بایگانی دسته: هنری

من

Me Iranian Movie

پنجشنبه و آخر هفته است، اگر برای آخر هفته برنامه فیلم دیدن دارین، “من” پیشنهاد منه.

فیلم من

کارگردان: سهیل بیرقی – محصول سال ۱۳۹۴

بازیگران: لیلا حاتمی، امیر جدیدی

فیلم “من” یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌های ایرانی هست که دیدم. موضوع متفاوت و البته بازی متفاوت. به نظر من وقتی یک داستان جدید و متفاوت باشه، نتیجه می‌شه فیلمی مثل “من”.

هر توضیح بیشتری بخوام بنویسم، متاسفانه داستان فیلم می‌شه و Spoiler Alert، در نتیجه، خودتون فیلم رو ببینین و نظرتون رو بگین.

– – –

پی‌نوشت: برای احترام به حقوق تهیه‌کننده، می‌تونین این فیلم رو از سایت فیلیمو یا سایت کاناپه تماشا کنین.

معرفی سریال – دانتون ابی

Downton Abbey

تصمیم گرفتن برای پست امروز خیلی سخت بود، موضوعات زیادی بود که دوست داشتم در موردشون بنویسم و در نهایت قرعه به هیچ‌کدوم نیفتاد و پست امروز رو اختصاص می‌دم به معرفی سریال.

سریال Downton Abbey (دانتون ابی) یکی از سریال‌های مورد علاقه منه. اینکه این سریال تقریباً تاریخی بریتانیا محسوب می‌شه و من هر آنچه مربوط به بریتانیا است به خصوص لهجه زیباشون رو خیلی دوست دارم، باعث شد که این سریال جذابیتی روز افزون داشته باشه.

روزی که دنبال سریال جدید می‌گشتم، پست Business Insider به نقل از Rotten Tomatoes رو پیدا کردم و سریال دانتون ابی، هفتمین مورد لیست بود. اول از همه پوستر سریال من رو جذب کرد، دو قسمت اول کمی جذاب نبود اما به خاطر اینکه مورد هفتم از لیست بود، تلاش کردم و ادامه دادم و در نهایت عاشقش شدم.

زندگی کلاسیک و البته اشرافی بریتانیایی، روال طبیعی زندگی، همه خوشی‌ها، ناراحتی‌ها، مشکلات، سختی‌ها، دردها و غم‌ها خیلی زیبا در این سریال به تصویر کشیده شده.

این سریال، یکی از فوق‌العاده‌ترین سریال‌هایی بود که دیدم. تلاش کردن آدم‌ها، شکستن تابوها، تغییر فرهنگ و سنت، یکی از جذاب‌ترین موضوعات مطرح در این سریاله.

– – –

پی‌نوشت: آهنگ تیتراژ این سریال فوق‌العاده زیباست: Did I Make the Most of Loving You? – John Lunn

معرفی فیلم – ۳ فیلم ایرانی

Movie

دوست دارم چند تا فیلم ایرانی که اسمشون کمتر شنیده شده، ولی به نظر من موضوع متفاوت داشتن و خوش‌ساخت بودن رو معرفی کنم. فیلم‌هایی که شاید تو زندگی هر کدوم از ما اتفاق بیفته. فیلم‌هایی که باعث می‌شه با شخصیت‌های اون همذات‌پنداری کنیم. درد و رنج و غم به تصویر کشیده شده رو حس یا تصور کنیم.

هر کدوم از این قصه‌ها و فیلم‌ها، حرفی برای گفتن دارن، درسی برای زندگی. کاش بتونیم درس بگیریم و جز اون دسته نباشیم که تا سر خودمون به سنگ نخورده، از روزگار درسی نمی‌گیریم.

Iranian Movie

بلوک ۹ خروجی ۲

کارگردان: علیرضا امینی  – محصول سال ۱۳۹۲

بازیگران: امیر جعفری، پانته‌آ بهرام

به نظر شخصی من، یکی از نکته‌های خوب این فیلم، بازی فوق‌العاده آقای امیر جعفریه.

