بایگانی برچسب: تکنولوژی

زنان ایرانی در حوزه تکنولوژی

Persian Women in Tech

سلام

با توجه به اینکه روز پنجشنبه، ۱۰ بهمن یا همون ۳۰ ژانویه، رویداد بعدی Persian Women in Tech در برلین برگزار می‌شه، تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم.

اولین نکته قابل توجه این رویداد اینه که به زبان انگلیسی برگزار می‌شه و مخاطبش همه هستن، نه فقط زنان. تمرکزشون هم روی حمایت بیشتر از زنان ایرانی، خاورمیانه و شمال آفریقاست.

برنامه رویداد هم در دو بخش اصلی هست، شبکه‌سازی و پنل. در قسمت پنل ۴ مهمان دعوت می‌کنن و با حضور مجری که بحث رو هدایت می‌کنه و سوالات رو می‌پرسه.

با توجه به اینکه موضوع اون پنل چی باشه، از افراد متخصص اون موضوع برای مهمانان پنل دعوت می‌کنن.

تجربه خوب و قابل توجهیه، بررسی کنید ببینید آیا در شهر شما برگزار می‌شه یا نه، حتماً‌ یک برنامه رو شرکت کنید، مطمئنم خوشتون میاد.

در این لینک می‌تونید اطلاعات رویدادهای آینده رو ببینید.

– – –

اطلاعات بیشتر:

آدرس وب‌سایت

صفحه فیسبوک

پروفایل اینستاگرام

پروفایل توییتر

کانال یوتیوب

زنان ایرانی، فعال در حوزه تکنولوژی

post674-0

سلام

هفته آینده، چهارشنبه، ۲۰ نوامبر، آخرین ایونت Persian Women in Tech در سال ۲۰۱۹ در برلین برگزار می‌شه.

اگر می‌خواین بدونین Persian Women in Tech چیه و کجاها فعالیت دارن، می‌تونین وب‌سایت‌شون رو ببینین:

Persian Women in Tech

با توجه به اینکه ماه دسامبر، کریسمس و عید خارجیا محسوب می‌شه، برای همین آخرین ایونت سال در شهرهای مختلف رو در دو هفته آخر ماه نوامبر برگزار می‌کنن.

ایونت برلین هم چهارشنبه، ۲۰ نوامبر در دفتر Dalia Research برگزار می‌شه.

post674-1

خانه‌های هوشمند – آسایش یا اضطراب

Smart Home

سلام

زندگی‌هامون دیگه هیچ‌وقت مثل قبل نمی‌شه. همه چیز رو به پیشرفته. حتی یادمون نمیاد زندگی‌هامون قبل از وجود این همه وسیله الکترونیکی و بعد از اون وسایل هوشمند، چطوری بوده.

شما یادتون میاد؟

آره خب، هنوز یه چیزایی یادمون میاد از وقتی که کامپیوتر نبود، یا حتی قبل‌تر، از وقتی که حتی تلفن هم نداشتیم.

که البته یادآوری گذشته و سبک زندگی قبلی، موضوع این پست نیست.

خب یه خونه هوشمند چه خصوصیاتی داره؟ آیا اینکه یه تلفن همراه هوشمند داشته باشیم یا با داشتن یه Google Home خونه ما هوشمند می‌شه؟

درسته وجود اینا بخشی از یک خانه هوشمند محسوب می‌شه، اما همه امکانات نیست.

وقتی شما سیستم‌های یک خانه هوشمند رو داشته باشید که زیرساخت، سخت‌افزار و نرم‌افزار رو شامل می‌شه، تمام امور (یا حداقل اکثر امور) خونه رو می‌تونین باهاش مدیریت کنین.

فرض کنین قصد دارین از یه سفر طولانی به جزایر خوش و آب و هوای هاوایی، برگردین به خونه‌تون که تو سردسیرترین منطقه دنیا واقع شده. به این فکر می‌کنید که وای حالا اگه برسم خونه یخ می‌زنم از سرما که یادتون میاد می‌تونین سیستم گرمایشی خونه رو با اپلکیشنی که روی موبایل‌تون دارین، روشن کنین و دمای خونه رو پیش از رسیدن به دمای مطبوع برسونید.

