بایگانی برچسب: جاذبه گردشگری

سفرنامه اروپا – قسمت دوازدهم – روز ششم – بعدازظهر تا شب

Paris

عطر خوش پاریس

اینکه خوش‌بوترین و بهترین عطرهای دنیا رو می‌شه تو پاریس پیدا کرد رو همه می‌دونن، همه! [جمله قصار معروف فیلم خوب، بد، جلف]

حیف که نمی‌شه بوی خوش عطرها رو از طریق اینترنت منتشر کرد که کاش می‌شد. البته قابل ذکره که حسابی هم گرون بودن. پس فقط به تست عطرها بسنده کردم و آه کشیدم.

برگردیم به صبح تا ظهر، مثل همیشه، دیدن جزییات و اتفاق‌های روزمره برای من جذاب‌تر از جاذبه‌های گردشگری بود. دیدن ویلنیستی که کنار رود سن آهنگ می‌نواخت و دیدن ماشین DHL و ذوق از دیدن یه برند آشنا.

post398-1

برای بعدازظهر دوشنبه، با دوست دوره راهنمایی و دبیرستانم قرار گذاشتم که ببینمش. تو خیابون شانزه‌لیزه با هم قرار گذاشتیم و همه فروشگاه‌های جذاب این خیابون رو دیدیم و البته من هی آه کشیدم که نمی‌شه همه محصولات رو بخرم.

لوازم آرایش فوق‌العاده و عطرهای بی‌نظیر. تو فروشگاه‌ها هم بخشی بود که لوازم آرایش رو برات تست می‌کردن، در واقع آرایشت می‌کردن تا ببینی خوشت میاد یا نه.

جام نوستالژی این قسمت از سفرنامه، می‌رسه به فروشگاه دیزنی. عروسک‌های کارتون‌ها و انیمیشن‌های دیزنی، لباس‌هاشون، ماگ‌ها و همه چیز. درسته مغازه برای کودکان بود، ولی من بی‌نهایت لذت بردم.

shopDisney | Disney Store

تو یکی از قسمت‌های قبلی سفرنامه نوشته بودم که خیابون شانزه‌لیزه از میدان کنکورد شروع می‌شه و تا طاق پیروزی (پاریس) یا Arc de Triomphe ادامه داره.

البته برای رسیدن به طاق پیروزی باید از زیرگذر عابر پیاده استفاده کنید. برای ورود به بام طاق و دیدن پاریس، باز هم باید تو صف طولانی منتظر بمونید.

اگر بخواید وسط خیابون بدویید، از ۱۲ جهت ماشین‌ها در حال ورود به این میدان هستن و احتمال آسیب دیدن شما بالا میره.

Arc de Triomphe

و این طاق آخرین خاطره من از پاریس زیبا و دوست داشتنی در این سفره! البته آخرین جاذبه گردشگری که دیدم. تو مسیر رفت از میدان کنکورد یک سمت خیابون شانزه‌لیزه رو دیدیم و تو مسیر برگشت جهت مخالف

جالبه بدونین دفتر ایران‌ایر پاریس تو خیابون شانزه‌لیزه است. به گالری ماشین رنو هم سر زدیم و اولین رنو رو هم دیدم.

Renault

تو گالری رنو، نمونه‌های جدیدی از ماشین‌ها رو دیدم که فوق‌العاده طراحی زیبایی داشتن که پیشنهاد می‌کنم سایت این کمپانی رو ببینید.

و در نهایت به سمت خونه دوستم رفتیم و قرار شد برای شب من شام ایرانی بپزم که چون یکی از دوستانم گیاه‌خوار بود، بهترین چیزی که به ذهنم رسید کوکو سیب‌زمینی بود.

Iranian Food

لازم به ذکره که غذاهای ایرانی فقط و فقط با نون ایرانی (تافتونی، سنگکی، از این چیزا) خوشمزه هستن و هیچ‌وقت نونی که پر از تخمه آفتابگردون و گردو و کنجد و انواع اقسام اینجور چیزاست، برای کنار کوکو سیب‌زمینی نگیرید.

و اینگونه به شب آخر اقامت در پاریس / اروپا رسیدیم.

– – –

پی‌نوشت ۱: برای خرید به فروشگاه Monoprix رفتیم. تو قسمت دهم دو تا عکس از بخش میوه‌ و دستگاه خودپرداز فروشگاه گذاشته بودم. به صورت عجیبی همه میوه‌ها و سبزیجات و همه چیز تمیز تمیز بودن. بخش میوه‌های فروشگاه‌های خارجی به نظر من به تنهایی جاذبه گردشگری هستن. [D:]

پی‌نوشت ۲: نداشتن ادویه ایرانی باعث شد طعم غذا مثل ایران نشه، حداقل خودم راضی نبودم. اگه قصد مهاجرت دارین، با خودتون زردچوبه ببرید.

