بایگانی دسته: علم و فناوری

شما با چه زبانی می‌نویسین؟

Notes

سلام

روز و شب و ایام‌تون خوش.

چند روز پیش تو پست “زندگی با زبان دوم” در مورد این نوشتم که یه تحقیقی انجام بدم برای اینکه افرادی که به کشوری با زبان رسمی متفاوت با زبان مادری‌شون مهاجرت کردن یا در محلی کار می‌کنن که زبان رسمی اون شرکت با زبان مادری فرق داره، نوت‌های شخصی مرتبط با کارشون رو به چه زبانی می‌نویسن.

چند وقتی هم هستش که نوشتن به زبان انگلیسی رو در مدیوم شروع کردم و از همین تریبون استفاده کردم تا ایده تحقیقی که داشتم رو پیاده کنم.

اگر شما هم در محیط / شرکت / کشوری کار می‌کنین که زبان رسمی اون محیط با زبان مادری‌تون فرق می‌کنه، ممنون می‌شم این پست رو بخونید و در این تحقیق شرکت کنید:

فرم مربوطه

با تشکر

پایان پیام

چرا رویداد برگزار می‌کردم؟

Samaneh Nasihatkon

سلام

گفتم تا ذهنم تو فضای خاطراته، ادامه پست دیروز رو بنویسم. البته امیدوارم مثل دیروز ۳ ساعت طول نکشه.

علت دوم برای نوشتن پست خاطره‌های استارتاپی: دیروز صبح، متن “درباره من” وبلاگم رو خوندم و دلم خواست یکی از پاراگراف‌های این متن رو مفصل‌تر توضیح بدم.

دوست دارم بگم چرا رویداد برگزار می‌کردم. بالاتر اشاره کردم، من تو فکر راه‌اندازی یک سایت بودم که وقت زیادی گذاشتم تا برم کلاس برنامه‌نویسی، اما در نهایت فهمیدم برنامه‌نویسی تخصص مناسبی برای من نیست. همیشه، تمام حس من این بود که من خیلی دیر مسیر زندگیم رو پیدا کردم، برگزاری رویدادها، از نظر من برای کمک کردن به همه افرادی بود که شرکت می‌کردن تا زودتر مسیر استعداد و توانایی‌شون رو پیدا کنن. حداقل حس من از این رویدادها این بود.

خب بریم سراغ شرح قصه

یادمه از همون نوجوونی و جوونی و دانشجویی، علاقه زیادی به فعالیت‌های این‌چنینی داشتم. در ادامه زیاد پیش میومد آدما بیان سراغم ازم سوال بپرسن و من هم جواب دادن به سوالات و راهنمایی کردن رو بسیار دوست دارم.

اجازه بدین برگزاری رویداد و فوایدش رو به دو بخش تقسیم کنم. بخش اول برای شرکت‌کننده و بخش دوم برای برگزارکننده.

بخش اول: شرکت‌کننده

خب، فایده اول که همیشه یادگیریه، فایده دوم هم آشنا شدن با آدمای دیگه و شبکه‌سازی که یه جایی اینقدر به درد آدم می‌خوره که چی!

تو رویدادهایی مثل استارتاپ‌ویکند و لین‌استارتاپ‌ماشین که حالت کارگاهی و کار عملی دارن، آدم فرصت این رو داره که در راستای فعالیت حرفه‌ای و البته بازاری خودش رو محک بزنه و ببینه آیا کاری که مشتاق بوده انجام بده به دردش می‌خوره یا نه.

مثال می‌زنم: من کارآفرینی و ارزش‌آفرینی رو دوست داشتم، اینکه یک کسب و کار راه‌اندازی کنم و تیم داشته باشم و تمامی مواردی که خودتون بهتر از من بلدین. ولی تو همین محیط‌ها فهمیدم که من برای مدیریت و رهبری یک کسب و کار توانایی‌های لازم و کافی رو ندارم. برای من بهتره که عضوی از تیم باشم.

یک قایق پارویی رو در نظر بگیرین. اعضای تیم پارو می‌زنن و رهبر تیم هم مدیریت و رهبری می‌کنه. من باید جز افرادی باشم که پارو می‌زنن. رهبری مناسب من نیست، هر چند استعدادش رو دارم، اما استعداد کافی نیست! رهبری و مدیریت شاخصه‌های دیگه‌ای رو داره که من هنوز اون توانایی‌های لازم رو ندارم.

مثال بعدی، من هم مثل خیلی از شماها فکر می‌کردم IT یعنی برنامه‌نویسی یا شبکه، پس به علت بیزاری شدید از شبکه مجبور بودم برنامه‌نویسی رو ادامه بدم. اما فهمیدم من آدم محتوام نه کد! این شد که شدم آدمی که الآن هستم و بسیار خوشحالم که شرکت تو همین رویدادها بهم کمک کرد بفهمم مسیر تخصصی مناسب برای من که استعداد، توانایی و علاقه‌ام رو در یک راستا داره چیه.