فرض کنین صبح برای بچه‌ها غذا پختین و رفتین سر کار، اما یادتون نمیاد زیر گاز رو خاموش کردین یا نه؟

فرض کنین صبح یه جلسه مهم دارین و زنگ ساعت نمی‌تونه شما رو بیدار کنه، از خونه هوشمندتون می‌خواین شما رو بیدار کنه.

بله، یک خونه هوشمند می‌تونه برخی یا همه این قابلیت‌ها رو داشته باشه.

این مقاله رو بخونید. بر اساس این مقاله، این قابلیت‌ها رو یک خونه هوشمند می‌تونه داشته باشه:

  • روشنایی
  • امنیت
  • دما
  • لوازم خانگی
  • تفریح
  • تشخیص تحرک
  • امکان مدیریت با تلفن همراه هوشمند
  • سیستم بیدار باش

البته ممکنه من درست ترجمه نکرده باشم. پس حتماً مقاله اصلی رو بخونید.

حالا بریم سراغ بهترین وسایل برای خانه هوشمند شما:

  • قفل‌های هوشمند
  • Google Home یا Alexa
  • سیستم‌های امنیتی هوشمند
  • ترموستات هوشمند
  • لوازم آشپزخانه هوشمند
  • جاروبرقی هوشمند
  • ….

این مقاله رو خوندم احساس می‌کنم تو غار زندگی می‌کنم [ایموجی خنده هیستریک].

به نظرتون در آینده کاری باقی می‌مونه که ما بتونیم انجام بدیم؟

برای پایان‌نامه دوره کارشناسی، پروژه‌ای که انجام دادم با این عنوان بود: “فناوری اطلاعات، آسایش، آرامش”. البته سال ۱۳۹۰ که من این پروژه رو داشتم، دنیا اینقدر پیشرفت نکرده بود. اگه درست خاطرم باشه، هنوز واتزاپ و تلگرام هم نبودن. همون سال بود که آیپد ۲ رو گرفتم.

اون زمان نتیجه پایانی پروژه این بود که شاید امکانات تکنولوژی برای ما آسایش فراهم کردن، اما آرامش ما رو از بین بردن. البته که جامعه آماری من کوچیک بود، فقط تونستم ۲۷۶ داده جمع‌آوری کنم. شاید روزی دوباره بشه چنین پروژه‌ای رو انجام داد. البته مطمئنم افرادی دیگه هم پیگیر این مباحث هستن.

در پی این همه پیشرفت، شما نگران آینده هستین یا هیجان‌زده و خوشحالید؟

دلتون می‌خواد زودتر به آینده بعدی برسیم یا دیرتر؟

شاید هم دلتون یه ساعت برنارد می‌خواد که همه‌چیز رو همونطوری که الآن هست نگه دارین؟

دستبند هوشمند و جایگزین

Mi Band

سلام

عادت یه وقتایی خوبه، یه وقتایی بد، یه وقتایی مفید، یه وقتایی مضر!

سال ۱۳۹۵، می‌شه ۳ سال پیش، من برای تولدم دستبند هوشمند هدیه گرفتم، چند وقتی بود دلم می‌خواست دستبند هوشمند بگیرم و یادم نمیاد که انگار جلوی دوستام و همکارام گفته بودم و اونا برای تولدم برام دستبند هوشمند هدیه گرفتن. اینقدر از هدیه گرفتن دستبند هوشمند سورپرایز شده بودم که از خود تولد سورپرایز نشدم.

بگذریم، از اون روز به بعد، دستبندم همیشه باهام بود (تقریباً – چون یه مدتی باهاش قهر کرده بودم). دوست داشتم هر روز تعداد قدم‌هام رو چک کنم، شرایط خوابم رو بررسی کنم که متاسفانه وضعیت خوابم همیشه افتضاح بود. یه وقتایی ضربان قلبم رو بررسی می‌کردم و وزنم رو هم ثبت می‌کردم.

