بایگانی برچسب: s

۹ تیر– شد ۱۹ ماه – یا – یک سال و ۷ ماه

سلام

نوشته امروز، شاید و کمی با بقیه نوشته‌ها فرق داشته باشه. قبلاً هم گاهی به حرفای مشابه اشاره کرده بودم، ولی این گاه‌شمارِ نوزدهمین ماه از مهاجرت رو به طور کامل می‌خوام به این حرفای گفته نشده یا کمتر گفته شده اختصاص بدم.

۱ سال و ۷ ماه از روزی که با کشور محل تولدم، برای ادامه زندگیم خداحافظی کردم. جایی که بهش وطن گفته می‌شه، جایی که اکثر مردم هم‌زبانت هستن. جایی که خانواده‌ات هستن، جایی که دوستات هستن! جایی که همه خاطرات عمرت اونجا رقم خورده!

ابتدای مهاجرت با یه کوله‌بار پر از ریسک، اضطراب، هیجان، دلتنگی و هزاران هزار احساس ناشناخته، پا به اقیانوسی می‌ذاری که ثباتی نداره و هر آن ممکنه طوفانی، تمام کشتی زندگیت رو در هم بشکنه!

[میان‌نوشت: بله طوفان همه جا هست، بی‌ثباتی، اتفاق‌های ناخواسته، شرایط اجتناب نا‌پذیر. مثال واضح همین بحران کرونا، که باعث شده خیلی‌ها شغل‌شون رو از دست بدن. اقامت‌های کاری به همین شغل وابسته هستن. شغل رو از دست بدی، اقامت رو از دست دادی!
این بی‌ثباتی و طوفان، تا زمانی که شخص بتونه اقامت دائم بگیره ادامه خواهد داشت! اقامت دائم آلمان چطوریه؟ حداقل ۲۱ ماه از شروع قرارداد و پرداخت مالیات که بگذره، با داشتن مدرک مرتبط زبان، شخص می‌تونه درخواست اقامت دائم بده. اینکه پروسه چقدر طول بکشه، شخص به شخص فرق داره]

شاید به نظرتون برسه این مبالغه است، ولی به خوندن این متن ادامه بدین.

یه دسته از آدم‌ها، وقتی می‌خوان مهاجرت کنن، همه دارایی مالی و غیرمالی خودشون رو تبدیل می‌کنن به دارایی‌های مورد نیاز کشور مقصد، به عنوان مثال:

  • مدرک تحصیلی
    (بر اساس کشور مقصد، یه سری تاییدیه، ترجمه، استعلام و … نیاز داره که هزینه مالی و زمانی داره، این تاییدیه‌ها برای هر کشور مختص به همون کشوره. پس اگر در میونه راه بخواین مقصد رو عوض کنین، هزینه مالی و زمانی دو چندان داره)
  • سوابق کاری و تخصص‌ها
    (متقاضی مهاجرت بر اساس کشور مقصد، دانش و تخصص لازم برای بازار اون کشور رو کسب می‌کنه. تخصص‌های کسب شده، لزوماً تو ایران به درد نمی‌خوره. یه سری مهارت‌ها مثل نرم‌افزارها، کاملاً اختصاصیه)
  • زبان
    (بر اساس کشور مقصد، شخص زبان بومی اون کشور رو یاد می‌گیره و مدرک می‌گیره)
  • فرهنگ و قوانین
    (بر اساس کشور مقصد، بایستی فرهنگ و قوانین رو یاد بگیره.
  • و خیلی چیزهای دیگه که الآن حضور ذهن ندارم

یه دسته از آدم‌ها، وقتی می‌خوان مهاجرت کنن، تمام بار زندگی رو جمع می‌کنن. مثلاً

  • از کاری که داشتن استعفا می‌دن.
  • خونه زندگی که داشتن رو می‌فروشن یا اگر مستاجر بودن، تخلیه می‌کنن.
  • وسایل زندگی رو یا می‌بخشن یا می‌فروشن.
  • دیگه هر چی دارن جمع و جور می‌کنن دیگه.
  • و خیلی چیزهای دیگه که الآن حضور ذهن ندارم

یه سری چالش‌ها هم این وسط وجود داره:

  • خبر دادن به خانواده‌ها چالش‌های خودش رو داره.
  • استعفا دادن از کار چالش‌های خودش رو داره.
  • آزاد کردن مدارک دانشگاهی چالش‌های خودش رو داره.
  • ترجمه و تایید کردن مدارک دانشگاهی چالش‌های خودش رو داره.
  • پیدا کردن کار تو یه کشور دیگه، وقتی ساکن اون کشور نیستی، چالش‌های خودش رو داره.
  • گرفتن وقت سفارت برای اقامت کاری، چالش‌های خودش رو داره.
  • فراهم کردن مدارک برای مصاحبه سفارت، چالش‌های خودش رو داره.
  • بستن بار و جمع کردن همه زندگی توی ۳۰ کیلو چمدون هم که چالش‌های خودش رو داره
  • و خیلی چیزهای دیگه که الآن حضور ذهن ندارم

فرض کنین همه این مراحل اولیه طی شد و رسیدیم به بخش آخر و پرواز کردیم به سمت کشور مقصد. تو این بخش می‌خوام یه مقدار از چالش‌های اولیه بگم.

