بایگانی دسته: گردشگری

در برلین کجا برگر بخوریم؟

Burger Zone

سلام

این قسمت: شکم‌پروری

ما گول خوردیم، خیلی زیاد بود، شما اگه حجم غذاتون نرماله، یه دونه ساندویچش با سیب‌زمینی سرخ کرده رو سفارش بدین [ایموجی D:]

این عکسی که مشاهده می‌کنید رو خودم گرفتم. از عکسایی که از جاذبه‌های گردشگری گرفتم بهتر شده [ایموجی اون میمون که دستاش رو گذاشته رو چشماش]

این عکس متعلق به جناب برگر فروشی BurgerZone در برلین به آدرس Maaßenstraße 2, 10777 Berlin می‌باشد. از منو، غذای شماره ۱، دو تا برگر با سیب‌زمینی سرخ‌کرده و نوشابه. قیمتش رو اگه اشتباه نکنم بین ۷ تا ۸ یورو بود، دقیقش رو یادم نیست.

اگه دنبال یه برگر فروشی هستین که حلال باشه، این برگری پیشنهاد می‌شه، کنارش هم البته PizzaZone هست که اون هم پیتزاهاش خوشمزه است.

این پست با یک روز تاخیر به مناسبت روز چیزبرگر نوشته و ارسال شده است.

کاخ و باغ شارلوتنبرگ

charlottenburg palace

سلام.

از ژانویه ۲۰۱۷ که برای اولین بار، عکسی از کاخ شارلوتنبرگ دیدم، جز آرزو / اهدافم بود که بتونم برم و از نزدیک این کاخ بسیار زیبا رو ببینم.

بالاخره دیروز، یکشنبه، ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۹، این خواسته / آرزو / هدف محقق شد. یه احساس خاص و عجیبی دارم. حدود ۹ ماهه توی این شهرم و دفعات زیادی به محله شارلوتنبرگ اومدم، اما هیچ‌وقت فرصت نمی‌شد که به این جاذبه گردشگری بی‌نهایت زیبا سر بزنم.

فقط کافیه توی سایت ۵۰۰px عکس‌های این جاذبه گردشگری رو جستجو کنید تا بی‌نظیرترین نماها رو از این کاخ و باغ ببینید. عکس‌هایی که خودم گرفتم متاسفانه خوب نیستن و ناچارم از عکس‌های موجود در اینترنت برای این پست استفاده کنم.

charlottenburg palace

این باغ و کاخ بی‌نهایت زیباست. البته قبلاً‌ هم در پست سفر به برلین اشاره کوتاهی بهش داشتم. تو قسمت کاخ اصلی این جاذبه، موزه‌ای برپا شده که شما می‌تونین از طریق سایتش بر اساس زمانبندی بلیط تهیه کنین. بلیط برای ۹۰ دقیقه بازدید از موزه است. برای بازدید از محوطه نیازی به تهیه بلیط ندارین.

کمی از تاریخ این کاخ و باغ بخوام براتون بگم:

ساخت این کاخ در سال ۱۶۹۵ به دستور فردریش سوم شروع می‌شه و در سال ۱۷۱۳ به پایان می‌رسه. البته بخش‌هایی هم در ادامه در همون قرن هجدهم به این کاخ اضافه می‌شه.

این کاخ در زمان جنگ جهانی دوم آسیب زیادی می‌بینه که به مرور ترمیم و بازسازی می‌شه.

راستش ترجمه کردن قصه این کاخ از جذابیتش کم می‌کنه انگار. قصه و تاریخچه خیلی قشنگی داره. اما تلاش می‌کنم کمی براتون توضیح بدم.

محلی که این کاخ و باغ در اون واقع شده، هدیه پادشاه (فردریش اول) به ملکه‌اش بوده، سوفیا شارلوت از هانوفر، خواهر جورج لوئیس. که هر کدوم از این افراد قصه‌های قابل توجه خودشون رو دارن.

چقدر زندگی‌ها عجیب و غریب بوده قبلاً!

متاسفانه سوفیا در سن ۳۶ سالگی از دنیا می‌ره و به همین علت باغ و کاخی که بهش هدیه شده بوده، به دستور پادشاه به شارلوتنبرگ تغییر نام پیدا می‌کنه.

