بایگانی دسته: هنری

فال حافظ

Hafez

سلام

البته فال حافظ جا مانده از دیروز

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد

با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد

هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است
دردا که این معما شرح و بیان ندارد

سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن
ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد

چنگ خمیده قامت می‌خواندت به عشرت
بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد

ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حق او کس این گمان ندارد

احوال گنج قارون کایام داد بر باد
در گوش دل فروخوان تا زر نهان ندارد

گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان
کان شوخ سربریده بند زبان ندارد

کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد

روز شعر و ادب فارسی

Mohammad-Hossein Shahriar

سلام.

امروز ۲۷ شهریور، سالروز درگذشت استاد شهریاره که به عنوان روز شعر و ادب فارسی نام‌گذاری شده. اول باید برای استاد فاتحه خوند و بعدش این روز رو به همه افراد هنرمند تبریک گفت.

این پست به دلایل بسیار دچار پدیده خودسانسوری شد.

اهالی شعر و ادب، روزتون مبارک

متری شیش و نیم

یه طوری از دیدن فیلم متری شیش و نیم تو شوکم که …
باید بنویسم! باید!
پس اگر این فیلم رو ندیدین، این پست رو نخونین.

6.5 Toman Per Meter

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم متری شیش و نیم رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین. 

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم متری شیش و نیم رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین. 

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم متری شیش و نیم رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین. 

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم متری شیش و نیم رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین. 

باز یک بار دیگه تاکید کنم، اگر فیلم متری شیش و نیم رو ندیدین، به هیچ‌وجه این پست رو نخونین. 

نوید محمدزاده اینقدر تمام نقش‌هایی که بازی کرده بود، شبیه به هم بود که فکر نمی‌کردم بتونه یه سبک دیگه هم بازی کنه. پیمان معادی هم همیشه اینقدر نچسب بود که فکر نمی‌کردم از بازیش لذت ببرم.

و اما فیلم …

از اول فیلم دنبال یه خلافکار بودن و وسطای فیلم خلافکار رو در حالی دستگیر کردن که قرص خورده بود و خودکشی کرده بود. منطق می‌گه اینکه داری می‌میره، حکمش هم که اعدامه، دردسر کمتر.

اما می‌برنش بیمارستان و بعد بازداشتگاه و دادگاه و بقیه قصه تا می‌رسه به لحظه اعدام.

و چه حال غریبی و شوک عجیبی داشتم اون لحظه، پا به پای “ناصر” پام می‌لرزید، انگاری من رو دارن می‌برن پای چوبه‌دار! انگاری من هم در ساخته شدن این “ناصر” قصه سهم دارم.

آدم هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کنه که یهو احساس هم‌ذات‌پنداری داشته باشه با یه خلافکار در حال اعدام، که دلش بسوزه، که بگه کاش اعدام نشه، کاش اموالش مصادره نشه. که “ناصر” یکیه از دل همین جامعه! یکیه همین بغل گوش همه‌مون! یکیه که ندیدیمش! یکیه که فریاد کمکش رو نشنیدیم!

یکیه که پا گذاشتیم رو سنگ قبر داداشش، یکیه که به بابای کارگرش با بی‌احترامی برخورد کردیم! یکیه که …

تو شوکم! شوکی عجیب! شوکی که از دلسوزی واسه یه خلافکار بهم دست داده!‌ حس اینکه منم می‌تونستم “ناصر” باشم! حس اینکه منم تو ساخته شدن این “ناصر” سهم داشتم! منم بخشی از همین دنیایی هستم که “ناصر” رو ساخته!

دلم داره می‌ترکه از حجم غصه!‌ دلم داره می‌ترکه از هزار تا غصه!‌ از غصه آدمایی که به خاطر امثال “ناصر” بدبخت شدن!‌ زندانی شدن، معتاد شدن یا اعدام شدن! یا عضوی از خانواده‌شون دچار این اتفاقا شده!

دلم داره می‌ترکه واسه خانواده “ناصر” و خود “ناصر”!

یه سکانس داره که پلیس ازش می‌پرسه دفعه پیش که گرفتنت آزاد شدی چرا بی‌خیال نشدی؟ جواب می‌ده دیگه چشمم سیر نشد!

