بایگانی برچسب: کوله‌پشتی

کارگاه کوله‌پشتی

Amir Mehrani

همیشه میگن آرزوهات رو یه جا یادداشت کن، تو یادت میره ولی خدا یادش نمی‌ره. شاید چیزی که امروز داری، آرزوی دیروزت بوده.

البته من آرزوهام همیشه یادم هست و تلاش می‌کنم مسیر به وقوع پیوستن اونها رو بسازم.

از چند سال پیش که با آقای مهرانی و سایت ایشون آشنا شدم، دلم می‌خواست یکی از کارگاه‌های ایشون رو حتماً شرکت کنم. بالاخره بعد از چند سال دیروز فرصت این پیش اومد که در کارگاه کوله‌پشتی شرکت کنم. یه کارگاه فوق‌العاده خوب با یه عالمه درس زندگی.

کارگاه کوله‌پشتی، دیروز با همکاری ۲۰تا۳۰ و شتاب‌دهنده دیموند برگزار شد. یک کارگاه ۵ ساعته که خیلیزود گذشت و آرزو می‌کردم کاش ساعت‌ها ادامه داشت.

آخر کارگاه آقای مهرانی خواستن که به این فکر کنیم با مواردی که امروز فهمیدیم و یاد گرفتیم، از شنبه روی چه کاری انرژی می‌ذاریم؟

فکر می‌کنم من می‌خوام این سه تا مورد رو توی زندگیم بیشتر کنم:

۱- خواندن مجدد سایت آقای مهرانی، این بار با دقت خیلی خیلی بیشتر

۲- مطالعه بیشتر کتاب

۳- تمرین از بین بردن خجولی!!! (شاید عجیب به نظر برسه ولی واقعاً یه جاهایی خجالت بزرگترین مشکلی هست که باعث خیلی اتفاق‌های دیگه میشه)

البته مورد چهارمی هم هست. اینکه ریز به ریز جزییات و اتفاقات و همین‌طور مواردی که یاد گرفتم یا فکرم رو مشغول کرده رو در یک پست دیگه بنویسم.

اگه امسال قبل از عید بخوام کوله‌پشتی رو بنویسم، قطعاً می‌نویسم کوله‌پشتی‌ای که واقعی‌تر شد.

– – –

پی‌نوشت ۱ : ممنون از تیم خوب ۲۰تا۳۰ که این کارگاه رو هماهنگ کردن و برای من فرصت شرکت کردن ایجاد شد.

پی‌نوشت ۲: ممنون از دیموند که فضا رو برای کارگاه در اختیار گذاشتن. فضای دیموند یکی از فوق‌العاده‌ترین فضاهایی هست که آدم می‌تونه با آرامش تمام کار کنه و یاد بگیره.

پی‌نوشت ۳: ممنون از آقای مهرانی عزیز برای این کارگاه فوق‌العاده

سال جدید، کوله‌پشتی جدید نه، کوله‌پشتی پربارتر

backpack

روزهای آخر سال ۹۲، در پست کوله‌پشتی من، بخشی از دستاوردها و تجربیاتی که دوست داشتم در سال ۹۳ هم همراهم باشن رو نوشتم. سال ۹۳ رو با سفر حج شروع کردم که شاید بهترین تجربه محسوب میشه.

سال ۹۳ درس‌های خیلی خیلی خیلی زیادی برای من داشت، تجربه‌های متفاوت، سختی‌های جدید و شکست‌های خیلی جدیدتر. همیشه میگن بعد از هر شکست پیروزی هست، اما وقتی پیروزی اتفاق میفته که آدم از شکست قبلی تجربه کسب کنه و باز همون اشتباه رو تکرار نکنه.*

سال ۹۳ رو در حالی شروع کردم که از شغل سابق استعفا داده بودم، البته به جز اینکه شغلم رو دوست نداشتم یک دلیل دیگه داشت و اون هم آسیب‌دیدگی دستم بود که متاسفانه دچار فلج مقطعی شده بود و با فیزیوتراپی به وضعیت نسبتاً خوب برگشت.

سال ۹۳ رو با حلالیت طلبیدن از اطرافیان، دوستان، خانواده و هر کسی رو هر جایی می‌شناختیم شروع کردیم، چون عازم سفر حج بودیم.

سال ۹۳ رو با سفر حج شروع کردم، سفر نابی بود که هیچ‌وقت نخواستم از تجربیات و خاطراتم چیزی بنویسم تا همیشه در قلبم بمونه.

سال ۹۳ برای من پر بود از سفر، سفرهای کاری. سفرهایی پر بار برای روح.

سال ۹۳ برای من پر بود از موقعیت‌های شغلی جدید و رسیدن به شغلی که فوق‌العاده است.

سال ۹۳ پدربزرگم از میان ما رفت …

سال ۹۳ دوره کارشناسی ارشد تمام شد.

سال ۹۳ تمامی استعدادهایی که در تست استعدادیابی برام شناسایی شده بود به صورت بالفعل و در فعالیت‌های مختلف به کار گرفته شد.

سال ۹۳ استعدادهای نهفته دیگه‌ای که داشتم شکوفا شد.

سال ۹۳ واسه من پر از سفر بود که یکی یکی همه رو بیان می‌کنم.

سفرها

اولین سفر: سفر معنوی حج

دومین سفر: تهران – سفر استارتاپی – اولین رویداد ماشین استارتاپ ناب تهران : برگزارکننده بودن در این رویداد، تجربه نابی برای من به همراه داشت. برگزاری با استاندارد جهانی، همکاری با افراد حرفه‌ای و کسب تجربه در چنین فضای نابی باعث شد بخشی از مسیر زندگی من تغییر کنه.

سومین سفر: زنجان – سفر استارتاپی – رویداد استارتاپ ویکند زنجان: تیم برگزاری فوق‌العاده، نماینده جهانی فوق‌العاده، مربیان فوق‌العاده …. همه چی عالی بود

چهارمین سفر: تهران – مصاحبه کاری: اینکه روز تولدت، ۴ ساعت توی اتوبوس باشی و برسی تهران و بری جایی که قرار بوده برای مصاحبه بری، خیلی باهات گرم و صمیمی برخورد بشه، به مناسبت تولدت به ناهار مهمونت کنن (اون هم فیش اند چیپس)، بعد از اون به جای یک مصاحبه خشک، یک مصاحبه در پارک در حال خوردن بستنی رو تجربه کنی و همه و همه، نوید این رو بده که چقدر این محیط شرکت رو دوست داری. مصاحبه من فوق‌العاده بود.

پنجمین سفر: تهران – سفر استارتاپی – رویداد Slush تهران: سفرهایی که برای لایوبلاگ استارتاپ‌تی‌وی انجام دادم، همشون در جایگاه خودشون تجربه نابی بودند. رویداد Slush علاوه بر سختی‌های خودش برای بهبود فعالیت‌های لایوبلاگ استارتاپ‌تی‌وی به من کمک کرد.

ششمین سفر: مشهد – سفر تفریحی: خیلی خوشحالم که بعد از مدت‌ها تونستم به این سفر برم، هم زیارت و هم دیدن دوستانی که مدت‌ها دلتنگشون بودم. خوشحالم که در جای‌جای ایران دوستانی دارم بهتر از آب روان.

هفتمین سفر: تهران – سفر کاری: حس اینکه برای اولین بار بیمه بشی و سابقه کار رسمی داشته باشی.

هشتمین سفر: تهران – سفر کاری: کنفرانس VP Design برای مدیران سازمانی

نهمین سفر: بوشهر – سفر استارتاپی – میتاپس استارتاپی بوشهر: سخنرانی جلو ۵۰۰ نفر اونقدرا هم سخت نبود که به نظر می‌رسید. واقعاً خوشحالم که دعوتم کردن و این دعوت باعث شد من دوست دانشگاه دوره کارشناسیم رو بعد از ۴ سال ببینم.

دهمین سفر: تهران – سفر استارتاپی: نشست‌های ماهانه ایران استارتاپز یکی از بهترین فرصت‌هایی هستن که گروه استارتاپ‌های ایران ایجاد کرده.

یازدهمین سفر: قزوین – سفر استارتاپی – استارتاپ ویکند قزوین

دوازدهمین سفر: تهران – همایش کاربردپذیری: میزان احترام و حرفه‌ای بودن رو واقعاً می‌شد در این رویداد و از برخورد برگزارکنندگان دید. خوشحالم که فرصتی پیش اومد و در کنار این بزرگواران بودم.

سیزدهمین سفر: تهران – سفر استارتاپی – دومین رویداد لین استارتاپ ماشین تهران: صحبت از رویداد ماشین استارتاپ ناب رو میسپارم به پست‌های قبلی و بعدی که نوشتم و خواهم نوشت.

