بایگانی برچسب: مسئولیت‌پذیری

اطمینان و مسئولیت

Trust

سلام

فرض کنین شما راننده یک ماشین هستین، مسئولیت سلامتی سرنشینای ماشین به عهده شماست، اینکه احساس امنیت کنن، اینکه نترسن از رانندگی شما، اینکه خیالشون راحت باشه سالم به مقصد می‌رسن.

حالا فرض کنین شما سرنشین ماشین هستین، شما به راننده اطمینان می‌کنین که شما رو سالم به مقصد برسونه، (عموماً) هم توی کار راننده دخالت نمی‌کنین.

این اطمینان و مسئولیت یه چیز دو طرفه است و این فرض و مثال فقط یه مثال بود که قابل تعمیمه!

من به شخصه تو زندگیم متاسفانه تو بحث اطمینان و مسئولیت سربلند نیستم و از این بابت از خودم ناراضی‌ام، اما با همین مثال رانندگی، وقتی که راننده‌ام خیلی محتاط‌تر رانندگی می‌کنم، می‌خوام تو امور بیشتری از زندگیم، تلاش کنم تا هم مسئولیت‌پذیری بالاتری داشته باشم و هم قابل اطمینان باشم.

برای اطمینان به خودم، مسئولیت‌پذیری لازمه!

مسئولیت‌پذیری

post363

یه وقتایی اطراف آدم یه اتفاقاتی در جریانه که آدم رو به فکر فرو می‌بره. این روزا با خودم فکر می‌کنم مسئولیت‌پذیری واقعاً چیه؟ اصلاً مسئولیت چیه و از کجا ناشی می‌شه؟ چی باعث می‌شه یه نفر صفت والا و ارزشمند “مسئولیت‌پذیری” رو داشته باشه؟ یه شخص “مسئولیت‌پذیر” چه رفتاری داره؟ اصلاً این صفت ژنتیکی هست یا اکتسابی؟ ربطی به تربیت داره؟ محیط کار و زندگی چقدر تاثیر داره؟

سوال پشت سوال تو ذهنم داره می‌چرخه. سوالاتی که واقعاً جوابی براش پیدا نمی‌کنم و هر چی بیشتر فکر می‌کنم آسیبی که به ذهنم می‌رسه بیشتر می‌شه.

یه وقتی تو یه سازمانی وقتی فعالیت‌های سازمانی مشخص می‌شه و وظایف و مسئولیت‌ها به هر شخص منصوب (؟!) می‌شه انتظاری که وجود داره اینه که فعالیت‌ها متناسب با زمان و اقتضا اتفاق بیفتن.

تو یه فعالیت داوطلبانه و NGO هم همین‌طور، وقتی کسی مسئولیت داوطلبانه‌ای رو می‌پذیره، قطعاً مثل یه مسئولیت عادی جز وظایف و روند روزانه‌اش می‌شه.

مسئولیت‌پذیری واسه من شبیه نفس کشیدنه، هر دم و بازدمی که هم اکسیژن هوا رو داره و هم مسئولیت. وقتی فعالیتی یا کاری رو پذیرفتم، باید و باید، هر طوری هست اون فعالیت انجام بشه. باید و باید کار پیش بره، باید و باید …. یه چیزی مثل نفس کشیدن، اصلاً مگه می‌شه آدم نفس نکشه؟

چطوری می‌شه که آدم‌ها وظیفه و مسئولیتی رو که به عهده دارن یا قبول کردن رو انجام نمیدن یا دیر انجام میدن؟ چطوری می‌تونن خودشون رو توجیه کنن و از خودشون راضی باشن؟

شاید بیشتر از اینکه ماهیت و مفهوم مسئولیت‌پذیری رو درک نکنم، این رو درک نکنم که چرا و چرا و چرا؟ یه وقتایی شاید یه چیزی هست به اسم وجدان کاری که ماهیتش برای آدم‌ها متفاوت باشه و خیلی شایدهای دیگه ….

– – –

پی‌نوشت: شاید من اشتباه می‌کنم، شاید مسئولیت‌پذیری اینی که تو ذهن و فکر من هست نباشه. شاید وجدان کاری واقعاً چیز دیگه‌ای باشه. شاید شاید شاید ….