بایگانی برچسب: نوستالژی

بازگشت

 

post379-0

یه مدت پیش، سروری که وبلاگم روش بود سوخت و کل اطلاعات از بین رفت، آخرین بک آپی که از وبلاگم داشتم تا پست ۳۷۴ رو داشت، در نتیجه تمامی پست های بعدی (۳۷۵، ۳۷۶، ۳۷۷ و ۳۷۸) پاک شدن. فقط می‌دونم موضوع آخرین پستی که نوشتم چی بود و بقیه پست ها رو به هیچ عنوان یادم نمیاد، فقط عکسی که برای اون پست‌ها استفاده کردم رو دارم و خب مطمئنم متن هاش هم به زودی یادم میاد، در نتیجه جای خالی شون رو حفظ کردم تا با مورد مناسب پر شود. [اسمایلی لبخند]

خیلی وقت بود دلم می‌خواست بنویسم، الآن اینقدر موضوع برای نوشتن دارم که باید برنامه‌ریزی کنم و به ترتیب همه رو بنویسم!

نوشتن باعث میشه آدم بهتری باشم، من با نوشتن بهترم!

اینقدر قصه و درس و اتفاق، که دوست دارم نوشته بشن و به خاطرم بمونن! دوست دارم نوشته بشن و به یادگار بمونن حتی!

برای خالی نبودن این پست از محتوای مفید، می‌خوام یه سریال معرفی کنم که این اواخر می‌دیدم،

post379

سریال Travelers

من از سریال‌های کمی تخیلی خیلی خوشم میاد، کلاً تصور و تخیل رو خیلی دوست دارم، هیجان و کمی هم راز و رمز که باعث بشه فکرم با سریال درگیر بشه هم همینطور.

پس اگر سلیقه مشابهی با من دارید، پیشنهاد می‌کنم سریال Traveler رو ببینید:

لینک سریال در ویکیپدیا         لینک سریال در IMDB

حس کودکی

City of Mice

شهر موش‌ها ۲ نوستالژی زیبایی هست برای بچه‌های دهه ۵۰ و ۶۰٫ شاید بد نباشه در مورد سریال مدرسه موش‌ها و فیلم سینمایی شهر موش‌ها بخونید.

یه تجربه جالب موقع دیدن این فیلم داشتم، لحظه‌ای که خوندن شعر قدیمی شروع شد (ک مثل کپل … ) همه سینما که بیشتر بزرگسال و متولدین دهه ۵۰ و ۶۰ بودن شروع کردن به دست زدن. برای شخص من، این اتفاق ناخودآگاه افتاد و حس دوره کودکی و شادابی اون دوران تو وجودم زنده شد.

بعد از سینما فهمیدم با همراهان خودم این حس مشترک بوده و اونا هم ناخودآگاه شروع کردن به دست زدن.

حس نوستالژی و یادآوری کودکی باعث شادابی میشه، واسه همینه که میگن: “دلت جوون باشه

زنان کوچک

LittleWoman12 آبان امسال، از یه دوست خوب، یه کتاب هدیه گرفتم. کتابی با رنگ و بوی کودکی‌هامون و حس نوستالژی شدید. کتابی که با دیدن کارتونش در کودکی باهاش آشنا بودم. من هدیه گرفتن کتاب و هدیه دادن کتاب رو خیلی دوست دارم. سعی می‌کنم وقتی کتابی هدیه می‌گیرم خوندنش رو سریع شروع کنم، اما این بار سه ماه طول کشید تا بتونم خوندن کتاب رو شروع کنم.

معرفی کتاب و خوندن در مورد رمان زنان کوچک رو بر عهده خودتون میذارم. این رمان با موضوع عاشقانه کلاسیک، در سال‌های 1868 و 1869 در دو جلد منتشر شده است. نویسنده این کتاب لوییزا می‌آلکوت نام داره. فیلم، سریال و انیمه‌های مختلفی با این رمان ساخته شده است که من انیمه این کتاب رو در کودکی می‌دیدم.

موردی که دوست داشتم بیان کنم این هست که، با خوندن این کتاب، شخصیت‌های کارتونی توی ذهنم نقش می‌گیرن و صدای هر شخصیت صدای دوبلری هست که در این کارتون به جای شخصیت‌ها حرف زده. با توجه به این ایجاد ذهنیت، میشه حس کرد که حافظه تصویری و صوتی چقدر ماندگار هست. همونطوری که میگن:

“تنها صداست که می‌ماند!”