خب دیگه بیشتر تعریف نمی‌کنم، خودتون بخونید.

ستون پیروزی برلین

Siegessäule

سلام

این پست بیشتر از اینکه اطلاعات گردشگری باشه، یک برداشت شخصی و مقایسه است. در صورتی که دوست دارین اطلاعات تاریخی بیشتری در مورد این جاذبه گردشگری بدست بیارین، به گوگل مراجعه کنید. با تشکر

– – –

در پی گشت و گذار در برلین، بالاخره موفق شدم یکی از جاذبه‌هایی که مدت‌ها بود می‌خواستم از نزدیک ببینم رو برم. تا حالا چندین بار با اتوبوس از کنارش رد شده بودم و هر بار می‌گفتم دفعه بعد این ایستگاه پیاده می‌شم و این جاذبه رو می‌بینم. اما فرصتش پیش نمیومد.

دیروز بعد از پیاده‌روی طولانی در خیابونی که شباهت زیادی به بخشی از خیابون شانزلیره پاریس به سمت میدان کنکورد داره، به ستون پیروزی برلین رسیدیم.

وقتی از دروازه برندنبورگ به سمت شرق نگاه کنید، این ستون رو می‌بینید که در میانه تیرگارتن خودنمایی می‌کنه. با یک پیاده‌روی ۲۵ دقیقه‌ای در کنار فضای زیبای تیرگارتن، می‌تونین به این جاذبه زیبا برسید.

بعد از گذشتن از ۲۸۱ پله، می‌تونین به قسمت بالایی این ستون برسید و برلین رو ببینید. یه کمی سخته بالا رفتن از ۲۸۱ پله، ولی ارزشش رو داره. طبقه همکف این جاذبه هم عکس‌های تاریخی رو می‌تونید ببینید و ماکت‌هایی که از جاذبه‌های گردشگری مختلف ساخته شدن.

ستون پیروزی، سال‌های خیلی طولانی، نماد برلین بوده و جشن‌های مختلف در کنارش برگزار شده. اما این روزها، وقتی برلین رو جستجو کنید، عکس غالب، تصویری از برج تلویزیونه.

برداشتی که اول پست در موردش نوشتم از اینجا شروع می‌شه.

سالیان سال، برج آزادی، نماد تهران بود. اما این روزا، برج میلاد نماد تهرانه. این تغییر نماد در تهران و این تغییر نماد در برلین، چه علتی دارن؟

شاید جای علاقه‌مندی به کمی تاریخ، علاقه افراد داره به سمت سازه‌های پیشرفته حرکت می‌کنه.

کاش همچنان از تاریخ مراقبت کنیم.

یادبود هولوکاست در برلین

Memorial to the Murdered Jews of Europe

سلام

بی‌کیفیتی عکس این پست رو به بزرگی خودتون ببخشید، خودم با موبایل گرفتم که همونطور که از تصویر برداشت می‌شه، من عکاس خوبی نیستم. اما حس خوبی داشتم که عکسی که خودم گرفتم رو برای پست استفاده کنم.

این شبیه به قبرهای کوتاه و بلند که می‌بینید، یه جاذبه گردشگری در برلینه به اسم یادبود قتل‌عام یهودیان اروپا (Memorial to the Murdered Jews of Europe)

۴ سال پیش از کنارش رد شده بودم و فقط یه عکس گرفته بودم، امروز اما، مثل یک گردشگر، رفتم و این یادبود رو دیدم، بین یادواره‌هاش (شبیه به قبر) قدم زدم.

حس غریبی داشت! احساس ترس، احساس رنج، احساس غم و تمامی حس‌های متناقضی که یه زمانی در اون واقعه هولناک اتفاق افتاده!

سال ۱۹۹۹، پارلمان آلمان تصمیم می‌گیره یادبودی برای اون واقعه بسازه و رقابتی در این راستا صورت می‌گیره که در نهایت طراحی معمار آمریکایی، پیتر آینزمن برنده رقابت بشه. طراحی‌ای که اجرا می‌شه و سال ۲۰۰۵ افتتاح می‌شه.

این یادبود در نزدیکی دروازه برندنبورگ واقع شده. یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری برلین.

این بنا، ۲،۷۱۱ سازه‌های بتنی (شبیه به قبر) داره که پیتر آینزمن توضیحاتی رو در مورد ایده پشت این طراحی داده تا بتونه احساسی رو که در نظر بوده به بقیه منقل کنه.

