بایگانی برچسب: s

۹ تیر– شد ۱۹ ماه – یا – یک سال و ۷ ماه

سلام

نوشته امروز، شاید و کمی با بقیه نوشته‌ها فرق داشته باشه. قبلاً هم گاهی به حرفای مشابه اشاره کرده بودم، ولی این گاه‌شمارِ نوزدهمین ماه از مهاجرت رو به طور کامل می‌خوام به این حرفای گفته نشده یا کمتر گفته شده اختصاص بدم.

۱ سال و ۷ ماه از روزی که با کشور محل تولدم، برای ادامه زندگیم خداحافظی کردم. جایی که بهش وطن گفته می‌شه، جایی که اکثر مردم هم‌زبانت هستن. جایی که خانواده‌ات هستن، جایی که دوستات هستن! جایی که همه خاطرات عمرت اونجا رقم خورده!

ابتدای مهاجرت با یه کوله‌بار پر از ریسک، اضطراب، هیجان، دلتنگی و هزاران هزار احساس ناشناخته، پا به اقیانوسی می‌ذاری که ثباتی نداره و هر آن ممکنه طوفانی، تمام کشتی زندگیت رو در هم بشکنه!

[میان‌نوشت: بله طوفان همه جا هست، بی‌ثباتی، اتفاق‌های ناخواسته، شرایط اجتناب نا‌پذیر. مثال واضح همین بحران کرونا، که باعث شده خیلی‌ها شغل‌شون رو از دست بدن. اقامت‌های کاری به همین شغل وابسته هستن. شغل رو از دست بدی، اقامت رو از دست دادی!
این بی‌ثباتی و طوفان، تا زمانی که شخص بتونه اقامت دائم بگیره ادامه خواهد داشت! اقامت دائم آلمان چطوریه؟ حداقل ۲۱ ماه از شروع قرارداد و پرداخت مالیات که بگذره، با داشتن مدرک مرتبط زبان، شخص می‌تونه درخواست اقامت دائم بده. اینکه پروسه چقدر طول بکشه، شخص به شخص فرق داره]

شاید به نظرتون برسه این مبالغه است، ولی به خوندن این متن ادامه بدین.

یه دسته از آدم‌ها، وقتی می‌خوان مهاجرت کنن، همه دارایی مالی و غیرمالی خودشون رو تبدیل می‌کنن به دارایی‌های مورد نیاز کشور مقصد، به عنوان مثال:

  • مدرک تحصیلی
    (بر اساس کشور مقصد، یه سری تاییدیه، ترجمه، استعلام و … نیاز داره که هزینه مالی و زمانی داره، این تاییدیه‌ها برای هر کشور مختص به همون کشوره. پس اگر در میونه راه بخواین مقصد رو عوض کنین، هزینه مالی و زمانی دو چندان داره)
  • سوابق کاری و تخصص‌ها
    (متقاضی مهاجرت بر اساس کشور مقصد، دانش و تخصص لازم برای بازار اون کشور رو کسب می‌کنه. تخصص‌های کسب شده، لزوماً تو ایران به درد نمی‌خوره. یه سری مهارت‌ها مثل نرم‌افزارها، کاملاً اختصاصیه)
  • زبان
    (بر اساس کشور مقصد، شخص زبان بومی اون کشور رو یاد می‌گیره و مدرک می‌گیره)
  • فرهنگ و قوانین
    (بر اساس کشور مقصد، بایستی فرهنگ و قوانین رو یاد بگیره.
  • و خیلی چیزهای دیگه که الآن حضور ذهن ندارم

یه دسته از آدم‌ها، وقتی می‌خوان مهاجرت کنن، تمام بار زندگی رو جمع می‌کنن. مثلاً

  • از کاری که داشتن استعفا می‌دن.
  • خونه زندگی که داشتن رو می‌فروشن یا اگر مستاجر بودن، تخلیه می‌کنن.
  • وسایل زندگی رو یا می‌بخشن یا می‌فروشن.
  • دیگه هر چی دارن جمع و جور می‌کنن دیگه.
  • و خیلی چیزهای دیگه که الآن حضور ذهن ندارم

یه سری چالش‌ها هم این وسط وجود داره:

  • خبر دادن به خانواده‌ها چالش‌های خودش رو داره.
  • استعفا دادن از کار چالش‌های خودش رو داره.
  • آزاد کردن مدارک دانشگاهی چالش‌های خودش رو داره.
  • ترجمه و تایید کردن مدارک دانشگاهی چالش‌های خودش رو داره.
  • پیدا کردن کار تو یه کشور دیگه، وقتی ساکن اون کشور نیستی، چالش‌های خودش رو داره.
  • گرفتن وقت سفارت برای اقامت کاری، چالش‌های خودش رو داره.
  • فراهم کردن مدارک برای مصاحبه سفارت، چالش‌های خودش رو داره.
  • بستن بار و جمع کردن همه زندگی توی ۳۰ کیلو چمدون هم که چالش‌های خودش رو داره
  • و خیلی چیزهای دیگه که الآن حضور ذهن ندارم

فرض کنین همه این مراحل اولیه طی شد و رسیدیم به بخش آخر و پرواز کردیم به سمت کشور مقصد. تو این بخش می‌خوام یه مقدار از چالش‌های اولیه بگم.