گذشت و گذشت و گذشت تا چند وقت پیش، احساس کردم دستبندم دستم رو اذیت می‌کنه و مچ‌دردهای خیلی شدیدی می‌گرفتم. می‌دونم شغل من به صورت دائمی با کیبورد مرتبطه و غیر از اون هم تمام وقت موبایل دستمه (اشتباهه، می‌دونم). به هر صورت یکی از حدس‌های موجود این بود که امواج دستبند هوشمند داره اذیت‌کننده می‌شه.

مورد بعدی، لرزش دستبند برای نوتیفیکشن‌هاش بود، اوایل جذاب بود، از یه جایی به بعد باعث ایجاد استرس و عصبی شدن می‌شد. نوتیفیکشن‌ها رو تا چک نمی‌کردی تکرار می‌کرد، وقتی گوشی نزدیک نبود، مجبور می‌شدم برم سراغش و کلی اتفاقات وابسته. متاسفانه این شرایط اصلاً مطلوب نبود، تمرکزم خیلی بهم ریخته بود، وابستگی شدید به دستبند و گوشی خسته‌کننده شده بود و من از وابستگی متنفرم.

پس، دستبند رو گذاشتم کنار.

برگردم سر دلایلی که اصلاً‌ دستبند رو استفاده می‌کردم:

  • شمارش قدم‌ها
  • ثبت وضعیت خواب
  • ثبت وزن
  • بررسی ضربان قلب (گاهی)

خب حالا که دستبند رو گذاشتم کنار، چطوری اینا رو ثبت و بررسی کنم؟ هیچی

Let it Go!

این جوابی بود که من به خودم دادم، بله پیاده‌روی لازمه و من می‌دونم به طور میانگین وقتی می‌رم سر کار چقدر راه می‌رم، بهتره بیشتر راه برم، می‌تونم یه ایستگاه زودتر پیاده بشم و بقیه مسیر رو پیاده برم. با شروع کلاس زبان هم، پیاده‌روی‌ام بیشتر شده.

من در هر صورت خواب خوبی ندارم، چرا با ثبت وضعیت خوابم بیش از این خودم رو آزار بدم؟

وزن؟ مگه مهمه؟

ضربان قلب؟ مگه مهمه؟

رها کردن جواب این مسئله بود و می‌تونم به طور قطع بگم در چند هفته گذشته که دستبند رو کنار گذاشتم به مراتب عصبی شدنم از دریافت پیام کمتر شده. علاوه بر این، گوشیم رو کاملاً Silent کردم، هر چند من پیام یا تماس چندانی ندارم، اما همون گاهی هم باعث اذیت شدنم می‌شه که این هم می‌تونه موضوع یه پست دیگه باشه که چرا من از تماس تلفنی (هر گونه معاشرت صوتی) بیزارم.

– – –

پی‌نوشت ۱: اینکه تعداد نوشته‌ها و موضوعاتی که نوشتم اینقدر زیاد و متنوع شده که می‌تونم تو نوشته‌هام به نوشته‌های قبلی خودم ارجاع بدم، یه جورایی لذت‌بخشه و حس خوبی بهم می‌ده.

دنیای مجازی

Virtual World

این روزا بیشتر وقتم رو در دنیای مجازی می‌گذرونم. نه تنها در شبکه‌های اجتماعی که بیشتر مردم با اونها آشنا هستند، بلکه سایت‌های دیگه‌ای هم هست که برای پروژه‌ها و مسائل کاری در اونها با همکاران مطالب رو به اشتراک میذاریم و پروژه‌ها رو از طریق دنیای مجازی پیگیری می‌کنیم.

دنیاهامون جدید شدن، رنگ و بوی جدیدی گرفتن، زندگی بر بستر تکنولوژی آسایش بیشتری ایجاد کرده، بدون اتلاف وقت و بدون توجه به مسافت می‌تونیم کارهامون رو انجام بدیم. پروژه‌های مختلف رو از شهرهای مختلف پیگیری کنیم. دیگه در قید و بند زمان و مکان نیستیم و خیلی راحت تمام فعالیت‌هامون رو بر بستر تکنولوژی انجام میدیم.

