بایگانی برچسب: مشکل

تمثیلی از دکمه‌های جدا شده

Buttons

سلام

۲۱ اکتبر در سایت Days of The Year به اسم Count Your Buttons Day نام‌گذاری شده. من هم از این عنوان، برای موضوع انشای امروز، ببخشید پست وبلاگ امروز استفاده می‌کنم.

معمولاً رو یه سری لباس‌ها، پیراهن‌های مردونه، پالتو، کت و … دکمه اضافی می‌ذارن. این دکمه‌ها رو چی کار می‌کنین؟ پیش اومده تا حالا ازشون استفاده کنین؟

دکمه‌هایی که از لباس‌تون میفته رو چی کار می‌کنین؟ همون موقع دکمه رو می‌دوزین یا می‌ذارین سر فرصت؟ یا کلاً ازش می‌گذرین و به عبارت خودمونی بی‌خیالش می‌شین؟

تو مثال اول، وجود یک جایگزین برای یکی از بخش‌های لباسه. می‌شه تشبیهش کرد به چیزایی که جایگزین دارن، مثلاً در صورتی که قطعه‌ای از لپ‌تاپ‌مون خراب بشه، می‌بریم تعمیرگاه و تعویض می‌شه.

تو مثال دوم، دوست دارم تشبیهش کنم به وقتی که مشکلی ایجاد می‌شه و نحوه برخوردمون با اون مشکل:

  • سریع حلش می‌کنیم.
  • در فرصت مناسب حلش می‌کنیم.
  • صورت مسئله رو پاک می‌کنیم.

– – –

ذهنم داره برمی‌گرده به دوره‌های خیلی قدیم که دلش می‌خواد از همه چی درس بگیره. من جز اون دسته از آدمایی هستم که همه دکمه‌ها رو توی یه جعبه نگه داشتم که سر فرصت بدوزمشون. حالا یه جعبه دارم پر از دکمه که حتی یادم نمیاد هر دکمه واسه کدوم لباس بوده. (در حین جمع کردن زندگی واسه مهاجرت همه لباس‌ها رو بخشیدم)

توی ذهنم هم یه عالمه کار و مشکل انباشته شدن یه طوری که حتی سر کلاف گم شده و سردرگمی داره روز به روز بیشتر من رو تو سیاه‌چاله و باتلاق خودش می‌کشه!

من دکمه‌ها رو جمع کردم، شما جمع نکنید، فرصت مناسب همین الآنه!

روز جهانی پیشگیری از خودکشی

Suicide

سلام

خیلی وقت پیش، با یه اندیشه‌ای که دیگه به اون سفت و محکمی نیست، متنی در مورد خودکشی vs خودخواهی نوشتم. امروز، ۱۰ سپتامبر، روز جهانی پیشگیری از خودکشی نام‌گذاری شده.

دفعه پیش که پست خودکشی vs خودخواهی رو نوشتم، به تازگی سریال ۱۳ Reasons Why رو دیده بودم و الآن هم که دارم این پست رو می‌نویسم، در حال تماشای فصل سوم این سریال هستم! چه اتفاق عجیبی!

تو چند ماه گذشته، خبر خودکشی چند نفر رو خوندم. مرگ خود اون شخص یک درد و خوندن و دیدن غصه اطرافیانش هزار تا درد بود. خیلی وحشتناکه! اینکه کسی که دوسش داری، یهو بمیره! و این یهو مردن رو خودش رقم بزنه.

خودت رو مقصر می‌دونی که چرا نفهمیدم مشکل داره، چرا نفهمیدم به آخر خط رسیده!‌ چرا نفهمیدم کم آورده!‌ چرا نبودم جلوش رو بگیرم و هزار چرای دیگه توی مغزت که نمی‌تونی جوابی براش پیدا کنی.

شب و روز آدم سیاه می‌شه انگار!

فقط یک ثانیه تصور می‌کنم چنین تجربه‌ای، قلبم اینقدر مچاله می‌شه که دلم می‌خواد بمیرم و چنین اتفاقی رو تو زندگی تجربه نکنم. مرگ عزیز همینطوری هست، اینکه خودت رو برای مرگ عزیزی مقصر بدونی، کابوس زنده است.