  • divergence in concept – واگرایی در مفهوم
  • illusion of order – توهم نظم
  • absolute axiality – محوریت مطلق
  • hegemony of the visual – برتری تصویر

متاسفانه مطمئن نیستم که آیا درست ترجمه کردم یا نه، عبارت‌های تخصصی بودن. شاید این جمله ساده‌تر کنه:

what loneliness, powerlessness and despair mean, a space of sensuous and emotional power

تعبیری از تنهایی، بی‌قدرتی و ناامیدی. فضایی برای قدرت احساسی و ناشی از لذت نفسانی!

خیلی جستجو کردم که ببینم آیا محل این بنا، از نظر تاریخی اهمیتی داشته یا نه، اما نتونستم منبع و مرجعی برای علت انتخاب این مکان برای ساختن یابود پیدا نکردم. حس می‌کنم باید یه دلیلی داشته باشه و شاید اون زمین متعلق به یک حادثه تاریخی باشه!

– – –

پی‌نوشت: خوندن تاریخ وقتی دیگه درگیر امتحان تاریخ نباشی، خیلی حس قشنگیه.

گشت و گذار در زاربروکن

Saarbrucken Zoo

سلام

صدای اینجانب رو از غرب آلمان، لب مرز فرانسه می‌شنوید. بله همچنان تا آخر هفته آینده (۲۶ ژوئیه) اینجام، تو این شهر پر از درخت، شبیه شمال خودمون، بدون دریاش!

قبلاً به اعتقاد راسخ آلمانی‌ها به تعطیلی یکشنبه اشاره کردم، آره دیگه، یکشنبه‌ها همه جا تعطیله، همه جا یعنی فروشگاه و خرید و اینا. تفریح جذاب من [ایموجی خنده] مثلاً یکشنبه نمی‌تونی بری لباس بخری، نهایت شنبه، شهرهای کوچیک مثل زاربروکن ۸ شب (الآن که عصره) همه جا بسته است، برلین هم خیلی دیگه مشتری‌ها رو تحویل بگیرن، تا ۱۰ شب. البته به نوعی هم بد نیست، شبا زود می‌خوابن، صبح‌ها از ۷ یا ۸ بازن.

پست امروز در دسته‌بندی گردشگریه، نه تجربه زندگی در آلمان، پس سخن کوتاه باید.

نکته کنکوری: اگه باغ‌وحش برلین رو رفتین، تا زمانی که مطمئن نشدین باغ‌وحشی از باغ‌وحش برلین بهتره، قدم توش نذارین! این خط این هم نشون!

سال ۱۳۹۴ یا همون ۲۰۱۵ که برای کنفرانس iBridges برای اولین بار اومدم برلین، تنها جایی که فرصت شد ببینم، همین باغ‌وحش برلین بود. اون زمان استوری یا آلبوم تو امکانات اینستاگرام نبود، اگه حوصله داشته باشید و به پست‌های سال ۲۰۱۵ اینستاگرامم برسید، عکس‌های باغ‌وحش برلین رو می‌بینید. البته یه تعداد محدودی‌اش رو، خیلی بیشتر از اینا عکس و فیلم گرفتم. مثلاً این لینک یکی از عکس‌هاست.

دیروز، یکشنبه بود، بیدار شدم و صدای بارون شدید حکم پتکی داشت که بر سرم کوبیده شد که حالا ای وای چی کار کنم. مجبور شدم تا ۱۲ ظهر صبر کنم تا بارون بند بیاد و بعدش رفتم باغ‌وحش زاربروکن.

ورودی باغ‌وحش زاربروکن برای بزرگسال ۹ یورو و ۹۰ سنته (همون ۱۰ یورو دیگه) و با کارت هم می‌شه پرداخت کرد. برای دانشجوها و کودک و نوجوان هم قیمت دیگه‌ای داره. ورودی برای سگ هم ۲ یورو و ۵۰ سنته و البته ورود سگ‌ها به بعضی از سالن‌ها ممنوعه.