  • دور باطل حساب بانکی
    • اولین چیزی که همه ما اینجا لازم داریم، یه حساب بانکیه که حقوق‌مون بهش واریز بشه. می‌ریم بانک برای باز کردن حساب بانکی. بانک از ما آدرس ثبت شده توی شهرداری (فرم ملده) می‌خواد.
  • پروسه ثبت آدرس (ملده کردن)
    • داشتن یک اجاره‌نامه از مالک اصلی و فرم ثبت آدرس از مالک اصلی، از الزامات برای ثبت آدرس در شهرداری محسوب می‌شه.
    • گرفتن وقت برای ملده کردن از شهرداری، تو دوران عادی که خودش ساعت‌ها تلاش لازم داشت. در مورد شرایط فعلی هم که باید زنگ بزنیم به تلفن گویا و آلمانی حرف بزنیم واقعاً خنده‌داره.
  • پروسه پیدا کردن خونه
    • می‌ریم خونه اجاره کنیم، مالک ازمون شوفا (پرینت حساب بانکی) می‌خواد.
    • می‌ریم قرارداد خونه بنویسیم، ازمون حساب بانکی می‌خوان برای برداشت ماهیانه اجاره.
    • می‌ریم پای قرارداد خونه، واسه واریز کاتسیون (همون رهن) ازمون حساب بانکی می‌خوان.
    • پیدا کردن خونه‌ای که با قرارداد کار اجاره داده بشه، سخت و زمان‌بره و نیاز به همت بالا، صبوری و کفش آهنی داره.
  • پروسه‌های اداری و بروکراسی پیچیده
    • گرفتن وقت اداره مهاجرت، یکی از سخت‌ترین کارهای دنیا و مشغله‌های سخت و زیان‌آور محسوب می‌شه! به خصوص وقتی آلمانی نباشی
    • یه حالت وجود داره که صبح زود بری توی صف وایسی، تا بتونی برای همون روز وقت بگیری.
    • من تو این مدت ۴ بار ناچار شدم این کار رو انجام بدم.
    • یک بار از این ۴ بار رو چون تنبلی کردم و به جای صبح زود، دیرتر رفتم، فقط ۳ ساعت بی‌خودی توی صف ایستادم تا بهم جواب بدن که مدارکت حاضره، ولی دوشنبه صبح زود بیا.
    • یک بار از این ۴ بار رو توی یک روز بارونی ۴ ساعت زیر بارون ایستاده بودم و خیس خیس رفتم داخل، که آخر هم به خاطر نقص مدرک، بهم گفتن برو و مدارک رو ایمیل کن. فکر کنم دلشون واسه یه موش آب کشیده سوخت.
    • بارها ممکنه به خاطر نیاز به یه مدرک دیگه، مجدد همین پروسه صف تکرار بشه.
    • بر اساس شغل و تخصص شما، پروسه‌های متفاوتی وجود داره. مثلاً برای رشته‌های علوم پزشکی. پروسه‌های اونا سه برابر پروسه‌های منه.
  • اقامت‌های موقت
    • اقامت‌های اولیه که مهاجران کاری می‌گیرن، وابسته به شغل هستن. ما باید توی شغل‌مون اونقدر تلاش کنیم که با وجود تمام تفاوت‌ها، هم‌تراز با بقیه باشیم.
      من برای رشته‌های دیگه رو نمی‌دونم، اما تو شاخه تخصصی من (دیجیتال مارکتینگ) تفاوت‌های فرهنگی تاثیر خیلی زیادی توی کارم داره. چیزهایی که من به خاطر بزرگ شدن تو یک فرهنگ دیگه باهاش آشنایی نداشتم. پس باید خیلی بیشتر مطالعه کنم.
    • برای درخواست اقامت دائم و بعد از اون پاسپورت، مدارک زیادی رو باید فراهم کرد. مهم‌ترینش اینکه شهروند خوبی بود. اگر توی مترو یا توی خیابون یا موقع رانندگی یا هر شرایط دیگه جریمه بشیم (یعنی قانون‌ها رو رعایت نکرده باشیم) امتیاز منفی داره.
    • فراهم کردن این مدارک یعنی تلاش‌های شبانه‌روزی، درس خوندن‌های زیاد (سر پیری)، و چندین امتحان
  • پروسه‌های بهداشت و درمان
    • یکی از بزرگترین چالش‌های عجیب و متفاوت اینجا، سیستم درمانیه. داشتن دکتر خانواده یکی از الزاماته. حالا شما فرض کن مثل من آلمانی بلد نباشی، کلاهت پس معرکه است. واسه من دقیقاً ۱۴ ماه طول کشید تا اون هم خیلی شانسی تونستم یک دکتر انگلیسی زبان تو محله خونه پیدا کنم.
      بهترین حالت واسه دکتر خانواده اینه که نزدیک خونه باشه.
    • گرفتن وقت از پزشک متخصص اینقدرها هم راحت نیست، گاهی باید ماه‌ها منتظر نوبت باشین.
    • دندون‌پزشکی رو نگم دیگه!‌ هزینه‌هاش هم که خیلی عجیبه!
    • ساعت‌های انتظار تو اورژانس هم که خودش چیزیه که واسه ما واقعاً عجیب غریبه.
    • تجویز دارو مثل نقل و نبات نیست. وقتی سرما می‌خورین بهتون میگن آب و چایی و سوپ مرغ بخورید. دیگه باید خیلی شرایط بحرانی باشه، مثل تجربه چند ماه پیش من، که فقط ۶ تا دونه آنتی بیوتیک بهتون بدن.
      علت این خودداری از تجویز دارو، عوارض داروهاست. پس به نوعی خیلی هم خوبه.
    • سی‌تی‌اسکن و ام‌آرآی هم به این راحتی‌ها نیست. عوارض این دستگاه‌ها روی سلامتی فرد باعث می‌شه حتی‌الامکان استفاده نکنن. سال گذشته من سرم ضربه خورد و تمام معاینات معمول بدون سی‌تی‌اسکن رو انجام دادن و بهم گفتن فقط در صورتی که تهوع شدید داری برگرد برای سی‌تی‌اسکن. که من خوب شدم خدا رو شکر.
      میزان اهمیتی که به سلامتی و عوارض دارو و دستگاه‌های پزشکی دارن خیلی خیلی زیاده. شاید علت سالم‌تر بودن آلمانی‌ها همین باشه که بدنشون مثل ما به قرص عادت نداره.

یادتونه خیلی وقت پیش یه پست گذاشته بودم که مهاجرت قالیچه پرنده نیست؟

خلاصه اینکه وقتی کسی مهاجرت می‌کنه، تازه زندگی جدید رو شروع کرده و با هزار تا چالش رو به رو می‌شه. اگر به دوستی پیام دادین که مهاجرت کرده و به شما جواب می‌ده الآن وقت ندارم، نه کلاس گذاشتن هست، نه رفته خارج هویتش رو فراموش کرده. فقط هزار تا دغدغه و پیچیدگی توی زندگیش هست که تا رسیدن به ثبات و گرفتن پاسپورت، هر روز همراهش می‌مونه!

یه چالش‌های عجیبی بعد از مهاجرت ممکنه پیش بیاد که آدم حتی به ذهنش هم خطور نمی‌کنه و روزها و گاهی هم ماه‌ها درگیرش می‌شه.

