بایگانی برچسب: آینده

آنچه در آینده می‌بینم

post456

همه ما یه تصوری از آینده‌مون داریم. یه چیزی که دوست داریم اتفاق بیفته، و این عکس تمام آینده‌ایه که من دوست دارم بهش برسم.

یه اتاق توی خونه‌ام، سفید و پر نور، که از اونجا براتون وبلاگ‌نویسی کنم.

بقیه‌اش رو البته بهتون نمیگم [خنده شیطانی]

شما دوست دارین برای رسیدن به چی تلاش کنین؟

تصویرسازی آینده خیلی خوبه، خیلی!

سرنوشت ساختنی است

Future

این صرفاً یک پست کپی از سایت‌های دیگه است:

یکی تو ۲۳ سالگی ازدواج میکنه و اولین بچه شو ۱۰ سال بعد به دنیا میاره،اون یکی ۲۹ سالگی ازدواج میکنه و اولین بچه شو سال بعدش به دنیا میاره
یکی ۲۵ سالگی فارغ التحصیل میشه ولی ۵ سال بعدش کار پیدا میکنه، اون یکی ۲۹ سالگی مدرکشو میگیره و بلافاصله کار مورد علاقه شو پیدا میکنه
یکی ۳۰ سالگی رئیس شرکت میشه و در ۴۰ سالگی فوت میکنه، اون یکی ۴۵ سالگی رئیس شرکت میشه و تا ۹۰ سالگی عمر میکنه
تو نه از بقیه جلوتری نه عقب تر. تو توی زمان خودت زندگی می‌کنی پس آرام باش،از زندگی لذت ببر و خودت را با دیگری مقایسه نکن.
هر کسی سرنوشت خودش را دارد

– – –

تو نه از بقیه جلوتری نه عقب‌تر، تو توی زمان خودت زندگی می‌کنی!

– – –

من نه از کسی جلوترم، نه از کسی عقب‌تر، من در زمان خودم زندگی می‌کنم و هر روز رو برای اهداف و آرزوهای خودم و بر اساس معیارهای خودم پیش می‌رم.

اکثر گروه سنی ما، دهه شصتی‌ها، یا حتی بعدتر، خانواده ها انتظار یک زندگی از پیش نوشته شده رو داشتن. بزرگ شدن، درس خوندن، کنکور دادن، دانشگاه رفتن، شغل استخدامی و دولتی، ازدواج، بچه‌دار شدن و …

خیلی از هم‌سن و سال‌های من با این برنامه نانوشته جنگیدن، تابوها رو شکستن و مسیر زندگی دیگه‌ای رو انتخاب کردن. اما همچنان انتظارات این برنامه از پیش تعیین شده از سمت جامعه بهشون / بهمون ابراز می‌شه!

ولی من می‌دونم زندگی برنامه‌های دیگه‌ای برای من چیده، سرنوشتی که من می‌خوام چیز دیگری است. من سرنوشتم رو خودم می‌سازم.

برداشتی از یک فیلم – هرگز رهایم مکن – Never Let Me Go

Never Let Me Go

چند روز پیش فیلم Never Let Me Go رو دیدم و تصمیم گرفتم امروز در مورد این فیلم و ماجرای این فیلم و برداشت‌هایی که از این فیلم داشتم بنویسم. این فیلم بر اساس یک رمان از کازوئو ایشی‌گورو ساخته شده.

هرگز رهایم مکن – ویکی‌پدیا فارسی              هرگز رهایم مکن – ویکی‌پدیا

فیلم Never Let Me Go در سال ۲۰۱۰ به کارگردانی مارک رومنک و نویسندگی الکس گارلند، ساخته شده.

– – –

Spoiler Alert

– – –

اگر می‌خواید این فیلم رو ببینید، الآن این پست رو نخونید، چون توی این پست در مورد موضوع فیلم و اتفاقات فیلم به طور واضح خواهم نوشت. دیدن این فیلم رو به شدت توصیه می‌کنم و دوست دارم نظرتون رو بدونم.

– – –

این فیلم تو یه مدرسه شبانه‌روزی شروع می‌شه، تا چند دقیقه ابتدایی فیلم متوجه نمی‌شیم قصه چیه، تا اینکه یک معلم به بچه‌ها می‌گه چه آینده‌ای در انتظارشون هست. آینده‌ای که این بچه‌ها به خاطرش به دنیا اومدن و هدف غایی‌شون از زندگی کردن چیه.