باغ‌وحش فضاسازی خوبی داشت و برای پیک‌نیک از صبح تا عصر هم مناسبه. گوشه به گوشه میز و نیمکت و آلاچیق داره. تو خود باغ‌وحش هم یه رستوران هست که چند تا مدل خوراکی داره. البته من سیب‌زمینی سرخ‌کرده سفارش دادم با سس کچاپ که شد ۲ یورو و ۹۰ سنت (۲ یورو و ۶۰ سنت پومس – سیب‌زمینی سرخ‌کرده، ۳۰ سنت هم سس کچاپ).

بعدازظهر هم اجرای فُک‌هاست که خیلی بامزه بودن. تعداد خیلی زیادی عکس از باغ‌وحش گرفتم و استوری گذاشتم که می‌تونید تو قسمت Highlight اینستاگرامم ببینید. البته عکس‌های باغ‌وحش رو از بقیه عکس‌هایی که از زاربروکن میذارم جدا نکردم.

در نهایت اینکه، همین که پنگوئن داشتن من راضی ام :)

نکته آخر اینکه، اسم و معرفی حیوان‌ها به سه زبان بود، آلمانی، فرانسوی، انگلیسی.

بام برلین

Volkspark Humboldthain

سلام

بالاخره بام برلین رو پیدا کردم ^_^ البته من اسمش رو گذاشتم بام، اسمش چیز دیگه‌ای هست و در زمان قدیم کاربرد جنگی داشته. درست حدس زدین، پایگاه ضد هوایی بوده!

این پارک که به Volkspark Humboldthain معروفه که به عبارتی یه چیزی می‌شه مثل پارک ملت و اینا، (معنی لغوی Volk میشه مردم) تو محله Gesundbrunnen واقع شده.

برلین هیچ کوهی در خودش یا اطرافش نداره و این پارک، تپه و ارتفاع هم با آوارهای جنگ جهانی ساخته شده. با اینکه تاریخچه غمگینی داره، اما فضای زیبایی رو ساخته که می‌شه از ارتفاع شهر رو دید و چند ساعتی اونجا خلوت کرد.

Volkspark Humboldthain

اگر به برلین اومدین، حتماً به این پارک سر بزنید. فکر نمی‌کنم بازدید از این پارک، تو هیچ‌کدوم از تورهای مرسوم باشه. بیشتر شبیه جایی هست که شهروندان شهر می‌شناسنش و برای خودشون نگهش داشتن.

شهرِ من، شیراز

Shiraz

۱۵ اردیبهشت، جشن میانه بهار، به روز شیراز معروفه، شیراز دوست داشتنی.

اگه شیرازی هستین یا شیرازی نیستین، به جواب این سوال فکر کنین:

اولین چیزی که با شنیدن اسم شیراز به ذهنتون میاد چیه؟

  • بهارنارنج
  • عرقیات گیاهی
  • آب‌لیمو
  • آب‌غوره
  • شراب شیراز
  • حافظ
  • سعدی
  • تخت‌جمشید
  • شاهچراغ (برادر امام رضا (ع))
  • آش سبزی
  • شاطرعباس
  • دروازه قرآن
  • کریمخان زند
  • بابابستنی

Tomb of Hafez

خب شاید واسه ماهایی که اونجا زندگی کردیم جواب فرق کنه:

  • خونه
  • مامان بابا
  • خانواده
  • دوستا
  • خاطره‌ها
  • حافظیه
  • خاطره‌های حافظیه
  • باغ ارم
  • خاطره‌های باغ ارم
  • نارنج‌ترنج
  • شب‌نشین
  • رستوران تاج‌محل
  • ساندویچ ۱۱۰
  • کوهپایه
  • باباکوهی
  • چنچنه
  • ستارخان
  • قلات

همه اینا واسه ما پر از خاطره است، فکر نمی‌کنم مسافری باشه که از شیراز خاطره بدی براش مونده باشه، شما چطور؟

شیراز عزیزم، روزت مبارک! 

لاله هلندی

Tulips

امروز توی فیسبوک یه ویدیو دیدم که در مورد لاله هلندی صحبت می‌کرد. یه جمله‌اش باعث شد تصمیم بگیرم این پست رو بنویسم که برای نوشتن این پست لازم بود تحقیق کنم.

جمله‌ای که تو ویدیو شنیدم این بود:

“لاله در قرن شانزدهم از ایران و ترکیه به هلند وارد شده.”

واقعاً؟ این لاله قشنگ و دشت لاله‌های هلندی که هر سال هزاران هزار توریست جذب می‌کنه، در واقع از آسیا همون جایی که کشور ما هست شروع شده؟ البته این روزا چند باغ رو به جشن لاله‌ها اختصاص دادن. باغ ایرانی (ده‌ونک) و باغ گل شهید چمران کرج.

Tulip

گل لاله اینقدر توی هلند مهم می‌شه که یک حباب اقتصادی ایجاد می‌کنه. در مورد حباب اقتصادی گل لاله بخونید، خیلی عجیب و قابل تامله.

لازم به ذکره که در این تحقیق خیلی موفق نشدم که متوجه بشم واقعاً ارتباطی با ایران و Persia وجود داشته یا نه، اکثر نوشته‌ها در مورد ترکیه بود، به نظرتون قرن شانزدهم میلادی ترکیه جز Persia یا همون ایران خودمون بوده؟

اهمیت لاله در هلند اینقدر زیاده که یک روز رو به این گل زیبا اختصاص دادن. سومین شنبه ماه ژانویه، که همزمان با قلمه زدن این گیاه هست به روز ملی گل لاله در هلند اختصاص داده شده.

نیمه آوریل (هفته آخر فروردین)  بهترین زمان سفر به هلنده. این زمان لاله‌ها در اوج شکوفایی و زیبایی خودشون هستن.

اردی‌بهشت – فصل سفر به شیراز

Bahar Narenj

شاید این تنها زمان، فصل، ماه و هفته سال باشه که آدم دلش برای “شیراز” پر بکشه. با اون حال و هوای زیبا، عطر بهار نارنج و همه زیبایی‌هاش.

البته من خودم پاییز هزار رنگ شیراز رو بیشتر دوست دارم. اما فروردین و اردیبهشت شیراز به خاطر بهار نارنج، برای گردشگری مرسوم‌تره.

اردی‌بهشت شیراز، بوی بهار نارنج، هوای خوب، روز سعدی، روز شیراز و همه قشنگی‌های دیگه‌ای که داره.

خب کجاها بریم که عطر بهارنارنجش بیشتر باشه.

از هر کی بپرسین، احتمالاً بهتون میگه باغ دلگشا.

ولی از من بپرسین، می‌گم برید ارگ کریمخان. بهترین فضا برای بوی بهار نارنج، ارگ کریمخان زنده.

سفری کوتاه به فرانکفورت

Frankfurt

دیروز فرصتی شد که چند ساعتی رو فرانکفورت باشم. تا حالا به جز فرودگاهش، جای دیگه از فرانکفورت رو ندیده بودم و این فرصت رو غنیمت شمردم و با همراهی یکی از دوستان گشتی هم در شهر زدیم.

اولین برخورد عجیب من با شهر، صبح زود وقتی از ایستگاه قطار اصلی (بانهوف) بیرون اومدم بود. چند تا خیابون اطراف، پر بود از معتاد! چند نفر هم بهم تیکه انداختن، حالا من که نفهمیدم چی گفتن، ایشالا گفتن چقدر خوشکلی مثلاً [اسمایلی / ایموجی خنده] البته فقط همون چند تا خیابون بود.

راستی، دفتر ایران‌ایر هم، همون روبه‌روی بانهوف بود.

یه مقداری هم دنبال کافه گشتم که صبحونه انگلیسی بخورم، ولی یادم اومد اینجا آلمانه نه انگلیس، پس چایی و شیرینی‌های خوشمزه آلمانی خوردم.

Frankfurt Cathedral

این حضرت رو که می‌بینین، اسمش Frankfurt Cathedral یا کلیسای جامع بارتولومئوس مقدس هستش که قسمت اصلی کلیسا مربوط به قرن هفتم میشه و ساختنش به این شکلی که این روزا می‌بینیم. سال ۱۵۵۰ تموم شده و دهه ۱۹۹۰ دوباره بازسازی شده. تو خود کلیسا یه نقشه گذاشته بود با رنگ‌های مختلف و نشون داده بود تو چه سالی کلیسا چه اندازه بوده و بخش‌های جدید چه سال‌هایی اضافه شدن.

قد و بالای این کلیسا هم ۹۵ متره، البته شک دارم که قد برج اینقدره یا قد کل کلیسا.