شاید براتون سوال باشه که خب، من که برگزارکننده بودم، اما چرا مثال‌ها رو برای خودم زدم. برگزارکننده هم شرکت‌کننده است، فقط بازه زمانی فعالیت و شرکتش در رویداد کمی (حدود ۳ ماه یا بیشتر) بیشتره و وظایفش فرق داره.

بخش دوم: برگزارکننده 

برگزاری رویداد اینقدر که استرس و سختی داره، شاید هیچ چیز دیگه اینقدر استرس و سختی نداشته باشه. به خصوص وقتی بودجه کافی نداری و اسپانسر هم روز قبل از رویداد کنسل می‌کنه. به همین سادگی. از این دست اتفاق‌ها رو شاید همه کسایی که رویداد برگزار کردن تجربه کرده باشن.

[قصد “غر زدن” ندارم، فقط حرفِ دلی که مدت‌ها توی دلم مونده بود. ضرر حدود ۵ میلیونی برای برگزاری رویداد لین استارتاپ ماشین شیراز که من از پس‌اندازم پرداخت کردم. اما بعدش افرادی تصور کردن من با سود حاصل از رویداد رفتم کنفرانس iBridges که اینطور نبود و سرآوا بخش عمده‌ای از هزینه‌های سفر من رو به دلیل اینکه “عضو تیم برگزاری” بودم پرداخت کرد]

شما وقتی یک رویداد رو برگزار می‌کنین، تجربه‌های زیادی کسب می‌کنین. دوستای خوبی هم پیدا می‌کنین. با آدم‌هایی آشنا می‌شین که چنان تاثیرگذارن که همیشه می‌تونید ازشون درس بگیرید، هم درس کسب و کاری، هم درس زندگی.

شاید تصور عموم این باشه که یه برگزارکننده واسه دیده شدن یا سود شخصی خودش داره رویداد برگزار می‌کنه. بالاتر اشاره کردم، گاهی از نظر مالی حتی ضرر داره، پس سود مادی دلیل مناسبی نیست. آدم بالاخره داره عمرش رو می‌ذاره، وقتش رو می‌ذاره و به عنوان یه شرکت‌کننده باید منفعتی براش داشته باشه.

منفعتش اما، قابل دیدن و شمردن نیست، معنویه. حس خوبیه که از رضایت شرکت‌کننده‌‌ها بهمون می‌رسه. حس خوبیه که بعد از چند سال، یکی پیام میده رویداد شما باعث شد من مسیر زندگیم رو پیدا کنم و تشکر می‌کنه. حس خوبیه که می‌بینی قدم‌هایی که برداشتی به بقیه کمک کرده.

کاش پیام‌هایی از این قبیل رو جایی ذخیره کرده بودم و چه حیف که نکردم.

اسمش شرح بود، ولی فقط خلاصه‌ای بود از حدود ۴ سال فعالیت برای برگزاری رویدادهای مختلف که البته با جزییات بیشتر در پست قبلی بهشون اشاره کردم.

– – –

پی‌نوشت ۱: اگه شما هم تجربه برگزاری رویداد دارین، ممنون می‌شم از منفعت‌هایی که داشتین بنویسین.

پی‌نوشت ۲: بعد از لین استارتاپ ماشین شیراز، فکر می‌کردم دیگه هیچ‌وقت رویدادی برگزار نکنم، بی‌نهایت خسته شده بودم و ضرر مادی خیلی اذیتم می‌کرد. اما تقاضا و حمایت جامعه استارتاپی، حمایت میلاد صابری (برگزارکننده استارتاپ‌گرایند تهران) و در نهایت حمایت مالی خانم لیلا صادقی شاد و شرکت ایشون (شرکت مهندسی خدماتی و بازرگانی سفیر زرین سپاهان) باعث شد باز دل به دریا بزنیم و استارتاپ گرایند شیراز رو شروع کنیم. خوشحالم که حامد تکمیل و میثم عبدالهی این مسیر (جامعه کسب و کار شیراز) رو با قدرت خیلی خیلی بیشتر دارن ادامه میدن.

خاطره‌های استارتاپی از جنس رویداد

Samaneh Nasihatkon

سلام

چقدر جوون بودما! سال ۱۳۹۳ – یعنی ۵ سال پیش!

این نوشته بیشتر از اینکه مربوط باشه به دنیای استارتاپ‌ها، خاطره و دل‌نوشته است. اصلاً چی شد که تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم. به دو علت:

علت اول: دیروز، شخصی من رو با برگزارکننده بوتکمپ دانشگاه امیرکبیر اشتباه گرفت و همین باعث شد مرور کنم که چه رویدادهایی بودم.

علت دوم: امروز، متن “درباره من” وبلاگم رو خوندم و دلم خواست یکی از پاراگراف‌های این متن رو مفصل‌تر توضیح بدم.

