بایگانی دسته: گردشگری

سفری کوتاه به فرانکفورت

Frankfurt

دیروز فرصتی شد که چند ساعتی رو فرانکفورت باشم. تا حالا به جز فرودگاهش، جای دیگه از فرانکفورت رو ندیده بودم و این فرصت رو غنیمت شمردم و با همراهی یکی از دوستان گشتی هم در شهر زدیم.

اولین برخورد عجیب من با شهر، صبح زود وقتی از ایستگاه قطار اصلی (بانهوف) بیرون اومدم بود. چند تا خیابون اطراف، پر بود از معتاد! چند نفر هم بهم تیکه انداختن، حالا من که نفهمیدم چی گفتن، ایشالا گفتن چقدر خوشکلی مثلاً [اسمایلی / ایموجی خنده] البته فقط همون چند تا خیابون بود.

راستی، دفتر ایران‌ایر هم، همون روبه‌روی بانهوف بود.

یه مقداری هم دنبال کافه گشتم که صبحونه انگلیسی بخورم، ولی یادم اومد اینجا آلمانه نه انگلیس، پس چایی و شیرینی‌های خوشمزه آلمانی خوردم.

Frankfurt Cathedral

این حضرت رو که می‌بینین، اسمش Frankfurt Cathedral یا کلیسای جامع بارتولومئوس مقدس هستش که قسمت اصلی کلیسا مربوط به قرن هفتم میشه و ساختنش به این شکلی که این روزا می‌بینیم. سال ۱۵۵۰ تموم شده و دهه ۱۹۹۰ دوباره بازسازی شده. تو خود کلیسا یه نقشه گذاشته بود با رنگ‌های مختلف و نشون داده بود تو چه سالی کلیسا چه اندازه بوده و بخش‌های جدید چه سال‌هایی اضافه شدن.

قد و بالای این کلیسا هم ۹۵ متره، البته شک دارم که قد برج اینقدره یا قد کل کلیسا.

شما می‌دونستین با رد شدن از ۳۲۴ پله مارپیچ، چه جایزه بزرگی بهتون میدن؟ چه جایزه ای بهتر از این منظره؟

Frankfurt Cathedral

ورودی این بخش از کلیسا که بتونین ۳۲۴ پله رو رد بشین و به این منظره خوشکل برسین، ۳ یورو هستش.

باید اعتراف کنم که تا امروز فکر می‌کردم رودی که از فرانکفورت رد می‌شه راینه، ولی راین نیست، اسمش ماینه. اما امتداد این رود از شرق به غرب به راین می‌رسه. [حالا متوجه نشدم که از انشعاب راین هست یا رودی هست که به راین می‌رسه. تحقیق این موضوع با شما.]

بعد از یه پیاده‌روی طولانی، چی می‌چسبه؟ البته به جز چسب رازی، یه ناهار ژاپنی خوشمزه و هیجان‌انگیز! چی داریم از ماهی بهتر؟ اگه رفتین فرانکفورت، رستوران Kamon Sushi رو امتحان کنین.

Kamon Sushi Frankfurt

البته خب اسماشون رو نمی‌دونم، چون از روی عکس سفارش دادم، اما براتون تعریف می‌کنم چی هستن.

بالا سمت راست که یه چیزی بود شبیه لوبیا و باقالی، مثل باقالی یا باقله گرمک خودمون، عالی بود. اسمش ادامامه است که خب تو منو رستوران اسمش رو چک کردم و بعدش هم گوگل کردم، بالاخره باید با اطلاعات کامل براتون بنویسم.

اون بالا وسط، یه سالادی بود که نفهمیدم چیه، شاید برگ پیازچه، شاید هم جلبک، در حد چشیدن و اینکه ببینم چیه خوردم ازش. [خب متاسفانه بعد از سرچ در منو رستوران، متوجه شدم که واقعاً جلبک بوده و من جلبک خوردم، در حدی که می‌تونم توانایی در خوردن جلبک رو به رزومه‌ام اضافه کنم.]