توی این مدرسه، سلامتی بچه‌ها خیلی مهمه و سیستم بهداشتی خیلی خوبی دارن. تو این لحظه‌های فیلم حس می‌کنی چه مدرسه شبانه‌روزی جالبی، حتماً برای بچه‌های پولداره.

تا می‌رسه به سکانس معلم مدرسه که به بچه‌ها می‌گه شما قرار نیست هیچ‌وقت پیر بشید، شما تربیت می‌شید برای اهدای عضوهای حیاتی بدن‌تون.

به این قسمت فیلم که رسیدم، فکر می‌کردم قراره شخصیت‌های اصلی فیلم فرار کنن و زندگی متفاوتی بسازن از آینده از پیش تعیین شده. ولی این فیلم قرار نیست فیلم هندی باشه!

اینجاست که می‌رسیم به برداشتی که از این فیلم داشتم. شخصیت‌های این فیلم / رمان تربیت شده بودن برای اهدای عضو، این‌که می‌تونن اعضای حیاتی بدن‌شون رو اهدا کنن براشون نهایت لذت و غرق شدن در هدف غایی و جادوانگی بود. برای مرگ در حین عمل کلمه Complete رو به کار می‌بردن. انگار شخصی وظیفه‌ای که بهش محول شده بوده رو تمام و کمال و به نحو احسن کامل کرده.

شاید بعد از دیدن این فیلم، به این فکر کردم که چقدر خوشبختم که تو زندگی حق انتخاب داشتم و کسی هدف غایی برام تعیین نکرده. درگیر اجبار نبودم.

از طرفی هم فکر کردم شخصیت‌های این فیلم / رمان چقدر ساده زندگی می‌کردن، هیچ چالشی نداشتن، فقط باید سالم می‌موندن تا به مرحله “برداشت از بدن”شون برسن. به مرحله اهدای اعضای حیاتی‌شون.

انگار محصولی که کاشته شده تا به فصل برداشت برسه!

سریال تقریباً انسان – Almost Human

AlmostHuman

سریال Almost Human یا تقریباً انسان، یکی از جدیدترین سریال‌های شبکه Fox هست که امروز چهارمین قسمت اون پخش میشه. این سریال، در ژانر درام علمی تخیلی جنایی توسط  J. H. Wyman  ایجاد و ساخته شده است. این سریال در هفته گذشته بعد از سریال The Walking Dead در سایت Followshows پرطرفدارترین سریال بوده است.

یکی از بدترین کارهای ممکن خواندن داستان سریال هست که خب برای معرفیش چاره دیگه‌ای نیست. این سریال وقایعی که پس از پیشرفت دانش و تکنولوژی در سال ۲۰۴۸ رخ میده رو بر اساس یک داستان تخیلی به تصویر کشیده است. در توضیح ویکیپدیا، به تکامل غیرقابل‌کنترل دانش اشاره شده است.

اگر دوست دارین سریال‌ها رو هفتگی دنبال کنید و دنبال سریال جدیدی هستید، به نظر میاد داستان جالبی داشته باشه. در دنیای امروزی که پیشرفت تکنولوژی خیلی سریع اتفاق میفته به نظر میاد جالب باشه که ۳۰ سال آینده از نظر نویسنده‌ها و افراد مختلف ممکن هست چه شکلی باشه.

به نظر جالب باشه تصورتون رو از ۳۰ سال آینده بنویسید و بعد سریال و فیلم‌هایی که با محوریت آینده ساخته میشن رو ببینید و تصور افراد دیگه رو با تصور خودتون مقایسه کنید. قوه تخیل یکی از قوه‌های بسیار قوی برای خلاقیت و پیشرفت هست که اگر خوب پرورش بدید می‌تونید برای نوآوری ازش استفاده کنید.

پست در مورد سریال بود و به توانایی انسان رسید، به نظر من این سریال، باید پیشرفته‌تر شدن دستگاه‌های ساخته دست انسان نسبت به انسان رو به تصویر کشیده باشه.

واقعاً آینده از آن کیست؟ انسان یا ساخته‌های دست انسان؟