این طریقه جدید زندگی علاوه بر مزایایی که داره، یه سری پیامد منفی و مضرات هم داره که تو زندگی شخصی خودم اونها رو بیان می‌کنم:

مورد اول: ضعف جسمانی: من تقریباً تمام ساعت‌های روز رو پشت کامپیوتر هستم و رفت و آمدم هم با اتومبیل شخصی هست. روز گذشته بعد از امتحان مسیری رو پیاده اومدم و این باعث شد چندین ساعت طولانی درد پا اذیتم کنه. مسیر طولانی بود اما در گذشته این مسیر رو در مدت زمان کوتاه و بدون خستگی طی می‌کردم. اینکه من بیشتر وقتم رو نشستم و ورزش یا حتی پیاده‌روی نمی‌کنم باعث شده دچار ضعف جسمانی خیلی زیادی بشم و کمی پیاده روی اینطوری من رو از پا بندازه.

مورد دوم: مشکلات گفتاری: ما بیشتر وقتمون رو در حال نوشتن هستیم، تایپ کردن و بیان تمام خواسته‌هامون در قالب نوشتار، بعضی وقتا برای من پیش اومده که در تعامل حضوری دچار مشکل شدم، برخی کلمات رو اشتباه بیان میکنم و برقراری ارتباط حضوری برام سخت شده.

مورد سوم: تمرکز: زمانی که تمامی فعالیت‌ها رو از پای کامپیوتر پیگیری می‌کنید این قابلیت رو دارید که چندین کار رو پیگیری کنید، شاید پیش خودمون فکر کنیم که خب multi – process بودن خیلی هم خوبه، اما این اتفاق باعث شده تمرکز کامل روی یک موضوع رو از دست بدم و بازدهی فعالیت‌هام به شدت کاهش پیدا کرده، وقتی هم بخوام بازدهی فعالیت‌هام به حد مناسب برسه در واقع باید از زمان استراحت خودم بزنم تا همه کارها به حالت نرمال برگرده.

مورد چهارم: شکاف روابط: با توجه به دور ماندن نسل قبل از تکنولوژی‌های جدید، یه شکاف بین افراد ایجاد شده، البته این نظر شخصی من هست که با افرادی که عضوی از شبکه‌های اجتماعی نیستن یا سرگرمی‌های مشابه من ندارن، به سختی می‌تونم ارتباط برقرار کنم.

….

بقیه موارد به ذهنم نمیاد، شاید بعداً تکمیل شد.

– – –

پی‌نوشت: وقتی برای عکس پست عبارت Virtual World رو سرچ کردم، تمامی تصاویری که پیدا کردم مربوط بود به بازی‌هایی که روی تبلت‌ها نصب میشن و در اونها ما یه دنیای مجازی می‌سازیم. خونه، شهر و … رو می‌سازیم و با دوستانمون در شهر مجازی که ساختن به صورت مجازی ارتباط داریم. وقتی ما زمان داریم برای بازی کردن و ساختن دنیای مجازی، چرا این زمان رو به روابط حضوری اختصاص ندیم؟

نیاز اساسی

Human Need

نمی‌دونم تا چه حد با مازلو، مثلث مازلو و سلسله مراتب نیازهای انسانی آشنا باشین. مازلو نیازهای انسان رو به 5 دسته تقسیم کرد، نیازهای فیزیکی، امنیت، تعلق خاطر، احترام و خودشکوفایی.

