عددهای رُند – دغدغه های رِند

600

سلام

۲،۴۵۴ روز معادل با ۶ سال و ۸ ماه و ۲۰ روز از اولین پست وبلاگم می‌گذره و امروز رسیدم به ششصدمین پست. بخوایم میانگین بگیریم، انگار که هر ۴ روز یک پست نوشته باشم. درسته که درصد بالایی از این پست‌ها در ۷ ماه گذشته نوشته شده، مهم اینه که از یه جایی تصمیم گرفتم تداوم رو حفظ کنم و خدا رو شکر که تا امروز موفق بودم.

آدم وقتی به عددهای رُند می‌رسه، دلش می‌خواد حرف مهمی برای گفتن داشته باشه. مثل سن‌های رُند، ۲۰ سالگی، ۳۰ سالگی و ادامه. مثلاً من دوست دارم برای ۴۰ سالگی (اگر زنده باشم) برم ایستگاه فضایی.

[آرزو بر جوانان عیب نیست، می‌دونم دیگه جوون محسوب نمی‌شم، آرزو بر میان‌سالان و پابه‌سن‌گذاشته‌ها عیب نیست!]

راستش نمی‌دونم دغدغه‌های رند عبارت درستی بود یا نه، وزنش رو برای عنوان دوست داشتم. تعبیری هم که من ازش داشتم دغدعه‌های زیرک بود.

دغدغه‌هایی که شاید خواسته یا ناخواسته، من رو به امروز رسوندن. به امروزی که در اتاقم نشستم و می‌نویسم، اتاقم در یک خانه‌ای که از شب اول حس Home, Sweet Home رو داشت و احساس غریبگی نداشتم. خانه‌ای در برلین، زندگی بعد از مهاجرت.

اول تشکر کنم از طراح این تصویر، که اسمشون رو نمی‌دونم، اما لینک توییتی که این عکس رو منتشر کرده بودن براتون گذاشتم.

International Women Day

زندگی من با این عبارت و جمله عجین شده. کافی بود چیزی رو از ته دلم بخوام، دیگه اون کار می‌شد صنم زندگیم تا بهش برسم.

من راستش فمنیست نیستم، خیلی هم پیگیر جنبش‌های فمنیستی نیستم. فقط تلاش کردم هر جا به خاطر جنسیت بهم گفتن نمیشه، با سرانجام برسونم و بگم می‌شه!

راستش یادم نمیاد به خاطر جنسیتم، خودم رو محدود کرده باشم، عرف و تابوهای جامعه همیشه بود، اما من ترجیح دادم خلاف جریان آب شنا کنم. سختی‌های خودش رو هم داشت. اما لذتش خیلی بیشتره. بدست آوردن چیزی که همه محیط نهی می‌کنن!

بازم می‌گم، خیلی با اینکه بخوام با جامعه بجنگم و اعلام کنم من فمنیستم میونه خوبی ندارم، ترجیح میدم عمل کنم. اصولاً من آدم اجرا کردنم، نه برنامه‌ریزی بلند مدت.

تا همین جای مسیر هم، به خودم افتخار می‌کنم. به قوی بودن خودم، به اینکه برای رسیدن به آرزوهام تلاش کردم و ترجیح میدم با همین فرمون ادامه بدم.

تو همین مسیر گاهی پیام‌هایی دریافت کردم از اینکه شما الگوی من هستید و این پیام‌ها من رو غرق در شادی می‌کنه. امیدوارم روزی برسه که دیگه هیچ تابوی جنسیتی وجود نداشته باشه و همه آدم‌ها با هم، فارغ از جنسیت رفتار کنن و کسی رو به خاطر جنسیت از حق و حقوقی محروم نکنن.

سخن کوتاه باید! ۶۰۰مین پست وبلاگم، مبارکم باشه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *