بایگانی برچسب: گردشگری

سفرنامه اروپا – قسمت هشتم – روز چهارم صبح تا ظهر

Paris

شنبه، ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، اولین روز گردش در پاریس فوق‌العاده و دوست داشتنی! هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کردم شهری رو ببینم که اینقدر زیاد دوست داشتنی باشه و در یک نگاه (گردش) بشه عاشقش شد.

صبح شنبه رو با یه صبحانه فرانسوی، تو خونه دوست مراکشی شروع کردیم. شنبه‌هایِ آخرِ هفته خارجی‌ها. من تا این روز، فکر می‌کردم مارمالاد چیز عجیب و غریبی باید باشه تا اینکه فهمیدم همون مربای خودمونه فقط همه میوه‌ها کاملاً له شدن در حد ناپدید شدن.

برای چای هم، دوستم چای جاسمین ژاپنی درست کرده بود که طعم و عطری شبیه به بهارنارنج بود و به شدت خوشمزه بود. بهتون پیشنهاد می‌دم حتماً این چای فوق‌العاده رو امتحان کنید.

French Breakfast

یکی دیگه از دوستامون قرار بود تا ظهر بهمون بپیونده، تصمیم گرفتیم تا اومدنش، اطراف خونه باشیم و کمی بگردیم. خونه دوستم تو مرکز شهر و نزدیک به خانه اپرا بود و پیاده راه افتادیم. به سمت محله مون‌مارتر رفتیم و البته کلی خرید کردیم. بالاخره سفر بی خرید و سوغاتی نمیشه که.

به سمت کلیسای ساکره‌کور (Sacré-Cœur) یا قلب مقدس پاریس رفتیم و اینقدر زیبا بود که تا ابد حس اون لحظه که این کلیسا رو دیدم در یادم می‌مونه. یه حال آرامش عجیبی داشت.

Sacré-Cœur Paris

کمی از این کلیسای فوق‌العاده و زیبا بگم:

  • قدمت این کلیسا حدود ۱۵۰ ساله
  • به نظر بعضی افراد، این کلیسا شباهت به تاج محل هند داره.
  • حتی قبل از ساخته شدن این کلیسا، تپه‌های مون‌مارتر، محل عبادت بودن.
  • وقتی این کلیسا رو ساختن، می‌خواستن از همه شهر قابل دیدن باشه.
  • از محوطه کلیسا، مثل بام شهر، میشه پاریس رو دید و فوق‌العاده زیباست (عکس اول این پست)
  • پلکانی وجود داره که می‌شه به بالای گنبد کلیسا رفت و کل شهر رو دید.
  • بزرگترین ناقوس فرانسه تو همین کلیساست.
  • معنی اسم این کلیسا یعنی ساکره کور، قلب مقدسه
  • محوطه ساکره کور پر از دستفروشه و کلی یادگاری قشنگ می‌شه ازشون خرید.

یادتون باشه برای ورود به این کلیسا و دیدن زیبایی‌های داخل کلیسا و رفتن به گنبد و تماشای منظره پانارومای پاریس، باید سعه صدر داشته باشین. چون پاریس اکثر اوقات پر از توریسته و ساعت‌های زیادی باید توی صف باشید.

Moulin Rouge

تو راه برگشت به خونه هم مولن روژ (Moulin Rouge) پاریس رو دیدم. البته متاسفانه من آشنایی باهاش نداشتم، اما به شدت معروفه و فیلم‌های زیادی توی این محله و لوکیشن فیلم‌برداری شدن و البته خود محل هم تاریخچه زیادی داره.

در مورد مولن روژ بیشتر بخونید.

Paris

همچنان ویترین مغازه‌ها، ماشین‌ها و خیابون‌ها واسه من جذابیت‌های تقریباً هم‌‌تراز با جاذبه‌های گردشگری داشتن. تعداد ماشین‌های جذابی که توی این سفر دیدم اینقدر زیاد بود که واقعاً فرصت عکاسی از همه نبود. البته اکثر ماشین‌ها در حال حرکت بودن و تا موبایل رو در میاوردم رفته بودن.