همینطوری که در این عکس می‌بینین، اضافه شدن WiFi به صورت یه شیطنت شاید کودکانه، یه اصل جدایی ناپذیر زندگی کنونی رو به ما نشون میده. هفته گذشته که برای اولین بار این عکس رو دیدم لبخندی زدم و گفتم: “واقعاً!” یه جورایی اینترنت و وایفای عضو جدایی ناپذیر زندگی ما شدن. دیدن این عکس شاید فقط لبخند به لبمون بیاره تا اینکه …

همین چند ساعت پیش، وقتی مودم ADSLام سوخت و با توجه به قانون عزیز مورفی، 3g رایتل هم قطع بود، به این باور رسیدم که اینترنت تبدیل شده به اساسی‌ترین نیاز زندگی، تا این حد که عدم وجودش مثل گرسنگی و تشنگی روحیه من رو تحت تاثیر خودش قرار داده بود و حس می‌کردم ناتوان شدم و هیچ‌کاری نمی‌تونم انجام بدم.

شاید نیاز به اینترنت یا وابستگی به اینترنت از نظر عموم جامعه و دانشمندا اعتیاد باشه، ولی به نظر من یه نیاز اساسی مثل آب و غذاست، بدون اینترنت خیلی از کارهای امروزی به هم می‌ریزن، پس اسمش رو اعتیاد نذاریم، اسمش رو بذاریم “نیاز پایه“. همونطوری که به حد نیازمون آب می‌نوشیم یا غذا می‌خوریم، به همون مقدار لازم از اینترنت بهره می‌بریم، بهره و نیاز هر کسی هم با توجه به فعالیت‌هاش متفاوت هست. کسی که زیاد آب بنوشه هاری نداره و کسی که زیاد غذا بخوره شکم‌پرست نیست، هر کسی نیاز خودش رو می‌شناسه.

ما امروزه، برای تمام کارهامون به اینترنت نیازمندیم.

مهندس آی تی vs آچار فرانسه

Computer Engineer

سال ۷۹ در دوره راهنمایی بود که دلم می‌خواست مهندس کامپیوتر بشم. علاقه‌های شغلی در دوره دبیرستان از کامپیوتر به معماری و در نهایت به آی تی تغییر پیدا کرد. بالاخره ۹ سال پیش بعد از رد شدن از سد کنکور، قدم در پلکان مهندسی فناوری اطلاعات گذاشتم. اینجاست که قصه شروع میشه.

– چی می‌خونی؟

– آی‌تی

– یعنی چی؟

– فناوری اطلاعات

– همون کامپیوتره؟

– واحد مشترک داریم، ولی فرق داره

– چی کاره میشی؟

– …

و این سوال‌ها ۹ سال هست که ادامه داره، بماند که شاید به نوعی خودم هم هنوز ندونم کی هستم و چی کار انجام میدم و چه شغلی در آینده خواهم داشت. این مختص من نیست، توی محیط دانشگاه کمتر کسی پیدا میشه بدونه یه مهندس آی‌تی واقعاً چه کاره میشه و هنوز کسی نمی‌دونه اسم رشته شغل رو تعیین نمی‌کنه، چیزی که شغل رو تعیین می‌کنه، گرایش و تخصص و مهارت هست، آی‌تی یه اقیانوس خیلی بزرگ هست در مورد تمام علوم کامپیوتر، مخصوصاً اون بخشی که به انسان‌ها بیشتر مربوط میشه. هم سخت‌افزار رو شامل میشه و هم نرم‌افزار. مهندس آی‌تی حتی می‌تونه مدیر شبکه باشه، طراحی سایت هم یکی از تخصص‌هایی هست که یه مهندس آی‌تی می‌تونه دنبالش بره و …

از اولین روزی که وارد شاخه مهندسی شدم، انتظارات جالبی رو از اطرافیان دیدم. رادیو مادربزرگ خراب میشه یا نیاز به تعویض باتری داره از من می‌خوان درستش کنم، به قول مادربزرگم: “فقط خانم مهندس می‌تونه رادیو رو درست کنه”. ساعت دیجیتال ماشین بابا و تنظیمش یکی از تخصص‌های این روزای من به عنوان مهندس آی‌تی هست.