دوست دارم بگم چرا رویداد برگزار می‌کردم. بالاتر اشاره کردم، من تو فکر راه‌اندازی یک سایت بودم که وقت زیادی گذاشتم تا برم کلاس برنامه‌نویسی، اما در نهایت فهمیدم برنامه‌نویسی تخصص مناسبی برای من نیست. همیشه، تمام حس من این بود که من خیلی دیر مسیر زندگیم رو پیدا کردم، برگزاری رویدادها، از نظر من برای کمک کردن به همه افرادی بود که شرکت می‌کردن تا زودتر مسیر استعداد و توانایی‌شون رو پیدا کنن. حداقل حس من از این رویدادها این بود.

اولین باری که من با کلمه و عبارت‌های “استارتاپ” و “استارتاپ ویکند” مواجه شدم، اواخر سال ۱۳۹۱ بود و در توییتر! بعدها تو برنامه‌های روزانه وبلاگم به سایت استارتاپ ویکند تهران اشاره‌ای کردم و گفتم اگه استارتاپ ویکند شیراز برگزار بشه، حتماً شرکت می‌کنم.

تقدیر به کام من چرخید و من برای برگزاری اولین استارتاپ ویکند شیراز داوطلب شدم و عضو تیم برگزاری بودم. این رویداد، ۸ تا ۱۰ آبان ۱۳۹۲ برگزار شد! عمر می‌گذره!‌ به همین سرعت!‌ انگار که دیروز بود!

(من به تقدیر چندان اعتقادی ندارم، چیزی رو بخوام، تلاش می‌کنم و بهش می‌رسم. فقط من باب (از در ِ یا با هدف) ادبی و شاعرانه شدن فضا عبارت تقدیر رو به کار بردم)

من همیشه از نوشتن تجربه‌هام لذت می‌برم. به دو علت. علت اول اینکه، فکر کنم واضح باشه که من نوشتن رو خیلی دوست دارم. علت دوم هم، شاید تجربه‌های من به درد یه نفر دیگه بخوره.

این شد که تجربه‌های برگزاری رو نوشتم:

خاطره‌‌نویسی رو هم که همیشه دوست داشتم. اشتراک احساسات خوب با بقیه :)

بعد از استارتاپ‌ویکند شیراز، تجربه بعدی مربوط می‌شه به “لین استارتاپ ماشین“. که در این مورد هم باز از پشت‌صحنه‌های برگزاری و همچنین خاطره‌های رویداد نوشتم. زمانی هم که برای برگزاری لین استارتاپ ماشین شیراز آماده می‌شدم، از نقاط قوت این رویداد نوشتم.

البته علت استفاده از عبارت “فرصت ناب”، ترجمه لین استارتاپ ماشین به ماشین استارتاپ “ناب” بود.

حتی انتقادهام رو هم با ذکر نقاط مثبت و نقاط منفی با حضور در رویدادهای زیادی نوشتم. همچنان هم به نظرم اولین استارتاپ‌ویکند زنجان بهترین رویدادی بود که شرکت کردم (حتی بهتر از رویدادهایی که خودم برگزارکننده بودم – کسی که نمی‌گه ماست من ترشه! ولی می‌تونه بگه ماست دیگری بهتره!).

حالا می‌خوام یکی یکی جاهایی که بودم رو بنویسم، البته اگه همشون یادم بیان!

اسم رویداد تاریخ علت حضور
اولین استارتاپ ویکند شیراز ۸ تا ۱۰ آبان ۱۳۹۲ عضو تیم برگزارکننده
اولین لین استارتاپ ماشین تهران ۲۴ تا ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ عضو تیم برگزارکننده
همفکر / جلسات هفتگی استارتاپی شیراز خرداد ۱۳۹۳ تا تیر ۱۳۹۴ هماهنگ‌کننده
اولین استارتاپ ویکند زنجان ۱۵ تا ۱۷ مرداد ۱۳۹۳ حامی رسانه‌ای و لایوبلاگ
رویداد اسلاش تهران ۷ مهر ۱۳۹۳ حامی رسانه‌ای و لایوبلاگ
پیش‌رویداد اول استارتاپ‌ویکند بوشهر ۲۲ آبان ۱۳۹۳ سخنران
اولین استارتاپ ویکند قزوین ۲۸ تا ۳۰ آبان ۱۳۹۳ حامی رسانه‌ای و لایوبلاگ
دومین لین استارتاپ ماشین تهران ۱ تا ۳ بهمن ۱۳۹۳ عضو تیم برگزارکننده و منتور
اولین استارتاپ ویکند بوشهر ۲۹ بهمن تا ۱ اسفند ۱۳۹۳  منتور
رویداد آخر هفته استارتاپی در حوزه کشاورزی ۲۰ تا ۲۲ اسفند ۱۳۹۳  مجری و منتور
لین استارتاپ ماشین شیراز ۲ تا ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ مدیر تیم برگزارکننده
استارتاپ گرایند شیراز  خرداد ۱۳۹۴ تا اسفند ۱۳۹۴ مدیر تیم برگزارکننده و مجری
اردوی استارتاپ شیراز ۲۰ تا ۲۲ آبان ۱۳۹۴ منتور
اولین استارتاپ ویکند جهرم ۹ تا ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ منتور
کارگاه آموزشی بومینو یزد ۶ و ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ منتور

امیدوارم رویدادی رو از قلم (تایپ) ننداخته باشم. چقدر خاطره! از این رویدادها نمی‌دونم چند گیگ عکس و ویدیو دارم! (هارد اکسترنالم پیشم نیست که چک کنم)

خب متاسفانه به علت اینکه از یه جایی به بعد “استارتاپ‌تی‌وی” هم به سرنوشت شکست دچار شد و دیگه هاست و دامینش رو تمدید نکردیم، تمام تاریخچه لایوبلاگ‌ها از دست رفته و چقدر حیف. اما کانال آپارات، پیج فیسبوک، اینستاگرام و توییتر به سان محتواهای ماندگار، یادبود اون دوره پر هیجان از زندگی من خواهند بود.