نکته قابل توجه در مورد ساختمون‌های پاریس که خیلی به چشم میومد، ترکیب رنگ و معماری متفاوت بود. توی آلمان و سوئیس ساختمون‌های رنگی‌تر و شادتری دیده می‌شدن. اما به نظر می‌رسید معماری به تعبیر من کلاسیک و رنگ‌های کدر، جزئی از فرهتگ معماران پاریسی باشه. تقریباً رنگ همه ساختمون‌ها مشابه بود و دیدن یک ساختمون که تو بالکن گل‌های رنگی داشته باشه برای من جاذبه محسوب می‌شد.

عکس‌های بیشتر از سفر رو می‌تونید تو بخش هایلایت اینستاگرام ببینید.

بالاخره به خونه رسیدیم و با یه ناهار خوشمزه با ادویه مراکشی، صبح تا ظهر روز چهارم سفر رو هم به پایان رسوندیم. پیش به سوی ادامه روز چهارم با انرژی بیشتر.

Lunch

سفرنامه اروپا – قسمت ششم – روز دوم بعدازظهر تا شب

Samaneh Nasihatkon

هنوز نیمی از روز تولدم باقیه :) خانواده دوستم برام کیک خونگی و مراکشی درست کردن و تولدم رو با هم جشن گرفتیم. یه جشن کوچولو کنار خانواده‌ای گرم و صمیمی.

اسم کیک رو یادم نمیاد، یه کیک خونگی مراکشی که مادر دوستم پختن. در مورد چایی هم که، هر چی تعریف کنم قطعاً کمه، چای مراکشی به شدت خوشمزه است. برای ریختن چای مراکشی از قوری به استکان، خیلی قوری رو در ارتفاع بالاتر می‌گیرن که هر چی بیشتر روی چایی کف کنه. کف بیشتر نشونه بهتر بودن چاییه.

مادر دوستم می‌گفت: مهمون تا سه روز اگه تو خونه میزبان کاری کنه و کمک کنه، شگون نداره. این رسم بود تو این خانواده مراکشی مسلمان. در همین راستا، بعد از تولد بازی، ما رو فرستادن که باز بریم گردش و جاهای بیشتری رو ببینیم. با دوستم و برادرش با ماشین رفتیم آلمان و شهر فرایبورگ (Freiburg). مرز بین فرانسه و آلمان تو جنوب غربی آلمان روی رود راین هست و نه کابینی بود نه پلیسی.

post391-2

توی شهر فرایبورگ چرخیدیم، بستنی خوردیم، یه کمی خرید کردیم از فروشگاه Muller که به شدت قیمت‌های خوبی داشت. به صورت عجیبی بعد از شهر کلن، شهر فرایبورگ برام جذاب و دوست داشتنی بود. شاید روزی از زندگیم مدتی این شهر رو برای زندگی انتخاب کنم.

جاهای زیادی رو از شهر قدم زدیم و چند جای دیدنی رو دیدیم:

  • کلیسای فرایبورگ | Freiburg Cathedral
  • تالار فرایبورگ | Freiburg Stadttheater
  • باغ شهر | City Garden
  • مونستر پلاتز | Munsterplatz
  • دروازه مارتین | Martinstor in Freiburg

Freiburg

باز انتخاب اینکه چه عکس‌هایی رو تو پست وبلاگم بذارم سخته، قطعاً با گوگل کردن Freiburg عکسای زیادی از این شهر رو می‌تونین ببینین. من چند تا عکس از جاهایی که کمتر ازشون عکس هست رو می‌ذارم.

