بایگانی برچسب: کتاب

قضاوت

post369

“بهتر نیست به جای قضاوت در مورد این ترفند، آن را امتحان کنیم؟”

این جمله، از یک کتاب بود که امروز صبح داشتم می‌خوندم. (حتماً این کتاب رو معرفی می‌کنم و در موردش می‌نویسم، فعلاً بهتره مجهول بمونه.)

این جمله و یه عالمه فکر و مسیر خونه تا محل کار، ترکیب خوبی بود تا به پست بلاگ فکر کنم و اینکه در مورد “قضاوت” بنویسم. جمله *، (آره اینطوری بهتره، از این قسمت متن به بعد، هر وقت بخوام در مورد جمله ” بهتر نیست به جای قضاوت در مورد این ترفند، آن را امتحان کنیم؟” بنویسم میگم جمله ستاره یا جمله * ؛ خب داشتم می‌گفتم، جمله * زندگی همه ما رو پوشش میده، انگاری فرهنگ‌مون این شکلیه، انگاری با این تربیت بزرگ شدیم.

ما از بچگی شاید، شاید هم قبل‌تر، یاد گرفتیم قضاوت کنیم، هی مورد قضاوت قرار گرفتیم و فکر کردیم دنیا همینه، باید همه چیز رو قضاوت کنیم. این چرا اینطوریه؟ این چرا این شکلیه؟ اون چرا رفتارش فولان‌طوره؟ چرا بچه‌تون رو گذاشتین مدرسه دولتی؟ چرا لباس آبی پوشیدی؟ چرا کفش اسپرت نداری؟ چرا رفتی رشته ریاضی؟ چرا پزشکی قبول نشدی؟ چرا دماغت رو عمل کردی؟ چرا پراید خریدی؟ چرا با این دختره ازدواج کردی؟ اون یکی دختره که بهتره؟؟!!

همه این چراها به زبون میان و پشت تمام این چراها یه عالمه فکر و قضاوته، حتماً پول ندارن بچه‌شون رو فرستادن مدرسه دولتی. حتماً مادرش بدسلیقه است لباس این شکلی پوشیده، حتماً استعداد نداره و هوشش کمه که رشته خوبی قبول نشده، حتماً می‌خواد کلاس بذاره دماغش رو عمل کرده. حتماً مجبور شده ازدواج کنه.

و همه تفکرهای دیگه‌ای که ما با دیدن و شنیدن هر چیزی در ناخودآگاه ذهنمون میریم سراغشون. همه قضاوت‌های بی‌انصافانه‌ای که دنیا رو کدر می‌کنه. همه تفکراتی که توی ذهن می‌مونه و حتی باعث بدبینی آدم‌ها به شرایط و همدیگه میشه. همه حرفایی که در پی اون قضاوت‌ها باعث رنجوندن آدما میشه، باعث شکوندن دل آدما میشه، باعث خراب شدن روابط میشه و تمام نتایج دیگه‌ای که قضاوت‌ها و تفکرات ناشی از اونها و حرفای گفته شده به همراه دارن.

در فرهنگ فارسی معین، قضاوت به معنی حکم کردن و داوری هست. کی می‌تونه داور باشه؟ کی می‌تونه قاضی باشه؟ کی می‌تونه حکم بده؟ قطعاً کسی که بخواد در چنین منصبی بشینه و داوری کنه و حکمی بده، قطعاً باید آگاه باشه و به جوانب و ابعاد مختلف یک قضیه اشراف کامل داشته باشه.

حالا ما وقتی یک نفر که رنگش پریده و گوشه خیابون داره می‌لرزه رو می‌بینیم چی فکر می‌کنیم؟ اولین فکر همیشه اینه که این آدم معتاده و جنس بهش نرسیده و واسه پول مواد داره گدایی می‌کنه. هر کسی هم از کنارش رد بشه با حالت ترحم بهش نگاه می‌کنه و سری تکون میده و بدون اینکه کمکی کنه رد میشه.

اما واقعیت چیه؟ شاید یک نفری که آلزایمر داره و از خونه اومده بیرون و نتونسته برگرده خونه. شاید یه نفر که فشارش افتاده یا سرما خورده و حسابی مریضه و اینقدر ضعف داره که نمی‌تونه بلند بشه. شاید هم یکی باشه که همون لحظه یه خبر بد مثل فوت دختر بچه ۳ ساله‌اش رو بهش دادن.

ولی ما همیشه به بدترین حالت فکر می‌کنیم و بدترین قضاوت رو داریم و بدترین حکم رو برای هر کسی صادر می‌کنیم.

– – –

پی‌نوشت ۱: ما دانای کل نیستیم. قضاوت نکنیم.

پی‌نوشت ۲:قضاوت نکنیم تا قضاوت نشیم.

مسیر زندگی

LittleWoman

بت که حواسش به حرف‌های آنها نبود، گفت: من داشتم به کوله‌بارمان فکر می‌کردم و اینکه چطور باید برای خوب شدن، مسیرهای سخت و باتلاق‌ها را طی کنیم و از آن تپه شیب‌دار بالا برویم تا بتوانیم به قصر زیبایی‌ها برسیم.

جو که بیشتر صحنه‌های هیجان‌انگیز را دوست داشت، گفت: اول باید به شیرها غلبه کنیم.

کتاب زنان کوچک – فصل پنجم – همسایگی

– – –

پی‌نوشت: بعضی از افراد به کتاب به جنبه پر کردن اوقات فراغت و تفریح نگاه می‌کنن. به نظر من از خوندن کتاب، حتی یه رمان کلاسیک، میشه درس زندگی گرفت.

زنان کوچک

LittleWoman12 آبان امسال، از یه دوست خوب، یه کتاب هدیه گرفتم. کتابی با رنگ و بوی کودکی‌هامون و حس نوستالژی شدید. کتابی که با دیدن کارتونش در کودکی باهاش آشنا بودم. من هدیه گرفتن کتاب و هدیه دادن کتاب رو خیلی دوست دارم. سعی می‌کنم وقتی کتابی هدیه می‌گیرم خوندنش رو سریع شروع کنم، اما این بار سه ماه طول کشید تا بتونم خوندن کتاب رو شروع کنم.

معرفی کتاب و خوندن در مورد رمان زنان کوچک رو بر عهده خودتون میذارم. این رمان با موضوع عاشقانه کلاسیک، در سال‌های 1868 و 1869 در دو جلد منتشر شده است. نویسنده این کتاب لوییزا می‌آلکوت نام داره. فیلم، سریال و انیمه‌های مختلفی با این رمان ساخته شده است که من انیمه این کتاب رو در کودکی می‌دیدم.

موردی که دوست داشتم بیان کنم این هست که، با خوندن این کتاب، شخصیت‌های کارتونی توی ذهنم نقش می‌گیرن و صدای هر شخصیت صدای دوبلری هست که در این کارتون به جای شخصیت‌ها حرف زده. با توجه به این ایجاد ذهنیت، میشه حس کرد که حافظه تصویری و صوتی چقدر ماندگار هست. همونطوری که میگن:

“تنها صداست که می‌ماند!”

 

تحصیلات vs یادگیری

Education

همونطور که پیشتر گفتم به واسطه استارتاپ‌ویکند شیراز با افراد متخصص زیادی در عرصه فناوری اطلاعات آشنا شدم. یکی از مربیان خوب استارتاپ‌ویکند آقای حامد تکمیل کتابی رو ترجمه کردن به نام “کلید موفقیت را در رشته کامپیوتر فشار دهید“. ایشون این کتاب رو در وبلاگ شخصی خودشون برای استفاده عموم به صورت رایگان قرار دادن.

نویسنده، یک پیج برای همین موضوع در فیسبوک راه‌اندازی کردن که دیروز پستی با عکس بالا در این پیج منتشر کردن. به گفته نویسنده، “تحصیلات (یا به تعبیر من فراگیری) قویترین سلاح است!”