یه کمی از چالش‌های خنده‌دار براتون بگم:

  • پیدا کردن مواد غذایی مورد طبع، مثل پنیر، ماست یا حتی نون
  • اشتباهی تلفظ کردن کلمه‌ها گاهی نتیجه جالبی نداره [ایموجی خنده]
  • گم شدن‌های پیاپی تو سیستم حمل و نقل عمومی [ایموجی خیلی خنده]
  • سوتی دادن‌های بسیار زیاد در مسائل فرهنگی (شاید به نظرتون چالش نباشه، باید تو موقعیتش قرار بگیرید)

به صورت عجیبی الآن که دارم این متن رو می‌نویسم، چالش‌هایی که پشت سر گذاشتم رو یادم نمیاد. اون قدیما که اکانت توییتری داشتم که به زبان فارسی توییت می‌کردم، دقیقاً به همین نکته اشاره کرده بودم. که من وقتی ساعت‌ها تو صف اداره مهاجرت می‌ایستم، دعا می‌کنم دیگه پیش نیاد. ولی یک روز که می‌گذره، شیرینی موفقیتی که داشتم، باعث می‌شه اون سختی رو فراموش کنم.

یکی از نکات مثبتی که من اینجا تجربه کردم همین بوده، چیزی که براش تلاش کنی، به نتیجه برابر و حتی بیشتر می‌رسی.

درسته که بالاخره بعد از ۵ تا ۸ سال بعد از مهاجرت به آلمان، من می‌تونم به ثباتی که دنبالش بودم برسم، اما این ۵ تا ۸ سال اول، باید چندین برابر تلاش کنم تا با موفقیت پشت سر بذارم و قدم‌های محکمی تو مسیر آرزوهام بردارم.

دلم می‌خواست این پست رو بنویسم، که به صورت خلاصه بگم که مهاجرت تا رسیدن به فرودگاه و بلیط یک طرفه به خارج نیست. مهاجرت تازه از لحظه مهر ورود به اون کشور شروع می‌شه. انگار که نقطه صفر کلوین باشه!

باید از پایه زندگی بسازی، تو کشوری که هم‌زبانت نیستن و قوانین و فرهنگ خیلی متفاوت دارن.

– – –

پی‌نوشت ۱: من از مهاجرتم راضی‌ام .

پی‌نوشت ۲: مهاجرت سختی‌های خودش رو هم داره، سخت‌تری سختی موندگار مهاجرت، دوری از عزیزانه. البته خدا رو شکر ما تو عصر اینترنت زندگی می‌کنیم.

پی‌نوشت ۳: هیچ راه ساده‌ای برای مهاجرت وجود نداره. حتی ازدواج با یک تبعه کشور دیگه، اونا هم چالش‌های خودشون رو دارن.

پی‌نوشت ۴: اگر دوستی دارید که مهاجرت کرده و بهتون جواب نمی‌ده، از بی‌معرفتی یا گم کردن خودش نیست، دغدغه‌های زیادی داره.

پی‌نوشت ۵: با هم مهربون باشیم. هر تصمیمی عواقبی داره، درست! مثل مهاجرت که دلتنگی یکی از عواقب اجتناب ناپذیرشه. گاهی آدمی که مهاجرت کرده، دلتنگی اینقدر بهش فشار میاره که ممکنه پست غمگین هم بذاره. حق بدین بهش. بله، مهاجرت انتخاب خودش بوده، دلتنگی هم عواقبشه. با گفتن خودت خواستی مهاجرت کنی، اینقدر غر نزن، ناراحتش نکنید.
همین روزایی که به خاطر شرایط اجتناب‌ناپذیر کرونا، تقریباً همه دنیا قرنطینه شده بودن، چند نفر از شما دوری از خانواده رو تاب نیاوردین و واسه رفع دلتنگی رفتید پیش خانواده؟

پی‌نوشت ۶: می‌تونم ساعت‌ها پی‌نوشت بنویسم!‌ اما سخن کوتاه باید!

مهاجرت به آلمان – به روز رسانی

migration

سلام

با توجه به تمام تغییراتی که در پروسه وقت سفارت، چک‌لیست مدارک و مصاحبه سفارت اتفاق افتاده، تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم، به دو علت:

  • به‌روزرسانی اطلاعات خودم (که وقتی دوستان پیام می‌دن و سوال می‌پرسن، پاسخ اشتباهی ندم)
  • به‌روزرسانی نوشته‌های وبلاگ (با توجه به بازدید زیادی که داره، خدای ناکرده، باعث گمراهی کسی نشم)

خب برای این کار چی کار می‌کنم؟

مستقیم می‌رم سراغ سایت سفارت آلمان در تهران:

سایت سفارت آلمان در تهران

وقتی وارد این سایت می‌شید، توی بخش منو، قسمت خدمات رو می‌بینید:

German Embassy Tehran

بخش خدمات و بعد از اون بخش روادید و سفر، یکی از مهم‌ترین بخش‌های مورد نیاز شماست. البته همون‌طور که در تصویر بالا می‌بینید، بخش تایید و تصدیق مدارک هم اهمیت بالایی داره.

وقتی وارد صفحه روادید و سفر می‌شید، ۶ بخش رو می‌بینید:

یکی از سوال‌هایی که شاید خیلی براتون پیش بیاد اینه که فرق روادید ملی با بلوکارت یا جستجوی کار چیه؟ خب بذارین اینطور براتون توضیح بدم، هر اقامت بیش از ۳ ماه، جز دسته‌بندی روادید ملی محسوب می‌شه. ویزای جستجوی کار هم به نوعی روادید ملی محسوب می‌شه.

توضیح خود سفارت آلمان رو بخونیم:

روادید ملی همان روادید ورود برای اقامت بلندمدت با هدف و منظوری خاص می باشد (بیش از ۳ ماه) که در قانون پیش بینی شده است. این نوع روادید معمولاً برای مدتی مشخص، در برخی موارد  خاص تا یک سال، صادر می گردد. بسته به هدف از اقامت، می بایست پس از ورود به آلمان، مجوز اقامت آلمان درخواست گردد.

کسی که قرارداد کاری داشته باشه که بلوکارت شامل حالش باشه، در مرحله اول یه روادید ملی برای ورود به خاک آلمان دریافت می‌کنه و بعد از ورود، در اداره مهاجرت (آسلندر) درخواست دریافت مجوز اقامت یا همون بلوکارت رو می‌ده و بعد از مدتی انتظار (از چند هفته تا چند ماه) اون رو دریافت می‌کنه.

ترجمه مدارک

تغییر بعدی و اساسی که در مورد مدارک اتفاق افتاده، ترجمه‌هاست. زمانی که من پست‌های تجربه‌ام رو می‌نوشتم، مدارک به زبان انگلیسی رو هم قبول می‌کردن، اما از اکتبر ۲۰۱۹، فقط و فقط ترجمه مدارک به زبان آلمانی مورد قبوله.