شاید بد نباشه امروز، روز جهانی پیشگیری از خودکشی وقت بذاریم، کمی به این موضوع فکر کنیم.

اگر هم ذره‌ای احساس ناامیدی و خستگی دارین و فکر می‌کنین ذره‌ای توی فکرتون به خودکشی فکر می‌کنین، دنبال کمک باشین. زندگی سخته، خیلی هم سخته، اما مرگ تنها چاره نیست.

یکی از مراکزی که من پیدا کردم که در این زمینه مشاوره رایگان میدن، سازمانی به نام Samaritans هستش که اگر اشتباه نکنم در انگلیس واقع شده. مشاوره حضوری، تلفنی و حتی از طریق ایمیل دارن (البته به زبان انگلیسی).

امیدوارم مرکزی هم در ایران باشه، اگر هست، ممنون می‌شم معرفی کنید.

ابرقهرمان خودت باش

Superhero

وقتی به ابرقهرمان یا همون Superhero فکر می‌کنین چی به ذهنتون میاد؟

اسپایدرمن؟ سوپرمن؟ بتمن؟

ای بابا، چرا همشون مردن! قضیه خیلی جنسیتی شد. برم دنبال چند تا ابرقهرمان زن بگردم. البته بگذریم از این قصه، چون این نوشته در مورد ابرقهرمان‌های خیالی نیست که نیروهای ماورالطبیعی دارن.

قصه امروز ما، در مورد خودمونه. ابرقهرمان زندگی ما کیه؟ خودمون.

تنها کسی که می‌تونه زندگی ما رو بسازه، تو لحظه‌های حساس دست خودمون رو بگیره و نجات بده، تنها کسی که می‌تونه حامی ما باشه و صلاح ما رو بخواد، فقط و فقط خودمون هستیم.

ابرقهرمان‌ها چی کار می‌کنن؟ میرن به دل مشکل و حلش می‌کنن، کافیه ما هم همینطور باشیم.

تنها کسی که مسئولیت زندگی ما روی دوششه، خودمون هستیم.

ابرقهرمان یا فرشته نجات وجود خارجی نداره!

پس، ابرقهرمان زندگی خودمون باشیم.

همه آنچه در همایش x گذشت.

ebconferenc

روز شنبه بود که در حال تدارک پوشش رسانه‌ای همایش بین المللی بازاریابی اینترنتی،اقتصاد و گردشگری شهری بودم. اعضای تیم استارتاپ‌تی‌وی که در شیراز مستقر بودن برای امروز (28 مرداد) در دسترس نبودن و لازم بود اعضای جدیدی رو برای این پوشش رسانه‌ای جذب کنم. عدم حضور خانم آل‌موسی واقعاً به عنوان یک تهدید به حساب میومد که بایستی این تهدید رو به فرصت تبدیل می‌کردیم. یک پست در فیسبوک و یک پست در توییتر اولین کاری بود که به ذهنم رسید.

This is the power of social network

چند نفر اعلام آمادگی کردن که با توجه به محدودیت اعضا، خانم قصرفخری و آقای شفیعی به عنوان خبرنگار افتخاری انتخاب شدن و برای پوشش رسانه‌ای همایش به ما پیوستند. همکاری دوستان تنها برای پوشش رسانه‌ای نبود و خانم جاماسب و آقای فرشاد دوربین‌های خودشون رو در اختیار ما گذاشتن تا بتونیم برای 10 ساعت مداوم پوشش رسانه‌ای آمادگی کامل داشته باشیم.

دوست دارم همین جا یک بار دیگه از خانم قصرفخری، آقای شفیعی، خانم جاماسب و آقای فرشاد تشکر کنم برای همکاری‌شون.

روز گذشته در طی تمام تماس‌های تلفنی محل همایش هتل بزرگ شیراز ذکر می‌شد. استارتاپ‌تی‌وی عنوان “حامی رسانه‌ای همایش بین المللی بازاریابی اینترنتی،اقتصاد و گردشگری شهری” رو یدک می‌کشید و از این رو انتظاراتی وجود داشت.