چهاردهمین سفر: بوشهر – سفر استارتاپی – رویداد استارتاپ ویکند بوشهر : جدا از غذاهای به شدت خوشمزه‌ای که بوشهر خوردیم، گرمی و صمیمیت مردم جنوب کشور رو به عینه دیدم و حس کردم. واقعاً بوشهر فوق‌العاده بود.

سفر دائمی: از ۷ خرداد، یک سفر هفتگی رو شروع کردیم که تا آخر سال موفق شدیم ۳۵ سفر ۲ ساعته در کنار هم باشیم، تو این سفرهای دو ساعته، با دوستان جامعه استارتاپی شیراز، دور هم جمع شدیم تا تجربیاتمون رو به اشتراک بذاریم و با دعوت از افراد فعال، اکوسیستم استارتاپی شهرمون رو گسترش بدیم. ما برای این جلسات اسم نذاشیم و ترجیح دادیم با همون اسم جلسات هفتگی پیش بریم.

فعالیت‌های کاری

استارتاپ‌تی‌وی: برای اولین بار همزمان با برگزاری رویداد لین استارتاپ ماشین تهران، با لایوبلاگ این استارتاپ رو لانچ کردیم. استارتاپ‌تی‌وی اولین رسانه تصویری استارتاپ‌های ایران هستش که مهدی علیپور به عنوان بنیانگذار و من و آرش ماهر به عنوان هم‌بنیانگذار داریم روش کار می‌کنیم.

پوکولیو: یادم میاد اولین باری که کلاس طراحی وب رفتم، هدفم راه‌اندازی یک سایت در زمینه گردشگری برای شیراز بود و وقتی همکاری در استارتاپ پوکولیو به من پیشنهاد شد، خیلی زیاد خوشحال شدم. امیدوارم در سال ۱۳۹۴ بتونیم این استارتاپ رو به مرحله مد نظرمون برسونیم.

تکلی: نشریه الکترونیکی تکلی با هدف معرفی استارتاپ‌های ایران به انگلیسی زبانان فعالیت خودش رو تیر ماه ۹۳ شروع کرد.

بامیلو: شاید فوق‌العاده‌ترین اتفاق سال ۹۳ برای من، کار کردن در تیم فوق‌العاده خوب بامیلو بود. درسته که دورکاری بودم و کمتر در محل شرکت حضور داشتم، ولی حداقل زمانی رو هم که در شرکت بودم برام حس نابی به همراه داشت. جدا از اینکه فعالیت‌های مجازی و جلسات اسکایپی هم جو حاکم بر تیم رو به من منتقل میکرد. مهم‌ترین و فوق‌العاده‌ترین تجربه من در این سال، به کار گرفتن استعدادم در بازاریابی و ترکیب اون با تخصصم در رسانه‌های اجتماعی بود که در نتیجه «متخصص رسانه‌های اجتماعی» عنوانی بود که در این سال به عنوان تخصص من معرفی شد.

لین استارتاپ ماشین شیراز: فعالیت‌های برگزاری این رویداد رو شروع کردیم و این رویداد ۲ تا ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ برگزار میشه. تا این لحظه، ۵۰% از ظرفیت رویداد تکمیل شده.

جنبش Lean IN: یکی از اتفاقات نابی که در حین اولین رویداد لین استارتاپ ماشین تهران برای من و مهدیه افتاد، آشنایی با شریل سندبرگ معاون فیسبوک و رهبر این جنبش بود، این جنبش برای حمایت از بانوان هست و ما تلاش داریم با معرفی زنان موفق، انگیزه‌بخش سایر بانوان کشورمون باشیم.

دوستان

سال ۹۳ برای من پر بود از دوست‌های جدید و دوستی‌های جدید و دوستی‌های کهنه‌ای که به قول رستاک، یه کهنه شرابه که ۳۰ سالشه. خوشحالم که در این سال تمامی این دوستان رو در تک‌تک لحظات در کنارم داشتم.

تصمیمات آینده

زندگی فراز و نشیب زیاد داره، مهم اینه که از این همه پاراگراف بالا که حاصل ۳۶۵ روز زندگیم بود، چه تجربه‌ای کسب کردم، چه چیز جدیدی یاد گرفتم و چه تصمیماتی برای آینده گرفتم:

سال ۹۴ سال طلوع خورشیده، قراره سحرخیر بشم تا کامرواتر از سال ۹۳ بشم.