از تاریخ اول اکتبر ۲۰۱۹ (برابر با ۹/۷/۱۳۹۸) باید همه‌ی مدارک مربوط به درخواست ویزای ملی را بهمراه ترجمه‌ی آنها به زبان آلمانی ارائه نمایید.
لطفاً توجه داشته باشید که فقط درخواست‌هایی پذیرفته شده و مورد رسیدگی قرار خواهند گرفت که مدارک مربوط به آنها بصورت کامل تحویل داده شده باشند.

جمله اول که در مورد ترجمه‌هاست و جمله دوم اینطور نشون می‌ده که در صورت نقص مدرک در روز مصاحبه، پرونده به طور کلی مورد رسیدگی واقع نمی‌شه.

تغییرات دیگه‌ای که اخیراً اتفاق افتاده و من در موردشون شنیدم (روی شنیدن تاکید دارم، تجربه من نیست):

ظاهراً در طی بررسی پرونده و درخواست، سفارت آلمان، پاسپورت رو پیش خودش نگه می‌داره. تاکید زیاد هم روی زاب شده که حتماً باید هم دانشگاه و هم مدرک H+ باشن.

خب، در مورد تعیین وقت، توضیحات خود سایت سفارت آلمان، به قدر کافی مشخص و شفاف هستش، من دیگه توضیح اضافه‌تری ندارم.

مهم‌ترین تغییری که اتفاق افتاده، پروسه دریافت وقت مصاحبه، برای افرادی هست که موفق شدن قرارداد کاری بگیرن. در این صورت دیگه نیازی به انتظار در صف “بیش از ۱۲ ماه” وجود نداره.

وقت انتظار ویزای پیوست هم به مراتب خیلی کوتاه‌تر شده، علاوه بر اینکه، صدور ویزا برای اعضای خانواده به صورت همزمان امکان‌پذیر شده.

زمان انتظار: ۳ تا ۴ هفته

کارت آبی اتحادیه اروپا، قراردادکار با موافقت اولیه اداره کار آلمان

در این  خصوص می بایست یک ایمیل به همراه مدارک و شماره رفرنس وقت سفارت شخص درخواست کننده  و افراد خانواده که وی را همراهی می کنند به  visainfo@tehe.diplo.de ارسال گردد تا وقت ویژه دریافت گردد. 

آیا واقعاً پیدا کردن کار وقتی آلمان نیستیم شدنیه؟

بله

آلمان به شدت در مورد نیروی کار توی بحران قرار گرفته، آخرین آماری که خوندم، رقم ۹۰۰ هزار نفر بود، از تمام کشورهای دنیا هم دارن برای پیدا کردن کار در آلمان اقدام می‌کنن و کافیه شما تخصص کافی و دانش زبان انگلیسی یا آلمانی داشته باشید تا بتونید قرارداد کار بگیرید.

پاسخ و نتیجه بررسی درخواست روادید ملی

قدیما، وقتی بررسی تموم می‌شد، زنگ می‌زدن و می‌گفتن بیاین ویزا رو بگیرین، این پروسه یا تغییر کرده یا تغییر خواهد کرد. در این رابطه این لینک رو مطالعه کنید. توی این لینک، پرونده‌هایی که جواب‌شون حاضر شده رو با بارکد زدن.

آدرس

آخر از همه اینکه، آدرس سفارت و محل مصاحبه و اطلاعات تماس تغییر کرده:

ایران، تهران، خیابان بخارست، خیابان هشتم، پلاک ۷، ساختمان آرین

شماره تلفن:

۰۰۹۸-۲۱-۸۸۷۵۷۵۶۱

۰۰۹۸-۲۱-۸۸۷۵۷۵۶۲

۰۰۹۸-۲۱-۸۸۷۵۷۵۶۳

۰۰۹۸-۲۱-۸۸۷۵۷۵۵۱

۰۰۹۸-۲۱-۸۸۷۵۷۵۵۲

این مسیر خیلی جستجو و مطالعه نیاز داره، راه ساده‌ای نیست و هیچ‌کسی به جز خودتون نمی‌تونه بهترین کمک‌ها رو به شما بده. کفش آهنی رو بپوشید و قدم بردارید.

– – –

تمام نوشته‌ها به ترتیب:

اولین نوشته: دوست داری مهاجرت کنی؟

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت اول

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت دوم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت سوم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت چهارم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت پنجم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت ششم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت هفتم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت هشتم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت نهم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت دهم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت یازدهم

آلمان – ویزای جستجوی کار – قسمت دوازدهم

آلمان – اقامت بلند مدت – بلوکارت

آلمان – اقامت بلند مدت – مصاحبه سفارت

مهاجرت به آلمان – یادگیری زبان

مهاجرت به آلمان – نیازمندی‌های شخصی برای اولین ورود

مهاجرت به آلمان – چک‌لیست مدارک – به روزرسانی اردیبهشت ۹۸

مهاجرت به آلمان – اهمیت زبان آلمانی 

مهاجرت به آلمان – چک‌لیست مدارک – به‌روزرسانی مرداد ۹۸ 

روادید ملی آلمان

به‌روزرسانی – اقامت آلمان

به روز رسانی – اقامت آلمان

Checklist

سلام

مثل همیشه، مرجع‌تون برای اقامت کاری، ویزای جستجوی کار و بلوکارت، باید و باید و باید سایت سفارت آلمان در تهران باشه. همون‌طوری که به احتمال زیاد باهاش برخورد کردین، خیلی از روال، پروسه و قوانین تغییر کرده.

خب شاید بد نباشه به ترتیب صفحاتی از سایت سفارت آلمان که مناسب اقامت آلمان هست رو براتون بفرستم:

اولین لینک مربوط می‌شه به ریشه درخت، یا شاید هم بشه گفت قله مثلث! نمی‌دونم هر چی شما بهش می‌گین، صفحه اصلی مربوط به اقامت بلند مدت:

روادید اقامت بلند مدت (بیش از ۹۰ روز)

وقتی وارد این صفحه اصلی از سایت سفارت آلمان می‌شید می‌تونید به راحتی دسته‌بندی‌های مرتبط با این نوع ویزا رو ببینید. همه اطلاعاتی که نیاز دارین توی همین صفحه است، مثلاً:

فرم درخواست

چه مدارکی باید ارائه کنم؟

نحوه درخواست و بررسی درخواست روادید شما

بیمه‌نامه مسافرتی

فرآیند روادید برای متقاضیان زیر ۱۸ سال

تحویل گرفتن روادید

ارائه اعتراض

قوانین حقوقی

هر کدوم از این لینک‌ها و صفحات رو هم که باز کنید، باز خودشون ممکنه زیر فصل یا زیر بخش داشته باشن. مثلاً:

و البته همه این صفحات، توضیحاتی هم دارن که باید بخونین. چون همین توضیحات خیلی از ابهامات شما رو برطرف می‌کنن و نیازی نیست تو چاله‌های گروه‌های تلگرامی و افرادی که تو اینستاگرام (مثلاً) راهنمایی می‌کنن بیفتین.