  • دور باطل حساب بانکی
    • اولین چیزی که همه ما اینجا لازم داریم، یه حساب بانکیه که حقوق‌مون بهش واریز بشه. می‌ریم بانک برای باز کردن حساب بانکی. بانک از ما آدرس ثبت شده توی شهرداری (فرم ملده) می‌خواد.
  • پروسه ثبت آدرس (ملده کردن)
    • داشتن یک اجاره‌نامه از مالک اصلی و فرم ثبت آدرس از مالک اصلی، از الزامات برای ثبت آدرس در شهرداری محسوب می‌شه.
    • گرفتن وقت برای ملده کردن از شهرداری، تو دوران عادی که خودش ساعت‌ها تلاش لازم داشت. در مورد شرایط فعلی هم که باید زنگ بزنیم به تلفن گویا و آلمانی حرف بزنیم واقعاً خنده‌داره.
  • پروسه پیدا کردن خونه
    • می‌ریم خونه اجاره کنیم، مالک ازمون شوفا (پرینت حساب بانکی) می‌خواد.
    • می‌ریم قرارداد خونه بنویسیم، ازمون حساب بانکی می‌خوان برای برداشت ماهیانه اجاره.
    • می‌ریم پای قرارداد خونه، واسه واریز کاتسیون (همون رهن) ازمون حساب بانکی می‌خوان.
    • پیدا کردن خونه‌ای که با قرارداد کار اجاره داده بشه، سخت و زمان‌بره و نیاز به همت بالا، صبوری و کفش آهنی داره.
  • پروسه‌های اداری و بروکراسی پیچیده
    • گرفتن وقت اداره مهاجرت، یکی از سخت‌ترین کارهای دنیا و مشغله‌های سخت و زیان‌آور محسوب می‌شه! به خصوص وقتی آلمانی نباشی
    • یه حالت وجود داره که صبح زود بری توی صف وایسی، تا بتونی برای همون روز وقت بگیری.
    • من تو این مدت ۴ بار ناچار شدم این کار رو انجام بدم.
    • یک بار از این ۴ بار رو چون تنبلی کردم و به جای صبح زود، دیرتر رفتم، فقط ۳ ساعت بی‌خودی توی صف ایستادم تا بهم جواب بدن که مدارکت حاضره، ولی دوشنبه صبح زود بیا.
    • یک بار از این ۴ بار رو توی یک روز بارونی ۴ ساعت زیر بارون ایستاده بودم و خیس خیس رفتم داخل، که آخر هم به خاطر نقص مدرک، بهم گفتن برو و مدارک رو ایمیل کن. فکر کنم دلشون واسه یه موش آب کشیده سوخت.
    • بارها ممکنه به خاطر نیاز به یه مدرک دیگه، مجدد همین پروسه صف تکرار بشه.
    • بر اساس شغل و تخصص شما، پروسه‌های متفاوتی وجود داره. مثلاً برای رشته‌های علوم پزشکی. پروسه‌های اونا سه برابر پروسه‌های منه.
  • اقامت‌های موقت
    • اقامت‌های اولیه که مهاجران کاری می‌گیرن، وابسته به شغل هستن. ما باید توی شغل‌مون اونقدر تلاش کنیم که با وجود تمام تفاوت‌ها، هم‌تراز با بقیه باشیم.
      من برای رشته‌های دیگه رو نمی‌دونم، اما تو شاخه تخصصی من (دیجیتال مارکتینگ) تفاوت‌های فرهنگی تاثیر خیلی زیادی توی کارم داره. چیزهایی که من به خاطر بزرگ شدن تو یک فرهنگ دیگه باهاش آشنایی نداشتم. پس باید خیلی بیشتر مطالعه کنم.
    • برای درخواست اقامت دائم و بعد از اون پاسپورت، مدارک زیادی رو باید فراهم کرد. مهم‌ترینش اینکه شهروند خوبی بود. اگر توی مترو یا توی خیابون یا موقع رانندگی یا هر شرایط دیگه جریمه بشیم (یعنی قانون‌ها رو رعایت نکرده باشیم) امتیاز منفی داره.
    • فراهم کردن این مدارک یعنی تلاش‌های شبانه‌روزی، درس خوندن‌های زیاد (سر پیری)، و چندین امتحان
  • پروسه‌های بهداشت و درمان
    • یکی از بزرگترین چالش‌های عجیب و متفاوت اینجا، سیستم درمانیه. داشتن دکتر خانواده یکی از الزاماته. حالا شما فرض کن مثل من آلمانی بلد نباشی، کلاهت پس معرکه است. واسه من دقیقاً ۱۴ ماه طول کشید تا اون هم خیلی شانسی تونستم یک دکتر انگلیسی زبان تو محله خونه پیدا کنم.
      بهترین حالت واسه دکتر خانواده اینه که نزدیک خونه باشه.
    • گرفتن وقت از پزشک متخصص اینقدرها هم راحت نیست، گاهی باید ماه‌ها منتظر نوبت باشین.
    • دندون‌پزشکی رو نگم دیگه!‌ هزینه‌هاش هم که خیلی عجیبه!
    • ساعت‌های انتظار تو اورژانس هم که خودش چیزیه که واسه ما واقعاً عجیب غریبه.
    • تجویز دارو مثل نقل و نبات نیست. وقتی سرما می‌خورین بهتون میگن آب و چایی و سوپ مرغ بخورید. دیگه باید خیلی شرایط بحرانی باشه، مثل تجربه چند ماه پیش من، که فقط ۶ تا دونه آنتی بیوتیک بهتون بدن.
      علت این خودداری از تجویز دارو، عوارض داروهاست. پس به نوعی خیلی هم خوبه.
    • سی‌تی‌اسکن و ام‌آرآی هم به این راحتی‌ها نیست. عوارض این دستگاه‌ها روی سلامتی فرد باعث می‌شه حتی‌الامکان استفاده نکنن. سال گذشته من سرم ضربه خورد و تمام معاینات معمول بدون سی‌تی‌اسکن رو انجام دادن و بهم گفتن فقط در صورتی که تهوع شدید داری برگرد برای سی‌تی‌اسکن. که من خوب شدم خدا رو شکر.
      میزان اهمیتی که به سلامتی و عوارض دارو و دستگاه‌های پزشکی دارن خیلی خیلی زیاده. شاید علت سالم‌تر بودن آلمانی‌ها همین باشه که بدنشون مثل ما به قرص عادت نداره.

