بایگانی برچسب: غذا

معرفی رستوران – ریسا چیکن

Risa Chicken

سلام

شنبه‌ها روز دورهمی با دوستان برای ناهاره. یکی از انتخاب‌های ما Risa Chicken هست که انواع غذاهای خوشمزه با مرغ رو داره.

اگر برلین هستین و هوس مرغ سوخاری دارین، دنبال KFC نگردین، فقط و فقط Risa Chicken

همونطور که در منو بالا می‌بینید تنوع خیلی خوبی داره، قیمتش هم عالیه و البته که رستوران حلال هم هست.

انتخاب همیشگی ما یه غذایی هست که شماره‌اش B2 هستش، شبیه به مرغ بریونه و واقعاً خوشمزه است.

Risa Chicken

البته که کنار اکثر غذاهاش، سیب‌زمینی سرخ‌کرده هم داره.

در تصویر نمای کلی این غذای خوشمزه پیدا نیست، پس بذارین براتون شرح بدم. نصف یک مرغ (شاید هم خروس) که به نظر می‌رسه روی تنوری از زغال بریون شده.

این مرغ چرب و چیلی رو روی نون‌هایی که شبیه به نون ترکی هست می‌ذارن. یه سس خوشمزه (نفهمیدم ترکیبش چیه) روی اون می‌ریزن و یه مقدار قابل توجهی هم سیب‌زمینی سرخ‌شده.

کنارش هم یه ظرف سس که شبیه به ماست‌موسیر یا ماست‌سیر یا همچین طعمی هست میذارن.

همین الآن هم که دارم در موردش می‌نویسم، از اقصی نقاط دهانم، بزاق ترشح می‌شه و با اینکه حسابی سیرم، ولی گرسنه‌ام شد.

نونی که زیر مرغ گذاشتن حسابی چرب و خوشمزه می‌شه، انگار نون زیر کباب [D:]

ریسا چیکن در برلین تعداد زیادی شعبه داره:

شعبه Zoologischer Garten

شعبه Schönhauser Allee

شعبه Moabit

شعبه Wedding

شعبه Neukölln

شعبه Tempelhof

رستوران ازاکا – رستوران ژاپنی در زاربروکن

Osaka Restaurant

سلام

روز شنبه، به مناسبت موفقیت یک ساله در مهاجرت، خودم رو به صرف غذای محبوبم یعنی غذای ژاپنی دعوت کردم و حسابی خودم رو تحویل گرفتم. سالگرد مهاجرتم بود و می‌خواستم خودم رو خوشحال کنم.

البته که قبلاً هم در مورد غذای ژاپنی نوشته بودم. از همین رستوران در زاربروکن. امروز با تمرکز بیشتری می‌خوام خود رستوران رو معرفی کنم.

خب بریم برسیم به معرفی این رستوران خوشمزه، البته حذف به مفهوم بود، رستوران با غذاهای خوشمزه.

رستوران ازاکا در زاربروکن به آدرس Dudweilerstraße 1, 66111 Saarbrücken در مرکز شهر و نزدیک به رود زار قرار داره. ساعت کاری رستوران از ۱۲ ظهر تا ۳ بعدازظهر و از ۶ عصر تا ۱۱ شبه. پس مثل من ساعت ۱ و نیم نرید که آخرش بیرون‌تون کنن :))

البته بیرونم نکردن ولی داشتن جمع می‌کردن.

اگه برای ناهار قصد رفتن به این رستوران رو دارید، سر ساعت ۱۲ اونجا باشید تا بتونید نهایت لذت رو ببرید. منو رستوران در دسته‌بندی‌های مختلف و غذاهای متفاوت، تجربه‌های هیجان‌انگیزی رو واستون رقم می‌زنه. از پیش‌غذا، تا غذای اصلی و دسر

اگر عاشق سوشی هم هستید، تنوع سوشی تو این رستوران واقعاً زیاده [من تا حالا اینجا سوشی نخوردم]

Osaka Restaurant

هر جا و هر رستورانی به عنوان پیش‌غذا یا حتی غذای اصلی یا حتی دسر، ادامامه سرو کنه، مطمئن باشید من سفارش می‌دم.

