای جاسمین ژاپنی درست کرده بود که طعم و عطری شبیه به بهارنارنج بود و به شدت خوشمزه بود. بهتون پیشنهاد می‌دم حتماً این چای فوق‌العاده رو امتحان کنید.

French Breakfast

یکی دیگه از دوستامون قرار بود تا ظهر بهمون بپیونده، تصمیم گرفتیم تا اومدنش، اطراف خونه باشیم و کمی بگردیم. خونه دوستم تو مرکز شهر و نزدیک به خانه اپرا بود و پیاده راه افتادیم. به سمت محله مون‌مارتر رفتیم و البته کلی خرید کردیم. بالاخره سفر بی خرید و سوغاتی نمیشه که.

به سمت کلیسای ساکره‌کور (Sacré-Cœur) یا قلب مقدس پاریس رفتیم و اینقدر زیبا بود که تا ابد حس اون لحظه که این کلیسا رو دیدم در یادم می‌مونه. یه حال آرامش عجیبی داشت.

Sacré-Cœur Paris

کمی از این کلیسای فوق‌العاده و زیبا بگم:

  • قدمت این کلیسا حدود ۱۵۰ ساله
  • به نظر بعضی افراد، این کلیسا شباهت به تاج محل هند داره.
  • حتی قبل از ساخته شدن این کلیسا، تپه‌های مون‌مارتر، محل عبادت بودن.
  • وقتی این کلیسا رو ساختن، می‌خواستن از همه شهر قابل دیدن باشه.
  • از محوطه کلیسا، مثل بام شهر، میشه پاریس رو دید و فوق‌العاده زیباست (عکس اول این پست)
  • پلکانی وجود داره که می‌شه به بالای گنبد کلیسا رفت و کل شهر رو دید.
  • بزرگترین ناقوس فرانسه تو همین کلیساست.
  • معنی اسم این کلیسا یعنی ساکره کور، قلب مقدسه
  • محوطه ساکره کور پر از دستفروشه و کلی یادگاری قشنگ می‌شه ازشون خرید.

یادتون باشه برای ورود به این کلیسا و دیدن زیبایی‌های داخل کلیسا و رفتن به گنبد و تماشای منظره پانارومای پاریس، باید سعه صدر داشته باشین. چون پاریس اکثر اوقات پر از توریسته و ساعت‌های زیادی باید توی صف باشید.

Moulin Rouge

تو راه برگشت به خونه هم مولن روژ (Moulin Rouge) پاریس رو دیدم. البته متاسفانه من آشنایی باهاش نداشتم، اما به شدت معروفه و فیلم‌های زیادی توی این محله و لوکیشن فیلم‌برداری شدن و البته خود محل هم تاریخچه زیادی داره.

در مورد مولن روژ بیشتر بخونید.

Paris

همچنان ویترین مغازه‌ها، ماشین‌ها و خیابون‌ها واسه من جذابیت‌های تقریباً هم‌‌تراز با جاذبه‌های گردشگری داشتن. تعداد ماشین‌های جذابی که توی این سفر دیدم اینقدر زیاد بود که واقعاً فرصت عکاسی از همه نبود. البته اکثر ماشین‌ها در حال حرکت بودن و تا موبایل رو در میاوردم رفته بودن.

نکته قابل توجه در مورد ساختمون‌های پاریس که خیلی به چشم میومد، ترکیب رنگ و معماری متفاوت بود. توی آلمان و سوئیس ساختمون‌های رنگی‌تر و شادتری دیده می‌شدن. اما به نظر می‌رسید معماری به تعبیر من کلاسیک و رنگ‌های کدر، جزئی از فرهتگ معماران پاریسی باشه. تقریباً رنگ همه ساختمون‌ها مشابه بود و دیدن یک ساختمون که تو بالکن گل‌های رنگی داشته باشه برای من جاذبه محسوب می‌شد.

عکس‌های بیشتر از سفر رو می‌تونید تو بخش هایلایت اینستاگرام ببینید.