یادتونه خیلی وقت پیش یه پست گذاشته بودم که مهاجرت قالیچه پرنده نیست؟

خلاصه اینکه وقتی کسی مهاجرت می‌کنه، تازه زندگی جدید رو شروع کرده و با هزار تا چالش رو به رو می‌شه. اگر به دوستی پیام دادین که مهاجرت کرده و به شما جواب می‌ده الآن وقت ندارم، نه کلاس گذاشتن هست، نه رفته خارج هویتش رو فراموش کرده. فقط هزار تا دغدغه و پیچیدگی توی زندگیش هست که تا رسیدن به ثبات و گرفتن پاسپورت، هر روز همراهش می‌مونه!

یه چالش‌های عجیبی بعد از مهاجرت ممکنه پیش بیاد که آدم حتی به ذهنش هم خطور نمی‌کنه و روزها و گاهی هم ماه‌ها درگیرش می‌شه.

یه کمی از چالش‌های خنده‌دار براتون بگم:

  • پیدا کردن مواد غذایی مورد طبع، مثل پنیر، ماست یا حتی نون
  • اشتباهی تلفظ کردن کلمه‌ها گاهی نتیجه جالبی نداره [ایموجی خنده]
  • گم شدن‌های پیاپی تو سیستم حمل و نقل عمومی [ایموجی خیلی خنده]
  • سوتی دادن‌های بسیار زیاد در مسائل فرهنگی (شاید به نظرتون چالش نباشه، باید تو موقعیتش قرار بگیرید)

به صورت عجیبی الآن که دارم این متن رو می‌نویسم، چالش‌هایی که پشت سر گذاشتم رو یادم نمیاد. اون قدیما که اکانت توییتری داشتم که به زبان فارسی توییت می‌کردم، دقیقاً به همین نکته اشاره کرده بودم. که من وقتی ساعت‌ها تو صف اداره مهاجرت می‌ایستم، دعا می‌کنم دیگه پیش نیاد. ولی یک روز که می‌گذره، شیرینی موفقیتی که داشتم، باعث می‌شه اون سختی رو فراموش کنم.

یکی از نکات مثبتی که من اینجا تجربه کردم همین بوده، چیزی که براش تلاش کنی، به نتیجه برابر و حتی بیشتر می‌رسی.

درسته که بالاخره بعد از ۵ تا ۸ سال بعد از مهاجرت به آلمان، من می‌تونم به ثباتی که دنبالش بودم برسم، اما این ۵ تا ۸ سال اول، باید چندین برابر تلاش کنم تا با موفقیت پشت سر بذارم و قدم‌های محکمی تو مسیر آرزوهام بردارم.

دلم می‌خواست این پست رو بنویسم، که به صورت خلاصه بگم که مهاجرت تا رسیدن به فرودگاه و بلیط یک طرفه به خارج نیست. مهاجرت تازه از لحظه مهر ورود به اون کشور شروع می‌شه. انگار که نقطه صفر کلوین باشه!

باید از پایه زندگی بسازی، تو کشوری که هم‌زبانت نیستن و قوانین و فرهنگ خیلی متفاوت دارن.

– – –

پی‌نوشت ۱: من از مهاجرتم راضی‌ام .

پی‌نوشت ۲: مهاجرت سختی‌های خودش رو هم داره، سخت‌تری سختی موندگار مهاجرت، دوری از عزیزانه. البته خدا رو شکر ما تو عصر اینترنت زندگی می‌کنیم.

پی‌نوشت ۳: هیچ راه ساده‌ای برای مهاجرت وجود نداره. حتی ازدواج با یک تبعه کشور دیگه، اونا هم چالش‌های خودشون رو دارن.

پی‌نوشت ۴: اگر دوستی دارید که مهاجرت کرده و بهتون جواب نمی‌ده، از بی‌معرفتی یا گم کردن خودش نیست، دغدغه‌های زیادی داره.

