نوشتم، می‌نویسم، خواهم نوشت

Blogging

سلام

وبلاگ‌نویسی
من از بچگی می‌نوشتم. انشا، داستان، خاطره، نامه به دوستام و …. تا اینکه سال اول دانشگاه (۱۳۸۵) با بلاگفا آشنا شدم و نوشته‌های “کودکانه” اون زمانم شروع شد. الآن اون نوشته‌ها وجود ندارن، چون اون وبلاگ رو در بلاگفا پاک کردم. بعد از اون به وردپرس روی آوردم و با عنوان “گم‌شده‌ای در پیچ و خم‌های جاده زندگی” نوشتن رو ادامه دادم و رسیدم به سال ۱۳۹۲ و تولد ۲۵ سالگی که دوستانم زحمت کشیدن و برای تولدم یک هاست با اسم خودم بهم هدیه دادن.

نقاط اوج دوران وبلاگ‌نویسی من
سفرنامه‌هام همیشه بیشترین خواننده رو داشته. من سفر رفتن رو دوست دارم و دوست دارم تجربه‌هام رو با نوشتن سفرنامه با بقیه به اشتراک بذارم و انگار که آدما هم نوشتن من رو دوست داشتن. من حس‌های لحظه‌ایم رو می‌نویسم، تاریخچه رو می‌شه همه جا خوند، اما حس پیاده‌روی تو کوچه پس‌کوچه‌ها، جزییات ریز و جذاب هیچ‌جا پیدا نمیشه.
البته که نوشته‌های مهاجرتم هم خواننده زیاد داره. امیدوارم تجربه‌های من کمکی برای بقیه باشه.
البته این نگاه بیرونی و آنالیتیکز و تعداد بازدید بود. اگه بخوام از نقاط اوج خودم بنویسم، یه وقتایی می‌شینم پست‌های قدیمی رو می‌خونم و از بزرگ شدن خودم و رشدی که داشتم لذت می‌برم، یه وقتایی می‌گم چقدر ۵ سال پیش اندیشه و تفکرهای بزرگ داشتم. مثلاً پست مهاجرت درونی و پست بی‌عنوان و بی‌هدف بنویسم رو خودم خیلی دوست دارم.

تداوم در وبلاگ‌نویسی
یه روزی تصمیم گرفتم هر روز بنویسم و بهش پایبند موندم. چرا؟ چون حالم رو بهتر می‌کنه. نوشتن همیشه برای من بهترین درمان بوده. به خاطر شرایط فعلی زندگیم، نوشتن به انگلیسی رو هم شروع کردم.
شاید روزی هم برسه که ایده‌هایی که برای کتاب نوشتن داشتم رو اجرایی کنم. شاید … شاید … شاید …

آیا من بلاگرم؟
خب، باید دید بلاگر چیه یا کیه؟ در حین سرچ برای این بلاگر به کلمه ویلاگر رسیدم که بار اولی بود این کلمه رو می‌دیدم. البته تفاوت در نوع پسته. وقتی عکس و متن باشه می‌شه بلاگر، ویدیو وارد محتوا بشه می‌شه ویلاگر. پس من قطعاً ویلاگر نیستم. همچنان همون بلاگر موضوع صحبته.
تعاریف خاصی وجود نداره، فقط همین که با یک هدف مشخص، استراتژی محتوا و برنامه‌ریزی، در راستای همون استراتژی، محتوا تولید کنیم و در بستر مناسب منتشر کنیم.
برای من این بستر وبلاگمه. همین‌جایی که هستید و می‌بینید و حضور دارید. من بلاگرم. آره! هستم. چون بر اساس یک هدف مشخص، در دسته‌بندی‌های مشخصی، محتوایی رو منتشر می‌کنم.
بعضی‌ها هم برای بستر از اینستاگرام استفاده می‌کنن. اونها هم در نوع پست‌هاشون می‌تونن بلاگر یا ویلاگر باشن.