عکس سمت راست که یه نیمکته به شکل گاو، البته می‌دونم شما هم تصورتون اینه چنین چیزی توی اسپانیا (به خاطر گاوبازی) یا حتی سوئیس (به خاطر دامداری) باشه، ولی اینجا آلمانه و نزدیک به مرز سوئیس، شاید علتش همین باشه حتی.

عکس سمت چپ قصه جالبی داشت. در زمان جاهلیت پیش از مسیح، تو این خطه از سرزمین، این موجود عجیب رو پرستش می‌کردن و از این موجود می‌خواستن که از اونا در مقابل شیطان محافظت کنه. البته که خب از نظر من خود این موجود اینقدر ترسناک بود که از خودش باید محافظت می‌شدن.

روشنی هوا هم که تو عکس مشخصه، علتش اینه که اون طرفا خیلی دیر خورشید غروب می‌کنه، حدود ساعت ۱۰ شب.

Freiburg

همین‌طوری که رد می‌شدیم، یهویی خط فارسی رو دیدم و بله، نام شهر اصفهان رو تو یکی از خیابون‌های شهر فرایبورگ دیدم. بله درست حدس زدین، اصفهان با شهر فرایبورگ خواهرخوانده هستن. از ۲۷ اکتبر سال ۲۰۰۰ این دو تا شهر به عنوان خواهرخوانده ثبت شدن.

در مورد اینکه خواهرخواندگی شهرها اصلاً چی هست و هدفش چیه، ساده‌ترین و قابل دسترس‌ترین منبع سایت ویکی‌پدیاست.

Doner

و بالاخره، روز قشنگ تولدم رو با یه دنر کباب خوشمزه از یه رستوران ترکی با گوشت حلال، به پایان قشنگش رسوندیم.

دهه چهارم زندگی سلام.

– – –

پی‌نوشت: در مورد گوشت حلال، یه سری وب‌سایت هستن که رستوران‌هایی که گوشت حلال دارن رو معرفی می‌کنن. اکثراً این رستوران‌ها یه برچسب مخصوص دارن که می‌شه جلوی در رستوران یا توی منو دید. اکثر رستوران‌های ترکی گوشت حلال دارن.

سفرنامه اروپا – قسمت سوم – خاک غریب

post386-0

*عکس از اینترنت گرفته شده است.

این سومین ورود من به اروپا و حوزه شنگن و آلمان و دومین ورود من به فرودگاه فرانکفورت بود. البته سفر سال ۱۳۹۴، فرودگاه فرانکفورت فقط مهر ورود زدم و با سرعت برق و باد خودم رو به پرواز برلین رسوندم، به اصطلاح فقط ترانزیت بودم.

برای این ورود خاطره‌انگیز یه تعبیر در پست‌های آینده می‌نویسم که واقعاً جالب بود.

از پرواز که پیاده شدم، توی دفتر Exchange همون اول خواستم ۵۰۰ یورویی رو خرد کنم که مسئول باجه گفت متاسفانه ما ۵ یورو کارمزد می‌گیریم، برو خرید کن تا بدون کارمزد پولت خرد بشه. برخورد جالبی بود و برای من عجیب! البته من برخوردهای اینطوری قبلاً دیده بودم از آلمانی‌ها که واقعاً انسان‌دوستانه و مهمان‌نوازانه است.

موقع مهر ورود، چند تا سوال ازم پرسیدن، یکی اینکه چند روز میمونی، چه شهرهایی اقامت داری و پرواز برگشتت چه روزی هستش. همه صحبت‌های شما رو با اطلاعاتی که از اسکن پاسپورت براشون نشون میده رو چک می‌کنن و مهر ورود می‌زنن و میگن خوش آمدید.