پی‌نوشت ۵: با هم مهربون باشیم. هر تصمیمی عواقبی داره، درست! مثل مهاجرت که دلتنگی یکی از عواقب اجتناب ناپذیرشه. گاهی آدمی که مهاجرت کرده، دلتنگی اینقدر بهش فشار میاره که ممکنه پست غمگین هم بذاره. حق بدین بهش. بله، مهاجرت انتخاب خودش بوده، دلتنگی هم عواقبشه. با گفتن خودت خواستی مهاجرت کنی، اینقدر غر نزن، ناراحتش نکنید.
همین روزایی که به خاطر شرایط اجتناب‌ناپذیر کرونا، تقریباً همه دنیا قرنطینه شده بودن، چند نفر از شما دوری از خانواده رو تاب نیاوردین و واسه رفع دلتنگی رفتید پیش خانواده؟

پی‌نوشت ۶: می‌تونم ساعت‌ها پی‌نوشت بنویسم!‌ اما سخن کوتاه باید!

۹ خرداد – شد ۱۸ ماه – یا – یک سال و ۶ ماه

سلام

امروز نهم خرداد سال ۹۹ ِه (است یا می‌باشد)! به عبارتی ۹۹/۳/۹ یعنی یه نُه؟ نَه! سه تا نُه! 

کی باورش می‌شه رسیدیم به سال ۹۹، سالی که سال بعدش می‌شه دو صفر! جوونای نسل ما شاید شنیده باشن، وقتی ساعت می‌شد ۰۰:۰۰ بهش می‌گفتن دو صفر عاشقی، حالا تصور کنید سال دیگه که تاریخ سال همیشه دو صفره! 

بگذریم البته از این حرفا، امروز ۱۸ ماهگی تغییر محل زندگیمه! عدد ۱۸ واسه من خیلی مهمه. انگار عدد مقدس زندگیمه! در اینجا تاریخ تولدم ۱۸ ام ماهی هم شده، نشون از همین تقدس عدد ۱۸ و تاثیرش تو زندگی منه! 

می‌دونم که می‌دونید شوخی می‌کنم و می‌دونید که من به تقدس عدد ۱۸، صرفاً یه نگاه خاص بودن دارم. همین و بس!

۹ خرداد سال ۹۹، واسه من ۲۹ ماه می بود و با اینکه جمعه بود، سر کار بودم! از بدی‌های خارجه انگار، جمعه‌ها هم باید کار کنی!

اما آلبوم عکس‌های گوشی، خوب یادش بود که دقیقاً یک چنین جمعه‌ای در ۳۶۵ روز پیش، سورپرایزی رفتم ایران. هیچ‌کس خبر نداشت و یه خاطره خوب و باحال ساخته شد. 

درسته که خرداد خوبی نبود و مادربزرگم فوت کردن. اما این روزای درگیر با قرنطینه کرونا، کنسل شدن سفر به ایران و کنسل شدن تمام برنامه‌ها پشت سر هم، یادآوری اون روزها و خاطره‌ها، کمک می‌کنه دلتنگی رو تاب بیارم. 

– – – 

بگذریم از این همه غصه خوردن و حرص خوردن از دست کرونا که شده محور همه حرفا! 

– – – 

۱۸ ماه گذشت، باورم نمی‌شه یک سال و نیم گذشته از روزی که کل زندگیم شد ۴۹ کیلو بار و قدم گذاشتم تو دریای خروشان، شاید هم اقیانوس پرتلاطم! 

تو ۱۸ ماه گذشته، خیلی بیشتر از ۱۸ ماه زندگی کردم.

تو ۱۸ ماه گذشته، خیلی بیشتر از ۱۸ ماه سختی کشیدم.

تو ۱۸ ماه گذشته، خیلی بیشتر از ۱۸ ماه استرس کشیدم.

تو ۱۸ ماه گذشته، خیلی بیشتر از ۱۸ ماه تلاش کردم.

تو ۱۸ ماه گذشته، خیلی بیشتر از ۱۸ ماه زحمت کشیدم.

تو ۱۸ ماه گذشته، خیلی بیشتر از ۱۸ ماه قضاوت شدم.

تو ۱۸ ماه گذشته، خیلی بیشتر از ۱۸ ماه تنها شدم.

تو ۱۸ ماه گذشته، خیلی بیشتر از ۱۸ ماه یاد گرفتم. 

تو ۱۸ ماه گذشته، خیلی بیشتر از ۱۸ ماه درس پس دادم.

تو ۱۸ ماه گذشته، خیلی بیشتر از ۱۸ ماه ….

تو ۱۸ ماه گذشته، سوار قالیچه پرنده نبودم! 

تو ۱۸ ماه گذشته، مهاجرت کهکشانی رو با تمامی ابعادش تجربه کردم! 

تو ۱۸ ماه گذشته، چالش‌های مختلفی رو پشت سر گذاشتم. 

تو ۱۸ ماه گذشته، یاد گرفتم با خودم خوشحال باشم. 

تو ۱۸ ماه گذشته، انگیزه‌های جدید و تفریحات جدید پیدا کردم. (کانال یوتیوب و پیج اینستاگرام آشپزی)

تو ۱۸ ماه گذشته، جلسات روانشناسی رو شروع کردم و برای پیشرفت روحی خودم تلاش کردم. 

تو ۱۸ ماه گذشته، مهاجرت درونی رو بیش از پیش تجربه کردم. 

تو ۱۸ ماه گذشته، علی‌رغم دوری فیزیکی، به خانواده نزدیک‌تر شدم. (از نظر من هر روز حداقل یک ساعت حرف زدن، نشونه خیلی خوبیه) 

تو ۱۸ ماه گذشته، خرید اینترنتی رو یاد گرفتم [شما بخونید معتاد شدم] که برای آدمی مثل من که با جدیت با خرید اینترنتی مقابله می‌کرد، خیلی پیشرفت بزرگی بود. 

تو ۱۸ ماه گذشته، یاد گرفتم چالش‌های زیادی رو حل کنم و با خیلی از ارزش‌های شناختی اشتباه مقابله کنم. 

تو ۱۸ ماه گذشته، یاد گرفتم تو یه فرهنگ دیگه، با آدم‌های مختلف ارتباط برقرار کنم و دوستای جدید پیدا کنم. 

تو ۱۸ ماه گذشته، یاد گرفتم بیش از پیش قوی باشم و با قدرت به سمت آرزوهام حرکت کنم. 

تو ۱۸ ماه گذشته، حوادث، وقایع و مصیبت‌هایی رو تجربه کردم که تو کل عمرم تجربه نکرده بودم. 

تو ۱۸ ماه گذشته، ….

خیلی چیزا تو این ۱۸ ماه گذشته عوض شده، شاید برای بعضی‌ها که ارتباط کمتری با من دارن، به نظر برسه من تغییر کردم، که این تغییر به خاطر شرایط و محیط زندگی ناگزیره! اما من همون آدمم، با همون ریشه با همون آرزوهای قبلی!‌ با همون روحیه قبلی و چه بسا بیش از پیش بهتر و آسوده‌تر!

شاید زندگی تو یه محیط جدید با یه فرهنگ جدید، استرس‌ها و فشارهای جدیدی رو با خودش به همراه داشته باشه و این فشار و استرس، ناخودآگاه روی آدم تاثیر بذاره! اما، داشتن امید و خیال راحت از آینده روشن، مدیریت کردن فشار و استرس رو آسون‌تر می‌کنه. 

منِ نوعی، ممکنه یه وقتایی سرم خیلی شلوغ باشه، پر از برنامه کاری و کلاس زبان و مراقبت از خود و رسیدگی به کار خونه باشم، اما بازم تمام تلاشم رو می‌کنم واسه عزیزانم وقت بذارم، کمکی ازم بر بیاد واسه بقیه انجام بدم. 

شاید یکی از تغییرات این باشه که من دیگه تعارف ندارم، یه روزایی می‌شه که حتی وقت غذا خوردن ندارم، وقتی کسی چیزی ازم بخواد، دیگه درگیر تعارف نمی‌شم، می‌تونم خیلی راحت بگم وقت ندارم. 

شاید خیلی‌ها از این جواب این تعبیر رو داشته باشن که دختره مهاجرت کرده و دیگه کلاس می‌ذاره. رفته اون سر دنیا و دیگه مملکت خودش رو یادش رفته! اما صداقت مهمه!‌ وقتی آدم زمان یا امکان یا حتی توانایی انجام کاری رو نداره، چرا به دروغ یا تعارف یا هر چیز دیگه، رفتار کنه و در نهایت هم وقت خودش و وقت طرف مقابل رو تلف کنه. 

جونم براتون بگه که، تو ۱۸ ماه گذشته من خیلی بزرگ شدم!‌ خیلی زیاد! اینقدر زیاد که خودم هم باورم نمی‌شه!

من راضی‌ام از مسیری که برای مهاجرت طی کردم،

با همه پیچ و خم‌هاش!

با همه پستی بلندی‌هاش!

با همه سختی‌هاش و خوشی‌هاش!

با همه برنامه‌ریزی شده‌ها و حوادث پیش‌بینی‌نشده‌هاش! 

به تعداد آدم‌های روی زمین، مسیر وجود داره برای رضایت از خودش و زندگیش! درسته نگفتم مسیر وجود داره برای مهاجرت، چون آدم هر تلاشی تو زندگی می‌کنه برای رضایت خودش و آرامش خودشه. 

هر طوری از خودتون رضایت دارین، همون‌طور باشین. 

چشم و هم‌چشمی و تعارف، پایه و اساس زندگی‌هامون رو ریخته به‌هم!‌ 

من مسئول زندگی خودمم و فقط من مسئولم، نه هیچ‌کسی دیگه. من مسئولم از خودم مراقبت کنم، من مسئولم به خودم رسیدگی کنم و من مسئولم مسیر رسیدن به آرزوهام رو جاده‌کشی کنم! 

سخن کوتاه باید (البته بعد از این همه حرف که زدم! [ایموجی عرق شرم]) 

شما رو اول به خودتون و بعد به خدا می‌سپارم!

شاد باشید.

سلام به ماه نوزدهم! 

چطور در آلمان کار پیدا کنم؟

Job Seeking

سلام!

درسته که عنوان این نوشته مرتبط با آلمانه، اما قابل تعمیم به کشورهای دیگه و حتی کشور خودمون هم هست.