مدتی که “استارتاپ‌تی‌وی” فعال بود و تو رویدادهای مختلفی به عنوان حامی رسانه‌ای شرکت کردیم، من بهترین تجربه کار تیمی و البته به نوعی “رهبری” تیم رو داشتم. یه تاریخ همزمان سه تا شهر رویداد داشتیم و حامی رسانه‌ای بودیم و من تو هیچ کدوم حضور نداشتم، دورادور تیم رو مدیریت می‌کردم. تجربه لذت‌بخشی بود.

مهم‌تر از همه اینکه ۴ نفر تو اکثر این رویدادها همیشه کنارم بودن و بهم کمک کردن. خواهرم، دخترخاله‌ام و بهترین و صمیمی‌ترین دوستام. وقتی بودن دیگه نگران هیچی نبودم. مطمئن هم بودم از خودم عکس‌های خوب می‌گیرن [ایموجی خنده و عرق شرم همزمان].

پست خیلی طولانی شد، فکر می‌کنم بهتر باشه برای علت دوم پست دیگه‌ای بنویسم. شاید باورتون نشه، ولی حاضر کردن همین پست، حدود ۳ ساعت طول کشید!

تا درودی دیگر بدرود!

شبکه‌های اجتماعی

Social Media Day

سلام

امروز، ۳۰ ژوئن، “روز شبکه‌های اجتماعی” نام‌گذاری شده. این نام‌گذاری، سال ۲۰۱۰، توسط وب‌سایت Mashable انجام شده و طرفداران این سایت، در این روز، دور هم جمع می‌شن و میتاپ برگزار می‌کنن.

روز پنجشنبه در ورکشاپی بودم که توسط DataFeedWatch در دفتر گوگل برلین برگزار شد. یکی از کارمندان گوگل، ارائه‌اش رو با این عبارت شروع کرد.

We don’t go online, we live online

یادمه یه زمانی می‌گفتیم برم تو اینترنت این کار رو انجام بدم، اما این روزا، هر ثانیه‌مون به حضور اینترنت گره خورده. یکی از کارایی که باعث شده زمان زیادی رو در اینترنت حضور داشته باشیم، همین شبکه‌های اجتماعی هستن.

شما کدوم یکی از اینا رو استفاده می‌کنین؟

فکر می‌کنین روزانه چقدر از وقت خودتون رو به شبکه‌های اجتماعی اختصاص می‌دین؟

طبق آمار سایت Oberlo، کاربران شبکه‌های اجتماعی و نرم‌افزارهای پیام‌رسان، روزانه ۲ ساعت و ۲۲ دقیقه رو در این اپلیکیشن‌ها وقت می‌گذرونن! یعنی چیزی حدود ۱۰% از شبانه‌روزی که معمولاً حدود ۷ ساعتش رو خواب هستیم. آمار بالاییه!

همین حضور مردم در شبکه‌های اجتماعی، باعث شده که به عنوان یکی از ابزارهای Marketing (یا بازاریابی – قبلاً هم گفتم، به نظرم بازاریابی ترجمه مناسبی برای مارکتینگ نیست) استفاده بشه.

چند پست پیش‌تر هم در این مورد نوشتم که همه ما به نوعی سفیر برندهای مختلف در شبکه‌های اجتماعی و حتی دنیای واقعی هستیم.

نمی‌دونم شما شبکه‌های اجتماعی رو از چه زمانی یادتون میاد، زمانی که Orkut و Gazzag و MySpace بودن و Yahoo360 هم خیلی تلاش می‌کرد مخاطب جذب کنه، یا زمانی که فیسبوک خیلی یهویی گل کرد، یا زمانی که فرندفید باعث شروع دوستی‌های مجازی شده بود. یا حتی فروم‌های قدیمی تخصصی یا فروم جادوگران (هری پاتر).

هر چی که هست، همین حس نیاز به اجتماع، نیاز به برقراری ارتباط، باعث حضور این سرویس‌ها شده. زندگی‌هامون به حد زیادی به شبکه‌های اجتماعی وابسته شده که یادمون نمیاد وقتی نبودن چطور زندگی می‌کردیم یا چطور وقت می‌گذروندیم! شاید هم اشتباه باشه.

در هر صورت، امروز، روز شبکه‌های اجتماعیه!