بالا سمت چپ هم که مشخصه، برنجه. اینکه چه سسی روی برنج بود نمی‌دونم، هر چی بود خوشمزه بود. البته خودم هم سس سویا اضافه کردم به برنج که اصلاً ماه شده بود ماه!

سس قرمز مرکز سینی هم که سس چیلی بود که فوق‌العاده خوشمزه است، هم تندی داره هم عسل و شیرینی، طعم بامزه‌ای داره. ایران هم هست راستی.

پایین سمت راست که ماهی سوخاری خوشمزه و عالی بود، پایین وسط خربزه بود. پایین سمت چپ هم اسمش دامپلینگه (همین الآن سرچ کردم بفهمم اسمش چیه) این دامپلینگ هر چی که هست فوق‌العاده خوشمزه است.

نکته قابل توجهی که موقع خوردن این غذای ژاپنی معرکه داشتم، غذاها همه سرد بودن به نسبت غذای ایرانی که ما می‌خوریم. من هم به شدت از غذای سرد بیزارم، ولی اینقدر این غذا با وجود سردی خوشمزه و تو دل برو بود که نگم براتون دیگه.

تجربه نیکویی بود.

Frankfurt

واسه من آلمان یعنی تاریخ و به دور از ساختمون‌های جدید و برج و آسمون خراش، تجربه من توی فرانکفورت برعکس بود. شما فقط همین عکس رو ببین، بافت تاریخی و قدیمی و یهو بافت پیشرفته انگار نیویورک و شیکاگو. البته من همین بافت قدیمی رو ترجیح میدم.

شهر اینقدر عجیب آخه؟

ولی می‌تونم اعتراف کنم شهر دوست داشتنی‌ای بود، شاید به خاطر رودی به اسم Main که وسطشه و زیبایی شهر رو چند برابر کرده.

– – –

پی‌نوشت ۱: رود ماین، ۵۲۴ کیلومتره و در آخر مسیر، به راین می‌پیونده.

پی‌نوشت ۲: بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی

پی‌نوشت ۳: ریسک کنید، مثل ریسک امتحان کردن غذاهای جدید، مثل ریسک بالا رفتن از اون همه پله با کفش پاشنه‌بلند.

سفر به برلین

Berlin

البته اگر از من بپرسن کدوم شهر آلمان رو برای سفر انتخاب می‌کنی، برلین انتخاب اول من نیست، ولی بالاخره شاید بد نباشه معرفی مقاصد گردشگری آلمان رو با پایتخت این کشور شروع کنم.

برلین، شهری با مساحت بسیار بیشتر از تهران و جمعیتی بسیار کمتر از تهران. با سیستم حمل و نقل فوق‌العاده عالی.

قبل از هر چیزی شاید زمان سفر به برلین مهم باشه، برلین از اواسط اردیبهشت تا اواسط شهریور به نسبت هوای مطبوع‌تری رو داره. بقیه مواقع سرده، البته اگر عاشق سرما هستید، ماه دی و بهمن موقعیت خوبیه که یخ بزنین!

برلین شهری تاریخیه، از هر نظر، شاید ساختمون‌های نوساز زیادی رو ببینید، ولی تو تک تک خیابون‌ها ردی از تاریخ دیده می‌شه.

Brandenburg Gate

از بحث تاریخی که بگذریم، مراسم شب سال نو در دروازه برندنبورگ برگزار می‌شه و طبق شنیده‌ها خیلی هم قشنگه. این دروازه در قرن ۱۸ ام ساخته شده و شاهد وقایع تاریخی و سیاسی زیاده بوده.

Berliner Fernsehturm

این آقای برج که برادر بزرگتر از نظر سن و کوچک‌تر از نظر قد با برج میلاد تهران هستن، برج برلینه که کاربری دکل مخابراتی و رستوران داره. محله الکساندرپلاتز که برج برلین در اون واقع شده، جاذبه‌های گردشگری دیگه‌ای رو هم داره، پس صبح که بیدار شدین، بیاید به ایستگاه الکساندرپلاتز و تا شب می‌تونین تو همین محله و اطرافش از دیدنی‌ها لذت ببرید.

World Clock (Alexanderplatz)

این ساعت جهانی هم که نزدیک برج برلینه. محوطه این ساعت، موقع کریسمس که بازارهای کریسمس فعال می‌شن خیلی دیدنی و جذاب می‌شه.

با اینکه گفتم هوا سرده، ولی جاذبه‌های آلمان تو کریسمس برای من خیلی بیشتر بودن.

Charlottenburg Palace

کاخ شارلوتنبرگ به نظر من دیدنی‌ترین جاذبه گردشگری برلینه. البته من فقط عکس‌هاش رو دیدم، شما هم عکس‌هاش رو ببینید. به خصوص فصل تابستان و دریاچه زیبایی که در ضلع شمالی کاخ قرار داره.

Zoo Berlin

باغ‌وحش برلین یک روز شما را از آن خود خواهد کرد. این باغ‌وحش فوق‌العاده است. از هر نظر. زیستگاه هر حیوان و پرنده‌ای رو ساختن. همون هوای استوایی، همون گیاه‌ها و اینقدر همه چیز جذاب و باور نکردنیه که بهتره خودتون ببینید.

– – –

پی‌نوشت: اینکه دیدنی‌های مختلف برلین رو در این پست معرفی نکردم، علتش این بود که ترجیح دادم جاهایی که خودم در موردشون کمی اطلاعات دارم یا از نزدیک دیدم رو معرفی کنم. هزاران پست برای معرفی جاذبه‌های گردشگری وجود داره. چیزی که همیشه در سفرها برای من اولویت داشته، اینکه تو خیابون‌های شهر قدم بزنم و فرهنگ اون شهر رو ببینم.

 

 

سبک های مختلف سفر یا سبک مناسب سفر برای شما چیه؟

Travel

به تعداد آدم‌های روی زمین، سبک و روش و سیاق هست برای سفر رفتن. بالاخره هر کسی یه مدلیه. البته خب بر اساس اشتراک‌ها می‌شه سبک‌های مختلف رو یه جورایی دسته‌بندی کرد. البته بر اساس غلوم و کتاب‌ها رو خیلی راحت می‌تونین با یه سرچ ساده تو گوگل پیدا کنین. من می‌خوام بر اساس تجربه‌های شخصی خودم بنویسم.

سفر کوتاه
این دسته سفرها، معمولاً طبیعت‌گردی هستن یا سفر به یه شهر نزدیک، صبح از خواب تو تخت خودمون بیدار می‌شیم، به سمت مقصد می‌ریم و شب آخر وقت هم برگشتیم خونه و تخت خودمون.

طبیعت‌گردی
این دسته سفر خودش چند سبک و سیاق داره، وابسته به اینکه شب کجا بخوابیم. تو کلبه یا اقامتگاه یا چادر یا حتی زیر آسمون خدا. من فقط یک بار چنین سفری رو تجربه کردم و تو خونه محلی روستای اوریم اقامت داشتیم.

سفر به میزبانی فامیل یا دوست
این هم بالاخره یه روشیه، می‌دونین فامیل یا دوست در شهری دارین و پیش اون اقامت دارین. بسته به تعارف و غیره و میزان دوستی و صمیمیت، خب تاثیر می‌ذاره تو اقامت. اینکه بشه هر ساعتی بیرون رفت و هر ساعتی برگشت و مسائل این چنینی. به نظرم خیلی راحت نباشه این سبک. البته می‌شه رفت سراغ ضرب‌المثل‌های فارسی:

مهمون تا سه روز عزیزه !
مهمون خر صاحبخونه است !

البته قصد جسارت به میزبان و مهمان رو ندارم و صرفاً بازتابی از ضرب‌المثل‌های قدیمی در سبک و سیاق سفر رفتنه.

سفر به سبک CouchSurfing
یه سایت به اسم Couch Surfing وجود داره که شما می‌تونین درخواست بدین به افرادی که میزبان (Host) می‌شن تا به شما جای خواب بدن، بعضی از این میزبان‌ها هم، برای توریست وقت می‌ذارن و شهر رو بهش نشون میدن. حتی اگر فقط دنبال رویدادهای محلی باشین، می‌تونین از این سایت استفاده کنین.

سفر به سبک بک‌پک
هر چی داری و نداری اندازه یه کوله‌پشتی جمع کنی و بزنی به راه. البته به من باشه یه کوله‌پشتی ۲۰ کیلویی برمی‌دارم، شما برندارین. البته شوخی کردم، سال پیش برای ۵ روز سفر موفق شدم به این سبک سفر کنم. البته معمولاً تو این روش، سفر طولانی‌تره و برای اقامت هم جاهای ارزان مثل هاستل و خونه محلی یا حتی میزبان پیدا می‌کنن.

سفر به سبک هیچ‌هایک
یکی از آرزوهای من اینه که یک بار در زندگیم به این سبک سفر کنم. تو یه سایت دیدم که هیچ‌هایک رو “رایگان‌سواری” تعبیر کرده بود. در این سبک سفر علاوه بر اینکه برای اقامت، کمپ و چادر و هاستل رو انتخاب می‌کنن، برای رفت و آمد هم کنار جاده، می‌ایستن و رایگان (معمولاً با کامیون یا مردم عادی) بین شهرها سفر می‌کنن.

سفر
خب این حالت کاملاً عادی و نرمال سفر هست که البته خودش هم روش‌های مختلفی داره. شما بلیط و هتل و هر سرویس مورد نیاز گردشگری رو از قبل تهیه می‌کنید و تمام. البته نه کاملاً، ولی خب، شاید به نسبت هیجان کمتری داشته باشه، حداقل برای من اینطوریه. وقتی بتونم با یک شخص محلی، شهرها رو بگردم برام خیلی لذت‌بخشه. البته در زمانی هم تنها سفر رفتن رو شاید ترجیح بدم.
حالا چرا گفتم این مدل هم روش‌های مختلف داره؟ یه زمانی شما مستقیم تمام خدمات سفر رو از یک مجموعه گردشگری تهیه می‌کنید، یه وقتی هم خودتون سفر رو برنامه‌ریزی می‌کنید و زمان می‌ذارین و همه چیز رو با بهترین قیمت پیدا می‌کنین.

برای اطلاعات بیشتر این پست‌ها رو هم بخونید:

معرفی انواع مختلف گردشگری – الی‌گشت

با سبک‌های مختلف سفر کردن آشنا شوید – فلایتیو

کوچ سرفینگ و هیچ هایکینگ – کجارو

سایت سبک‌تر

– – –

پی‌نوشت ۱: بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

پی‌نوشت ۲: قرار نیست همیشه به یک سبک سفر کنید، تجربه‌های جدید و هیجان‌انگیز رو از خودتون دریغ نکنین.

آب انبار وکیل

Cistern of Vakil

یکی دیگر از بناهای مجموعه زندیه، آب انبار هست که در زیر توضیحاتش رو از سایت شرکت راهنمای اینترنتی گردشگری سازسفر پاسارگاد خواهید دید:

این بنا در ضلع غربی مسجد وکیل شیراز واقع شده و هم زمان با مسجد در حدود سال ۱۱۸۰ هجری قمری توسط کریم خان زند ساخته شد. بنای آب انبار دارای راه پله ، مخزنی مربع مستطیل ، بادگیر و پوشش طاقی است و پله های ورودی از سنگ حجاری شده ، تهیه شده است . پوشش طاقی مخزن بنا ، در میانه بر روی چهار پایه مربع شکل قرار گرفته است ،که ارتفاع این پایه هامی باشد.