پی‌نوشت ۳: تو کل این مدت سفر، بهم اجازه نمی‌دادن ظرف بشورم، اوایل به خاطر مهمان بودن و اواخر …. بله، باید گفت مصرف آب برای اروپا خیلی مهمه و خودشون خیلی تلاش می‌کنن با کمترین میزان مصرف آب، کارهاشون رو انجام بدن. مثلاً، دوستم اول کل روغن ماهیتابه رو با دستمال گرفت و بعد خیلی راحت ماهیتابه رو شست. نکته بعدی هم این بود که دقیقاً بعد از غذا پختن یا غذا خوردن، سریع ظرف رو می‌شستن که راحت‌تر شسته بشه.

پی‌نوشت ۴: این سفر برای من پیش درآمدی بود برای یادگیری سبک زندگی اروپایی

– – –

سفرنامه اروپا – قسمت اول – مقدمات سفر

سفرنامه اروپا – قسمت دوم – پرواز رفت

سفرنامه اروپا – قسمت سوم – خاک غریب

سفرنامه اروپا – قسمت چهارم – روز اول

سفرنامه اروپا – قسمت پنجم – روز دوم صبح تا ظهر

سفرنامه اروپا – قسمت ششم – روز دوم بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت هفتم – روز سوم

سفرنامه اروپا – قسمت هشتم – روز چهارم صبح تا ظهر

سفرنامه اروپا – قسمت نهم – روز چهارم بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت دهم – روز پنجم

سفرنامه اروپا – قسمت یازدهم – روز ششم – صبح تا بعدازظهر

سفرنامه اروپا – قسمت دوازدهم – روز ششم – بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت ۱۲+۱ یا قسمت آخر – روز هفتم

سفرنامه اروپا – قسمت هشتم – روز چهارم صبح تا ظهر

Paris

شنبه، ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، اولین روز گردش در پاریس فوق‌العاده و دوست داشتنی! هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کردم شهری رو ببینم که اینقدر زیاد دوست داشتنی باشه و در یک نگاه (گردش) بشه عاشقش شد.

صبح شنبه رو با یه صبحانه فرانسوی، تو خونه دوست مراکشی شروع کردیم. شنبه‌هایِ آخرِ هفته خارجی‌ها. من تا این روز، فکر می‌کردم مارمالاد چیز عجیب و غریبی باید باشه تا اینکه فهمیدم همون مربای خودمونه فقط همه میوه‌ها کاملاً له شدن در حد ناپدید شدن.

برای چای هم، دوستم چای جاسمین ژاپنی درست کرده بود که طعم و عطری شبیه به بهارنارنج بود و به شدت خوشمزه بود. بهتون پیشنهاد می‌دم حتماً این چای فوق‌العاده رو امتحان کنید.

French Breakfast

یکی دیگه از دوستامون قرار بود تا ظهر بهمون بپیونده، تصمیم گرفتیم تا اومدنش، اطراف خونه باشیم و کمی بگردیم. خونه دوستم تو مرکز شهر و نزدیک به خانه اپرا بود و پیاده راه افتادیم. به سمت محله مون‌مارتر رفتیم و البته کلی خرید کردیم. بالاخره سفر بی خرید و سوغاتی نمیشه که.

به سمت کلیسای ساکره‌کور (Sacré-Cœur) یا قلب مقدس پاریس رفتیم و اینقدر زیبا بود که تا ابد حس اون لحظه که این کلیسا رو دیدم در یادم می‌مونه. یه حال آرامش عجیبی داشت.

Sacré-Cœur Paris

کمی از این کلیسای فوق‌العاده و زیبا بگم:

  • قدمت این کلیسا حدود ۱۵۰ ساله
  • به نظر بعضی افراد، این کلیسا شباهت به تاج محل هند داره.
  • حتی قبل از ساخته شدن این کلیسا، تپه‌های مون‌مارتر، محل عبادت بودن.
  • وقتی این کلیسا رو ساختن، می‌خواستن از همه شهر قابل دیدن باشه.
  • از محوطه کلیسا، مثل بام شهر، میشه پاریس رو دید و فوق‌العاده زیباست (عکس اول این پست)
  • پلکانی وجود داره که می‌شه به بالای گنبد کلیسا رفت و کل شهر رو دید.
  • بزرگترین ناقوس فرانسه تو همین کلیساست.
  • معنی اسم این کلیسا یعنی ساکره کور، قلب مقدسه
  • محوطه ساکره کور پر از دستفروشه و کلی یادگاری قشنگ می‌شه ازشون خرید.

یادتون باشه برای ورود به این کلیسا و دیدن زیبایی‌های داخل کلیسا و رفتن به گنبد و تماشای منظره پانارومای پاریس، باید سعه صدر داشته باشین. چون پاریس اکثر اوقات پر از توریسته و ساعت‌های زیادی باید توی صف باشید.

Moulin Rouge

تو راه برگشت به خونه هم مولن روژ (Moulin Rouge) پاریس رو دیدم. البته متاسفانه من آشنایی باهاش نداشتم، اما به شدت معروفه و فیلم‌های زیادی توی این محله و لوکیشن فیلم‌برداری شدن و البته خود محل هم تاریخچه زیادی داره.

در مورد مولن روژ بیشتر بخونید.

Paris

همچنان ویترین مغازه‌ها، ماشین‌ها و خیابون‌ها واسه من جذابیت‌های تقریباً هم‌‌تراز با جاذبه‌های گردشگری داشتن. تعداد ماشین‌های جذابی که توی این سفر دیدم اینقدر زیاد بود که واقعاً فرصت عکاسی از همه نبود. البته اکثر ماشین‌ها در حال حرکت بودن و تا موبایل رو در میاوردم رفته بودن.

نکته قابل توجه در مورد ساختمون‌های پاریس که خیلی به چشم میومد، ترکیب رنگ و معماری متفاوت بود. توی آلمان و سوئیس ساختمون‌های رنگی‌تر و شادتری دیده می‌شدن. اما به نظر می‌رسید معماری به تعبیر من کلاسیک و رنگ‌های کدر، جزئی از فرهتگ معماران پاریسی باشه. تقریباً رنگ همه ساختمون‌ها مشابه بود و دیدن یک ساختمون که تو بالکن گل‌های رنگی داشته باشه برای من جاذبه محسوب می‌شد.

عکس‌های بیشتر از سفر رو می‌تونید تو بخش هایلایت اینستاگرام ببینید.

بالاخره به خونه رسیدیم و با یه ناهار خوشمزه با ادویه مراکشی، صبح تا ظهر روز چهارم سفر رو هم به پایان رسوندیم. پیش به سوی ادامه روز چهارم با انرژی بیشتر.

Lunch

– – –

سفرنامه اروپا – قسمت اول – مقدمات سفر

سفرنامه اروپا – قسمت دوم – پرواز رفت

سفرنامه اروپا – قسمت سوم – خاک غریب

سفرنامه اروپا – قسمت چهارم – روز اول

سفرنامه اروپا – قسمت پنجم – روز دوم صبح تا ظهر

سفرنامه اروپا – قسمت ششم – روز دوم بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت هفتم – روز سوم

سفرنامه اروپا – قسمت هشتم – روز چهارم صبح تا ظهر

سفرنامه اروپا – قسمت نهم – روز چهارم بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت دهم – روز پنجم

سفرنامه اروپا – قسمت یازدهم – روز ششم – صبح تا بعدازظهر

سفرنامه اروپا – قسمت دوازدهم – روز ششم – بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت ۱۲+۱ یا قسمت آخر – روز هفتم

سفرنامه اروپا – قسمت ششم – روز دوم بعدازظهر تا شب

Samaneh Nasihatkon

هنوز نیمی از روز تولدم باقیه :) خانواده دوستم برام کیک خونگی و مراکشی درست کردن و تولدم رو با هم جشن گرفتیم. یه جشن کوچولو کنار خانواده‌ای گرم و صمیمی.

اسم کیک رو یادم نمیاد، یه کیک خونگی مراکشی که مادر دوستم پختن. در مورد چایی هم که، هر چی تعریف کنم قطعاً کمه، چای مراکشی به شدت خوشمزه است. برای ریختن چای مراکشی از قوری به استکان، خیلی قوری رو در ارتفاع بالاتر می‌گیرن که هر چی بیشتر روی چایی کف کنه. کف بیشتر نشونه بهتر بودن چاییه.