شب قبل با پیام یکی از دوستان متوجه شدم که محل برگزاری به سالن همایش مخابرات تغییر پیدا کرده و اولین انتظار من از برگزارکننده که دادن اطلاعات جامع در مورد همایش بود به بن‌بست رسید. به محض شنیدن خبر، با توجه به اینکه دیروقت بود به دو نفر از اعضای برگزاری اسمس فرستادم تا خبر رو جویا بشم که جوابی ندادن. اما ساعت 2:39 دقیقه شب با یک اسمس جالب از خواب پریدم. همایشی که ساعت 8:30 ساعت پذیرش اون اعلام شده بود به ساعت 11 به بهانه تاخیر در پرواز سخنرانان تغییر ساعت پیدا کرد.

ebconferenc

صبح با توجه به اینکه گروه لایوبلاگ بایستی زودتر در محل مستقر بشه ساعت 10 به همراه خانم قصرفخری و آقای شفیعی به محل برگزاری رفتیم که همون ابتدا حراست اعلام کرد که چنین همایشی اینجا مجوز برگزاری نداره. بعد از تماس با دبیر همایش تعجب من چندین برابر شد. ایشون گفتن: “شما برگردید ما بهتون خبر میدیم”

تا اینکه جمعیت زیادی از شرکت‌کنندگان ساعت 10:30 در محل حضور پیدا کرده بودند و مشخص شد که این سالن هم کنسل شده. علتی که برای ما بیان کردن این بود که به علت وجود سخنرانان خارجی نیاز به مجوز هست. برای همه تاکسی گرفته شد تا به محل جدید (هتل هما) که به گفته برگزارکننده‌ها سازمان گردشگری محل رو تایید کرده بود بریم.

مدتی توی لابی نشستیم که از بلندگو اعلام کردن که همایشی در این سالن برگزار نخواهد شد، مهمانان عزیز لطفاً لابی هتل را ترک بفرمایید. و در نهایت در ساعت 12:30 تکلیف همه مشخص شد.

post321-3

تیم استارتاپ‌تی‌وی برای پوشش رسانه‌ای اونجا حضور داشت، دو نفر خبرنگار افتخاری به تیم پیوسته بودن و بایستی از این زمانی که به همایش اختصاص داده بودیم استفاده می‎کردیم، با تماس با آقای سپیدنام، قرار گذاشتیم و با یکی از سخنرانان همایش مصاحبه کوتاهی داشتیم که حداقل دست خالی از این همایش برنگردیم.

مهم‌ترین سوالی که برای من مطرح هست اینه که چرا برگزاری یک همایش در شیراز باید به عهده یک شرکت از اصفهان (شرکت فناوری طراحان پارسی) باشه؟ و همایشی که حدود سه ماه هست دارن براش تبلیغ می‌کنن و حدود 1 ماه هست بزرگترین بیلبوردهای شهر بهشون اختصاص پیدا کرده چرا با چنین آبروریزی بزرگی لغو بشه؟

– – –

پی‌نوشت 1: لازم می‌دونم از خانم آل‌موسی عکاس ثابت تیم استارتاپ‌تی‌وی بابت تمامی زحماتی که برای ما کشیدن، تشکر کنم و آرزو می‌کنم سفر خوبی داشته باشن.

پی‌نوشت 2: زمانی که متوجه شدم محل همایش جا به جا شده و برگزارکننده هیچ اطلاعی به حامی رسانه‌ای نداده، خواستم همون موقع قرارداد رو کنسل کنم که وجدان کاری مانع از این مسئله شد.

پی‌نوشت 3: اسمسی که ساعت 2:39 برای من ارسال شد از سامانه پیامکی همایش نبود و شماره یکی از اعضای کادر برگزاری بود که این مورد خودش یک نکته منفی هست.

پی‌نوشت 4: شاید بد نباشه که بدونید هیچ پروازی از اصفهان به شیراز نیست و سخنرانان از اصفهان با ماشین شخصی به شیراز اومدن.