سال ۹۴ سال ورزشه، قراره ورزش کنم تا سلامتیم بهبود پیدا کنه.

سال ۹۴ قراره چایی نخورم یا حداقل کمتر چایی بخورم که قطعاً برای سلامتیم خیلی مهمه.

سال ۹۴ سال تمرکزه، وقتش رسیده که با تمرکز روی یکی از استارتاپ‌ها، به سمت آینده برم.

سال ۹۴ سال نوشتنه، بیشتر و بیشتر، تجربیاتم رو می‌نویسم و منتشر می‌کنم.

سال ۹۴ سال مطالعه است، بیشتر و بیشتر و خیلی بیشتر از قبل مطالعه خواهم کرد. حامیان محیط زیست مجبورم ازتون معذرت بخوام ولی من واقعاً بدون کتاب کاغذی نمیتونم کتاب بخونم. خیلی تلاش کردم از روی آیپد کتاب بخونم ولی اثربخشی کتاب کاغذی خیلی بیشتره.

سال ۹۴ سال یادگیریه، بیشتر و بیشتر برای یادگیری وقت میذارم.

سال ۹۴ سال چالش فردیه، بیشتر از سال گذشته برای خودم چالش تعریف خواهم کرد و به رشد فردی خودم بیشتر و بیشتر کمک می‌کنم.

سال ۹۴ سال مشاوره است، هر کسی که کمک بخواد، من در خدمتم که در حوزه‌های تخصصی خودم بهش مشاوره بدم.

سال ۹۴ سال …، کی می‌دونه چی ممکنه پیش بیاد؟

کوله‌پشتی ۹۴

دلم می‌خواد کوله‌پشتی سال ۹۴ رو پر کنم از تجربه‌های خوب، پر کنم از تمام نقاط قوتی که دارم، پر کنم از انسان‌های دوست‌داشتنی که سال ۹۳ رو در کنارشون رشد کردم و قد کشیدم و بزرگ شدم که اگر نبودن شاید هیچ‌وقت چنین لحظه‌ای برام رقم نمی‌خورد:

کوله‌پشتی ۹۴ من پر شده از دوستی‌های خوب

کوله‌پشتی ۹۴ من پر شده از همکاران خوب و خوب‌تر

کوله‌پشتی ۹۴ من پر شده از استعدادهای بالقوه بالقعل شده

کوله‌پشتی ۹۴ من پر شده از نقاط قوت

کوله‌پشتی ۹۴ من پر شده از تجربیات خوب

اینا دیگه تو کوله‌پشتی نیستن

غم‌ها رو میذارم تو همین سال بمونه، کوله‌پشتی ۹۴ من باید سرشار از انرژی مثبت و شادی باشه.

کینه‌ها رو میذارم تو همین سال بمونه، کوله‌پشتی ۹۴ من باید پر از فداکاری و گذشت باشه.

خاطرات تلخ رو میذارم تو همین سال بمونه، کوله‌پشتی ۹۴ من باید پر از طعم شیرین زندگی باشه.

خستگی‌ها رو میذارم تو همین سال بمونه، کوله‌پشتی ۹۴ من باید پر از انرژی باشه.

– – –

* : این پاراگراف در کوله‌پشتی قبلی هم نوشته شده بود.

– – –

پی‌نوشت:

اول: تشکر می‌کنم از خدا برای استعدادهایی که بهم داده و کمک‌های بی‌دریغش در زندگیم.

دوم: تشکر می‌کنم از پدر و مادرم و تمامی کمک‌هاشون و حمایت‌هاشون و اینکه چنین زندگی نابی رو برام رقم زدن و باهام همراهی کردن تا به آرزوهام برسم.

سوم: تشکر از دوستان خوبم که امسال هم در کنارم بودن.

چهارم: تشکر از همکارانم که دوستان خوبم شدن.

پنجم: تشکر از همگی

کوله‌پشتی ۹۳ – اولین اندوخته

Backpack

قبل از عید تو بازی کوله‌پشتی تجربیات سال ۹۲ رو نوشتم و در آخرش بیان کردم سال ۹۳ رو با سفر حج شروع می‌کنم و با یه کوله‌بار خالی میرم تا اونجا توشه راهم در سال ۹۳ رو بدست بیارم.

کوله‌بار ۹۳ من خالیه، میرم حج پرش می‌کنم و برمی‌گردم.