مادر دوستم می‌گفت: مهمون تا سه روز اگه تو خونه میزبان کاری کنه و کمک کنه، شگون نداره. این رسم بود تو این خانواده مراکشی مسلمان. در همین راستا، بعد از تولد بازی، ما رو فرستادن که باز بریم گردش و جاهای بیشتری رو ببینیم. با دوستم و برادرش با ماشین رفتیم آلمان و شهر فرایبورگ (Freiburg). مرز بین فرانسه و آلمان تو جنوب غربی آلمان روی رود راین هست و نه کابینی بود نه پلیسی.

post391-2

توی شهر فرایبورگ چرخیدیم، بستنی خوردیم، یه کمی خرید کردیم از فروشگاه Muller که به شدت قیمت‌های خوبی داشت. به صورت عجیبی بعد از شهر کلن، شهر فرایبورگ برام جذاب و دوست داشتنی بود. شاید روزی از زندگیم مدتی این شهر رو برای زندگی انتخاب کنم.

جاهای زیادی رو از شهر قدم زدیم و چند جای دیدنی رو دیدیم:

  • کلیسای فرایبورگ | Freiburg Cathedral
  • تالار فرایبورگ | Freiburg Stadttheater
  • باغ شهر | City Garden
  • مونستر پلاتز | Munsterplatz
  • دروازه مارتین | Martinstor in Freiburg

Freiburg

باز انتخاب اینکه چه عکس‌هایی رو تو پست وبلاگم بذارم سخته، قطعاً با گوگل کردن Freiburg عکسای زیادی از این شهر رو می‌تونین ببینین. من چند تا عکس از جاهایی که کمتر ازشون عکس هست رو می‌ذارم.

عکس سمت راست که یه نیمکته به شکل گاو، البته می‌دونم شما هم تصورتون اینه چنین چیزی توی اسپانیا (به خاطر گاوبازی) یا حتی سوئیس (به خاطر دامداری) باشه، ولی اینجا آلمانه و نزدیک به مرز سوئیس، شاید علتش همین باشه حتی.

عکس سمت چپ قصه جالبی داشت. در زمان جاهلیت پیش از مسیح، تو این خطه از سرزمین، این موجود عجیب رو پرستش می‌کردن و از این موجود می‌خواستن که از اونا در مقابل شیطان محافظت کنه. البته که خب از نظر من خود این موجود اینقدر ترسناک بود که از خودش باید محافظت می‌شدن.

روشنی هوا هم که تو عکس مشخصه، علتش اینه که اون طرفا خیلی دیر خورشید غروب می‌کنه، حدود ساعت ۱۰ شب.

Freiburg

همین‌طوری که رد می‌شدیم، یهویی خط فارسی رو دیدم و بله، نام شهر اصفهان رو تو یکی از خیابون‌های شهر فرایبورگ دیدم. بله درست حدس زدین، اصفهان با شهر فرایبورگ خواهرخوانده هستن. از ۲۷ اکتبر سال ۲۰۰۰ این دو تا شهر به عنوان خواهرخوانده ثبت شدن.

در مورد اینکه خواهرخواندگی شهرها اصلاً چی هست و هدفش چیه، ساده‌ترین و قابل دسترس‌ترین منبع سایت ویکی‌پدیاست.

Doner

و بالاخره، روز قشنگ تولدم رو با یه دنر کباب خوشمزه از یه رستوران ترکی با گوشت حلال، به پایان قشنگش رسوندیم.

دهه چهارم زندگی سلام.

– – –

پی‌نوشت: در مورد گوشت حلال، یه سری وب‌سایت هستن که رستوران‌هایی که گوشت حلال دارن رو معرفی می‌کنن. اکثراً این رستوران‌ها یه برچسب مخصوص دارن که می‌شه جلوی در رستوران یا توی منو دید. اکثر رستوران‌های ترکی گوشت حلال دارن.

– – –

سفرنامه اروپا – قسمت اول – مقدمات سفر

سفرنامه اروپا – قسمت دوم – پرواز رفت

سفرنامه اروپا – قسمت سوم – خاک غریب

سفرنامه اروپا – قسمت چهارم – روز اول

سفرنامه اروپا – قسمت پنجم – روز دوم صبح تا ظهر

سفرنامه اروپا – قسمت ششم – روز دوم بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت هفتم – روز سوم

سفرنامه اروپا – قسمت هشتم – روز چهارم صبح تا ظهر

سفرنامه اروپا – قسمت نهم – روز چهارم بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت دهم – روز پنجم

سفرنامه اروپا – قسمت یازدهم – روز ششم – صبح تا بعدازظهر

سفرنامه اروپا – قسمت دوازدهم – روز ششم – بعدازظهر تا شب

سفرنامه اروپا – قسمت ۱۲+۱ یا قسمت آخر – روز هفتم