Searing Summer Movie

تابستان داغ

کارگردان: ابراهیم ایرج‌زاد – محصول سال ۱۳۹۶

بازیگران: پری‌ناز ایزدیار، علی مصفا، مینا ساداتی، صابر ابر

شکی وجود نداره که پری‌ناز ایزدیار بازیگر مطرح و قابلی هست و در قوی‌تر بودن فیلم نقش به‌سزایی داره، ولی وقتی داستان و قصه فیلمی تازه و جدید باشه و تمام حوادث و احساسات به خوبی به تصویر کشیده شده باشن، نتیجه می‌شه یه فیلم عالی مثل تابستان داغ. در جشنواره فجر سی و پنجم، این فیلم نامزد ۱۳ سیمرغ بلورین شد و خب با وجود رقابت زیاد، سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری و بهترین تدوین رو گرفت.  با توجه به وجود فیلم “بدون تاریخ، بدون امضا” طبیعی بود که سیمرغ‌های بیشتری نگرفت.

A House on 41st Street

خانه ای در خیابان چهل و یکم

کارگردان: حمیدرضا قربانی – محصول سال ۱۳۹۴

بازیگران: علی مصفا، مهناز افشار، سارا بهرامی

این فیلم رو دقیقاً در تاریخ ۲ آذر سال ۹۶ دیدم، این رو یادمه، چون اینقدر تحت تاثیر این فیلم قرار گرفته بودم که یک پست اینستاگرام نوشتم و این فیلم رو معرفی کردم. همون متن رو اینجا هم می‌نویسم.

فیلمی پر از اندوه و پر از حس همدردی!
یکی از بهترین فیلم‌های ایرانی بود که تا حالا دیدم، یک اتفاق که موضوع فیلم بود و تمام حواشی این اتفاق!
قابل ذکره که بازی سارا بهرامی عزیز در بهتر شدن این فیلم قطعاً تاثیرگذار بوده. البته همه بازیگرها عالی بودن، سارا بهرامی خودش خیلی خاصه
اینکه اینقدر زیبا اندوه رو می‌شد همراه با تماشای این فیلم حس کرد و حالِ دلِ تک‌تک شخصیت‌های فیلم رو حس کرد، اون هم از ته ته ته دل و قلب!

این فیلم در جشنواره فجر سی و چهارم، در بخش نگاه نو وارد شده که خب قابل درکه که با وجود فیلم “ابد و یک روز” که همین‌طور سیمرغ درو می‌کرد، نتونست جایزه‌ای رو از آن خودش کنه.

– – –

پی‌نوشت ۱: فیلم از نظر من کاملاً سلیقه‌ایه. مثلاً من از فیلم “ابد و یک روز” نه تنها خوشم نیومد، حتی درک نمی‌کنم چرا اینقدر جایزه گرفته. [ایموجی خنده] هنوز هم فکر می‌کنم پری‌ناز ایزدیار، در واقع به خاطر بازی خوبش در سریال شهرزاد، توجه همه رو به خودش جلب کرد و تحت تاثیر اون بازی هنرمندانه، ابد و یک روز جایزه گرفت. شاید حتی جایی شنیدم این فکر رو. البته به طور قطع، من در جایگاهی نیستم برای نقد یا قضاوت، این کاملاً سلیقه و نظر شخصی من بود.

پی‌نوشت ۲: فیلم‌های ایرانی خوبی تو این سال‌ها ساخته شدن، خیلی‌هاشون حتی شاید آنچنان معروف نباشن. به نظرم هر فیلم ایرانی خوبی که دیدین، به هم معرفی کنین. اینطوری صنعت سینمای ایران هم روز به روز بیشتر پیشرفت می‌کنه.

پی‌نوشت ۳: اول خواستم تعداد بیشتری فیلم رو معرفی کنم. اما در نهایت تصمیم گرفتم این پست دنباله‌دار بشه و در آینده هم فیلم‌های دیگه‌ای رو معرفی کنم. شاید مثل قدیم، به برنامه‌های هفتگی وبلاگ برگردم.