در دسته‌بندی کاریابی، از یکی از چالش‌های مهاجرت کاری که رزومه است نوشتم. کمی در مورد مصاحبه آنلاین توضیح دادم، سایت‌های کاریابی معروف رو معرفی کردم و در نهایت اینکه چطور به شرکت‌های آلمانی درخواست کار بفرستیم.

قبل از ادامه، مثل همیشه باید این رو بگم که:

من خبره نیستم، فقط و فقط تجربیات خودم رو می‌نویسم و قطعاً به همه ابعاد هم اشراف ندارم. مثلاً چی؟ من نمی‌دونم تو مصاحبه شغلی با کارشناس بیمه و خسارت، چه سوالاتی می‌‌پرسن. یا مثلاً نمی‌دونم برای متخصص UI چه تمرینی ممکنه بفرستن.
تخصص من دیجیتال مارکتینگه و تمام تجربیاتم در این حوزه خلاصه می‌شه. سعی می‌کنم در این پست فقط جنبه‌‌های عمومی کاریابی و مصاحبه رو توضیح بدم و در یک پست دیگه کمی بیشتر در مورد نحوه کاریابی در حوزه کاری خودم.

نتیجه پاراگراف بالا: من شاید جواب همه سوال‌های شما رو ندونم، ولی گوگل حتماْ می‌دونه، در نتیجه:

Google It

خب، بریم سراغ مقادیر بیشتری جزییات.

خب، اول از همه با این نکته شروع کنم که، یه فایل اکسل یا گوگل شیت درست کنین که بتونین درخواست‌های کار رو ثبت کنین، چرا و به چه دردی می‌خوره؟

  • یهو واسه یه شغل چند بار اپلای نمی‌کنین، چون شرکت‌ها آگهی شغلی‌شون رو روی سایت‌های زیادی می‌ذارن و اگه شما هم سایت‌های مختلف رو چک کنین و سوابق اپلای کردن رو ثبت نکرده باشین، احتمال اپلای تکراری وجود داره و انسان از انس میاد به معنای فراموشی. هر چقدر هم حافظه قوی باشه، با این وجود با حجم کاری که اپلای کردن داره و تعدادی که قراره اپلای کنین، فراموشی رو هم در نظر بگیرین.
  • برای بعضی از شرکت‌ها، پیگیری تاثیر مثبت داره. اینطوری با ایجاد ستون تاریخ، می‌تونین برای پیگیری‌های بعدی برنامه‌ریزی کنین.

خب، تو نکته‌های بالا، یه اشاره خیلی کوتاه و مختصری داشتم به تعداد اپلای، درست حدس زدین، پیدا کردن اولین کار خارج از وطن، نیاز به ممارست و صبوری بسیار زیادی داره. بارها و بارها با رد درخواست یا ریجکتی‌های خیلی زیادی روبه‌رو خواهید شد. پس کفش آهنی رو به پا کنید و آماده باشید برای مواجه شدن با درها و پنجره‌های بسته!

احتمالاً هستن کسایی که دقیق بدونن چند جا اپلای کردن تا کار پیدا کردن، عددهای سه رقمی به طور قطعی با درصد بالای ۸۰٪ و حتی عددهای ۴ رقمی هم ممکنه.

بالاخره بعد از درخواست‌های کار بسیار زیاد از طریق سایت‌های مختلف کاریابی به نتیجه رسیدیم، اما چطور؟

post547-2

در اکثر مواقع، مسئول منابع انسانی شرکت یا فرد دیگه‌ای که مسئولیت پیدا کردن نیروی کار رو داره، از طریق ایمیل با شما تماس می‌گیره. تو این ایمیل‌ها بعضی از اوقات لینک به یک سیستم تقویم برای انتخاب زمان مناسب برای شماست، یا اینکه خودشون چند تا تاریخ و ساعت رو برای مصاحبه مشخص می‌کنن و می‌گن هر کدوم برات مناسب‌تره رو انتخاب کن. حالت‌هایی که لینک تقویم دارن هم به دو صورت هستن. یا از شما می‌خوان ساعت‌های مقدورتون رو به صورت بازه زمانی انتخاب کنید که در نهایت خودشون بتونن بر اساس همه متقاضی‌ها، برنامه‌ریزی کنن. بعضی از موارد هم اسلات‌های مشخصی از زمان بر اساس ۳۰ دقیقه یا ۶۰ دقیقه نشون داده می‌شه که می‌تونین یکی رو انتخاب کنین.

می‌رسیم به زمان مصاحبه، اگر مصاحبه به صورت آنلاین باشه که در موردش نوشتم. اما نکته‌هایی که اینجا می‌گم به درد مصاحبه آنلاین هم می‌خوره.

سعی کنین پیش از مصاحبه، در مورد شرکت خیلی خوب مطالعه کنین، البته انتظار می‌ره که این مطالعه رو زمان اپلای انجام داده باشین، اما خب، من خودم هم دوره‌ای که دنبال کار بودم، فقط دنبال عنوان شغلی و زبان انگلیسی بودم، در مورد شرکت کمتر می‌خوندم. اگر دعوت به مصاحبه می‌شدم شروع می‌کردم با دقت و با جزییات خیلی زیاد، از تاریخچه شرکت تا محصول و غیره رو می‌خوندم.