متاسفانه به دلیلی که من نفهمیدم چی بود، چند تا از سالن‌ها و ورودی‌های فرودگاه فرانکفورت رو بسته بودن، ما از ترمینال بین‌المللی خارج شدیم، به ترمینال داخلی رسیدیم و دوباره باید برمی‌گشتیم به ترمینال بین‌المللی تا بتونیم چمدون‌ها رو بگیریم. همه می‌گفتن مستقیم برو و من واقعاً ترسیده بودم! احساس می‌کردم تو این شهر فرودگاهی گم شدم! واقعاً هم شهر بزرگیه! هر چی مستقیم می‌رفتم نمی‌رسیدم، آخر یکی از مامورها گفت دنبال اون دو تا خانم برو! تا یه جایی از مسیر رو رفتم و اون دو تا خانم رو گم کردم، داشتم تلاش می‌کردم از یه باجه بپرسم چطوری باید برم ترمینال بین‌المللی که همون دختر صدام کرد گفت با من بیا اگه پرواز ایران‌ایر بودی. اصالتاً ایرانی بود و ساکن آلمان، انگار فرشته نجاتم شد. بهم گفت دیروز اتفاقی تو فرودگاه افتاده که ورودی‌های ترمینال رو بستن. بالاخره رسیدیم به سالن مربوطه و چمدونم رو گرفتم.

post386-1

خدا رو شکر فرودگاه اینترنت رایگان داره و من تونستم پیام بفرستم و تماس بگیرم، دوست فرانسوی‌ام که قرار بود برم خونه‌شون بهم زنگ زد و گفت برم ایستگاه اتوبوس تا به اتوبوسم برسم، دوستم برام یه اتوبوس خوش قیمت پیدا کرده بود که از ایستگاه اتوبوس فرودگاه فرانکفورت می‌رفت به نزدیک شهری که اونا هستن تا اونجا خودش با ماشین بیاد دنبالم.

از ترمینالی که من بودم، یه سری اتوبوس رایگان بودن که مسافرها رو به ایستگاه‌های مختلف اتوبوس و پارکینگ می‌بردن. سوار شدم و به راننده گفتم می‌خوام کجا پیاده بشم تا زمانی که باید پیاده شم رو بهم بگه، آقای راننده با اینکه خیلی دست و پا شکسته انگلیسی بلد بود، بهم گفت که کجا باید پیاده شم.

بعد از اون ورود و سختی گرفتن چمدون تو فرودگاه فرانکفورت، این دومین اتفاق جالب امروز بود. علی‌رغم اینکه هم خودم سایت FlixBus رو سرچ کرده بودم هم دوستم، هیچ اتوبوسی در روز چهارشنبه ۸ آگوست به شهر Strasbourg فرانسه نمی‌رفت! اینو چطور فهمیدم؟ آلمانی‌ها خیلی دقیقن و تقریباً تاخیر خیلی کم پیش میاد، وقتی هم تاخیری باشه رو تابلوهای ایستگاه‌ها می‌نویسن.

من چون زود رسیده بودم به ایستگاه اتوبوس، کمی توی سایه استراحت کردم تا ساعت شد ۱۲:۵۵، ساعتی که اتوبوس قرار بود بیاد، ولی نیومد! گفتم شاید تاخیر باشه تا ۱۰ دقیقه طبیعیه! اما وقتی بیشتر طول کشید، رفتم پای تابلو برنامه اتوبوس‌ها و دیدم هیچ اتوبوسی اون روز به استراسبورگ حرکت نداره [ایموجی خنده هیستیریک]

اینجا بود که برگشتم فرودگاه، اول از همه رفتم سوپرمارکت و فقط ۲ یورو پول خرد داشتم و دو تا ۵۰۰ یورویی، سوپرمارکت ۵۰۰ یورویی قبول نکرد و آب معدنی ۳ یورو بود. از اول فرودگاه فرانکفورت تا انتهاش رفتم تا بالاخره بانکی رو پیدا کردم که حاضر شد اسکناس من رو خرد کنه. باز مسئول گفت متاسفانه ما ۲ یورو کارمزد داریم و گفتم هیچ اشکالی نداره، من ۲ یورو رو خرد دارم و با این پولی که دارم حتی آب هم نمی‌تونم بخرم.

خب دیگه، اتفاق عجیب دیگه نبود؟ فعلاً که نه

بالاخره رفتم ایستگاه قطار فرودگاه که دقیقاً رو به روی همون سالن اولی بود که چمدونم رو تحویل گرفتم و خارج شدم. رفتم ایستگاه قطار، اول خواستم از دستگاه بلیط بخرم که چون اسم ایستگاهی که باید پیاده می‌شدم رو شک داشتم، رفتم از باجه بلیط خریدم. بلیط‌های لحظه آخری گرون‌ترین بلیط‌ها هستن [ایموجی گریه] اگر FlixBus ما رو گول نزده بود، بلیط قطار رو با قیمت خیلی پایین‌تر خریده بودم.

همچنان تو ایستگاه قطار، اینترنت رایگان بود، بعد از اینکه بلیط رو خریدم و رسیدم به پلتفرمی که باید سوار می‌شدم، دوستم زنگ زد که یه BlaBlaCar واست پیدا کردم نیم ساعت دیگه از فرودگاه حرکت می‌کنه (یه چیزی مثل اسنپ و تپسی که اشتراکی هست. معمولاً هم برای سفرهای بین شهری استفاده می‌شه) که بهش گفتم دیییییر زنگ زدی دیرهههه بلیط خریدم. عکس بلیطم رو براش فرستادم که بدونه کی می‌رسم شهر Basel سوئیس تا بیاد دنبالم.

post386-2

بلیط قطار رو حدود ۸۸ یورو، چند سنت کمتر خریدم. برای یک مسیر حدود ۲ الی ۳ ساعت، قطار اتوبوسی تندرو DB که اینترنت هم داشت.

مسیرهای قطار توی آلمان که من چند تا مسیرش رو دیدم، واقعاً سرسبز و جذاب بودن، مثل شمال خودمون، پر از درخت و طبیعت قشنگ.

یه سری صندلی‌ها هم با میز هستن که من منتظر شدم اون قسمت خالی بشه و رفتم اونجا نشستم تا راحت از منظره‌های بیرون لذت ببرم.

این بود خلاصه‌ای از استقبال عجیب و غریب کشور عزیز و دوست داشتنی آلمان جان برای این سفر ویژه من :)

post386-3

بازار وکیل

BazarVakil

بعد از ارگ کریمخانی، موزه پارس، حمام وکیل و مسجد وکیل به بازار وکیل می‌رسیم. بازار وکیل شهر شیراز یکی از مشهورترین بازارهای سنتی و تاریخی ایران است. این بازار که به فرمان کریم خان زند (۱۱۷۲ – ۱۱۹۳ ه. ق) ساخته شده، اکنون در مرکز شهر شیراز (شرق میدان شهدا) قرار گرفته‌است. (مسجد و حمام تاریخی وکیل نیز در کنار این بازار قرار دارند) بازار طویل خوش طرحی که از بهترین آثار کریم خان زند است و هنوز تقریباً سالم و پابرجای در شیراز باقی‌مانده، بنام «بازار وکیل» مشهور است و تصور می‌رود شهریار زند پس از ملاحظه بازار قدیمی لار (از آثار زمان شاه عباس کبیر) طرح آنرا در شیراز ریخته‌است. تمام کارهای بازرگانی، خرید و فروش کالاهای داخلی و خارجی و مبادلات پایاپای، صدور یا دریافت حوالجات و صرافیها همگی در حجره‌های این بازار انجام می‌گرفته و در واقع بازار وکیل مانند قلب واقعی شیراز بوده و تمام امور بازرگانی در آنجا به جریان می‌افتاده‌است.