کم کم به مراحل سخت وارد میشیم که از من مثل یه مهندس سخت‌افزار انتظار دارن کار با تمامی قطات کامپیوتر و تعمیرشون رو بلد باشم و به جایی میرسم که ناچارم تعمیر کامپیوتر هم یاد بگیرم. هر چی بیشتر وارد عرصه آی‌تی بشین می‌فهمین خیلی چیزای بیشتری هست که باید یاد بگیرین.

یه مهندس آی‌تی باید با تمامی تکنولوژی‌ها و موارد وابسته و غیره و غیره، آشنایی کامل داشته باشه، اگه مهندس آی‌تی هستین، باید در مورد همه موضوعات اطلاعات سطحی داشته باشین و در مورد گرایش تخصصی خودتون اطلاعات کامل داشته باشین.

من به عنوان یه مهندس آی‌تی خیلی چیزا می‌دونم ولی گاهی خودم بین اون همه دانسته سردرگم میشم و گاهی حتی شاخه اصلی که بهش علاقه دارم رو گم می‌کنم، اینقدر مباحث نزدیک به هم در اقیانوس آی‌تی هست که گاهی گرایش‌‌های مختلف با هم ترکیب میشن و نتیجه‌اش میشه علمی مثل طراحی UI/UX، چیزی که مرتبط با تمامی علوم طراحی سایت، طراحی نرم‌افزار و HCI هست.

حالا برمی‌گردم به عنوان پست: مهندس آی‌تی یا آچار فرانسه؟؟؟

– – –

پی‌نوشت ۱: این سیصدمین پست وبلاگ هست.

پی‌نوشت ۲: HCI = Human and Computer Interaction تعامل انسان و کامپیوتر

پی‌نوشت ۳: تمامی تعاریفی که من نوشتم برداشت‌های خودم در طی این ۹ سال هست، هر کسی تعریفی از علم آی‌تی داره که خوشحال میشم تعبیر بقیه رو بدونم.

پی‌نوشت ۴: تصویر انتخاب شده برای پست بدین علت هست که یه مهندس آی‌تی داشتن چنین میز کاری براش عادی هست.

تبریک مدرن vs لمس محبت

Norouz

این زندگی و دنیای مجازی، سبک تبریک گفتن ها رو هم تغییر داده. سال‌های پیش از هجوم و رسوخ اینترنت تو زندگی روزانه، با وسواس خیلی خاصی برای تمام دوستان و فامیل دور از شهر، کارت پستال می‌خریدیم، برای دوستان نزدیک هم عیدی می‌گرفتیم. بعد از اون پای تلفن و احوالپرسی و گرفتن آدرس ازشون، که اگه آدرس سال گذشته‌شون تغییر کرده باشه، کارت به دستشون برسه حتماً. این هدیه فیزیکی برای کسایی که ازمون دور بودن یه حس خاص داشت و برای خودمون یه حس خاص‌تر. لمس فیزیکی محبت، هر چند اندک. اون سال‌ها جمعیت کمتر بود، دایره دوستی‌ها کوچیک‌تر بود و آدما کمتر دور بودن. برای تمام کسایی که در شهرهای دیگه داخل کشور یا خارج از کشور بودن، کارت پستال می‌فرستادیم.

کم‌کم اینترنت و این کبوتر نامه‌رسان سریع پا به عرصه وجود گذاشتن، زندگی‌ها شلوغ‌تر شد و دل‌هامون دورتر، دم عید، اگه از خونه تکونی وقت اضافه آوردیم، میشینیم پای سیستم و با یه عکس و ایمیل، اون یه ذره احساس باقی مونده ته دل‌هامون رو منتقل می‌کنیم.

امیدوارم حداقل اندک زمانی رو برای انتخاب یه عکس خوب با توجه به روحیه گیرنده اختصاص بدیم و یه ایمیل همگانی رو به تمام دوستان و آشنایان نفرستیم. بذاریم حداقل تو این دنیای مجازی اندکی از حس لمس محبت‌ها باقی بمونه.

– – –

پی‌نوشت: لوگوی صفحه اول گوگل به مناسبت آغاز بهار واقعاً فوق‌العاده است. حتماً ببینیدش.