این پاراگراف از سایت Days of The Year خیلی توجهم رو جلب کرد:

If we’re honest, most of us use social media for less than upright purposes ourselves. We use it to show off our holidays and what adventures we have planned for the weekend. Almost everyone presents an idealised version of themselves on social media, whether by detagging unflattering photos or implying their life is more exciting and glamorous than it really is. Never compare yourself negatively to your friends on social media as you’re only seeing what they want you to see!

اگر صادق باشیم، بیشتر ما شبکه‌های اجتماعی رو بدون هدف یا بدون هدف صحیح استفاده می‌کنیم. ما از این ابزارها استفاده می‌کنیم تا تعطیلات و ماجراجویی‌هایی که برای آخر هفته داشتیم رو “شوآف” کنیم. تقریباً همه، یه تصویر از زندگی ایده‌آل‌سازی شده از خودشون رو در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنن که می‌تونه زندگی اونها رو خیلی هیجان‌‌انگیزتر و پرزرق و برق نشون بده. پس هیچ‌وقت خودتون رو با دوستان‌تون مقایسه منفی نکنین، به این خاطر که شما فقط چیزی رو می‌بینید که اونها می‌خوان ببینید!

حالا چرا این رو کپی کردم و ترجمه کردم؟

چون این دقیقاً چیزی هست که خیلی زیاد تو بحث‌های فارسی هم در جریانه. کافیه کلمه “شوآف” رو مثلاً در توییتر سرچ کنین. پس این مبحث مختص ما نیست و همه دنیا همینه.

– – –

البته بهتره بحث رو خلاصه کنم، وقتی شروع به نوشتن کردم، هدفم نوشتن یه متن تخصصی بود، اما در میانه راه، شاید هم ابتدای راه، مباحث به سمت تجربیات روزمره پیش رفت.

– – –

شبکه‌های اجتماعی، روزتون مبارک. مرسی که هستید!

همه ما سفیریم

Brand Ambassador

سلام

همه ما سفیریم، البته سفیر چی؟ چند وقته که خیلی بیشتر دارم به رفتارِ اول خودم، بعد بقیه تو شبکه‌های اجتماعی فکر می‌کنم، کاری به کار اونایی که سلبریتی هستن و کیلویی و میلیونی فالوئر دارن ندارم، روی صحبتم با خودمونه، همین ما که مردم عادی هستیم و همین گوشه نشستیم و فالوئر چندانی نداریم و سلبریتی و غیره نیستیم.

شاید به نظر برسه تاثیری نداریم توی جامعه، ولی اینطور نیست.

کلمه سفیر رو از عبارت “Brand Ambassador” ترجمه کردم. خودم وقتی عبارت Brand Ambassador رو می‌شنوم، می‌دونم دقیق معنی و مفهومش چیه. پس باید بتونم معنی و مفهومی که توی ذهنم هست رو برای کلمه “سفیر” توضیح بدم.

بذارین یه مثال ساده بزنم. من به عنوان یک مشتری ناراضی، وقتی از خدمات مشتریان مجموعه‌ای جواب نگرفتم، برای آروم شدن اعصابم، میرم توی توییتر در مورد اون مشکل می‌نویسم.

اتفاق جالبی میفته که خیلی رایج شده، به جای اون مجموعه، مشتری‌های دائمی یا راضی میان جواب میدن و دفاع می‌کنن.

برای همین میگم همه ما سفیریم.

همه ما می‌تونیم در مورد محصولی که خریدیم تو شبکه‌های اجتماعی، هر چند مخاطبین کمی داشته باشیم، بنویسیم. چه رضایت و چه نارضایتی.

و متن‌هایی که می‌نویسیم تا زمانی که پاکشون نکنیم، هستن و ممکنه کسی متن ما رو بخونه و روی تصمیم‌گیری اش تاثیر بذاره.

علاوه بر این همون مثال بالا، جای اینکه شرکت پاسخگوی سوالات و نارضایتی‌ها باشه، کاربران و مشتریان راضی ازش دفاع می‌کنن.

همین‌طور که این سفیر بودن می‌تونه به پیشرفت یه کسب و کار و مجموعه کمک کنه، همینطور هم می‌تونه باعث آسیب زدن به یه مجموعه بشه.

پس، همه ما سفیریم، چه بخوایم چه نخوایم. عبارت تخصصی‌اش می‌تونه Word of Mouth یا همون تبلیغ دهان به دهان باشه.

استارتاپ گرایند شیراز

sgshiraz

سلام

دیروز یه خبرنامه به دستم رسید که چونان یک نوستالژی خیلی خیلی قدیمی، منو پرت کرد به دنیا دنیا خاطره و اون خبرنامه چیزی نبود جز خبرنامه برگزاری نهمین استارتاپ گرایند شیراز.

جامعه کسب و کار شیراز فضایی برای تعامل کارآفرینان و فرصتی برای آشنایی و گفتگو با علاقه‌مندان و فعالان کسب و کار است.