ادامامه یا لوبیای ژاپنی، طعمی شبیه به باقالی یا همون باقله گرمک خودمون داره. سس سویا هم کنارش می‌ذارن که من تا حالا با سس سویا امتحانش نکردم.

این رستوران، انواع مختلف سالاد رو هم داره، مثل سالادهای معمول و مرسومی که ما می‌شناسیم به اضافه سالاد جلبک، سالاد تن‌ماهی، سالاد آواکادو و …

دو مدل سوپ هم داره که من تا حالا امتحان نکردم، منوی کامل پیش‌غذاهاش رو اینجا ببینید.

علاقه من به ماهی فکر نکنم از کسی پوشیده باشه، حتی خواجه حافظ شیرازی هم خبر داره، اینجاست که رفتم سراغ فینگرفودهای رستوران که بیشتر شبیه انگشت‌های غول جک و لوبیای سحرآمیز بود، از بس حجم فینگرفودش زیاد بود.

ماهی بسیار خوشمزه‌ای که در عکس بالا در سمت چپ تصویر مشاهده می‌کنید با عنوان Shake Shinoyaki در منو در بخش فینگرفودهای این رستوران ارائه شده.

هر چی از خوشمزگی این ماهی بگم کم گفتم.

به عنوان غذای اصلی هم، که در تصویر اول این پست می‌تونید ببینید، Gebratene Udonnudeln سفارش دادم از منو نودل‌های رستوران، البته تو منو نوشته Suppen ولی قطعاً منظورش سوپ نیست، شاید هم باشه. [ایموجی خنده و تنبل در گوگل کردن ترجمه]

این غذا هم نودل بود با سبزیجات تازه و تخم‌مرغ که من بی‌نهایت خوشم میاد ازش.

منو کامل رستوران و بقیه غذاها رو هم اینجا ببینید.

Osaka Restaurant

و اما دسر

درسته که بعد از اون همه غذا داشتم می‌ترکیدم، ولی از Mochi Mix این رستوران نمی‌شه گذشت. بستنی انبه و بستنی نارگیلی بسیار خوشمزه و به شدت یخ!

خب بریم سراغ قیمت‌ها:

ادامامه: ۴ یورو

ماهی جانم: ۸.۵۰ یورو

نودل با سبزیجات: ۶.۹۰ یورو

دسر: ۳.۷۰ یورو

نوشابه: ۲.۷۰ یورو

آب ساده (بدون گاز): ۲.۸۰ یورو

یه مقداری هم مالیات به رسید نهایی اضافه شد و در مجموع شد ۲۸.۶۰ یورو. بله خیلی زیاده، ولی خب همیشه که مهاجرت آدم یک‌ساله نمی‌شه.

البته دفعه بعد اگر بیام فقط همون ماهی رو می‌گیرم، اینقدر بقیه‌اش زیاد بود که ترکیدم.

الآن که دارم این پست رو می‌نویسم، با فکر کردن به ماهی، باز هوس کردم. خدا رو شکر جمعه برمی‌گردم برلین و وقت ندارم دیگه برم رستوران ژاپنی :))

سفرنامه آمستردام – قسمت دوم – خوشمزه‌جات

Pancake Bar

سلام

صبحانه شنبه در دو وعده [ایموجی شکمو و خنده] – وعده اول سرویس هتل، و اما وعده دوم و توصیف‌نشدنی:

پنکیک فراموش نشدنی فوق‌العاده در Pancake Bar به این نقشه و آدرس، خیلی سرراست و راحت می‌تونین پیداش کنین.

همون‌طوری که از عکسش پیداست، بی‌نهایت بزرگ بود، اما خب می‌شد یک نفره تمومش کرد [آخ دارم منفجر می‌شم]. می‌تونستین پنکیک رو با انواع شیرینی‌جات، میوه، پنیر و حتی تخم‌مرغ سفارش بدین. پنکیکی که من سفارش دادم، با شکلات فندقی بود.

البته پیشنهاد می‌کنم Dutch Mini Pancakes سفارش بدین که پنکیک‌های خیلی کوچیک و برشته بود.

این صبحانه / ناهار روز شنبه بود. برای عصرونه هم رفتیم لانژ هتل که متاسفانه تصویری از اون غذاهای میان‌وعده خوشمزه در دسترس نیست.

به دعوت دوستان، شام رو رفتیم رستوران Chin Chin، سبک جدیدی از رستوران، ترکیبی از رستوران، بار، کلاب، دیسکو! البته این گزینه‌های آخرش فقط شب‌های جمعه و شنبه از ساعت ۱۱ به بعد برقرار بود. وقتی ما رفتیم فقط رستوران بود و در طول هفته هم فقط رستورانه.

برای نقشه و آدرسش اینجا کلیک کنین.

Chin Chin Restaurant

وقتی رسیدیم رستوران، برای هر نفر، یه Fortune Cookie گذاشته بودن، از این شیرینی‌های ترد که وقتی می‌شکنیش، وسطش فاله. به ۶ تا زبون هم فال رو نوشته بود.

برای من هم نوشته بود:

برای یک اتفاق یهویی و خوشحال‌کننده آماده باش (البته اگه درست ترجمه کرده باشم – به هر صورت ترجیح می‌دم ترجمه‌اش این باشه)

البته من به جای غذای اصلی، فقط از منو پیش‌غذا انتخاب کردم، دامپلینگ سرخ شده و بال کبابی. ادادامه هم که معرف حضورتون هستن.

پیشنهاد می‌کنم که جینجر رو بین نوشیدنی‌ها (بدون مسکرات) امتحان کنین. واقعاً خوشمزه است.

دسر هم که بستنی وانیلی، آناناس و Maple syrup بود که نمی‌دونم ترجمه‌اش چی می‌شه.

اینا خلاصه کوتاهی بود از خوشمزه‌جات روز شنبه. روز یکشنبه رو با صبحونه خیلی خوب هتلی شروع کردیم که دیگه از تصویرش بگذریم [ایموجی خنده – آخه خیلی شکمویی بود، هر چی بود رو آوردم!]

Pluk

یکشنبه، بعد از صبحونه، رفتیم حسابی قدم زدیم و توی محله Negen به پیشنهادات تمامی سایت‌ها رفتیم کافه Pluk و قهوه خوردیم، البته که من قهوه نخوردم و کاپوچینو خوردم.

آدرس کافه Pluk رو اینجا می‌تونید پیدا کنین.

بعد از این گشتیم دنبال یه جا برای ناهار، نزدیک به هتل جایی رو پیدا کردیم که فودکورت بود و انواع و اقسام غذاها رو می‌شد پیدا کرد، حتی غذای ترکی و دنر / حلال.

اسم این فودکورت Foodhallen بود که تو فروشگاه De Hallen Amsterdam واقع شده بود. آدرس و نقشه‌اش رو هم رو هم اینجا می‌تونین پیدا کنین.

رفتیم و چرخ زدیم و منو همه رستوران‌ها رو دیدیم و قابل پیش‌بینی بود که من با دیدن فیش‌اندچیپس، دیگه چیزی به نظرم نیاد. و شد آنچه شد.

ماهی بی‌نهایت خوشمزه و برشته، با یه عالمه سس و سیب‌زمینی.

Fish & Chips

در برلین کجا برگر بخوریم؟

Burger Zone

سلام

این قسمت: شکم‌پروری

ما گول خوردیم، خیلی زیاد بود، شما اگه حجم غذاتون نرماله، یه دونه ساندویچش با سیب‌زمینی سرخ کرده رو سفارش بدین [ایموجی D:]

این عکسی که مشاهده می‌کنید رو خودم گرفتم. از عکسایی که از جاذبه‌های گردشگری گرفتم بهتر شده [ایموجی اون میمون که دستاش رو گذاشته رو چشماش]

این عکس متعلق به جناب برگر فروشی BurgerZone در برلین به آدرس Maaßenstraße 2, 10777 Berlin می‌باشد. از منو، غذای شماره ۱، دو تا برگر با سیب‌زمینی سرخ‌کرده و نوشابه. قیمتش رو اگه اشتباه نکنم بین ۷ تا ۸ یورو بود، دقیقش رو یادم نیست.

اگه دنبال یه برگر فروشی هستین که حلال باشه، این برگری پیشنهاد می‌شه، کنارش هم البته PizzaZone هست که اون هم پیتزاهاش خوشمزه است.

این پست با یک روز تاخیر به مناسبت روز چیزبرگر نوشته و ارسال شده است.

روز هلو vs روز برگر

Peach VS Burger

سلام

برای نوشتن پست امروز، رقابت تنگاتنگی بود بین برگر و هلو! که در نهایت به علت اینکه اینجانب به دلیل حساسیت از خوردن هلو محرومم، هلو انتخاب شد.

صحبت خاصی نیست، فقط چند تا از خواص و فواید هلو رو براتون می‌نویسم:

  • دارای آنتی‌اکسیدان
  • مانع از بروز هیپوکالمی
  • ضد سرطان بودن
  • مراقبت از پوست
  • ارتقا سلامت چشم‌ها
  • مفید بودن برای زنان باردار
  • بهبود هضم
  • اثرات مثبت روی سیستم عصبی
  • ضد چاقی
  • تقویت سیستم ایمنی بدن
  • پایین نگه داشتن سطح کلسترول بد
  • ضد پیری
  • بهبود سلامت استخوان و دندان‌ها
  • سم‌زدایی بدن
  • کمک به درمان استاز خون
  • بهبود سلامت یاخته‌ای
  • مانع از اختلالات عصبی
  • محافظت از بدن در برابر کم‌خونی
  • کاهش التهاب
  • کاهش ریزش مو
  • حذف کرم روده
  • ادرارآور بودن
  • پاک کنندگی کلیه
  • مهار فعالیت رشد تومورها
  • جلوگیری از بروز سرطان پوست
  • جلوگیری از اختلالات مغزی
  • یک مرطوب‌کننده‌ی عالی برای پوست
  • تمیز کردن پوست سر

مقاله اصلی رو اینجا بخونید.

– – –

پی‌نوشت ۱: از برگر شب‌چره و ۱۱۰ شیراز که نمی‌شه گذشت.

پی‌نوشت ۲: خارج از ایران اگه جایی قصد داشتین برگر سفارش بدین، کنارش حتماً سیب‌زمینی هم بگیرید، اینقدر برگرهاشون کوچیکه که نگم دیگه. امضا یک متعجب از دیدن برگرهای اینجا.

پی‌نوشت ۳: اینکه چرا روز هلو، یک میوه سالم، با روز برگر، یک غذای نیمه سالم مصادف با هم شدن رو باید از نام‌گذارها پرسید.

پی‌نوشت ۴: اینکه چرا من به هلو حساسیت دارم، هیچ دلیلی براش موجود نیست، همونطور که به اینا هم حساسیت دارم:
– کیوی
– خرمالو
– بادمجان
– گوجه فرنگی
– انگور
– طالبی
– خربزه
– و خیلی چیزایی دیگه که یادم نیست و نمی‌دونم.

پی‌نوشت ۵: حساسیت چطوریه؟ برای من خیلی شدید نیست، فقط به خارش صورت و گلو و بدن و گاهی بسته شدن راه تنفسی‌ام منجر می‌شه (به شرطی ۱۰ کیلو بادمجون در حال جوشیدن باشه). اگه میوه‌فروشی سینی هلو رو تو پیاده‌رو گذاشته باشه و من از فاصله یک متری‌اش هم رد بشم، باز تمام بدنم به خارش می‌افته! البته من تلاش می‌کنم با حساسیت مقابله کنم. چون از خیر کشک‌بادمجون و میرزاقاسمی نمی‌شه گذشت. ولی این حس رو به طالبی و انگور و خرمالو ندارم.

پی‌نوشت ۶: این پست بیشتر از متن، پی‌نوشت داشت.

پی‌نوشت ۷: خوش به حالتون که هلو اینقدر خاصیت داره و من ازش محرومم!

پی‌نوشت ۸: شما هم هلو رو به برگر ترجیح میدین الآن؟

پی‌نوشت ۹: شما هم به نظرتون میاد خواص هلو خیلی به خواص لیمو شبیهه؟

پی‌نوشت ۱۰: میوه بخورید.