BazarVakil

معماری این بنا بر گرفته از بازار قیصریه لار و همچون بازارچه بلند اصفهان ساخته شاه عباس کبیر است اما عرض بازار وکیل بیش از سایر بازارهاست. همچنین ۷۴ دهانه طاق ضربی بازار با ارتفاع بیش از ۱۱ متر مرتفع تر از طاق سایر بازارهاست که البته هم اینک به علت خاکریزی کف بازار، ارتفاع طاق‌ها به ده متر تقلیل یافته‌است.

این بنا امروزه نیز همچنان به عنوان بازار استفاده میشه. فرش فروشی و پارچه فروشی از اصناف غالب این بازار هستند.

– – –

پی‌نوشت: نزدیک به عید هست و به زودی مسافران نوروزی به شیراز میان، امیدوارم سفر خوبی داشته باشن.

مسجد وکیل

VakilMosque

یکی از بناهای تاریخی مجموعه زندیه مسجد وکیل هست که در سمت شرق حمام وکیل قرار داره. همونطور که در پست‌های پیشین می‌تونید ببینید، این مجموعه حدوداً در مرکز شهر قرار دارن. مجموعه زندیه شامل بازار، ارگ، آب‌انبار، حمام و سایر بناهایی هست که تا امروز چندین بنا معرفی شده و بعد از این نیز سایر بناها معرفی خواهد شد.

VakilMosque

مسجد وکیل، به نظر من، یکی از زیباترین معماری‌های زمان خودش را دارا هست. وقتی در اون قدم بزنین حس خیلی خوبی بهتون القا میشه. در محیط مسجد سکوت زیبایی برپاست، محل منبر طوری ساخته شده که کسی با صدای رسا صحبت کنه تمامی صحن مسجد صداش می‌پیچه.

در این ویدیو که توسط سایت مکان‌بین به اشتراک گذاشته شده، می‌تونین بخش‌هایی از این بنای زیبا رو ببینید.

حمام وکیل

VakilBath

چهارشنبه 7 اسفند 1392، عزمم رو جزم کردم که مطالب روزانه وبلاگم رو ساختاریافته‌تر و بهتر ادامه بدم. چهارشنبه‌های عزیز به شیرازگردی اختصاص دارن. در هفته‌های پیش از ورودی شمال شهر شروع کردیم و رسیدیم به مرکز شهر و مجموعه زندیه. بیشترین آثار تاریخی شیراز به زمان حکومت سلسله زندیه برمی‌گرده، این آثار واقعاً زیبا و به‌یاد موندنی هستن. 

تا امروز ارگ کریمخان زند و موزه پارس رو معرفی کردم. پست جدید بخش شیرازگردی به معرفی بنای بسیار زیبا و دیدنی “حمام وکیل” اختصاص داره. برای رسیدن به این مجموعه، می‌تونین از آدرس میدان شهرداری استفاده کنید.

حمام وکیل همونطور که از اسمش پیداست، مربوطه میشه به حمامی که در زمان سلسله زند ساخته شده است. در زمان قدیم، گرمابه‌های عمومی وجود داشتن. سبک معماری این گرمابه‌ها خاص و قابل توجه هست. این بنا یکی از پیشرفته‌ترین معماری‌های زمان خود را دارا بوده است.

VakilBath

در سال‌های گذشته، از این بنا برای مدتی رستوران سنتی استفاده می‌شد. بعد از اون، دو غرفه خوشنویسی و خاتم سازی در این بنا مستقر بودند که در سال اخیر، این بنا به موزه مردم شناسی تبدیل شده و در اون مجسمه افراد رو می‌تونین ببینین. یک بخش هم به مراسم حنابندان اختصاص داره که بسیار دیدنی هست.

در بنای ارگ کریمخان زند، حمامی وجود داره که از معماری حمام وکیل در آن استفاده شده که بسیار کوچک تر هست.