پی‌نوشت 5: چطور همایشی که در تهران، کرج، مشهد، اصفهان برگزار شده، زمانی که به شیراز می‌رسه اینطوری دچار مشکل میشه و فردا هم در بندرعباس قرار هست برگزار بشه؟

پی نوشت 6: برگزارکنندگان محترم، لطفاً توجه داشته باشید کسانی که 300 هزار – 500 هزار و 1 میلیون تومان برای ثبت‌نام در همایش پول خرج می‌کنن، عموماً افرادی هستند که از تجربه و دانش کافی برخوردارند، پس با بیان دلایل بی معنی، خودتون رو بی‌ارزش نکنید و شعور مخاطبتون رو زیر سوال نبرید. دلیلی مثل اینکه “چون شما فیلم گرفتین مسئولین هتل فکر می‌کنن می‌خواین علیه هتل تبلیغ منفی کنید”  نه تنها محاکمه پسند نیست، بلکه شعور و منطق خودتون زیر سوال میبره. تمامی این اتفاقات به منزله تبلیغ منفی برای شرکت برگزارکننده این همایش هست. همچنین بیان دروغ در مورد دیر رسیدن سخنرانان هم در پیام اول واقعاً ناشیانه بود. تصور کنید یکی از شرکت‌کنندگان مدیر یا کارمند آژانس هواپیمایی باشه، خیلی راحت و واضح می‌تونه دروغ شما رو کشف کنه.

پی‌نوشت 7: اگر تیم برگزاری همون روز جمعه که در مورد محل برگزاری دچار مشکل شده بودن اطلاعیه می‌دادن، شهروندان شیرازی و کسانی که در شیراز رویداد، همایش و سمینار برگزار می‌کنن می‌تونستن بهشون کمک کنن. پس شفاف کار کردن، کمک گرفتن و مشورت کردن رو فراموش نکنید.

پی‌نوشت 8: شاید به نظرتون بیاد این پست انتقادی هست و کاملاً درسته، من خودم تجربه برگزاری داشتم و تمام مواردی که یک برگزارکننده با اون رو به رو هست رو آشنایی کامل دارم و برای تمامی ناهماهنگی‌ها، مشکلات و هدر رفتن وقت شرکت برگزارکننده رو مسئول می‌دونم.

بیماری: من بیشتر!!!

Flowerهر وقت کسی از مشکلاتش میگه، اطرافیان میگن: اینکه چیزی نیست، من یه مشکل دارم بدتر!!! من سختی کشیدم بیشتر!!! این بیماری “من بیشتر” وسعتش به حدی رسیده که کلاً همه میخوان تو باتلاق سختی و بدبختی فرو برن، انگار کلاسش بیشتره، یا انگار تو این مورد هم باید بهترین و اولین باشن. تو داشتن غم و غصه و مشکل امتیاز میدن به هم و میخوان با بار مشکلاتشون تو المپیک شرکت کنن و رکوردشون تو کتاب گینس ثبت شه.

“من بیشتر” بیماری هست که این روزا خیلی زیاد شاهدش هستیم، این بیماری تنها مربوط به محیط اجتماعی نمیشه و هر کسی تو خلوت خودش هم این غم بیشتر رو به خودش تزریق می‌کنه، ولی چطوری؟

وقتی غم داریم ناخودآگاه تمام انرژی‌های منفی دنیا رو جذب می‌کنیم، به حدی که فیلم کمدی نمی‌بینیم، آهنگ شاد گوش نمیدیم و همه چیز به وضعیت دراماتیک کشیده میشه. فیلمای درام و عشق‌های افسانه‌ای، پر از غصه و اشک و آه و اندوه همدم لحظه‌هامون میشن و آهنگ‌های غالب این روزامون به عنوان ناله‌ترین آهنگ‌های سال شناخته میشن. آهنگ‌هایی که تو حالت عادی با شنیدنشون غم عالم خالی میشه تو دل آدم، دیگه وقتی غصه خودش وجود داشته باشه میزان بزرگ‌نماییش رو تصور کنین.

اینجاست که ما هی غم‌زده‌ترین، بدبخت‌ترین، پرمشکل‌ترین و همه ترین‌های دیگه رو به خودمون تزریق می‌کنیم. اعتیاد مبارک !!!

– – –

پی‌نوشت: انتخاب با ماست. فرو رفتن تو باتلاقی پر از کثافت و مشکلات کاذب، یا بلند شدن و ساختن.