چرا می‌نویسم؟
بارها و بارها در مورد “نوشتن” نوشتم. نوشتن برای من چند تا فایده داره. یکی اینکه من کمک کردن و راهنمایی کردن به آدما رو دوست دارم، خوشحال می‌شم اگر مفید واقع بشم. برای همین از تجربه‌هام می‌نویسم شاید چراغی در راهی برای کسی روشن بشه، مثل تجربه مهاجرت.
دوم اینکه با نوشتن حال خودم خوب و بهتر می‌شه.
[خیلی دلم می‌خواست تمام پست‌هایی که در مورد “نوشتن” نوشتم رو اینجا لینک کنم، تعدادشون خیلی زیاد بود، شاید روزی یک دسته‌بندی اضافه کنم و تمامی این پست‌ها رو منتقل کنم به اون دسته‌بندی!]

۱۶ شهریور – روز وبلاگستان فارسی
من خیلی وقتا برای پیدا کردن موضوع برای نوشتن، از سایت Days of the Year کمک می‌گرفتم، چه خوب که وبلاگستان فارسی و بلاگرهای فارسی زبان هم یه روز (هر چند ملی و غیر از جهانی) برای خودشون داشته باشن و بتونن اون روز رو جشن بگیرن.

پیشنهاد
نظرتون چیه شما هم در مورد تجربه بلاگ‌نویسی‌تون بنویسین؟ نظرتون در مورد ۱۶ شهریور و روز وبلاگستان فارسی رو هم بنویسید.
اگر هم که نوشتید یا به زودی می‌نویسین، لینکش رو برام کامنت بذارین تا من هم تجربه شما رو بخونم.
می‌تونید تجربه سایر بلاگرها رو هم در کمپین روز وبلاگستان فارسی ویرگول بخونید.

– – –

نوشته‌های برخی از دوستان:

نوشتن به مثابه به تماشا نشستن – شبنم کهن‌چی

نوشتن به مثابه رها شدن – ریحانه وحیدیان

نوشتن – فرنوش جمالی

چی شد که اینطوری شد یا تاریخچه خانم شین و بقیه – خانم شین

من را همیشه یک وبلاگ‌نویس صدا کن – مهسا مژدهی

چرا می‌نویسم – سپیده سعید

ماجرای من و وبلاگ مرا پایان نیست … – شیدا حسین‌زاده

داستان وبلاگ‌نویسی من – ناهید عبدی

به بهانه ۱۶ شهریور، روز وبلاگستان فارسی – سمیرا سرباز

راهنمای اتصال مستقیم مغز به دست – شکیبا شاملو

ما شهروندان ایالتی هستیم که دلش می‌خواهد مهاجر بپذیرد – نسرینا رضایی

مسیر وبلاگ‌نویسی من – عادله قدسی‌زاده

مپ‌گردی آنلاین – سمانه قائدی

3 فکر می‌کنند “نوشتم، می‌نویسم، خواهم نوشت

  1. نیما شفیع‌زاده

    مرسی از اینکه نوشتی، می‌نویسی و خواهی نوشت.

    یکی از کارهایی که بیشتر انگیزه شد انجام بدن نوشتن روزمره است. معمولا سعی می‌کنم بنویسم اما همیشه چندروز یه بار شده، نه مثل تو که یه برنامۀ مشخص داری. انگیزه شد تلاش کنم برای اینکه هر روز بنویسم.

    مرسی ازت :)

    پاسخ
    1. سمانه نصیحت‌کن نویسنده

      اوایلش یه کمی سخت بود که هر روز بنویسم، یه وقتایی خودم رو مجبور می‌کردم، اما الآن اینقدر پیشرفت کردم که برای ۶ روز آینده پست زمان‌بندی کردم. اگر فکر می‌کنین تاثیر مثبت داره این تداوم و پیوستگی در نوشتن، حتماً امتحانش کنین. ارزشش رو داره.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *