بایگانی برچسب: اعتماد

باور کن خاصه!

Kung Fu Panda

سلام

نمی‌دونم انیمیشن پاندای کونگ‌فو کار رو دیدین یا ندیدین؟ اگه دیدین که چه بهتر، چون می‌دونین در مورد چی دارم صحبت می‌کنم، اگر هم که ندیدین، ببینین. برای یه تفریح آخر هفته خوبه.

واسه اینکه پاندا، به آخرین مرحله دراگون شدن برسه، (یه درجه خیلی خفن تو کونگ‌فو هست که تو این انیمیشن گفتن)، یه طومار هست که میگن فقط دراگون می‌تونه بخونه.

وقتی طومار رو بهش میدن خالیه و سفید!

چند سکانس بعدتر، پدر پاندا، این جمله‌ها رو بهش می‌گه:

Dad: I think it’s time I told you something I should have told you a long time ago
Po: OK.
Dad: The secret ingredient of my Secret Ingredient Soup.
Po: Oh.
Dad: The secret ingredient is nothing.
Po: Huh?!
Dad: You heard me. Nothing! There is no secret ingredient!
Po: Wait, wait. It’s just plain old noodle soup? You don’t add some kind of special sauce or something?
Dad: Don’t have to. To make something special, you just believe it’s special.

برای اینکه چیزی خاص باشه، کافیه باور کنی خاصه! 

بقیه اش رو ترجمه نکردم، چون فقط جمله آخر مهم بود.

سخن کوتاه باید!

اطمینان و مسئولیت

Trust

سلام

فرض کنین شما راننده یک ماشین هستین، مسئولیت سلامتی سرنشینای ماشین به عهده شماست، اینکه احساس امنیت کنن، اینکه نترسن از رانندگی شما، اینکه خیالشون راحت باشه سالم به مقصد می‌رسن.

حالا فرض کنین شما سرنشین ماشین هستین، شما به راننده اطمینان می‌کنین که شما رو سالم به مقصد برسونه، (عموماً) هم توی کار راننده دخالت نمی‌کنین.

این اطمینان و مسئولیت یه چیز دو طرفه است و این فرض و مثال فقط یه مثال بود که قابل تعمیمه!

من به شخصه تو زندگیم متاسفانه تو بحث اطمینان و مسئولیت سربلند نیستم و از این بابت از خودم ناراضی‌ام، اما با همین مثال رانندگی، وقتی که راننده‌ام خیلی محتاط‌تر رانندگی می‌کنم، می‌خوام تو امور بیشتری از زندگیم، تلاش کنم تا هم مسئولیت‌پذیری بالاتری داشته باشم و هم قابل اطمینان باشم.

برای اطمینان به خودم، مسئولیت‌پذیری لازمه!

اعتماد

Trust

در لغت‌نامه معین برای کلمه اعتماد تعریف و تعبیرهای مختلفی دیده میشه: تکیه کردن، برگزیدن، کاری را به کسی واگذاشتن و اطمینان. شاید در ظاهر این عبارات متفاوت باشن با هم، اما همه به یک ذهنیت منتهی میشن، به یک باور.

اعتماد، واژه خیلی غریبی هست. یه باوره، یه اعتقاده، یه حسه. حس‌ها مث شیشه هستن، ظریف و شکننده. به مراقبت زیادی نیاز دارن. گاهی آدم تمام سرنوشتنش رو بر پایه یه اعتماد شکل میده.

اعتماد، یه باور خیلی خیلی شکننده است، مث یه کاغذ سفید میمونه که با خراب شدنش علاوه بر خط خطی شدن، مچاله هم میشه. وقتی اعتماد کسی شکسته بشه، فقط دو شخص صدمه نمیبنن، شخصی که اعتمادش شکسته شده علاوه بر اینکه نسبت به شخص دوم سلب اعتماد شده، نسبت به تمامی اطرافیان دچار تردید میشه.

ما در مقابل اعتماد افراد به خودمون مسئولیم، ما در مقابل شکسته شدن باور کسانی که بهمون اعتماد کردن و باور و اعتمادشون رو نابود کردیم مسئولیم. بیاید کمی، فقط کمی انسانیت داشته باشیم و از اعتماد اطرافیانمون که از سر انسان دوستی و سادگی بهمون اعتماد می‌کنن سواستفاده نکنیم.

فقط کمی لایق اعتماد باشیم.

– – –

ساختارشکنی: از یکی از عزیزترین و نزدیک‌ترین دوستام، خواستم یه پاراگراف در مورد اعتماد بنویسه تا به این پست جلوه بار معنایی بیشتری بده.

“اعتماد یکی از اصلی ترین پایه های یک رابطه ست، فرقی نمیکنه این رابطه در چه سطحی باش، دوستی، خانواده، رابطه کاری و یا یه رابطه عاشقانه، تمام محبت ها و احساسات خوبی که از دو طرف ابراز میشه و بروز پیدا میکنه توسط اعتماد باور پذیر میشه”

– – –

پی‌نوشت: آدمای کمی لایق اعتمادن، حس اعتمادتون رو برای هر کسی تلف نکنید.

سریال پیروان – The Following

TheFollowing

سریال پیروان یا The Following یک سریال جنایی و رازآلود هست که از شبکه Fox پخش میشه. فصل اول این سریال با یه ابهام تموم میشه و در مورد شروع فصل ۲ اطلاعات دقیقی ندارم. اما سایت IMDB هیچ اختتامی واسه این سریال نذاشته و این نشون میده که سریال دنباله‌دار هست. در سایت ویکی‌پدیا هم زمان پخش فصل ۲ رو سال ۲۰۱۴ زدن.

TheFollowing

این سریال، به شدت مرموز هست. شخصیت‌های سریال مرموزن. تو این سریال نمی‌دونین به کی می‌تونین اعتماد کنین. هر کسی یه بعد مبهم داره که کل طول سریال دنبال این هستین که بفهمین قضیه چیه. دیدن چنین سریالی که تفکیک مرزها سخت باشه یه کم ذهن رو درگیر می‌کنه، پس موقع دیدن این سریال هیچ سریال دیگه ای نبینید.