یادم نیست کی، اما از یکی شنیدم که ۴ تا   َت  خطرناک تو دنیا هست: “قدرت، ثروت، شهرت و شهوت”

و وای از روزی که حرص و طمع باعث شه چشم آدمیزاد سیر نشه!

یه جا از فیلم “ناصر” شروع می‌کنه می‌گه چی شد که این شد: پول نداشتیم برا داداشم کلیه بخریم، مرد. کفن داداشم رو خریدیم متری ۶ و نیم، پارچه لباس مشکی مادرم رو از مغازه بغلی خریدیم متری ۴ تومن.

و چه آتیش می‌گیره آدم از این جمله، که حتی مرگش هم اینقدر هزینه داره.

یه سکانس داره که میرن تو یه محله خیلی داغون و معتادها رو جمع می‌کنن. نمی‌تونم وضعیت داغون اون لوکیشن فیلم رو توضیح بدم، عکسش رو می‌ذارم، البته نتونستم بین آلبوم عکس‌های فیلم عکسی از این سکانس پیدا کنم، از فیلیمو اسکرین‌شات گرفتم.

6.5 Toman Per Meter

شاید این فقط یه سکانس از فیلم باشه، اما آدم‌هایی هستن که چنین جاهایی زندگی می‌کنن! و دیدن چنین سکانسی تو این فیلم چنان حال من رو خراب کرد که دیگه این زندگی خوب و خوشی که دارم رو دلم نمی‌خواد! حس می‌کنم شرمنده‌ام در مقابل همه اونایی که وضع خوبی ندارن.

می‌دونم این حسم تحت تاثیر فیلمه و تا فردا صبح یادم می‌ره! ولی فعلاً حالم اینه!

من که دستم نمی‌رسه! ولی …

ای که دستت می‌رسد کاری بکن!

سریال Suits – دادخواست‌ها

Suits

سلام

چند وقتیه که به معرفی یکی از دوستانم، سریال Suits رو شروع کردم. این سریال در رابطه با قانون و وکیل و موسسه حقوقیه، یه وقتایی یه بخش‌هایی سخت می‌شه فهم و درکش، ولی دیدنش خالی از لطف نیست. یه چیزایی هم می‌شه اون وسطاش یاد گرفت البته.

چه فیلم باشه و زاده تخیلات و چه برگرفته از واقعیت باشه، هر چی هست، خیلی واضح نشون می‌ده دنیا چقدر کثیف و مزخرفه! پول داشته باشی قانون رو دور می‌زنی! آدما از هم آتو می‌گیرن و در گذشته و اشتباهات کنکاش می‌کنن و با تهدید به بردن آبرو و رسوا کردن به هدفشون می‌رسن!

چقدر شبیهه به دنیایی که زندگی می‌کنیم، نه؟

خب برگردیم به معرفی سریال

سریال Suits از سال ۲۰۱۱ شروع به پخش شده و تا امروز ۸ فصل از اون سریال به طور کامل پخش شده و فصل نهم در حال پخشه که تا امروز ۹ قسمتش پخش شده.

شاید براتون جالب باشه که عروس خانواده سلطنتی انگلیس، بانو مگان مارکل تو این سریال بازی می‌کنه. من که خیلی هیجان‌زده شدم از دیدنش.

خیلی تلاش کردم موضوع و قصه رو Spoil نکنم. اگه از تماشای سریال لذت می‌برین، انتخاب خوبیه.

اجرای ویوید برلین – Berlin Vivid Show

Berlin Vivid Show

سلام سلام

دوباره سلام

سطح آدرنالین خونم خیلی بالاست، واسه همین این پست پر از شادی و هیجانه! آرزو می‌کنم همه فرصت کنن یک بار اجرایی که امشب دیدم رو ببینن.

Berlin Vivid Show

یه اجرای باحال ترکیبی از موسیقی زنده، آواز، نمایش، رقص، آکروبات و خیلی چیزای دیگه که اسمش رو هم نمیدونم!

این اجرا بیش از ۱۰۰ بازیگر داره و تو هر سکانس دکور هم کمی تغییر می‌کنه.

ارکستر در انتهای سن، موسیقی رو اجرا می‌کنن و در چند بخش پرده جلوی ارکستر کنار میره که بتونیم ببینیمشون.

ویدیو تبلیغ Berlin Vivid Show در یوتیوب

عکاسی و فیلمبرداری در حین اجرا ممنوع بود که اگر نبود، فیلم کامل اجرا رو براتون میذاشتم.

اینجا هم ۱۱ دلیل که باید این اجرا رو ببینیم نوشته.

جالب‌ترین مورد این اجرا این بودش که، اول اجرا می‌پرسید؟

تو کی هستی؟ Who are you

تو کی هستی وقتی کسی نگاهت نمی‌کنه؟

Who are you when nobody’s watching

و کل اجرا به همین موضوع می‌پرداخت و با آواز و رقص و سایر نمایش‌ها، قصه رو نشون می‌داد.

واقعاً، وقتی کسی بهت توجهی نداره یا تو رو نمی‌بینه، تو کی هستی؟

– – –

پی‌نوشت ۱: عکس پست اجرایی که من دیدم نیست، فکر کنم اجرای قبلی باشه. هر دوره جدید، یه مقدار تغییر میدن اجرا رو و جذاب‌ترش می‌کنن.

پی‌نوشت ۲: به گفته کسایی که این اجرا رو هم برلین دیدن و هم لاس‌وگاس، اجرای برلین به مراتب بهتر بوده از لاس‌وگاس

پی‌نوشت ۳: بیش از خود اجرا، هماهنگی کادر پشت صحنه برای تغییر سن و دکور عالی که نه، محشر بود.

پی‌نوشت ۴: سالن نمایش فردریش‌پالاست هم البته خیلی خفن و عالی بود دیگه. هر چی از طراحی‌اش و امکاناتش بگم کم گفتم.

معرفی آهنگ

Listening to Music

انتخاب موضوع امروز، وابسته شد به تولد خواننده خوب (نظر و سلیقه منه) کشورمون. لینک دو تا آهنگ از آهنگ‌های فرزاد فرزین رو میذارم که خیلی دوسشون دارم:

روزهای تاریک

خرابش کردی

آقای فرزین تولدت مبارک!

– – –

پی‌نوشت: اگه براتون مقدوره، برای حفظ قانون کپی و حمایت از تهیه‌کنندگان، نسخه اصلی آلبوم و آهنگ‌ها رو تهیه کنین.

بیپ‌تونز

نواک

هم‌آهنگ

شافل

معرفی فیلم: مادری

Iranian Movie

مادری

کارگردان: رقیه توکلی – محصول سال ۱۳۹۵

بازیگران: هانیه توسلی، نازنین بیاتی، هومن سیدی، مریم بوبانی

هر فیلمی اگه حتی یه حرف کوچیک هم برای گفتن داشته باشه، ارزش دیدن داره. مثل فیلم مادری. این پست فقط معرفی فیلمه و ترجیح میدم بیش از این چیزی ننویسم.

بالاخره تماشای فیلم تفریحه، آدم نباید حتماً دنبال درس زندگی هم باشه موقع فیلم دیدن. اما گاهی یه چیزایی رو هم میشه از همین اوقات فراغت یاد گرفت.