با شرکت در این رویداد :

  • با کارآفرینان مطرح کشورتان آشنا شده و از آنها بیاموزید
  • قصه پیدایش، شکست و رشد کسب و کارها را بشنوید
  • دوست و همکار پیدا کنید و شبکه کاریتان را گسترش دهید

بخش زیادی از خاطرات ۷ سال گذشته من، تو دنیای استارتاپ‌ها و اکوسیستم استارتاپی ایران گذشت. خوشحالم که با کمک همه آدم‌های عزیزی * که در کنارم بودن، بهم کمک کردن، حمایتم کردن، تونستم قدمی در توسعه این اکوسیستم بردارم.

خوشحالم که نهضت همچنان ادامه داره، درسته دورم، ولی دلیل نمی‌شه حمایت نکنم.

استارتاپ گرایند یکی از اثربخش‌ترین رویدادها واسه دیده شدن، شناختن همکارهای آینده و آشنا شدن با آدم‌هایی هستش که تاثیر زیادی توی آینده حرفه‌ای شما خواهند داشت.

من شخصاً تجربه‌های فوق‌العاده‌ای از این رویداد کسب کردم و با آدم‌هایی آشنا شدم که حضورشون تاثیر مثبتی در پیشرفت من در زندگی حرفه‌ای داشته.

از حامد تکمیل خیلی تشکر می‌کنم که جامعه کسب و کار شیراز رو رهبری می‌کنه و با کمک همه شماهاست که این اکوسیستم می‌تونه رشد کنه.

به همتون افتخار می‌کنم شیرازیای عزیزم.

sgshiraz

اگه بخوام از خاطره و احساساتی که بعد از دریافت ایمیل داشتم بنویسم، شاهنامه‌ای می‌شه برای خودش، فقط همین رو می‌گم که بی‌نهایت خوشحالم، شماها می‌تونین صنعت IT رو گسترش بدین، من نفس کم آوردم و رفتم، شما که هستین و موندین و دارین می‌جنگین، باعث افتخارین.

این رویداد، چهارشنبه همین هفته، پنجم تیر ماه برگزار می‌شه.

لینک ثبت‌نام

– – –

پی‌نوشت: واسه پیدا کردن یه عکس، تمام عکس‌های ۵ تا رویداد اول که خودم حضور داشتم رو دیدم و هزاران هزار خاطره برام زنده شد. این رویدادها اتفاق نمی‌افتادن اگه تیمی به اون معرکه‌ای کنار من نبودن. تشکر می‌کنم از همشون.

– – –

* حامد تکمیل، میلاد صابری، میثم عبدالهی، ایمان قصرفخری، امین نوبخت، مرضیه بهشتی، مهسا رادین‌مهر، هستی تیمناک، بنفشه قصرفخری، محدثه خدامی، مهسا آل موسی، منصوره امامی، علیرضا رحیمی، محسن راجع، حسین اکبری، نوید فروزان، محسن طهماسبی، امین بازرگانی، محمد حسین فرشاد، حمیدرضا رضایی، علیرضا مروج، آقای معدلی

شاید شعار به نظر بیاد، ولی واقعاً از پدر مادرم و همینطور خواهرم ممنونم. پدر مادرم به خاطر حمایت‌شون، خواهرم هم به خاطر کمک‌هاش و همراهی‌هاش برای تمام رویدادهایی که من عضوی از تیم برگزاری بودم.

ممکنه اسم کسی رو از قلم انداخته باشم، به بزرگی خودتون ببخشید، متاسفانه اسم یکی دو نفر رو اصلاً یادم نمیاد و ممکنه کسایی رو هم از قلم انداخته باشم.

محتوا و بازاریابی محتوا

post427

تصمیم دارم از این به بعد، هر چند وقت یک بار، مطالب تخصصی بنویسم و امروز با “محتوا” یا “Content” شروع می‌کنم.

وقتی کلمه “محتوا” رو می‌شنوین، اولین مفهموم یا اولین عبارتی که به ذهن شما می‌رسه چیه؟

مثلاً “مضمون” یا “مفهوم”

شاید بد نباشه بریم سراغ لغت‌نامه دهخدا یا هر فرهنگ لغت دیگه‌ای که در دسترس داریم و معنی، مفهوم یا حتی تفسیر کلمه “محتوا” رو پیدا کنیم.

اول از همه اینکه ریشه کلمه “محتوا” عربیه. کلمه‌های فحوا، متن، مضمون، مفاد، مفهوم، مظروف هم با “محتوا” مترادف هستن.

توی فرهنگ فارسی عمید نوشته:

۱- آنچه درون چیزی قرار دارد

۲- آنچه در یک سخن قصد شده، مضمون سخن

به نظر من با عبارت “آنچه در یک سخن قصد شده” نصف راه رو رفتیم. بله مفهوم “محتوا” همینه. شما یک عبارت رو می‌گید یا می‌نویسید تا یک مفهوم رو برسونید. تا با رسوندن اون مفهوم، چیزی رو به مخاطب، شنونده یا خواننده انتقال بدین.

مثل من که با نوشتن این متن می‌خوام شما رو به سمت محتوا و بازاریابی محتوا سوق بدم.