چرا آشپزی می کنم؟

Cooking

سلام

خیلی وقت پیش یه پست آزمایشی نوشتم در مورد آشپزی که بازخورد و بازدید زیادی نداشت و باعث شد این سبک نوشته رو ادامه ندم.

شما وقتی تنها زندگی کنین، شاید چند مدت با رستوران و غذای آماده بتونین سر کنین، اما از یه جایی دلتون غذای خونگی و طعم مشابه با غذای مامان‌پز می‌خواد. اینجاست که آشپزی کردن به داد آدم می‌رسه.

از این حرفا که بگذریم، می‌رسیم به اینکه اصلاً من چرا آشپزی می‌کنم و چرا پست‌های آشپزی رو می‌ذاشتم استوری اینستاگرام.

آدم وقتی تنها زندگی می‌کنه، برای گذران وقتای تنهاییش، نیاز به یه سرگرمی داره و چه سرگرمی‌ای بهتر از آشپزی که پر شده از خلاقیت و حس خلق کردن و در نهایت لذت خوردن یک غذای خوشمزه.

بریم سراغ موضوع دوم که چرا استوری می‌ذاشتم. فکرم پشت استوری گذشتن‌ها دو چیز بود، یکی اینکه خانواده می‌بینن و خیالشون راحته که من به خودم رسیدگی می‌کنم. منظور فقط پدر مادر نیست، وقتی بقیه جلوی پدر مادرم بگن چه خوبه سمانه اینقدر آشپزی می‌کنه، اونا خیالشون بیشتر راحت می‌شه.

هدف بعدی این بود که شاید آدمایی دیگه باشن که تنها زندگی می‌کنن و دنبال پختن غذاهای سریع و راحت هستن. از اینکه رو استوری‌های اینستاگرام بازخورد مثبت زیادی گرفتم، باعث شد بیشتر انگیزه داشته باشم برای آشپزی کردن و پیدا کردن غذاهای ساده و حتی خلق غذاهای ساده.

پایان پیام!

آشپزی آسان – پست آزمایشی

Iranian Food

سلام

این یه پست آزمایشیه، که اگر به نظرتون جالب باشه، هر هفته یک پست آموزش آشپزی برای غذاهای ساده مناسب برای زندگی‌های شلوغ امروزی (زندگی کارمندی و زندگی‌های مستقل و مجردی) بذارم.

غذاها معمولاً اسم ندارن، یا از تغییر دادن غذاهای موجود ساخته شدن. مثلاً غذایی که امروز می‌خوام در موردش بنویسم، با دخل و تصرف در غذای گیلانی واویشکا تهیه شده.

اسم خلاقانه پیشنهاد بدین، من که اسمش رو گذاشتم خوراک گوشت

مواد لازم:

گوشت خرد شده (نگینی)
سیب‌زمینی خرد شده (نگینی)
گوجه‌فرنگی خرد شده (نگینی)
قارچ خرد شده (نگینی)
پیاز خرد شده (هر جوری دوست دارین، من معمولاً رنده می‌کنم)
ادویه (هر چی دوست دارین، من معمولاً نمک، فلفل قرمز، فلفل سیاه و پودر سیر استفاده می‌کنم)
سایر موارد ممکن: فلفل دلمه، نخود فرنگی، ذرت، هویج، کدو، بادمجون و هر چی دوست دارین.

طرز تهیه:

سیب زمینی نگینی رو تفت دادم تا بپزه. بعدش پیاز رو تفت دادم تا کمی طلایی بشه، گوشت خرد شده رو اضافه کردم تا بپزه، ادویه رو اضافه کردم و بعدش، قارچ، سیب‌زمینی خرد شده سرخ‌شده و گوجه‌فرنگی خرد شده رو اضافه کردم تا ترکیب بشن و حسابی خوشمزه بشن.

به همین سادگی توی ۳۰ دقیقه می‌تونین یه غذای خونگی و سالم و خوشمزه داشته باشین.