بازگشت

 

post379-0

یه مدت پیش، سروری که وبلاگم روش بود سوخت و کل اطلاعات از بین رفت، آخرین بک آپی که از وبلاگم داشتم تا پست ۳۷۴ رو داشت، در نتیجه تمامی پست های بعدی (۳۷۵، ۳۷۶، ۳۷۷ و ۳۷۸) پاک شدن. فقط می‌دونم موضوع آخرین پستی که نوشتم چی بود و بقیه پست ها رو به هیچ عنوان یادم نمیاد، فقط عکسی که برای اون پست‌ها استفاده کردم رو دارم و خب مطمئنم متن هاش هم به زودی یادم میاد، در نتیجه جای خالی شون رو حفظ کردم تا با مورد مناسب پر شود. [اسمایلی لبخند]

خیلی وقت بود دلم می‌خواست بنویسم، الآن اینقدر موضوع برای نوشتن دارم که باید برنامه‌ریزی کنم و به ترتیب همه رو بنویسم!

نوشتن باعث میشه آدم بهتری باشم، من با نوشتن بهترم!

اینقدر قصه و درس و اتفاق، که دوست دارم نوشته بشن و به خاطرم بمونن! دوست دارم نوشته بشن و به یادگار بمونن حتی!

برای خالی نبودن این پست از محتوای مفید، می‌خوام یه سریال معرفی کنم که این اواخر می‌دیدم،

post379

سریال Travelers

من از سریال‌های کمی تخیلی خیلی خوشم میاد، کلاً تصور و تخیل رو خیلی دوست دارم، هیجان و کمی هم راز و رمز که باعث بشه فکرم با سریال درگیر بشه هم همینطور.

پس اگر سلیقه مشابهی با من دارید، پیشنهاد می‌کنم سریال Traveler رو ببینید:

لینک سریال در ویکیپدیا         لینک سریال در IMDB

تو را برای دوست داشتن دوست می‌دارم

post371

تو را به جای همه کسانی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می‌شود دوست می‌دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می‌دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته‌ام دوست می‌دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می‌دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می‌دارم
تو را به خاطر خاطره‌ها دوست می‌دارم
برای پشت کردن به آرزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می‌دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می‌دارم
تو را به خاطربوی لاله‌های وحشی
به خاطر گونه زرین آفتاب گردان
برای بنفشیِ بنفشه‌ها دوست می‌دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می‌دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده‌ام دوست می‌دارم
تورا برای لبخند تلخ لحظه‌ها
پرواز شیرین خاطره‌ها دوست می‌دارم
تو را به اندازه همه کسانی که نخواهم دید دوست می‌دارم
اندازه قطرات باران، اندازه ستاره‌های آسمان دوست می‌دارم
تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست می‌دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می‌دارم
تو را به جای همه کسانی که نمی‌شناخته‌ام دوست می‌دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می‌شود و برای نخستین گناه
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می‌دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم

پل الووار، ترجمه احمد شاملو “

به من دروغ بگو – Lie To Me

Lie To Me

اخیرا دوره زبان بدن رو شرکت کردم. توی این دوره چندین بار اسم سریال Lie To Me رو استادم بیان کردن که برام جالب شد این سریال رو دنبال کنم.

شاید بد نباشه یه تعریف کوچیک از زبان بدن یا body language رو بیان کنم:

زبان بدن یا اشارات بدن، به انواع شکل‌های ارتباط غیر کلامی یا رفتاری اشاره می‌کند که یک فرد از طریق رفتارهای فیزیکی خود، بدون آنکه صحبتی بکند با دیگران قادر است، ارتباط برقرار نماید. این رفتارها می‌تواند مربوط به وضعیت و حالات بدنی (محل قرار گرفتن دست‌ها، پاها، نحوه نشستن، ایستادن، راه رفتن، خوابیدن)، ژست‌ها (حالت‌ها، اطوارها، اداها)، حرکات و اشارات بدنی، جلوه‌های هیجانی صورت و حرکات چشم‌ها باشد.”

یکی از مسائلی که ما باهاش رو به روز هستیم، سوتفاهم‌های پیش اومده بعد از مکالمه تلفنی و مکالمه اسمسی (پیامکی) هست، علتش هم واضحه، رفتار بدن یا زبان بدن، روی فهم جملات تاثیرگذاره و در مکالمات غیرحضوری زبان بدن حضور نداره. چیزی که در مورد زبان اهمیت داره اینه که زبان بدن همیشه حقیقت رو میگه.

سریال Lie To Me حکم دوره کارآموزی دوره زبان بدن رو برای من داره، سعی می‌کنم چیزایی که یاد گرفتم رو تلفیق کنم و یادگیریم رو بیشتر و بهتر کنم.