شیراز

Square

چهارشنبه‌ها واسه من روز ویژه‌ای هست، چون در این روز بخشی از شهرم رو معرفی می‌کنم. از نظر من شیراز یکی از فوق‌العاده‌ترین شهرهای دنیاست. درسته که شهرهای کمی رو دیدم، ولی همین که هیچ‌وقت از محل تولد و زندگیم خسته نمیشم و همیشه برام تازگی داره، نشون میده این حس کاذب نیست.

در هفته‌های گذشته، در 20 پست قبلی شیراز، اماکن مختلفی رو معرفی کردم، به مرور سایر آثار باستانی و دیدنی شیراز رو معرفی می‌کنم. امروز قصد دارم یکی از زیباترین میدان‌های شیراز رو که در مسیر از قلم افتاده بود رو معرفی کنم. این فراموشی علتش هم‌مکانی این میدان با دروازه قرآن بهترین و قشنگ‌ترین ورودی شیراز هست.

این میدان، به فلکه طاووس معروف هست که در ورودی شمال شیراز قرار دارد. این طاووس در هر فصل با گل‌های مناسب تزیین شده و نمای زیبایی در ابتدای شهر ایجاد می‌کند.

موزه پارس

ParsMuseum

موزه پارس یا عمارت کلاه‌فرنگی که در باغ نظر واقع است، یکی از زیباترین اماکن تاریخی شیراز هست. این بنا یک عمارت هشت‌ضلعی است که کریم‌خان‌زند در میان باغ نظر شیراز ساخت که در آن روزگار این عمارت باشکوه محل پذیرایی از مهمانان، سفیران خارجی و انجام مراسم رسمی و اعیاد گوناگون بوده‌است. بنا به وصیت کریم‌خان‌زند پیکر او را در شاه نشین شرقی این عمارت به خاک سپردند. ۱۳ سال بعد، آغا محمد خان قاجار به سبب کینه‌توزی نسبت به خاندان زند استخوان‌های کریم‌خان را از محل دفن خارج کرد و به کاخ گلستان منتقل کرد. در زمان پهلوی اول استخوان‌های کریم‌خان به جایگاه اصلی در همین مکان منتقل شد. 

این باغ و عمارت روبه‌روی ارگ کریم‌خان‌زند قرار گرفته است. باغ شامل درختان سرو و نارنج در بهار فضای دل‌انگیزی ایجاد می‌کند. در عمارت، موزه اشیای قدیمی برپا است. در موزه عکاسی ممنوع هست. شما می‌تونید نقاشی‌های قدیمی بسیار زیبایی رو در این بنا ببینید.

ParsMuseumMap

از آنجاییکه این بنا، یکی از بناهای مجموعه زندیه هست و این مجموعه در نزدیکی هم قرار دارن، برای بازدید از تمامی این مجموعه، بایستی صبح تا عصر رو به بازدید از مجموعه زندیه اختصاص بدین.

ارگ کریمخان زند

KarimKhanZand

در هفته‌های گذشته از شمال شهر حرکت کردیم و به مرکز شهر یعنی میدان شهرداری رسیدیم. میدان شهرداری مرکزیت بیشتر بناهای تاریخی مجموعه زندیه رو داره. اولین بنا از این مجموعه، ارگ کریمخان زند هست که محل زندگی کریمخان زند بوده است. ارگ کریمخان زند، در سال‌های بعد از حکومت زندیه، استفاده‌های مختلفی داشته و سال‌های پیش از 1350 هجری شمسی، زندان بوده است. اطلاعات تاریخی در مورد این بنا رو می‌تونید در لینک های که به عبارت ارگ کریمخان زند در متن پیوند خوردند بخونید.

این بنا، حیاط بسیار زیبایی داره که در فصل بهار و اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت محل بسیار مناسبی برای لذت بردن از بوی بهارنارنج هست. در شیراز از هر کسی بپرسین می‌خواین به دیدن جایی برین که بهارنارنج داشته باشه، باغ دلگشا رو معرفی می‌کنه، اما من ارگ کریمخان زند رو پیشنهاد می‌کنم. محوطه این بنا، به علت داشتن درختان نارنج به صورت مجتمع و نزدیک به هم، راهروهای بسیار لبریز از بوی بهار نارنج رو ایجاد می‌کنه که قدم زدن در این راهروها روح انسان رو تازه می‌کنه.