سوشی روزت مبارک

Sushi

سلام

خودم هم ۱ دقیقه‌ای به عنوان این پست خندیدم، ولی درست فهمیدین، امروز، ۱۸ ژوئن روز جهانی سوشیه! روز جهانی کلپچ نداریم چرا؟

بله، سوشی، همون که اسمش رو می‌شنوین یاد ماهی خام میفتین!

من تجربه چندانی در خوردن سوشی ندارم، هر دو باری که سوشی رو تست کردم از رستوران نبوده، بسته‌بندی آماده از فروشگاه یا سوشی‌بار بوده.

با اینکه اصلاً خوشم نیومده، ولی واقعاً دلم می‌خواد تو یه رستوران خیلی خوب تستش کنم تا بفهمم این سوشی چیه که همه عالم دیوانه اوست!

شاید براتون جالب باشه که بدونین، سوشی یه روش نگهداری ماهی بوده، بعد دیدن چه باحال خوشمزه هم می‌شه، دیگه وارد سفره غذایی می‌شه! در حدی که پرچم‌دار سفره ژاپنی می‌شه (عنوان یه پست بود فقط، تحقیق نکردم ببینم درسته یا نه) و جام جهانی سوشی هم برگزار می‌شه!

مراقبت از خود

kitchen preparing healthy food

سلام

داشتم برای خودم شام درست می‌کردم که جریان این پست به ذهنم خطور کرد! خیلی ادبی شد، ایده نوشتن برای پست امروز به ذهنم رسید!!!

بله، یه وقتایی همین‌طور ساده، ایده به ذهن آدم می‌رسه، یه وقتایی هم باید هزار تا مقاله بخونم تا چشمه خشکیده “قلم” باز بجوشه و بشه نوشتن رو از سر گرفت!

بگذریم!

داشتم برای خودم شام درست می‌کردم که یادم افتاد به چند ماهی که خونه عمه جانم زندگی می‌کردم. هر روز صبح وقتی می‌خواستم برم سر کار، یه پاکت بزرگ به من می‌دادن، میان‌وعده صبح، ناهار (غذای اصلی و سالاد)، میان‌وعده بعدازظهر. وقتی هم که رفتم خونه خودم و روزهای تعطیل که می‌رفتم خونه‌شون، برای حداقل سه روز بعد بهم غذا و خوراکی می‌دادن.

این فکر یه کمی عمیق‌تر شد و رسید به زمانی که مامانم هم‌سن و سال الآن من بود و اون زمان، من کلاس اول بودم! اون زمان، مادرم صبحا من رو حاضر می‌کرد، ناهار رو حاضر می‌کرد، من رو می‌فرستاد مدرسه و خودش می‌رفت سر کار (البته یک هفته در میون، ما شیفت صبح و عصر داشتیم).

خواستم کمی غصه بخورم که تو این سن و سال، مادر که نشدم هیچ، زندگی خودم رو هم ندارم که یاد پست سرنوشت افتادم. من تو زمان خودم زندگی می‌کنم، نه از مادرم جلوترم و نه عقب‌تر!

در نهایت اینکه، در زمان‌های گذشته، همیشه کسی بوده که به من رسیدگی کنه، از من مراقبت کنه، به فکر غذا و تغذیه‌ام باشه. الآن خودمم و خودم.

پس باید مراقب خودم باشم!

نکته مهم: از میوه و سبزیجات غافل نشید.

فلافل!

Falafel

سلام

حتی فلافل هم روز جهانی داره! پس کباب چی؟ کلپچ چی؟ اصلاً آش سبزی شیرازی چی؟ جدی چرا غذاهای ایرانی روز مخصوص ندارن؟ شاید هم دارن! شاید هم مثل کباب کوبیده، رستوران‌های عربی به اسم غذای خودشون ثبتش کردن!

بگذریم البته، روز فلافل مبارک [ایموجی خنده]

طرز تهیه فلافل

لینک اول

لینک دوم

اینو هم اضافه کنم که من یکی از بهترین فلافل‌های زندگیم رو، یکی از غذافروشی‌های نزدیک ترمینال جنوب تهران خوردم! ضمن احترام به بوشهر و اهواز و سایر شهرهای وابسته!