شما می‌دونستین با رد شدن از ۳۲۴ پله مارپیچ، چه جایزه بزرگی بهتون میدن؟ چه جایزه ای بهتر از این منظره؟

Frankfurt Cathedral

ورودی این بخش از کلیسا که بتونین ۳۲۴ پله رو رد بشین و به این منظره خوشکل برسین، ۳ یورو هستش.

باید اعتراف کنم که تا امروز فکر می‌کردم رودی که از فرانکفورت رد می‌شه راینه، ولی راین نیست، اسمش ماینه. اما امتداد این رود از شرق به غرب به راین می‌رسه. [حالا متوجه نشدم که از انشعاب راین هست یا رودی هست که به راین می‌رسه. تحقیق این موضوع با شما.]

بعد از یه پیاده‌روی طولانی، چی می‌چسبه؟ البته به جز چسب رازی، یه ناهار ژاپنی خوشمزه و هیجان‌انگیز! چی داریم از ماهی بهتر؟ اگه رفتین فرانکفورت، رستوران Kamon Sushi رو امتحان کنین.

Kamon Sushi Frankfurt

البته خب اسماشون رو نمی‌دونم، چون از روی عکس سفارش دادم، اما براتون تعریف می‌کنم چی هستن.

بالا سمت راست که یه چیزی بود شبیه لوبیا و باقالی، مثل باقالی یا باقله گرمک خودمون، عالی بود. اسمش ادامامه است که خب تو منو رستوران اسمش رو چک کردم و بعدش هم گوگل کردم، بالاخره باید با اطلاعات کامل براتون بنویسم.

اون بالا وسط، یه سالادی بود که نفهمیدم چیه، شاید برگ پیازچه، شاید هم جلبک، در حد چشیدن و اینکه ببینم چیه خوردم ازش. [خب متاسفانه بعد از سرچ در منو رستوران، متوجه شدم که واقعاً جلبک بوده و من جلبک خوردم، در حدی که می‌تونم توانایی در خوردن جلبک رو به رزومه‌ام اضافه کنم.]

بالا سمت چپ هم که مشخصه، برنجه. اینکه چه سسی روی برنج بود نمی‌دونم، هر چی بود خوشمزه بود. البته خودم هم سس سویا اضافه کردم به برنج که اصلاً ماه شده بود ماه!

سس قرمز مرکز سینی هم که سس چیلی بود که فوق‌العاده خوشمزه است، هم تندی داره هم عسل و شیرینی، طعم بامزه‌ای داره. ایران هم هست راستی.

پایین سمت راست که ماهی سوخاری خوشمزه و عالی بود، پایین وسط خربزه بود. پایین سمت چپ هم اسمش دامپلینگه (همین الآن سرچ کردم بفهمم اسمش چیه) این دامپلینگ هر چی که هست فوق‌العاده خوشمزه است.

نکته قابل توجهی که موقع خوردن این غذای ژاپنی معرکه داشتم، غذاها همه سرد بودن به نسبت غذای ایرانی که ما می‌خوریم. من هم به شدت از غذای سرد بیزارم، ولی اینقدر این غذا با وجود سردی خوشمزه و تو دل برو بود که نگم براتون دیگه.

تجربه نیکویی بود.

Frankfurt

واسه من آلمان یعنی تاریخ و به دور از ساختمون‌های جدید و برج و آسمون خراش، تجربه من توی فرانکفورت برعکس بود. شما فقط همین عکس رو ببین، بافت تاریخی و قدیمی و یهو بافت پیشرفته انگار نیویورک و شیکاگو. البته من همین بافت قدیمی رو ترجیح میدم.

شهر اینقدر عجیب آخه؟

ولی می‌تونم اعتراف کنم شهر دوست داشتنی‌ای بود، شاید به خاطر رودی به اسم Main که وسطشه و زیبایی شهر رو چند برابر کرده.

– – –

پی‌نوشت ۱: رود ماین، ۵۲۴ کیلومتره و در آخر مسیر، به راین می‌پیونده.

پی‌نوشت ۲: بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی

پی‌نوشت ۳: ریسک کنید، مثل ریسک امتحان کردن غذاهای جدید، مثل ریسک بالا رفتن از اون همه پله با کفش پاشنه‌بلند.