چرا؟

من مهر ۱۳۹۶ برای گرفتن اقامت آلمان اقدام کردم و تا تیر ۱۳۹۷ که مصاحبه‌ام بود، قوانین کمی تغییر کرد. اما از روزی که من مصاحبه داشتم تا امروز، قوانین خیلی تغییر کرده. یه سیب رو بندازی هوا، هزار تا چرخ می‌خوره برمی‌گرده پایین.

این دگم بودن و ادعای دانش کافی داشتن هم باید گذاشت کنار، نوشته‌های من در راستای دریافت ویزای جستجوی کار، با قوانین جدیدی که تو سایت سفارت آلمان منتشر شدن، تقریباً اعتبار ندارن دیگه، شاید بعضی بخش‌هاش به درد بخوره هنوز، اما مثلاً روال گرفتن وقت کامل تغییر کرده، روال تایید مدارک کمی تغییر کرده، روال ایمیل دوم و اعلام تاریخ مصاحبه تغییر کرده، روال مدرک زبان تغییر کرده و هزار تا تغییر دیگه که من فرصت نکردم یکی یکی همه رو چک کنم.

از سایت سفارت غافل نشید، به تجربه‌های شخصی من و امثال من که سال‌ها پیش ویزا و اقامت گرفتیم بسنده نکنید. قوانین روز به روز در حال تغییره، به‌روزرسانی‌های سفارت رو دنبال کنید.

من به نوبه خودم، به خاطر تمام سختی‌ها و پیچیدگی‌های جدید برای مصاحبه و دریافت ویزا که مسببش شاید من و امثال من بودیم، عذرخواهی می‌کنم.

ویزای جستجوی کار – به روز رسانی مرداد ۱۳۹۸

Bank Statement

سلام و وقت بخیر

من البته یادمه، امیدوارم شما هم یادتون باشه که بارها اشاره کردم پیگیر به‌روزرسانی‌های سایت سفارت آلمان باشید. در آخرین به‌روزرسانی، مبلغ تمکن مالی مورد نیاز برای درخواست ویزای جستجوی کار افزایش پیدا کرده.

اگر یادتون باشه، قبلاً در مورد تمکن مالی نوشته بودم که حداقل با ۴۳۲۰ یورو، معادل ریالی رو باید توی حساب بانکی‌مون داشته باشیم. این مبلغ در ویزاهای اخیر ثبت شده و در فرودگاه ورودی در آلمان هم ارز همراه مسافر چک شده (به صورت تصادفی)

مدارکی دال بر تمکن مالی جهت تأمین هزینه‌های کل مدت اقامت
گواهی بانکی مبنی بر موجودی حداقل معادل ۴۳۲۰ یورو در حساب بانکی خودتان در ایران، از اول سپتامبر ۲۰۱۹ موجودی باید ۵۱۰۰ و از اول ژانویه ۲۰۲۰ باید ۵۱۱۸ یورو باشد.
(در روادید شما قید خواهد شد که این مبلغ می‌بایست در زمان ورود به آلمان همراه شما باشد و شما پس از ورود می‌بایست در آلمان یک حساب بانکی بلوکه (Sperrkonto) باز کنید).
و یا تعهدنامه (دعوت‌نامه رسمی – Verpflichtungserklärung) مطابق مواد ۶۶ و ۶۸ قانون اقامت آلمان
(قدیمی‌تر از ۶ ماه نباشد، هدف از اقامت: جستجو برای کار: توان مالی تعهددهنده (دعوت‌کننده) می‌بایست اثبات و تأیید شده باشد!)

همون‌طور که احتمالاً این صفحه رو بوکمارک کردین، می‌دونین که مدارک مورد نیاز برای مصاحبه برای هر نوع اقامتی در آلمان رو می‌تونید در این لینک پیدا کنین.

راهنمای درخواست روادید جهت جستجوی کار

این هم به صورت مستقیم لینک مربوط به چک‌لیست ویزای جستجوی کار.

سعی کنین هر ماه سایت سفارت رو چک کنین. من هم تلاش می‌کنم همیشه به‌روزرسانی‌ها رو اعلام کنم.

موفق باشید.

ثبت آدرس یا ملده کردن در آلمان

Anmeldung

سلام

اگر با کسی که آلمان زندگی می‌کنه، در مورد مهاجرت صحبت کرده باشین، به احتمال ۹۹٪ بارها عبارت “ملده” رو ازش شنیدین. نگران نباشین، من هم تا ماه آخر قبل از اومدن نمی‌دونستم این عبارت یعنی چی.

اگر هنوز به وقت مصاحبه‌تون نرسیدین، نگران نباشین، الآن اولویت برای شما آماده کردن مدارک برای مصاحبه سفارته و بعد از مصاحبه، در مورد مراحل بعد از ورود به آلمان جستجو و مطالعه کنید.

ملده کردن یا آنملدونگ یا Anmeldung = ثبت آدرس 

اینجا تو آلمان، همه چیز، دقیقاً همه چیز برای شما پست می‌شه. کارت بیمه، کارت هویت اجتماعی (ترجمه بهتری نیافتم !!! – sozialversicherungsausweis)، کد مالیاتی، کارت بانکی، قبض‌هایی که باید پرداخت کنین و حتی فیش حقوقی پست می‌شن به آدرس پستی ثبت شده شما در شهرداری. اسمتون هم بالتبع باید روی صندوق پستی باشه.

شما باید در بدو ورود (تا دو هفته از نظر قانونی) آدرس خودتون رو در شهرداری محل زندگی‌تون ثبت کنید. (اگر بیشتر طول کشید اشکالی نداره، چون گرفتن وقت برای ثبت آدرس در شهرداری گاهی طولانی می‌شه – پیدا کردن خونه با قابلیت ملده هم همچنین)

شما وقتی خونه / اتاق‌تون رو به هر راه و روشی پیدا کردین و مطمئن شدین که این اتاق قابلیت ملده داره، قرارداد اجاره نوشتین و مالک یا وکیل قانونی برای شما فرم ملده رو امضا کرد، می‌تونین از شهرداری وقت (ترمین) بگیرین و رأس ساعت مقرر برای ثبت آدرس با در دست داشتن فرم ملده و پاسپورت مراجعه کنید.