با توجه به اینکه این پست برای معرفی سریال هست، پس به معرفیش می‌پردازم:

سریال Lie To Me، یک سریال به نسبت تخیلی هست که در ابتدای سریال هم می‌نویسه که تمامی وقایع سریال تخیلی هستند و هیچ‌کدوم از شخصیت‌ها و داستان‌ها تو دنیای واقعی اتفاق نیفتادن. اما این سریال یک پایه علمی هم داره که مربوط به رفتارشناسی، روانشناختی و روانشناسی میشه.

این سریال در سه فصل منتشر شده، فصل اول ۱۳ قسمت، فصل دوم ۲۲ قسمت و فصل سوم هم ۱۳ قسمت داره. توی هر قسمت یک مورد جنایی – پلیسی جدید مطرح میشه که با علم زبان بدن و پرسش و پاسخ و تحلیل زبان بدن افراد، و همینطور بازی با ذهنشون و تله گذاری برای ذهنشون، حقیقت کشف میشه.

توی این سریال نکات زیادی در مورد زبان بدن میشه یاد گرفت، به نظرم اگر به این علم علاقه دارین، حتماً این سریال رو ببینید.

تنهای تنهای تنها

AllAlone

فیلم تنهای تنهای تنها، یکی از فیلم‌هایی هست که تبلیغات کمی ازش دیدم ولی واقعاً فیلم محشری هست، من این فیلم رو خیلی زیاد دوست داشتم. از اون دسته فیلم‌هایی که نیم ساعت آخرش رو فقط گریه می‌کردم. از اونجایی‌که موضوع فیلم و خلاصه داستانش رو می‌تونین در ویکی‌پدیا بخونین من توضیح بیشتری نمیدم.

این فیلم بخش‌های دو زبانه زیادی داره، چند بازیگر روسی در این فیلم بازی کردن. فیلم در مورد صلح هست. بیشتر از این اگر چیزی بنویسم کل قصه فیلم رو گفتم. این فیلم رو حتماً ببینین.

اینتلیجنس

Intelligence


Intelligence
 سریال جنایی، خانوادگی، درام و علمی و تخیلی در مورد یک مامور اینتلیجنس با یک میکروچیپ قوی در مغز او است. با این ایمپلنت گبریل می‌تواند مستقیم با ذهن خود به اینترنت و اطلاعات جهانی دسترسی داشته باشد. این سریال در ابتدای سال 2014 شروع به پخش شده و تا امروز 11 قسمت از اون پخش شده است.

سوئیت بیژن و منیژه

BijanManijeh

سوئیت “بیژن و منیژه” اثر استاد حسین دهلوی بر اساس داستان شاهنامه فردوسی ساخته شده است. روند آهنگسازی و ساخته شدن این مجموعه به این صورت بوده است:

سال 1356: ساخت سوئیت بیژن و منیژه برای ارکستر زهی، انتشار شور آفرین (در ابوعطا) برای ارکستر، انتشار چهار نوازی مضرابی در اصفهان

سال 1363: انتشار بیژن ومنیژه – سوئیت برای ارکستر زهی

سال 1370: انتشار بیژن ومنیژه – برای ارکستر سمفونیک

نوامبر شيرين

SweetNovember

فيلمي که امروز دوست دارم معرفي کنم يه فيلم رمانتيک مربوط به سال 2001 هست با بازي بسيار زيباي چارليز ترون دوست داشتني. اين فيلم بر اساس فيلم ديگري با همين نام، محصول سال 1968 ساخته شده است. نوامبر شيرين يا Sweet November قصه بسيار زيبايي با درس‌هاي بسيار هست.

مهم‌ترين درس اين هست که اينقدر در کار غرق نشين که زندگي کردن يادتون بره، ما کار مي‌کنيم تا زندگي کنيم نه اينکه زندگي مي‌کنيم تا کار کنيم. شخصيت سارا با بازي چاليز ترون به نظر من يکي از بهترين شخصيت‌هاي انساني موجود در دنياست.

– – –

پي‌نوشت: شايد بي‌ربط باشه ولي آهنگ “با من قدم بزن – مهران آتش” حس همين فيلم رو به من منتقل مي‌کنه.