یکی دیگه از کارهایی که تاثیر مثبت داره، در مورد اشخاصی که با شما مصاحبه خواهند داشت تحقیق کنین، بهترین مرجع لینکداین یا زینگ هست. اسم‌هاشون رو یاد بگیرین، تخصص‌هاشون رو بدونین.

دروغ نگید! از همه چیز مهم‌تر همینه. این رو زیاد شنیدم که می‌گن تو رزومه کمی مبالغه کنین تا بیشتر مشابه با شرح وظایف آگهی شغلی بشه، اما یادتون باشه، نیروهای منابع انسانی خبره‌ای رزومه شما رو بررسی کردن و با شما مصاحبه می‌کنن. در حوزه تخصصی هم، کسی (تیمی) که با شما مصاحبه خواهد کرد، توانمندی چندین برابر با شما داره. یه وقتایی بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای می‌پرسن در مورد “تخصص x” که نوشتی توضیح بده، چه کارهایی کردی و چه خروجی‌‌هایی برات داشته.

چیزی که من از چند مدیر منابع انسانی شنیدم این جمله بود: توی رزومه تخصص‌ها رو دارن، حتی Assignmet و یا Take Home Test رو هم انجام میدن، اما وقتی برای مصاحبه حضوری میان، حتی نمی‌تونن تستی که فرستادن رو توضیح بدن.

پوشش روز مصاحبه مهمه! هر چقدر هم بهتون بگن مهم نیست، ولی مهمه! اینکه مرتب، آراسته و با استایل کمی بیزنسی برای مصاحبه حاضر بشید، به نوعی نشون دهنده درایت شماست.

اکثر اوقات مصاحبه‌های اول و دوم تلفنی انجام می‌شن یا آنلاین. به طور مرسوم چه سوال‌های در مصاحبه اول می‌پرسن؟

هدف از مصاحبه اول آشنایی بیشتر شرکت با شماست، همینطور آشنایی بیشتر شما با شرکت، معنی این حرف چیه؟ یعنی اینکه شما همه اطلاعات مربوط به شرکت و شرح وظایف شغلی آگهی رو که اپلای کردین چونان قورباغه‌ای قورت دادین ولی یه سری سوال براتون باقی مونده. (سوال پرسیدن خیلی مهمه، مثلاً اینکه تو شرکت به چه زبانی صحبت می‌کنین؟)

توی این مصاحبه اول، جزییات بیشتر از رزومه رو می‌پرسن، از شما می‌خوان برخی از وظایفی که داشتین رو بیشتر و مفصل‌تر توضیح بدین. در مورد تاریخی که می‌تونین کارتون رو شروع کنین می‌پرسن و از همه چیز مهم‌تر، حقوق درخواستی!

این مبحث خودش یه پست لازم داره، اما من دانش کافی رو ندارم، فقط می‌تونم این نکته رو بگم که، خیلی خیلی باید با دقت و مطالعه، این عدد حقوق درخواستی رو اعلام کنین. با کمک سایت Gehalt می‌تونین رنج حقوقی مناسب برای هر شهر و تخصص رو پیدا کنین.

بعد از این چی می‌شه؟

اگه مصاحبه اول موفقیت‌آمیز باشه، بستگی به تخصص شما داره، در مورد تخصص من و در مورد برنامه‌نویس‌ها، شرکت‌ها یه  Assignmet و یا Take Home Test ارسال می‌کنن تا توانایی تخصصی و فنی “کارجو” رو بررسی کنن.

برای این تمرین به شما زمان می‌دن، مثلاً یک هفته و البته معمولاً این جمله رو میگن که “انجام دادن این تمرین فقط ۲ ساعت وقت لازم داره، بهتره در اولین فرصت جواب رو بفرستین”

از این مرحله به بعد، هر شرکتی روال خودش رو داره، بعضی از شرکت‌ها دو یا سه سری مصاحبه دیگه هم دارن، پس آمادگی مصاحبه‌های چند مرحله‌ای رو داشته باشین. گاهی پروسه مصاحبه و کاریابی توی یه شرکت، ممکنه ماه‌ها طول بکشه.

– – –

پی‌نوشت ۱: متن خیلی طولانی شد. همین جا به قول آلمانیا اشتاپ می‌کنم و در زمان دیگه‌ای اگر نکته‌های دیگه‌ای برای مصاحبه به نظرم رسید می‌نویسم.

پی‌نوشت ۲: آدم وقتی خودش یه مرحله‌ای رو گذرونده، به احتمال ۹۰٪، دغدغه‌ها و چالش‌ها رو فراموش می‌کنه، پس لطفاْ سوال بپرسید تا اگر توضیحی از قلم افتاده، حتماً اضافه کنم.

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت دوازدهم

Cost

این آخرین نوشته از سری نوشته‌های پیش از روز مصاحبه سفارت برای اقامت بلند مدت آلمان (ویزای جاب سیکر، ویزای جستجوی کار) هستش، نوشته بعدی رو به درخواست بلوکارت اختصاص میدم و آخرین نوشته هم روز مصاحبه.

یکی از مهم‌ترین سوالات همیشه اینه که گرفتن این ویزا چقدر هزینه داره. من تلاش می‌کنم با جزییات هر آنچه برای خودم هزینه بود یا محتمل بود هزینه بشه رو بنویسم. البته فقط به صورت لیست، چون ممکنه عدد این هزینه‌ها تغییر کرده باشه. پروسه ویزای من مربوط به بهار سال ۱۳۹۷ می‌شه.