البته مدارک مورد نیاز در صورت تاهل و تجرد متفاوته که می‌تونید از سایت شهرداری شهری که قصد ملده کردن (ثبت آدرس) دارید، لیست مدارک رو چک کنید.

در مورد تجربه من، فقط فرم ملده که صاحبخونه پر کرده بود و پاسپورت رو خواستن.

در نهایت اینکه نگران نباشید، همه چیز خیلی خوب و عالی پیش می‌ره.

دلنوشته‌ای از این روزها

Information

سلام

روزتون بخیر

اگه شما هم جز اون افرادی هستین که به خاطر پاسخ ندادن به سوالتون از من دلخور و ناراحت شدین، این پست رو بخونین.

به واسطه اینکه یک مسیری (مهاجرت) رو طی کردم و البته در موردش می‌نویسم، هر روز در جاهای مختلفی از لینکداین، اینستاگرام، توییتر، تلگرام، واتزاپ و همین وبلاگم، سوال‌ها و پیام‌های زیادی دریافت می‌کنم.

اولین جوابی که به همه می‌دم اینه که آیا پست‌هایی که در وبلاگم نوشتم رو خوندین؟ و ۹۵٪ جواب میدن خیر. براشون لینک می‌فرستم و می‌گم لطفاً مطالب رو بخونید و باز اگر سوالی بود ازم بپرسید. اون ۵٪ که خوندن هم سوالات خوبی می‌پرسن که باعث می‌شه پست‌های قبلی رو ویرایش کنم یا یک پست جدید بنویسم.

معمولاً کمتر از ۱ دقیقه بعد، افرادی که عضو اون ۹۵٪ هستن، چندین سوال می‌پرسن که در جواب می‌گم اگر پست‌های وبلاگ رو بخونین، جواب تمام سوالات‌تون رو می‌گیرید.

متاسفانه بعد از این جواب خیلی‌ها ناراحت می‌شن و من رو به صفات متفاوتی محکوم می‌کنن. مثلاً اینکه چقدر بخیلی و یا من که نمی‌خوام جای تو رو تنگ کنم. چی ازت کم می‌شه جواب بدی!

من ساعت‌های زیادی وقت گذاشتم برای نوشتن تک تک پست‌های مهاجرت و اگر بخوام به تک‌تک سوال‌هایی که جواب‌شون تو همین پست‌ها وجود داره جواب میدم، نه فرصت سر کار رفتن دارم، نه فرصت زندگی کردن.

اینجا هم مثل هر جای دیگه دنیا، روزی ۸ ساعت باید سر کار بریم، آشپزی کنیم، خونه‌داری کنیم. به سلامت‌مون رسیدگی کنیم و ….

اینکه به یک نفر بگید خرت از پل گذشته و دیگه خیرت به بقیه نمی‌رسه، اون هم یکی مثل من که ساعت‌ها زمان گذاشتم بتونم یه راهنمای مناسب تهیه کنم، قطعاً ناشی از بی‌انصافی شماست. پس لطفاً پیش از اینکه هر صفتی رو به آدم نسبت بدین، برای وقتی که گذاشته تا جواب تمامی سوال‌های شما رو از پیش بنویسه، ارزش قائل باشید. برای وقت خودتون هم ارزش قائل باشید، اطلاعات اولیه رو جمع کنید و اگر سوالی باقی بود، بپرسید.

۹ مرداد – شد ۸ ماه

8 month

سلام

۹ مرداد عزیزم، سلام. خوش اومدی. این‌چنین شد که رسیدیم به ماهگرد هشتم مهاجرت! ماهگرد هشتم خروج از وطن! ماهگرد هشتم دوری از همه عزیزان. می‌دونم طبق روال باید سفرنامه رو تموم می‌کردم، اما به خاطر این روز عزیز، باید یه تنفس به سفرنامه می‌دادم تا بنویسم که هشت ماه گذشت.

حکمتش چیه که آدم وقتی دست به قلم (تایپ و کیبورد) می‌شه، رشته افکارش گاهی به‌هم می‌ریزه و گاهی کلاً مسیر ذهنی و نوشته تغییر می‌کنه.

اگه بخوام اعتراف کنم، خودم فکر می‌کردم حتی یک ماه هم دووم نیارم و حالا شده ۸ ماه! الآن ممکنه ازم بپرسین بگم آره هنوز هم گاهی به اینکه ارزشش رو داشت یا نه فکر می‌کنم و گاهی دلم می‌خواد برگردم. این درگیری‌های فکری شاید واسه همه باشه، من از فکر بقیه خبر ندارم.

هدف باید اینقدر محکم و شفاف باشه که مواقع این‌چنینی آدم رو سرپا نگه داره و نذاره جا بزنه. قبلاً هم گفته بودم، مسائل اقتصادی دلیل خوبی برای مهاجرت نیستن. چون به جایی می‌رسید که دارایی نقدی و توانایی اعتباری بالایی دارید و اون موقع است که احساس خلأ و کمبودهایی به علت عدم وجود دلیل محکم، آدم رو زمین می‌زنه.

البته من فقط ۸ ماهه دور شدم، هنوز خیلی زوده در مورد چنین مواردی برم بالای منبر. فقط این رو اضافه کنم که مهاجرت تنهایی با مهاجرت با خانواده خیلی متفاوته. وقتی خانواده دارین اینجا، میزان غمگین شدن شما و فشار دوری به مراتب صد درجه کمتره. حداقل عصر وقتی میاید خونه یکی هست یا منتظر یکی هستین، آخر هفته برنامه مشترک دارید و ….

همونطوری که احتمالاً همه این جمله رو شنیدین: “وقتی مستقر شدی، از ایرانی‌ها دوری کن”. من هم مثل همه این رو شنیدم. من دوری نکردم، سعی کردم ارتباطم رو حفظ کنم، ولی اولین دوستی که پیدا کردم، یهو باهام سرسنگین شد و کلاً دیگه جواب مسج‌هام رو نداد. دچار این احساس شدم که من رو پس زده (همیشه خودم رو مقصر می‌دونم) همین باعث شد بی‌نهایت محتاط بشم و از بعد از اون کلاً یک بار تو یک دورهمی ایرانی رفتم.

وقتی دوستایی در ایران داشته باشی که هنوز هم به صورت مجازی برات وقت بذارن و با هم چت کنین، یه وقتایی دیگه دنبال برقراری ارتباط جدید نیستی. حداقل برای من برقراری ارتباط خیلی سخت شده و حس می‌کنم توی سنی هستم که دیگه توانایی آشنا شدن با آدم‌های جدید رو نداشته باشم. (حتی اسم همکارهام رو یادم میره – شاید بی‌ربط باشه یا تحت تاثیر عامل دیگه). وقتایی که دیگه خیلی خسته باشم یا احساس تنهایی کنم، ترجیح میدم طول مکالمه رو با خانواده بیشتر کنم.