بادگیر بنا آجری است که نمای فوقانی آن با تزیینات آجری مزین شده است . و نقوشی تقریبا مشابه نقوش برج های ارگ کریم خان دارد. بادگیر آب انبار دو طرفه بوده و تیغه ای در وسط آن وجود داشته است که از یک سمت تیغه ، باد وارد آب انبار شده و بر روی آب گذر کرده و از طریق تبخیر سطحی آب باعث خنک شدن آب می شده و از سمت دیگر و نیز از طریق سوراخ های تعبیه شده بر رویعرق چین خارج می شده. این باد گیر واقع بر بالای پاشیر بوده و آب از طریق لوله های تعبیه شده که به فاصله ۵۰ سانتی متر از آب مخزن بوده، به سمت پاشیر هدایت می شده . و این فاصله ی ۵۰ سانتی متری به دلیل عدم ورود گل و لای موجود در کف مخزن به داخل شیر آب بوده است . قفسه های بالای بادگیر در مجموع در هر طرف دارای ۸ شکاف بوده است . ملات و پلاستر آب انبار تا جایی که آب بالا می آمده ، از ساروج بوده و در سایر قسمت ها از آجر استفاده شده است.

بازار وکیل

Bazar Vakilبعد از ارگ کریمخانی، موزه پارس، حمام وکیل و مسجد وکیل به بازار وکیل می‌رسیم. بازار وکیل شهر شیراز یکی از مشهورترین بازارهای سنتی و تاریخی ایران است. این بازار که به فرمان کریم خان زند (۱۱۷۲ – ۱۱۹۳ ه. ق) ساخته شده، اکنون در مرکز شهر شیراز (شرق میدان شهدا) قرار گرفته‌است. (مسجد و حمام تاریخی وکیل نیز در کنار این بازار قرار دارند) بازار طویل خوش طرحی که از بهترین آثار کریم خان زند است و هنوز تقریباً سالم و پابرجای در شیراز باقی‌مانده، بنام «بازار وکیل» مشهور است و تصور می‌رود شهریار زند پس از ملاحظه بازار قدیمی لار (از آثار زمان شاه عباس کبیر) طرح آنرا در شیراز ریخته‌است. تمام کارهای بازرگانی، خرید و فروش کالاهای داخلی و خارجی و مبادلات پایاپای، صدور یا دریافت حوالجات و صرافیها همگی در حجره‌های این بازار انجام می‌گرفته و در واقع بازار وکیل مانند قلب واقعی شیراز بوده و تمام امور بازرگانی در آنجا به جریان می‌افتاده‌است.

Bazar Vakil

معماری این بنا بر گرفته از بازار قیصریه لار و همچون بازارچه بلند اصفهان ساخته شاه عباس کبیر است اما عرض بازار وکیل بیش از سایر بازارهاست. همچنین ۷۴ دهانه طاق ضربی بازار با ارتفاع بیش از ۱۱ متر مرتفع تر از طاق سایر بازارهاست که البته هم اینک به علت خاکریزی کف بازار، ارتفاع طاق‌ها به ده متر تقلیل یافته‌است.

این بنا امروزه نیز همچنان به عنوان بازار استفاده میشه. فرش فروشی و پارچه فروشی از اصناف غالب این بازار هستند.

– – –

پی‌نوشت: نزدیک به عید هست و به زودی مسافران نوروزی به شیراز میان، امیدوارم سفر خوبی داشته باشن.

مسجد وکیل

VakilMosqueVakil Mosque

یکی از بناهای تاریخی مجموعه زندیه مسجد وکیل هست که در سمت شرق حمام وکیل قرار داره. همونطور که در پست‌های پیشین می‌تونید ببینید، این مجموعه حدوداً در مرکز شهر قرار دارن. مجموعه زندیه شامل بازار، ارگ، آب‌انبار، حمام و سایر بناهایی هست که تا امروز چندین بنا معرفی شده و بعد از این نیز سایر بناها معرفی خواهد شد.

Vakil Mosque

مسجد وکیل، به نظر من، یکی از زیباترین معماری‌های زمان خودش را دارا هست. وقتی در اون قدم بزنین حس خیلی خوبی بهتون القا میشه. در محیط مسجد سکوت زیبایی برپاست، محل منبر طوری ساخته شده که کسی با صدای رسا صحبت کنه تمامی صحن مسجد صداش می‌پیچه.

در این ویدیو که توسط سایت مکان‌بین به اشتراک گذاشته شده، می‌تونین بخش‌هایی از این بنای زیبا رو ببینید.