شاید بد نباشه همین‌جا یه توضیح یا توصیف مختصر از “بازاریابی محتوا” بر اساس همین مفهوم “محتوا” داشته باشیم. راحت‌ترین و ساده‌ترین توصیف اینه که ما با کمک یک متن یا “محتوا” می‌خوام فرایند بازاریابی رو انجام بدیم.

این جمله به ظاهر ساده، یک دنیا مفهوم و توضیح در پشتش نهفته داره، اما مهم اینه که قصد و هدف این سخن رو مشخص کردیم.

تا اینجا دو تا کلمه جدا از هم، “بازاریابی” و “محتوا” و عبارت ترکیبی از این دو کلمه “بازاریابی محتوا” رو بیان کردم. در مورد خود کلمه “محتوا” صحبت کردیم، حالا بریم سراغ کلمه “بازاریابی”

شاید بد نباشه همین جا اشاره کنم به عبارت اصلی یعنی Content Marketing که به اجبار به نزدیک‌ترین معادل یعنی “بازاریابی محتوا” ترجمه شده. از نظر من این عبارت خیلی گسترده‌تر از بازاریابیه و بخش‌هایی دیگه‌ای مثل بازارسازی رو هم توی خودش جا میده.

در راستای “بازاریابی” پیشنهاد می‌کنم این دو مطلب رو بخونید:

بازاریابی – نوین بلاگ                بازاریابی – متمم

قدرت “محتوا” به مراتب خیلی خیلی بیشتر از همه چیزه، به خصوص در این عصر اطلاعات که دنیا، اینترنت، صفحات وب، شبکه‌های اجتماعی، اینستاگرام، توییتر، فیسبوک و حتی تلگرام پر شده از “محتوا” های مختلفی که خدا می‌دونه چطوری میشه از این اطلاعات خام، داده‌های با ارزش بیرون کشید و چطوری با همین محتوا می‌شه فعالیت‌های بازاریابی، تبلیغاتی و برندینگ انجام داد.

البته جز خدا، یه متخصص بازاریابی محتوا یا بازاریابی دیجیتال هم می‌دونه چطوری از این فرصت عالی استفاده کنه.

– – –

پی‌نوشت: امیدوارم در ادامه بتونم بیشتر در مورد این شاخه بنویسم.

فیدیبو یا چطور در مصرف کاغذ صرفه‌جویی کنیم؟

Fidibo

اگه حامی محیط زیست و حامی درخت باشین و اهل صرفه‌جویی در مصرف کاغذ و البته اهل کتاب و کتاب‌خوانی، حتماً با فیدیبو آشنایین. که البته من این پست رو نوشتم که اگر آشنا هم نیستین، آشنا بشین.

در دنیای دیجیتال این روزها، که کسب و کارهای سنتی آروم آروم دارن به سمت دیجیتالیزه شدن پیش می‌رن، طبیعی بود که صنعت نشر و خرید و فروش کتاب هم به همین رویکرد برسه. گرچه هنوز هم حس کتاب چاپی یه چیز دیگه است ولی چه بهتر که به آیندگان‌مون بیشتر فکر کنیم و …..:

درخت‌ها رو نجات بدیم و به جاش کتاب الکترونیکی بخونیم.

راستی، کتاب صوتی هم می‌تونین تو فیدیبو پیدا کنین.

سایت فیدیبو

اپلیکیشن‌های فیدیبو

نرم‌افزار اکسل رو یاد بگیریم.

Microsoft Excel

این پست در واقع باید در دسته “مهاجرت کهکشانی” قرار می‌گرفت، ولی به دسته “معرفی نرم‌افزار” رسید، چون فقط در راستای مهاجرت نیست که این نرم‌افزار لازم می‌شه، کاربردهای اکسل فراتر از خیلی امور ساده است.

چرا نرم‌افزار اکسل؟

و البته چرا نرم‌افزار اکسل نه؟

اصلاً چه دلیلی داره اکسل رو یاد بگیریم؟

بابا حالا دو تا دونه جدوله، تو ورد درستش می‌کنیم.

من خودم یکی از کسایی بودم که از درجه اهمیت و البته کاربردی بودن اکسل کاملاً بی اطلاع و بی‌خبر بودم. البته مقصر هم خودم هستم که هیچ‌وقت پای این نرم‌افزار ننشستم تا بفهمم چقدر قدرتمنده. در واقع تا همین چند وقت پیش ازش فرار می‌کردم.

من هم به علت بی‌توجهی و عدم مطالعه، شاید مثل یه درصد کمی از افراد، فکر می‌کردم اکسل منحصر شده به ساخت جدول و چند تا نمودار. حداقل من در همین حد تو کل زندگی و دوران تحصیل و دوران کاری ازش استفاده کرده بودم. اما اخیراً خیلی بیشتر و جدی‌تر اکسل رو یاد گرفتم و باید اعتراف کنم که تا حالا تو تاریکی بدی به سر می‌بردم.

برای تحلیل و آنالیز، ابزارهایی که اکسل داره، به‌شدت قوی و کاربردی هستن و شما خیلی راحت می‌تونین برای یک گزارش از اکسل استفاده کنین.