نمایشگاه بین‌المللی CES

CESنمایشگاه CES مخفف، Consumer Electronics Show، یک نمایشگاه بین‌المللی با محوریت الکترونیک و تکنولوژی هست که ژانویه هر سال در لاس‌وگاس برگزار میشه. تا امروز این نمایشگاه اخبار چندانی در رسانه‌های فارسی نداشت تا اینکه آخرین پست امروز 1پزشک یه خبر خیلی ویژه رو منتشر کرد که واقعاً مایه مسرت و خوشحالی هست. “برای نخستین بار در وب فارسی: حضور «صفر و یک» در نمایشگاه بین‌المللی محصولات مصرفی CES 2014 و پوشش خبری این رویداد در «یک پزشک»

اولین نکته خیلی خوب این بود که تاریخچه CES رو در این پست کامل به زبان فارسی شرح دادن که من فکر نمی‌کنم منبع فارسی دیگه‌ای در این مورد پیدا کنید. برنامه صفر و یک که حامی اولین استارتاپ‌ویکند شیراز و اولین همایش طراحی واکنش‌گرا در تهران بودن، قرار هست با پوشش رسانه‌ای خودشون این نمایشگاه ویژه رو برای ایرانیان و فارسی زبانان در سایت 1پزشک منتشر کنن. کمتر از یک ماه به برگزاری این رویداد شگفت‌انگیز باقی مونده. به تاریخ ایران 17 دی‌ماه افتتاحیه این نمایشگاه بین‌المللی خواهد بود. این خبر یه خبر فوق‌العاده است.

برای دکتر مجیدی، آقای سهندرام، 1پزشک و برنامه ویژه صفر و یک آرزوی موفقیت داریم.

الکامپ نوزدهم

iranelecomp

امسال یه جورایی سال ویژه‌ای بود. واسه اولین بار تونستم الکامپ رو از نزدیک ببینم. واسه من که بار اول بود میدیدم و دوره‌های قبلی رو فقط از رسانه‌ها دیده بودم، به نظر خیلی جذاب و عالی بود. به تک تک جرییاتش توجه می‌کردم. از طراحی غرفه‌ها گرفته تا رفتار مسئولین غرفه و محل نمایشگاه و سایر موارد.

اول از همه، بار اولی بود که سوار اتوبوس BRT می‌شدم و برام خیلی جالب بود که قسمت خانم‌ها جلوی اتوبوس هست. همینطور برام خیلی جالب بود که در اتوبوس سمت راننده بود. هوای بارونی و برفی هم خالی از لطف نبود و به شدت فضای شهر رو جذاب و دلنشین کرده بود. توی مسیر به گوشه گوشه توجه می‌کردم و خیلی دلم می‌خواست امکان پیاده‌روی و عکاسی رو داشتم، اما فرصت خیلی کم بود. فقط تا ساعت 1 ظهر وقت داشتم برای بازدید از اون همه سالن و غرفه که در نهایت فقط دو سالن رو دیدم و از هر سالن فقط سه یا 4 غرفه.

یکی از مهم‌ترین دلیل‌هایی که رفتم الکامپ، همایش و کارگاه “رسانه های اجتماعی، سبک زندگی”  بود که به علت تعدد سالن‌ها و غرفه‌ها اصلاً پیدا نکردم کجا و چه ساعتی برگزار میشه و متاسفانه فرصت کم بود. امیدوارم بعداً فیلمی که از کارگاه تهیه شده رو منتشر کنن.

دوست داشتم تجربه‌ام از اولین الکامپ رو بنویسم و با سایر دوستان به اشتراک بذارم و نظرات بقیه رو هم در مورد این الکامپ بدونم. پیش از اینکه برم، خیلی بازخوردهای پیش از بازدید از دوستان مختلف شنیده بودم که می‌گفتن الکامپ خیلی مسخره است و اصلاً ارزش نداره و بیخودی وقتت رو تلف نکن، اما من به حرف‌ها توجهی نکردم، فقط کمی دچار ذهنیت منفی شدم که نکنه خوب نباشه و این همه رفتن بی فایده باشه. اما خب از اونجایی که توی سایت در مورد شرکت‌ها کمی خونده بودم و می‌دونستم برای شغلم مفید هست به هیچ حس منفی توجه نکردم.