Education is the most powerful weapon.

در ترجمه این جمله بیشتر تفکر کنیم. منظور از تحصیلات به طور قطع، تحصیل آکادمیک و صرف دانشگاهی نیست، تحصیلات پیش‌زمینه خیلی موارد دیگه است از قبیل شعور، درک، فهم، انسانیت، تخصص، سواد و … یا به تعبیر نویسنده فراگیری.

فراگیری شامل تمام موارد مد نظر من هم میشه. دوست دارم موضوع تحصیل و یادگیری و فراگیری رو خیلی بیشتر از این بسط بدم، اما گفتاری که حالت پند و اندرز نداشته باشه پیدا نکردم. پس صحبتم رو در این پاراگراف خلاصه می‌کنم:

برای پیشرفت در فهم، درک، سواد و تخصص، یادگیری و فراگیری رو فراموش نکنید. علم روز به روز گسترده‌تر میشه و اگر در مسئله یادگیری درجا بزنیم، به سرعت در عمق چاه جهل فرو خواهیم رفت. از لحظه لحظه زندگی‌مون برای یادگیری و کسب اطلاعات و فراگیری بهره ببریم.

– – –

پی‌نوشت:

این متن در ستایش یا نکوهش تحصیلات دانشگاهی نوشته نشده. اهم مطلب، فراگیری و یادگیری است که صرف دروس تئوری و دروس شب امتحانی کسی متخصص نمیشه. پس اگر میخواید مهندس واقعی باشید، دانشجو باشید. یعنی دانش را بجویید و به دنبال علم باشید. دوره دانش‌آموزی خیلی وقته به سر رسیده. اگر خودتون دنبال علم و تخصص و فراگیری ندوید، دانش هیچ‌وقت به سمت شما نمیاد.

کتاب موسیقی

SightSinging

امروز می‌خوام یه کتاب موسیقیایی معرفی کنم که برای قوی‌ترین ساز یعنی حنجره انسان نوشته شده است. کتاب “شیوه نوین سرایش موسیقی” یا A New Approach to Sight Singing یک کتاب غنی و سرشار برای تقویت حنجره و یادگیری خواندن ملودی‌ها با حنجره است.

این کتاب شامل 5 بخش است که  که استاد سلفژ من همزمان 3 بخش این کتاب رو پیش می‌برن. بخش اول که خواندن ملودی‌هاست، بخش دوم شامل دوئت‌هایی هست که در کلاس گروهی هر کسی یک نت جدا دارد و شبیه به یک گروه کرال بایستی ملودی‌ها رو بخونیم و بخش سوم به نواختن و خواندن (Sing & Play) تعلق داره که برای این بخش هنرجو بایستی توانایی نواختن پیانو داشته باشه.

این کتاب در سطوح سلفژ پیشرفته بعد از آموختن گام‌ها به مجوعه تمرین‌ها و فعالیت‌های این دوره اضافه میشه. اگر دوست دارید خواننده کرال یا آکاپلا باشید، خواندن و تمرین کردن این کتاب یکی از ملزومات پیشرفت در این عرصه است.

درک و دریافت موسیقی

music

امروز در بخش موسیقی دلم میخواد یه کتاب معرفی کنم که به عنوان یه کتاب مرجع یکی از ملزومات برای هر نوازنده ای هست. کتاب “درک و دریافت موسیقی” به نویسندگی راجر کیمی ین، یکی از ارزشمندترین کتاب‌های مرجع مبانی موسیقی هست. این کتاب قطور شاید در ابتدا به نظر برسه که خیلی سخت هست اما واقعاً زبان راحت و ملموسی داره و وقتی کمی درک و آشنایی با موسیقی داشته باشین این کتاب واقعاً مفید خواهد بود.

اهمیت این کتاب در این حد هست که به عنوان یکی از مراجع دانشگاهی در ایران به دانشجویان معرفی می‌گردد.