این جمله پست قبلی بود. کوله باری خالی تر از خالی با خودم بردم، تا در سفر عرفانی حج پر کنم و برگردم. اونایی که رفتن می‌دونن که سفر حج و تجربه‌اش اونقدری که شخصی و فردی هست قابل قیاس با هیچ چیز دیگه نیست. مثلاً ما از مسواک به عنوان یه شی شخصی یاد می‌کنیم، یه همچین مثال فیزیکی رو در نظر بگیرید، رابطه مخلوق و خالقش، رابطه اختراع و مخترعش و رابطه انسان و خدا، یک چنین حالتی در جنبه معنوی داره. نه می‌تونی تجربه‌ات رو با کسی به اشتراک بذاری، نه می‌تونی حست رو بیان کنی.

شاید مهم‌ترین باری که از اون سفر با خودم آوردم، این بود که از خدا خواستم هیچ وقت دیگه هیچ موضوعی باعث نشه اخم کنم و بتونم مصداق بارز جمله “این نیز بگذرد” رو توی زندگی خودم داشته باشم. از اون روز شاید واقعاً تونستم صبوری رو خیلی بیشتر از قبل تمرین کنم و “صبر” اولین اندوخته کوله‌پشتی ۹۳ من هست.

دوستی

Friendship

تو پست کوله پشتی، یه پاراگراف کوتاه در مورد دوستی‌ها نوشتم، اما این مقوله زندگی اونقدر مهم هست که یک دیوان غزل هم گنجایش مهر و محبت رو نداره و حق مطلب رو به خوبی ادا نمی‌کنه. دوست داشتم یه پست جدا از تجربه‌های دوستانه و پرمحبتم در سال 92 بنویسم. سال 92 واسه من پر بود از دوستی‌های عمیق و قشنگ. دوستی‌هایی چندین و چند ساله‌ای که عمیق‌ترن شدن و دوستی‌های جدیدی که با عمق شروع شدن.

16 مرداد 1392 دو روز پیش از تولدم، دوستام، هدیه‌ای باور نکردنی بهم دادن. دامنه و هاست همین وبلاگ رو بهم هدیه کردن که تا آخر عمر وقتی پست بذارم توی وبلاگم به یادشون خواهم بود و هیچ‌وقت فراموششون نمی‌کنم. دوستانی بهتر از آب روان، دوستانی بهتر از برگ درخت.

قبلاً وبلاگ یک دوست عزیز رو معرفی کرده بودم. حدود 4 سال هست سارا رو از وبلاگ قدیمیش می‌شناسم و نوشته‌هاش رو می‌خوندم، تمام این سال‌ها یه حس جذب فوق‌العاده تو وجودم بود، مث یه انسان تشنه که به دنبال آب می‌گرده، دوست داشتم دوستیم باهاش شکل بگیره. از اواخر سال 91 در تلاش بودیم یه زمان مشترک پیدا کنیم برای دیدار و بالاخره شهریور امسال، دیدار شد میسر. دیدن سارا همانا و واقعیت گرفتن تمامی تصورات من همانا، اینقدری که حس می‌کنم هر لحظه ارادت و علاقه‌ام بهش بیشتر میشه. خوشحالم که در چند ماه گذشته دوستی با ارزش و عمیقی با سارا داشتم. از همین‌جا دعا می‌کنم به همه خواسته‌هاش برسه.

به واسطه استارتاپ‌ویکند دوستان جدیدی پیدا کردم، دوستانی که شاید هیچ‌جای دنیا نشه پیدا کرد. در میون همه این دوستان جدید، یه دوستی خوب و موندگار برام شکل گرفته که امیدوارم بتونم سالیان سال حفظش کنم. امیدوارم و واسش تلاش می‌کنم.

همین‌جا از همه کسانی که تو این سال شلوغ کنارم بودن، دوستم بودن و با تمام بداخلاقی‌های من دوستم موندن ممنونم. سال خوبی رو براتون آرزومندم :)

– – –

پی‌نوشت 1: انتخاب عکس واسه این پست یکی از سخت‌ترین کارهای ممکن بود. امیدوارم عکس حاضر، به خوبی مفهوم دوستی رو نشون بده.

پی‌نوشت 2: خیلی تلاش می‌کنم ساده و صمیمی پست‌هام رو بنویسم، که به خاطر ذات وبلاگم و عادت به لفظ قلم و رسمی نوشتن این کار رو برام سخت کرده، امیدوارم خاطرتون با نوشته نیمه رسمی نیمه صمیمی مکدر نشده باشه.