KarimKhanZand

ارگ کریمخان زند، یکی از کامل‌ترین بناهاست. یکی از اتاق‌های این بنا امروزه به مجسمه‌هایی از کریمخان و مهمانان خارجی و وزرا مزین شده است. این اتاق پنجره بسیار زیبایی داره که اگر عکاس خوبی باشین یه عکس فوق‌العاده می‌تونین جلوی این پنجره بگیرین.

در این مجموعه، مجسمه‌هایی از زن‌های قوم‌های مختلف اون زمان هم برای بازدید تهیه شده‌اند. همچنین غرفه صنایع دستی با لوازم بسیار زیبایی در این بنا برقرار هست. ارگ کریمخان‌زند، هنوز قسمت‌هایی رو داره که به مرور دارن مرمت می‌کنن و برای بازدید عموم باز می‌کنن. اخیراً حمام موجود در ارگ بازسازی و برای بازدید عموم راه‌اندازی شد.

این بنا دارای نقاشی‌های زیادی بر دیوارها بوده، که در زمانی که این بنا به عنوان زندان استفاده می‌شده تمامی دیوارها با گچ پوشانده شده‌اند و پس از تحویل بنا به میراث فرهنگی، معماران پرتلاش، برای مرمت بنا و سالم نگه داشتن این نقاشی‌ها تلاش کردن.

این بنا حس خیلی خوبی داره، آدم گاهی حس می‌کنه که وکیل‌الرعایا در این محل زندگی می‌کرده و به مردم خدمت می‌کرده. شاید یکی از جاهایی باشه که انسان ناخودآگاه به مباحث انسان‌شناسی علاقه‌‌مند بشه و تلاش کنه مثل کریمخان زند، بزرگوار و بخشنده باشه.

باغ ارم

EramGarden

باغ ارم به طور قطع یکی از زیباترین باغ‌های شیراز هست. قدمت این باغ به دوره سلجوقیان برمی‌گردد. اما ساخت و بنیانگذار اصلی این باغ به درستی مشخص نیست. به تعبیری با توجه به نظام آن زمان، برداشت می‌شود این باغ به یکی از حاکمان وقت تعلق داشته است. در تاریخ این باغ مالکان و حاکمان زیادی به خود دیده است.

در زمان فعلی این باغ به عنوان باغ گیاهشناسی و تحت مالکیت دانشگاه شیراز است. به همین علت ورودی این باغ برای دانشجویان دانشگاه شیراز رایگان هست. همانگونه که هفته پیش خیابان ارم، ضلع شمالی این باغ معرفی گردید. علاوه بر این خیابان، باغ ارم به بلوار دانشجو و میدان ارم و دانشگاه شیراز محدود می‌شود.

حوضچه ماهی این باغ هم بسیار معروف هست که در اطرافش درخت‌های بسیار زیبایی قرار دارن و محل کاملاً طبیعی برای لذت بردن از طبیعت ناب رو فراهم آورده. راهروها با درخت‌های بلند اطراف نیز محل‌های مناسبی برای پیاده‌روی و استنشاق هوای پاک و سالم هستن.

باغ ارم میزبان برنامه‌های زیادی بوده است. برنامه “خوشا شیراز” از صدا و سیمای فارس در این باغ ضبط می‌شود و در زمان ضبط این برنامه حضور در باغ آزاد هست و مردم می‌تونن از نزدیک بازیگران و بازیکنانی که به این برنامه دعوت شدند رو ببینن.

علاوه بر اینها، در باغ ارم نمایشگاه سنگ‌های قیمتی برپاست که می‌تونین از این نمایشگاه نیز بازدید کنین.