اولین سالنی که رفتیم سالن 7 بود، بیشتر ISPها در این سالن غرفه داشتن. بعد از اون به سالن خلیج فارس رفتیم که فکر می‌کنم یکی از بزرگترین سالن‌های محل دائمی نمایشگاه‌های بین المللی تهران باشه. این سالنی بود که بیشتر از بقیه سالن‌ها من رو جذب کرد، اکثر شرکت‌های نرم‌افزاری مرتبط با شهر هوشمند و نرم‌افزارهای یکپارچه‌سازی در این سالن غرفه داشتن. طراحی غرفه‌ها جذاب بود. نورپردازی‌ها و دکوراسیون‌ها مخاطب رو جذب می‌کردن. مسئولان خیلی خوش‌برخورد بودن و خیلی خوب راهنمایی می‌کردن، مهم‌تر از همه پکیج‌های معرفی‌شون بود که خیلی راهنمای خوبی بود.

تو این نمایشگاه خیلی دیوایس‌ها و تکنولوژی‌ها رو برای بار اول دیدم، یکیش سینما سه بعدی بود. حس جالبی داشت. وقتی از بیرون افرادی که داشتن نگاه می‌کردن می‌دیدم و بیننده یهو از جا می‌پرید برام عجیب بود که چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه، اما وقتی خودم عینک سه‌بعدی رو زدم و فیلمی که در حال پخش بود رو برای چند دقیقه نگاه کردم، حس حضور در صحنه که اینقدر در تبلیغات تاکید می‌کنن رو درک کردم.

غرفه مبین‌نت یه طراحی جالب داشت، یه ماکت مودم وایمکس بزرگ با تمامی پورت‌ها به عنوان یه بخشی از دکوراسیون گذاشته بودن.

iranelecomp

یکی از صحنه‌های جالبی که تو الکامپ بهش برخورد کردم، صف‌های طولانی دریافت سیم‌کارت بود. ایرانسل سیم کارت رایگان میداد و رایتل سیم کارت دانشجویی که متوجه نشدم رایگان هست یا با هزینه کمتر. عکسی که می‌بینید فقط قسمت کمی از صف هست که در کادر دوربین جا شد. محاسبات قوی‌ای ندارم، ولی صف حداقل به 30 متر می‌رسید.

iranelecomp

اگر فرزند کم سن و سالی دارین، نگرانی سرگرمی براش نباشین، در بیشتر غرفه‌ها به کودکان بادکنک‌های رنگی جذابی هدیه میدن. همچنین در برخی غرفه‌ها، بازیگرانی بودن با گریم خاص خودشون برای سرگرم کردن بازدیدکنندگان حرکات نمایشی انجام می‌دادن و کودکان باهاشون عکس می‌گرفتن و سرگرم می‌شدن.

iranelecomp

واسه من واقعاً دیدنی بود، اما فرصتم کم بود و نتونستم همه سالن‌ها رو ببینم. اگر می‌خواید همه بخش‌های مورد علاقه‌تون رو بازدید کنید، صبح اول وقت اونجا باشید و تا آخر وقت بمونید. یادتون باشه کفش راحتی بپوشین.

یکی از نکته‌هایی که برام قابل توجه بود عدم وجود تابلوی راهنما در تقاطع‌های داخلی نمایشگاه بود. ورودی همه سالن‌ها یک نقشه می‌دادن که میتونستیم از نقشه استفاده کنیم، ولی تشخیص اینکه از چه جهتی خارج شدیم واقعاً سخت بود و این مسئله باعث شد 45 دقیقه دور محوطه دور بزنیم تا بتونیم خروجی چمران رو پیدا کنیم. تنها انتقاد من به کل نمایشگاه همین بود.