بالاخره به خونه رسیدیم و با یه ناهار خوشمزه با ادویه مراکشی، صبح تا ظهر روز چهارم سفر رو هم به پایان رسوندیم. پیش به سوی ادامه روز چهارم با انرژی بیشتر.

Lunch

– – –

سفرنامه اروپا – قسمت اول – مقدمات سفر

سفرنامه اروپا – قسمت دوم – پرواز رفت

سفرنامه اروپا – قسمت سوم – خاک غریب

سفرنامه اروپا – قسمت چهارم – روز اول

سفرنامه اروپا – قسمت پنجم – روز دوم صبح تا ظهر

سفرنامه اروپا – قسمت ششم – روز دوم بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت هفتم – روز سوم

سفرنامه اروپا – قسمت هشتم – روز چهارم صبح تا ظهر

سفرنامه اروپا – قسمت نهم – روز چهارم بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت دهم – روز پنجم

سفرنامه اروپا – قسمت یازدهم – روز ششم – صبح تا بعدازظهر

سفرنامه اروپا – قسمت دوازدهم – روز ششم – بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت ۱۲+۱ یا قسمت آخر – روز هفتم

معضلی (معظلی!!!) به نام پرواز ایرانی در مسیر بین‌المللی

 

post381

این داستان: ایران ایر

قصه از اونجایی شروع شد که برای مسیر تهران – کلن برای دو نفر مسافر بلیط صادر کردم، مطابق با ویزا (۱۵ روزه توریستی) از تاریخ ۲۸ اسفند تا ۱۳ فروردین (۱۹ مارچ به ۲ آپریل) با خیال راحت از اینکه پرواز مستقیم به کلن هستش و دیگه دردسر استاپ و عوض کردن هواپیما و معطلی و تاخیر و هزار تا مسئله دیگه رو نداریم.

روز یکشنبه ۱۳ اسفند، ساعت ۱۷:۳۰ عصر، ۱۵ روز مانده به پرواز، ایران ایر خبر داد که پرواز برگشت شده ۳ آپریل!!!!! یعنی یک روز دیرتر و یک روز طولانی‌تر از ویزای مسافر! در فرودگاه امام خمینی با این بلیط مسافر رو سوار نمی‌کردن و حتی اگر سوار می‌کردن در فرودگاه کلن آلمان، مسافر دیپورت می‌شد!

سه روز تمام، درگیری با ایران ایر به عنوان نماینده آژانس هیچ نتیجه‌ای نداشت، کارمند مسئول ایران ایر، خیلی ساده میگه همینه که هست! بیا پولت رو پس بدم.

قطعاً با وضعیت بلیط های عید آشنایی دارین، هر بلیطی تو این فاصله نسبت به عید حداقل ۵ میلیون برای هر نفر قیمتش میشه و ما بلیط ایران ایر رو با قیمت ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان تهیه کرده بودیم. ماهیت پروازهای بین‌المللی همینطوره که هر چه زودتر تهیه کنین ارزون‌تر می‌شه و رو همین حساب ما ۲ ماه زودتر تهیه کردیم تا بتونیم نرخ پایینی رو برای پرواز داشته باشیم و بودجه مسافر برای بقیه سفرش هزینه بشه.

تمامی هتل‌ها و بلیط‌های داخلی اروپای مسافر هم غیر قابل استرداد بود! چرا؟ چون مسافر ۶ ماهه برای این سفرش برنامه‌ریزی کرده و با خیال آسوده بر اساس بلیط ایران ایر، شهرهای انتخابی اش رو مشخص کرده و ….