مرگ درمان ندارد

Candles

عجب رسمیه؛ رسمِ زمونه… قصه ی برگ وُ باد خزونه…●♪♫
میرن آدما… از اونا فقط؛ خاطره هاشون به جا می مونه●♪♫
کجاست، اون کوچه؟ چی شد اون خونه؟●♪♫
آدماش کجان؟●♪♫
خدا می دونه…●♪♫
بوته ی یاسِ بابا جون هنوز؛ گوشه ی باغچه توی گلدونه●♪♫
عطرش پیچیده؛ تا هفتا خونه…●♪♫
خودش کجاهاست؟ خدا می دونه…●♪♫
میرن آدما… از اونا فقط؛ خاطره هاشون به جا می مونه●♪♫
تسبیح وُ مهرِ بی بی جون هنوز؛ گوشه ی طاقچه توی ایوونه…●♪♫
خودش کجاهاست؟ خدا می دونه…●♪♫
خودش کجاهاست؟ خدا می دونه…●♪♫
میرن آدما… از اونا فقط؛ خاطره هاشون به جا می مونه●♪♫
پرسید زیرِ لب؛ یکی با حسرت… پرسید زیرِ لب؛ یکی با حسرت…●♪♫
از ماها؛ بعد‌ها چه یادگاری می خواد بمونه؟ خدا می‌دونه…●♪♫
میرن آدما… از اونا فقط؛ خاطره هاشون به جا می مونه…●♪♫
میرن آدما… از اونا فقط؛ خاطره هاشون به جا می مونه…●♪♫
خاطره هاشون به جا می مونه…●♪♫
میرن آدما… از اونا فقط؛ خاطره هاشون به جا می مونه…●♪♫
پرسید زیرِ لب؛ یکی با حسرت…●♪♫
از ماها؛ بعد‌ها چه یادگاری می خواد بمونه؟ خدا می‌دونه…●♪♫
میرن آدما… از اونا فقط؛ خاطره هاشون به جا می مونه●♪♫
کجاست، اون کوچه؟ چی شد اون خونه؟●♪♫
آدماش کجان؟●♪♫
خدا می دونه…●♪♫
ندونستُم موُ؛ قدرش در کنارُم… ولی.. ولی حالا که رفته؛ بی قراروُم…●♪♫
نخندیدوُم دمی؛ بر روی ماهش… چه سود اکنون؛ به خاکش، اشک بارون؟●♪♫
برس! برس بر دادم؛ ای پروردگارُم!●♪♫
ندید از من خوشی… من هم پس از اون ندیدم؛ خوشی در روزگارُم●♪♫
برس! برس بر دادم؛ ای پروردگارُم!●♪♫
شدم تنها؛ به غربت ها فراموش… خدا! رحمی بکن؛ بر حالِ زارُم…●♪♫
رحمی بکن؛ بر حالِ زارُم…●♪♫
پشیمونُم… پشیمونُم… ولی هیهات! دیر است… دیر است…●♪♫
حلالم کن؛ که ما هم رهسپاروُم…●♪♫
رحمی بکن؛ بر حالِ زارُم… رحمی بکن؛ بر حالِ زارُم…●♪♫

میرن آدما – رسول نجفیان

میرن آدما – رسول نجفیان و پرویز پرستویی

– – –

پی‌نوشت: مادربزرگ رفت!

طرح نو – سهیل نفیسی

The New Design - Soheil Nafisi

سلام.

امروز یک هدیه متفاوت گرفتم. یک آلبوم موسیقی. یک آلبوم موسیقی متفاوت و بسیار دلنشین!

آلبوم طرح نو – بیپ‌تونز

آلبوم طرح نو – دیجیکالا

آلبوم طرح نو – نواک

آهنگ‌های این سبک رو خیلی کم شنیده بودم. واقعاً زیباست. پیشنهاد می‌کنم شما هم این آلبوم زیبا رو “قانونی” تهیه کنید و از گوش کردن به این نوای زیبا لذت ببرید.

آینه ای برابر آینه ات می گذارم تا از تو ابدیتی بسازم

Infinity Mirrors

چراغی به دستم، چراغی در
برابرم:
من به جنگ سیاهی می روم.
گهواره های خستگی
از کشاکش رفت و آمدها
باز ایستاده اند،
و خورشیدی از اعماق
کهکشان های خاکستر
شده را
روشن می کند.

***

فریادهای عاصی آذرخش –
هنگامی که تگرگ
در بطن بی قرار ابر
نطفه می بندد.
و درد خاموش وار تاک –
هنگامی که غوره خرد
در انتهای شاخسار طولانی پیچ پیچ جوانه می زند.
فریاد من همه گریز از درد بود
چرا که من، در وحشت انگیز ترین شبها،
آفتاب را به دعایی
نومیدوار طلب می کرده ام.

***

تو از خورشید ها آمده ای، از سپیده دم ها آمده ای
تو از آینه ها و ابریشم ها آمده ای.

***

در خلئی که نه خدا بود و نه آتش
نگاه و اعتماد ترا به دعایی نومیدوار طلب کرده بودم.
جریانی جدی
در فاصله دو مرگ
در تهی میان دو
تنهایی-
[ نگاه و اعتماد تو، بدینگونه است!]

***

شادی تو بی رحم است و بزرگوار،
نفست در دست های خالی من ترانه و سبزی است
من
برمی خیزم!
چراغی در دست
چراغی در دلم.
زنگار روحم را صیقل می زنم

آینه ای برابر آینه ات می گذارم تا از تو ابدیتی بسازم.

– – –

پی‌نوشت: علت انتخاب این شعر، نام‌گذاری امروزه، روز تکرار!