این اتفاق بعد از مهاجرت برای همه نمیفته، پس تجربه شخصی من رو تعمیم ندین به کل، شاید برای شما جور دیگری اتفاق بیفتد. این مسئله به روحیه فردی شما و جامعه‌ای هم که بهش وارد می‌شید بسیار وابسته است.

همونقدری که مهاجرت شیرینه، تجربه تلخ هم داره. من هم از این چرخ گردون مصون نبودم و تلخی روزگار چشیدم. اما آنچنان تلخ نبوده.

فکر می‌کنم یک متن حدود ۵۰۰ کلمه‌ای برای ماهگرد هشتم کافی باشه.

نهمین ماه مهاجرت سلام

۱ سال گذشت

1 year

سلام

امروز خواستم تاریخ رو بنویسم:

۱۲-۰۷-۲۰۱۹

و یهو یه انفجار خیلی خیلی شدید تو ذهنم اتفاق افتاد و این شکلی شدم:

crying emoji

یک سال دقیق از روزی که برای اقامت بلند مدت با سفارت آلمان مصاحبه داشتم گذشت! یک سال پر از چالش! یک سال پر از دغدغه! یک سال پر از تلاش! یک سال عجیب!

۲۱ تیر ۱۳۹۷ – ساعت ۱:۰۰ بعدازظهر

بعد از گذشت حدود ۸ ماه و چند روز، نوشتن در مورد ویزای اقامتی آلمان رو شروع کردم و در مورد مصاحبه سفارت هم نوشتم.

این پست تجربه نیست، دل‌نوشته است و یادگار از گذر عمر! پس تجربه خودم رو می‌نویسم از یک سال پیش، یه روز پنجشنبه خیلی گرم!

صبح اول رفتم سفارت تا مدارکی که برای تایید داده بودم رو تحویل بگیرم، بعدش رفتم بانک تا تمکن مالی رو بگیرم و مجدد برگشتم سفارت. کمی ترافیک بود و دیرتر رسیدم و مسئول سفارت دم در نبود که در رو باز کنه، دیگه صدا زدم و یکی اومد در رو باز کرد.

مسئول حفاظت فیزیکی آدم شوخ طبعی بود و کلی سر به سرم گذاشت، بهم گفت تازه عروسی؟ گفتم نه. گفت ولی شبیه تازه عروس‌هایی. دیگه تا چند باری که تو محوطه بودم و من رو می‌دید یا می‌خواست به سوالم جواب بده بهم می‌گفت تازه عروس.

برای افرادی که سفارت رو ندیدن:

موقع ورود، پاسپورت و ایمیل وقت شما رو چک می‌کنن و با لیست ورود خودشون مطابقت می‌دن. پس پاسپورت و پرینت ایمیل وقت مصاحبه رو حاضر داشته باشید.

بعد از در ورودی که باید از زیر دستگاه رد بشیم و توی کیف‌هامون رو نگاه می‌کنن که اسپری یا وسایل برنده نداشته باشیم، یه محوطه است که سه تا اتاق داره برای نوبت دادن. قبلاً که ویزای توریستی هم توی سفارت بود، یه اتاق مختص توریستی بود، یه اتاق برای ویزای بیزنس و یه اتاق برای ویزای پیوست. البته این اتاق‌ها فقط برای نوبت‌دهی هستن.

پاسپورت و ایمیل وقت شما رو چک می‌کنن و به شما نوبت می‌دن. تو این تجربه من، بهم گفت مستقیم برو باجه ۷ و پاسپورتت رو تحویل بده.

بعد از این اتاقک‌ها، وارد یه محوطه دیگه می‌شیم که باید موبایل‌مون رو توی کمد بذاریم. باجه DHL هم قبلاً تو همین محوطه بود که دیگه با تغییر سیستم ویزای شنگن، باجه هم تعطیل شده. معمولاً یک نفر (آفیسر) اونجا هست که در مورد موبایل یادآوری کنه.

ورودی ساختمان کنسولی سفارت از همین بخش محوطه است. اینجا دیگه خان آخره. منتظر می‌شیم تا صدامون کنن برای مصاحبه.

سعی کنین راحت‌ترین لباسی که دارید رو برای مصاحبه بپوشید، حداقل برای من اینطوریه. البته لباس راحتی و اسپرت منظورم نیست، یه لباسی که باهاش راحت هستید، تنگ و گشاد نباشه و خیلی راحت بتونین زبان بدن داشته باشید و اگه لازم باشه مدت طولانی بایستین براتون سخت نباشه. بعضی‌ها مصاحبه‌شون یک ساعت طول می‌کشه که توی مورد من ۱۰ دقیقه بود.

با توجه به اینکه متقاضی‌های ویزای توریستی دیگه توی سفارت مدارک‌شون رو تحویل نمی‌دن، سفارت خیلی خلوت‌ شده و تو سالن راحت می‌تونین بشینین. فقط ویزای دانشجویی، ویزای پیوست و اقامت بلند مدت تو سفارت مصاحبه‌شون انجام می‌شه.

من تمام طول مصاحبه از شدت استرس شاید هم هیجان می‌لرزیدم، موقع انگشت‌نگاری آفیسر ازم پرسید چرا اینقدر می‌لرزی، اینجا هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته. من در جواب گفتم مامانم می‌گه از بچگی همینطوری بودم، موقع استرس می‌لرزیدم.

این نکته رو گفتم به دو دلیل، لرزش و استرس شاید چندان جالب نباشه، پس اگه مثل من استرس موجب لرزش شما می‌شه، یه فکری به حالش بکنین.

دلیل دوم: موقع مصاحبه هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته، فقط و فقط تحویل مدارک و مصاحبه است برای اینکه آیا مدارک شما با گفته‌های شما در یک راستا هستند یا نه. تصمیم‌گیری برای ویزای شما، در اون لحظه انجام نمیشه. مدارک به شهری که درخواست کردین ارسال می‌شه و تصمیم‌گیری اونجا انجام می‌شه. پس دلیلی بر استرس و نگرانی نیست.

هر چقدر تلاش کردم دل‌نوشته بشه، باز هم کمی تجربه و راهنما شد. (این نام خانوادگی در خون من ریشه دوانده).