در نهایت، ما از ایران ایر خواستیم پرواز فرانکفورت رو که روز ۲ آپریل برقرار هستش رو برای مسافر جایگزین کنه و ایران ایر با کمال پررویی و وقاحت میگه من این کار رو نمی‌کنم مگر اینکه تو بهم پول بدی!!!!! اون هم تو چه شرایطی؟ شرایطی که تمام قوانین پروازهای بین‌المللی میگن که ایرلاین موظف هست بلیط مشابه رو برای مسافر به صورت رایگان ارائه بده، تمامی مدیران و مسئولان ایران ایر هم همین رو می‌گفتن که باید بلیط فرانکفورت رو برای شما جایگزین کنیم اما مسئول مربوطه می‌گفت باید و باید نفری ۳۰۰ هزار تومان به ما جریمه بدین!

من تاکید می‌کردم که شما پرواز رو تغییر دادین و مسافر بر اساس ویزاش باید ۲ آپریل برگرده و شما موظفید بدون جریمه این رو تغییر بدین و خیلی راحت گفتن همینه که هست، نمی‌خوای بیا پولت رو پس بدم!!

تا آخرین وقت اداری روز سه شنبه ۱۵ اسفند، ۱۳ روز مانده به پرواز، من به عنوان آژانس هر گونه پیگیری لازم رو کردم و هیچ، تاکید می‌کنم هیچ جوابی نگرفتم!

روز چهارشنبه ۱۶ اسفند، ۱۲ روز مانده به پرواز، من به عنوان خود مسافر تماس گرفتم با واحد شکایات ایران ایر و به من شماره‌ای دادن از مدیریت پروازهای خارجی. تاکید می‌کنم به عنوان خود مسافر زنگ زدم و گفتم آژانس به من گفته باید رایگان این تغییر انجام بشه و ایران ایر قبول نمی‌کنه!

مدیر یا مسئول پروازهای خارجی به من گفت ما یک ماه پیش به آژانس‌ها اعلام کردیم که این پرواز تغییر کرده، نه ۴ روز پیش! من با دانشی که داشتم، گفتم آزانس از بخش اطلاعیه‌هاش برای من اسکرین‌شاتی فرستاده که تاریخ دقیق و ساعتی که ایران ایر اطلاع تغییر پرواز رو داده برای من فرستاده! ایشون قبول نکردن و حتی گفتن آژانس به ما تاییدیه داده و همون پرواز ۳ آپریل برای شما نهایی شده، با توجه به اینکه آژانس صادر کننده خودم بودم و می‌دونستم چنین اتفاقی هرگز نیفتاده، بهشون گفتم من هیچ تاییدیه‌ای ندادم و اگر به هر قسمی این بلیط نهایی شده باشه، از آژانس و از ایران ایر شکایت می‌کنم و تمام ضرر و زیان سفرم رو از شما می‌گیرم.

بعد از این صحبت، من مستقیم با واحد شکایات سازمان هواپیمایی کشوری تماس گرفتم و تمام موارد و صحبت‌های انجام شده رو منتقل کردم، تمام حرفایی که به عنوان نماینده آژانس با ایران ایر بحث کرده بودم و تمام مواردی که به عنوان مسافر صحبت کرده بودم.

جواب سازمان هواپیمایی کشوری که قراره تخلفات ایرلاین رو پیگیری کنه جای تامل داره:

“اگر تا ۶ روز قبل از تاریخ پرواز به شما اطلاع داده باشن، هیچ مشکلی نیست و ایرلاین فقط موظفه پول شما رو پس بده!”

۶ روز قبل از پرواز ۲ آپریل که تبدیل شده به ۳ آپریل، اون هم توی مقصدی که ویزای مشخص و مدت اقامت مشخص داره! یعنی اگر مسافر در طول سفر باشه و تا تاریخ ۲۷ مارچ، ایران ایر بگه که پرواز ۲ آپریل انجام نمیشه، از نظر خودشون کاملاً قابل قبوله! و همینه که هست!