حمام وکیل

Vakil Bath

چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۲، عزمم رو جزم کردم که مطالب روزانه وبلاگم رو ساختاریافته‌تر و بهتر ادامه بدم. چهارشنبه‌های عزیز به شیرازگردی اختصاص دارن. در هفته‌های پیش از ورودی شمال شهر شروع کردیم و رسیدیم به مرکز شهر و مجموعه زندیه. بیشترین آثار تاریخی شیراز به زمان حکومت سلسله زندیه برمی‌گرده، این آثار واقعاً زیبا و به‌یاد موندنی هستن.

تا امروز ارگ کریمخان زند و موزه پارس رو معرفی کردم. پست جدید بخش شیرازگردی به معرفی بنای بسیار زیبا و دیدنی “حمام وکیل” اختصاص داره. برای رسیدن به این مجموعه، می‌تونین از آدرس میدان شهرداری استفاده کنید.

حمام وکیل همونطور که از اسمش پیداست، مربوطه میشه به حمامی که در زمان سلسله زند ساخته شده است. در زمان قدیم، گرمابه‌های عمومی وجود داشتن. سبک معماری این گرمابه‌ها خاص و قابل توجه هست. این بنا یکی از پیشرفته‌ترین معماری‌های زمان خود را دارا بوده است.

Vakil Bath

در سال‌های گذشته، از این بنا برای مدتی رستوران سنتی استفاده می‌شد. بعد از اون، دو غرفه خوشنویسی و خاتم سازی در این بنا مستقر بودند که در سال اخیر، این بنا به موزه مردم شناسی تبدیل شده و در اون مجسمه افراد رو می‌تونین ببینین. یک بخش هم به مراسم حنابندان اختصاص داره که بسیار دیدنی هست.

در بنای ارگ کریمخان زند، حمامی وجود داره که از معماری حمام وکیل در آن استفاده شده که بسیار کوچک تر هست.

شیراز – ورودی شمال شهر

Square

چهارشنبه‌ها واسه من روز ویژه‌ای هست، چون در این روز بخشی از شهرم رو معرفی می‌کنم. از نظر من شیراز یکی از فوق‌العاده‌ترین شهرهای دنیاست. درسته که شهرهای کمی رو دیدم، ولی همین که هیچ‌وقت از محل تولد و زندگیم خسته نمیشم و همیشه برام تازگی داره، نشون میده این حس کاذب نیست.

در هفته‌های گذشته، در ۲۰ پست قبلی شیراز، اماکن مختلفی رو معرفی کردم، به مرور سایر آثار باستانی و دیدنی شیراز رو معرفی می‌کنم. امروز قصد دارم یکی از زیباترین میدان‌های شیراز رو که در مسیر از قلم افتاده بود رو معرفی کنم. این فراموشی علتش هم‌مکانی این میدان با دروازه قرآن بهترین و قشنگ‌ترین ورودی شیراز هست.

این میدان، به فلکه طاووس معروف هست که در ورودی شمال شیراز قرار دارد. این طاووس در هر فصل با گل‌های مناسب تزیین شده و نمای زیبایی در ابتدای شهر ایجاد می‌کند.

موزه پارس

Pars Museumموزه پارس یا عمارت کلاه‌فرنگی که در باغ نظر واقع است، یکی از زیباترین اماکن تاریخی شیراز هست. این بنا یک عمارت هشت‌ضلعی است که کریم‌خان‌زند در میان باغ نظر شیراز ساخت که در آن روزگار این عمارت باشکوه محل پذیرایی از مهمانان، سفیران خارجی و انجام مراسم رسمی و اعیاد گوناگون بوده‌است. بنا به وصیت کریم‌خان‌زند پیکر او را در شاه نشین شرقی این عمارت به خاک سپردند. ۱۳ سال بعد، آغا محمد خان قاجار به سبب کینه‌توزی نسبت به خاندان زند استخوان‌های کریم‌خان را از محل دفن خارج کرد و به کاخ گلستان منتقل کرد. در زمان پهلوی اول استخوان‌های کریم‌خان به جایگاه اصلی در همین مکان منتقل شد. 