– – –

بله دیگه، یک سال گذشت و من چقدر توی این سال تغییر کردم و چقدر زندگیم عوض شده و چقدر همه چیز تغییر کرده. هر کسی ایده‌آل‌هایی تو زندگیش داره و این روزا من دارم ۷۵٪ اون ایده‌آل‌هام رو زندگی می‌کنم.

اون ۲۵٪ باقی مونده واسه نبودن خانواده و عزیزانم کنارمه.

خو گرفتن با محیط آلمان برای من سختی چندانی نداشت. شاید علاقه زیادی که به زندگی در آلمان داشتم باعث شد خیلی سریع‌تر با محیط انس بگیرم و خیلی سریع‌تر از حتی مهاجرت به تهران، احساس کردم اینجا خونه منه.

سالی که گذشت سال عجیبی بود!

یک سال گذشت!

همین!

۹ خرداد – شد ۶ ماه

6 month

سلام

۶ ماه گذشت، ۶ ماه از ۹ آذر ۱۳۹۷، آخرین لحظه‌های حضور در وطن به عنوان شهروند گذشت! درسته تا ابد وطن من ایرانه، ولی فعلاً محل زندگی، کسب درآمد و اقامت من کشور دیگه‌ای محسوب می‌شه.

همه آدم‌ها واسه مهاجرت‌شون قصه دارن، من هم قصه خودم رو دارم که یه جاهایی بهش اشاره کردم، اما قصه و هدف اصلی، همیشه تو دل آدم می‌مونه!

شاید من جز اون دسته آدمایی بودم که آرزو دارن تو یه کشور دیگه زندگی کنن، شاید هم نبودم! فقط در ششمین ماهگرد از خروج از وطن و دورتر شدن از ساحل امن (خانواده)، دوست دارم این رو بگم که مهاجرت با همه چالش‌هایی که من فکرش رو می‌کردم فرق داشت و داره!

پیش از ورود به هر کشوری، حتی برای سفر، در مورد امور اداری، فرهنگ و اصول اون کشور بیشتر مطالعه کنید و به گروه‌های تلگرامی و تجربه‌های شخصی افراد بسنده نکنید. در واقع این رو می‌تونم دو چندان تاکید کنم که به تجربه‌های فردی هیچ‌کسی اعتماد نکنید!

توی این ۶ ماه، شاید اگر به اندازه ۶ سال نباشه، ولی به اندازه ۳ سال بزرگتر شدم!

و در آحر:

۶ ماه گذشت!

 

 

مهاجرت به آلمان بی یا با زبان آلمانی

Language

سلام

این پست به تمامی کشورها و زبان‌ها قابل تعمیمه!

بدون زبان آلمانی، فکر آلمان رو از سرتون بیرون کنین. مگر اینکه “برنامه‌نویس” باشید. در این صورت هم فقط شانس بیشتر از ۵۰ درصد دارید، شانس صددرصد از آن کسی می‌شه که زبان آلمانی رو راحت بتونه صحبت کنه و انگلیسی رو هم بلد باشه.

بدون زبان آلمانی، به آلمان مهاجرت نکنید.

چرا؟

جوابش ساده است، زبان رسمی کشور، آلمانیه. تمام کارهای اداری و دولتی شما به زبان آلمانی پیگیری می‌شه، همه نامه‌ها، قراردادها، هر چیزی که برای شما ارسال می‌شه به زبان آلمانیه، هر جایی بخواید مراجعه کنید و کاری داشته باشید، آدم‌ها آلمانی زبانن.

تو شهرهای بزرگتر هستن کسایی که انگلیسی باهاتون صحبت کنن، ولی قانون نانوشته‌ای بین آلمانی‌ها به خصوص تو مراکز اداری وجود داره که وقتی کسی انگلیسی حرف می‌زنه، راهش ندین. این اتفاق برای من افتاده! تو یه سازمان اداری آلمان، به علت اینکه انگلیسی حرف میزدم راهم ندادن و گفتن حق نداری انگلیسی حرف بزنی! با اعتراض رو بخش شکایت سایت شون یه جلسه برام گذاشتن که عذرخواهی کنن و وقت ملاقات دیگه ای بهم دادن، در نهایت هم قرار ملاقاتم رو کنسل کردن چون بهشون ایمیل دادم که من انگلیسی زبانم و لطفاً کارمند انگلیسی زبان به من اختصاص بدین. به همین سادگی! تو جلسه عذرخواهی هم چندین بار به من گفتن تو سازمان ما کسی حق نداره انگلیسی حرف بزنه! قانون نانوشته‌ای که اصلاً وجود نداره ولی می‌تونن! کشورشونه!

در هر صورت اگر می‌خواید همه درآمدتون رو برای مترجم خرج کنین، بدون زبان آلمانی بیاید آلمان. یادتون باشه کسایی که باهاشون دوست می‌شید، همیشه فرصت ندارن همراه شما بیان برای کارهای اداری.

در نهایت، حتی اگر برای هیچ کاری هم زبان آلمانی نیاز نداشته باشید، گرفتن اقامت دائم (۲۱ ماه) و در نهایت گرفتن پاسپورت آلمانی، مدرک زبان آلمانی اجباریه.

در نهایت اینکه، بالاخره یه جایی ندونستن زبان آلمانی کار دستتون می‌ده.

در نهایت اینکه بالاخره با دونستن زبان آلمانی، تو سازمان‌ها، به خصوص واسه تمدید اقامت و مشابه، زبان آلمانی خیلی بهتون کمک می‌کنه.

در نهایت اینکه ۱۰۰% آدما آلمانی زبانن، راحت‌تر می‌تونین ارتباط برقرار کنین.

در نهایت اینکه، زبان رسمی کشور آلمانیه!

– – –

بدون زبان فرانسه، نرید فرانسه

بدون زبان آفریقای جنوبی، نرید آفریقای جنوبی

بدون زبان چینی، نرید چین

– – –

پی‌نوشت ۱: آدم‌های زیادی اینجا حداقل تو برلین هستن که بدون آلمانی دارن زندگی می‌کنن، اما، در نهایت دونستن زبان آلمانی به نفع شماست.

پی‌نوشت ۲: یادگیری زبان آلمانی در ایران به مراتب کم هزینه تره.

پی‌نوشت ۳: حداقل تا سطح B1 زبان آلمانی رو یاد بگیرید.

پی‌نوشت ۴: این یادگیری زبان برای کسی خوبه که قصد اقامت دائم و زندگی همیشگی در آلمان داشته باشه، اگر صرفاً برای مدت کوتاهی قصد اقامت در آلمان رو دارید، خب می‌تونین با زبان انگلیسی زندگی کنین دیگه.