  • تایید مدرک دانشگاهی
  • ترجمه مدرک دانشگاه
  • ترجمه شناسنامه
  • تایید مدرک دانشگاه توسط سفارت – ۴۵ یورو
  • تایید شناسنامه توسط سفارت – ۲۵ یورو
  • هزینه ویزای بلند مدت (روز مصاحبه) – ۷۵ یورو
  • هزینه زاب – ۲۰۰ یورو
  • هزینه‌های پستی مرتبط برای زاب
  • عکس بیومتریک
  • هزینه‌های بانکی (دریافت تمکن مالی)
  • هزینه‌های کپی و غیره
  • هزینه‌های متفرقه مثل آژانس و تاکسی و غیره
  • اگر ساکن تهران نباشید، هزینه سفر به تهران برای مصاحبه سفارت و همچنین روز دریافت ویزا

زمانی که من ویزا رو گرفتم، یورو ۹ هزار تومن بود حدوداً و کل هزینه من عددی حدود ۳ میلیون تومن شد. اما اینکه چقدر پس‌انداز لازمه تا این ویزا رو بگیریم، عددی در حدود ۵ هزار یورو به نظر شخصی من کافیه. حالا چرا؟

بریم سراغ چک‌لیست سفارت باز:

گواهی بانکی مبنی بر موجودی حداقل معادل ۴۳۲۰ یورو در حساب بانکی خودتان در ایران

خود سفارت برای ویزای ۶ ماهه جستجوی کار، مبلغ ۴۳۲۰ یورو رو اعلام کرده که شما باید در تمکن مالی نشون بدین و زمان ورود هم حداقل این مبلغ رو داشته باشید. این عدد میانگین هزینه زندگی در آلمانه. شما می‌تونید با ماهی ۵۰۰ یورو زندگی کنین، با ماهی ۱۰۰۰ یورو زندگی کنین و مشابه. بستگی به سبک زندگی شما داره. بسته به اینکه از چه تاریخی برید سر کار هم خب این عدد میتونه کمتر باشه و وجودش به شما برای آسودگی پشتوانه مالی به همراه داره قطعاً.

حالا چرا من میگم حدود ۵ هزار یورو، یکی اینکه ماه اول، ماه یادگیریه. دوم اینکه شما به جز این مبلغ ۴۳۲۰ یورو، یه سری هزینه دیگه هم برای خروج از کشور دارید، مثل بلیط و عوارض خروج از کشور و مثلاً وکالتنامه دادن به خانواده (اگر لازم دارین) و موارد مشابه.

قطعاً باید یه کمی دوراندیشی بیشتری داشته باشیم نسبت به این هزینه‌ها و چیزای بیشتری رو هم ببینیم.

سوال بعدی اینکه، آیا ما می‌تونیم خودمون پروسه رو پیش ببریم یا نیاز به وکیل داریم؟ قطعاً شما هیچ نیازی به وکیل ندارید، تمام ۱۱ پست قبلی فکر می‌کنم این رو نشون میداد، ولی اگه واقعاً فکر می‌کنین به وکیل احتیاج دارید، بهتره که خیلی خیلی دقت کنین. به هر کسی اعتماد نکنین.

و به نظرم آخرین سوال می‌تونه این باشه که:

از روزی که تصمیم گرفتیم و در سایت سفارت ثبت‌نام کردیم، چقدر زمان داریم؟

فقط یک مرجع دقیق برای جواب به این سوال وجود داره و فایل تخمین زمانبندی خود سفارته. که نوشته بیش از ۱۲ ماه، پس شما برای یک سال آمادگی رو داشته باشید و مدارک رو حاضر کنین.

– – –

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت اول

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت دوم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت سوم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت چهارم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت پنجم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت ششم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت هفتم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت هشتم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت نهم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت دهم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت یازدهم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت دوازدهم

آلمان – اقامت بلند مدت – بلوکارت

آلمان – اقامت بلند مدت – مصاحبه سفارت

– – –

پی‌نوشت ۱: همونطور که تا این قسمت متوجه شدین، من به چک‌لیست سفارت خیلی زیاد تاکید می‌کنم. مهم‌ترین و واضح‌ترین مرجع همینه.

پی‌نوشت ۲: هر سوالی دارید بپرسید، یا جوابش رو می‌دونم، یا جوابش رو براتون سرچ می‌کنم، یا منبع جواب رو براتون پیدا می‌کنم.

پی‌نوشت ۳: پیام‌های زیادی دارم که می‌گن چرا دانش و تجربه‌ات رو رایگان در اختیار همه میذاری، جواب اینه: کمک کردن به من احساس بهتری می‌ده، از نظر من تصمیم به مهاجرت، یه استیصال عجیب و احساس عدم تعلق به وطن رو داره، نباید تو چنین شرایطی، از کسی کسب درآمد کرد. بی انصافیه! شاید روزی هم من نیاز به کمک داشتم و کائنات با دست دیگری به من کمک کنه، همونطور که خودم هم با کمک خیلیا به این مرحله رسیدم. (از تک تک شون ممنونم.)