در نهایت به سازمان هواپیمایی کشوری گفتم که می‌خوام شکایت کنم و گفت متن شکایت رو بنویس و فکس کن. بعد از این دو مکالمه آخر با مدیر پروازهای خارجی ایران ایر و واحد شکایات سازمان هواپیمایی کشوری، در نهایت با من تماس گرفتن که پرواز شما رو جایگزین می‌کنیم و بلیط قطار کلن به فرانکفورت رو هم براتون صادر می‌کنیم که البته در نهایت چون بلیط با قیمت اصلی ایران ایر صادر نشده بود و با تخفیف برای مسافر صادر شده بود، بلیط قطار رو ندادن! در کمترین حالت مسافر من ناچاره حدود ۲۰ یورو برای هر نفر برای قطار کلن به فرانکفورت پرداخت کنه که نه تنها ایران ایر قبول نمی‌کنه هیچ سازمان دیگه‌ای هم در تهران و ایران حمایتی از منشور حقوقی مسافر نداره.

یه بخش دیگه از ضرر و زیان‌های مسافر رو هم لازم می‌دونم بگم.

۱- بلیط قطار کلن به فرانکفورت که توضیح داده شد! حداقل ۵۰ یورو

۲-  مسافر بر اساس برنامه سفری که تنظیم کردیم، دو روز قبل از پرواز برگشت با یک پرواز داخلی اروپایی که کاملاً غیرقابل استرداد هست به شهر کلن برمی‌گرده. این بلیط از نظر قیمتی دقیقاً دو برابر همون بلیط به مقصد فرانکفورت بود! تا اینجا اولین ضرری که به مسافر خورده که عدد کمی هم نبود! حداقل ۱۵۰ یورو

۳- بخش دوم ضرر مسافر، هتل کلن هست که برای ۲ شب برنامه ریزی شده، غیر قابل استرداده و مسافر مجبوره بره فرانکفورت برای پرواز برگشت، اگر بخواد صبح روز پرواز به سمت فرانکفورت بره کاملاً ریسکه، در نتیجه مجبوره شب قبل بره فرانکفورت و یک هزینه هتل فرانکفورت هم به هزینه‌هاش اضافه شده! که الآن اگر هتلی هم نزدیک فرودگاه پیدا بشه برای یک شب حداقل ۷۰ یورو هزینه داره!

شما فقط تصور کن ۶ ماه برای یک سفر برنامه‌ریزی کردی، پس‌انداز کردی، بودجه تعیین کردی و هزار تا کار دیگه! بعد ۱۵ روز قبل از شروع سفرت، ایرلاین معتبر کشورت چنین بلایی سرت بیاره!

لازم به ذکره ما طی چند ماه گذشته، دو تا ایرلاین رو داشتیم که پروازهاشون به تهران لغو شد، اتحاد و تای ایرویز، هر دوی این ایرلاین‌ها، پروازهای قطر ایرویز و امارات که هم کلاس پروازی و هم کلاس نرخی‌شون چندین برابر بلیط مسافر بود رو جایگزین کردن!

اما ایران ایر، ایرلاین کشور عزیزمون، میگه: همینه که هست!

– – –

پی‌نوشت ۱: این تجربه باعث شد من به عنوان یک ایرانی دیگه هیچ‌وقت یه پرواز ایرانی رو به مسافرهای که توریستی می‌رن و ویزای مدت دار دارن پیشنهاد ندم! و این به نظرم شرمساریه که منِ ایرانی اینقدر از یک سازمان ایرانی شاکی باشم و حاضر نباشم به کسی پیشنهادش بدم!

پی‌نوشت ۲: البته اگر در نهایت پرواز ایرانی تاریخ مناسبی داشته باشه و مسافر به اون اصرار داشته باشه، از مسافر خواهش می‌کنم دو روز از برنامه سفر کم کنه و بلیطش کمتر از طول مدت ویزا باشه.

پی‌نوشت ۳: برای املای درست کلمه معظل یا معضل من خیلی جستجو کردم و هر سایت ممکن رو دیدم، از اونجایی که با هر دو مورد نوشته شده بود، ترجیح دادم هر دو رو بذارم.