حداقل تو مشاغلی که من می‌شناسم، همه به نوعی با داده و تحلیل داده درگیرن. اکسل بهترین ابزاره.

برای یاد گرفتن هیچ‌وقت دیر نیست. همین حالا شروع کنید.

– – –

پی‌نوشت ۱: من برای یادگیری از ویدیوهای یوتیوب استفاده می‌کنم.

پی‌نوشت ۲: مفاهمیم Pivot Table به شدت جذابن.

پی‌نوشت ۳: فرمول‌ها رو حتماً یاد بگیرین.

کارگاه تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی

post383-contentmarketing

ثبت نام در کارگاه “تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی”

خیلی سال می‌گذره از اولین باری که سر کلاس حل تمرین ایستادم و به بچه‌ها درس دادم.

خیلی سال می‌گذره از روزهایی که مدرس بودم و شاگرد خصوصی داشتم.

خیلی سال می‌گذره از برگزاری اولین رویداد استارتاپ ویکند شیراز (آبان ۹۲)

خیلی سال می‌گذره از اولین باری که تو یک رویداد به عنوان منتور حضور داشتم

خیلی سال می‌گذره از کل رویدادها، جلسات همفکر و هفتگی و … که برگزار کردم یا جز تیم برگزاری بودم.

از همون قدیم‌ها، حوزه آموزش رو دوست داشتم، دوست داشتم دانش، تخصص، تجربه و هر آنچه یاد گرفتم رو با بقیه به اشتراک بذارم، یا حتی اگر در حوزه‌ای تخصص ندارم، فضایی فراهم کنم برای آموزش، مثل برگزاری رویداد، جلسات استارتاپی و کارگاه‌های آموزشی

وظیفه خودم می‌دونستم حالا که من مسیر و راهی که استعداد داشتم و می‌تونم از اون راه کسب درآمد کنم رو خیلی دیر پیدا کردم، فضایی ایجاد کنم بقیه زودتر از من پیشرفت کنن.

هر رویداد و کارگاهی رو با کمک سایر دوستان برگزار کردم، دقیقاً با همین هدف بود، بارها شنیدم که برای منفعت شخصی و مالی این کار رو انجام میدم که شاید بد نباشه همین جا بگم، توی هر رویداد از حداقل ۱۰۰ هزار تومان (استارتاپ ویکند)، تا حداکثر ۵ میلیون تومان (لین استارتاپ ماشین شیراز) از پس‌انداز شخصی خودم (به علت کنسل کردن اسپانسر = لغو کردن حامی روز قبل از برگزاری) هزینه کردم تا اون رویداد برگزار بشه.

همچنان، این حس و روحیه در من ماندگاره و وقتی برای رویداد و کارگاهی دعوت می‌شم علاوه بر انرژی مضاعفی که می‌گیرم، به این فکر می‌کنم که من به عنوان نماینده متخصصین این حوزه، باید انگیزه‌بخش باشم و تلاش کنم مسیر راه رو برای افرادی که در این دوره‌ها و کارگاه‌ها شرکت می‌کنن روشن کنم.

همیشه گفتم، باز هم می‌گم، من معلم نیستم، مدرسی هستم که می‌خوام ابتدای مسیر رو روشن کنم و کمک کنم شرکت‌کنندگان دوره، از من آدم‌های متخصص‌تر و بهتری باشن تا جایی که اون‌ها بهتر از من عمل کنند و پیشرفت کنند. شرکت‌کنندگان کارگاهی که من مدرسش هستم، قرار نیست مثل من باشند، قراره بهتر از من بشن. تو دنیا یکی مثل من هست و دنیا به آدم تکراری نیاز نداره. (این روحیه رو مدیون دکتر نوشادی هستم، یکی از اساتید گرانقدر حوزه مدیریت که در دانشگاه صنعتی شیراز با ایشون آشنا شدم).

جمعه این هفته، ۱۲ مرداد ۱۳۹۷ افتخار این رو دارم که در خدمت موسسه مردم نهاد عصر فناوران جوان باشم و کارگاه “تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی” رو با همکاری دانشگاه شیراز و irPowerWeb و سایر حامیان برگزار کنیم.

ثبت نام در کارگاه “تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی”

دوست دارم در مورد اینکه این کارگاه برای چه کسانی مناسبه کمی صحبت کنم.

هر آنکه می‌خواهد محتوایی در فضای مجازی و اینترنت منتشر کند! دقیقاً هر آنکه، چه پزشک هستید چه مهندس! چه خانم خانه‌دار و چه شاغل! چه آشپز و چه رستوران‌دار و کافه‌چی! چه دانش‌آموز و چه معلم! چه استاندار و چه شهردار!

هر کسی که می‌خواد محتوایی در فضای مجازی و وب منتشر کنه، یه جایی بالاخره کارش به Content Marketing و تولید محتوا گره می‌خوره، یه جایی که نه، از همون لحظه اول که فکر انتشار محتوا از ذهنش رد شده باشه.

ثبت نام در کارگاه “تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی”

به امید دیدار!

منتظرتون هستم.