این باغ و عمارت روبه‌روی ارگ کریم‌خان‌زند قرار گرفته است. باغ شامل درختان سرو و نارنج در بهار فضای دل‌انگیزی ایجاد می‌کند. در عمارت، موزه اشیای قدیمی برپا است. در موزه عکاسی ممنوع هست. شما می‌تونید نقاشی‌های قدیمی بسیار زیبایی رو در این بنا ببینید.

Pars Museum Map

از آنجاییکه این بنا، یکی از بناهای مجموعه زندیه هست و این مجموعه در نزدیکی هم قرار دارن، برای بازدید از تمامی این مجموعه، بایستی صبح تا عصر رو به بازدید از مجموعه زندیه اختصاص بدین.

ارگ کریمخان زند

KarimKhanZand

در هفته‌های گذشته از شمال شهر حرکت کردیم و به مرکز شهر یعنی میدان شهرداری رسیدیم. میدان شهرداری مرکزیت بیشتر بناهای تاریخی مجموعه زندیه رو داره. اولین بنا از این مجموعه، ارگ کریمخان زند هست که محل زندگی کریمخان زند بوده است. ارگ کریمخان زند، در سال‌های بعد از حکومت زندیه، استفاده‌های مختلفی داشته و سال‌های پیش از 1350 هجری شمسی، زندان بوده است. اطلاعات تاریخی در مورد این بنا رو می‌تونید در لینک های که به عبارت ارگ کریمخان زند در متن پیوند خوردند بخونید.

این بنا، حیاط بسیار زیبایی داره که در فصل بهار و اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت محل بسیار مناسبی برای لذت بردن از بوی بهارنارنج هست. در شیراز از هر کسی بپرسین می‌خواین به دیدن جایی برین که بهارنارنج داشته باشه، باغ دلگشا رو معرفی می‌کنه، اما من ارگ کریمخان زند رو پیشنهاد می‌کنم. محوطه این بنا، به علت داشتن درختان نارنج به صورت مجتمع و نزدیک به هم، راهروهای بسیار لبریز از بوی بهار نارنج رو ایجاد می‌کنه که قدم زدن در این راهروها روح انسان رو تازه می‌کنه.

KarimKhanZand

ارگ کریمخان زند، یکی از کامل‌ترین بناهاست. یکی از اتاق‌های این بنا امروزه به مجسمه‌هایی از کریمخان و مهمانان خارجی و وزرا مزین شده است. این اتاق پنجره بسیار زیبایی داره که اگر عکاس خوبی باشین یه عکس فوق‌العاده می‌تونین جلوی این پنجره بگیرین.

در این مجموعه، مجسمه‌هایی از زن‌های قوم‌های مختلف اون زمان هم برای بازدید تهیه شده‌اند. همچنین غرفه صنایع دستی با لوازم بسیار زیبایی در این بنا برقرار هست. ارگ کریمخان‌زند، هنوز قسمت‌هایی رو داره که به مرور دارن مرمت می‌کنن و برای بازدید عموم باز می‌کنن. اخیراً حمام موجود در ارگ بازسازی و برای بازدید عموم راه‌اندازی شد.

این بنا دارای نقاشی‌های زیادی بر دیوارها بوده، که در زمانی که این بنا به عنوان زندان استفاده می‌شده تمامی دیوارها با گچ پوشانده شده‌اند و پس از تحویل بنا به میراث فرهنگی، معماران پرتلاش، برای مرمت بنا و سالم نگه داشتن این نقاشی‌ها تلاش کردن.

این بنا حس خیلی خوبی داره، آدم گاهی حس می‌کنه که وکیل‌الرعایا در این محل زندگی می‌کرده و به مردم خدمت می‌کرده. شاید یکی از جاهایی باشه که انسان ناخودآگاه به مباحث انسان‌شناسی علاقه‌‌مند بشه و تلاش کنه مثل کریمخان زند، بزرگوار و بخشنده باشه.