بایگانی برچسب: انسانیت

و محبت زیباست …

post322

قصه اول:

تو خیابان شهید آقایی بودیم، یه بچه گربه وسط بلوار دراز کشیده بود، همه ماشینا مسیرشون رو کج می‌کردن تا بچه گربه نترسه و ثابت بمونه و به خطر نیفته، آخرش هم یه راننده کنار خیابون ایستاد و رفت از وسط خیابون گربه رو برداشت.

قصه دوم:

یه دختر کوچیک حدود دو ساله، توی اتوبوس تو بغل مادرش گریه می‌کرد، به نظر میومد تازه حرف زدن یاد گرفته و چند کلمه‌ای بلده، یه کم گریه کرد و بعدش شروع کردن به گفتن “آب میخوام” همراه با گریه، یهویی همه قسمت خانم‌ها تو اتوبوس حواسشون به دختربچه جمع شد تا اینکه یه نفر یه شیشه آب داد به مادر بچه.

– – –

پی‌نوشت 1: انسانیت هنوز هست.

پی‌نوشت 2: محبت زیباست.

 

بزرگواری و بخشش

forgiveness

همیشه فکر می‌کردم وقتی من کسی رو ببخشم خیلی آدم بزرگواری هستم و در حق طرف مقابل لطف کردم. فکر می‌کردم وقتی کسی رو ببخشم در واقع بزرگی خودم رو نشون میدم. حالا فهمیدم چقدر کوچیک بودم که خودم رو بالاتر از فردی می‌دیدم که مورد بخشش واقع شده.

چند روز پیش تو یه بحث عادی، یه نفر به یکی از دوستام گفت احمق، من اگر جای دوستم بودم، شاید دیگه با اون شخص حرف هم نمی‌زدم و تو ذهن خودم می‌گفتم نمیبخشمش و یه جورایی دچار کینه می‌شدم تا تلافی کنم یا بالاخره با حس بزرگوارانه خودم ببخشم. اما در تمام چند روز گذشته دیدم که هنوز دوستم با شخص مذکور با احترام برخورد می‌کنه و حتی شکایتی هم از اینکه چنین حرفی بهش زده شده نداره.

تو این لحظه فهمیدم که چقدر تصور احمقانه‌ای از بخشیدن و بزرگواری دارم و در واقع هیچی از این منش نمی‌دونم. وقتی کسی رو می‌بخشم، در واقع دارم به خودم لطف می‌کنم. این من هستم که لایق گذشت کردن و حس آرامش بعدش شدم و هیچ جوره نباید با احساس بزرگواری حس رو خراب کنم. در واقع اینکه آدم نباید خوش رو بگیره و فکر کنه با بخشیدن کسی برتر از اون هست.

خوشحالم که امروز این ضعف وجودم رو شناختم. امروز بهتر از فرداست، آدم هر چی زودتر ضعف‌هاش رو بفهمه بهتره.

– – –

پی‌نوشت: امیدوارم بتونم مثل دوستم انسان بزرگواری بشم و بدون منت افراد رو ببخشم.

قانون در شبکه‌های اجتماعی

SocialMedia

در طی سال‌های زیادی که عضوی از شبکه‌های اجتماعی هستم، مسائل خیلی زیادی دیدم، مسائلی که برای سایرین ایجاد مزاحمت می‌کنه. درسته که قانون خاصی بر مطالب موجود در شبکه‌های اجتماعی وضع نشده، اما به نظر من هیچ قانونی مث انسانیت، شرافت و احترام به حقوق دیگران نمی‌تونه از آسیب رسوندن و ایجاد مزاحمت برای سایرین جلوگیری کنه. سال 93 در پیش هست. بیاید از ابتدای سال 93، یه سری تصمیمات جدید در استفاده صحیح و بهینه از شبکه‌های اجتماعی بگیریم.

مورد اول: دوستانمون رو روی هر پست و عکسی تگ نکنیم، برای اینکه پست ما دیده بشه، حتماً لازم نیست کسی رو تگ کنیم.

مورد دوم: فرق بین بیان اعتقادات و آزادی بیان رو با توهین به عقاید دیگران درک کنیم.

مورد سوم: هر شایعه منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی رو باور نکنیم. پایه و اساس بیشتر این شبکه‌ها بر شایعه‌پراکنی نهادینه شده، پس ما به “یک کلاغ، چهل کلاغ” آنان دامن نزنیم و در باتلاق جاهلیت فرو نریم. کسی که به شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده دسترسی داره، صددرصد به منبع لاینتاهی سرچ گوگل هم دسترسی داره. پس با کمی سرچ و جستجو، از اینکه برچسب حماقت به ما زده بشه جلوگیری کنیم. پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب هست و از همه اینها بدتر، منتشر کردن کذب و دروغ غیرقابل تحمله.

مورد چهارم: وقتی تمامی پست‌ها و عکس‌ها رو به صورت پابلیک در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنید، انتظار نداشته باشید از هویت و عکس‌های خانوادگی شما مراقبت بشه، شما خودتون مسئول حفاظت از اطلاعات خودتون هستین.

در این مورد قابل ذکر هست که طبق طراحی فیسبوک، کاور فوتو، کاملاً پابلیک هست و در هیچ صورتی نمی‌تونین فقط برای افراد خاصی نمایشش بدین، پس وقتی عکس خانوادگی خودتون رو برای کاورفوتو میذارین خیلی راحت بیماران موجود در این شبکه‌ها رو به حریم خصوصی خودتون راه دادین.

مورد پنجم: هر پست و نوشته‌ای که در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم مربوط به همون فضاست، پس با بازگو کردن روایات و داستان‌های موجود در فضای مجازی در زندگی روزانه و زندگی حقیقی، مرزهای موجود رو نشکنیم. فرهنگ دنیای مجازی با دنیای واقعی نسل‌ها فاصله دارن. بذاریم هر چیزی اصالت خودش رو حفظ کنه.

– – –

پی‌نوشت: موارد زیادی هستند که باز هم در موردشون می‌نویسم، فعلاً همین پنج مورد رو رعایت کنیم، جامعه مجازی بهتری خواهیم داشت. هر چیزی به ذهنتون می‌رسه رو لطفاً در نظرات بنویسید تا به پست اضافه کنم.

تعهد

commitment

یکی از دوستان مطلبی در مورد تعهد نوشته بود که باعث شد من کمی در فکر فرو برم و متنی رو که مدت‌ها پیش می‌خواستم در همین راستا بنویسم رو بنویسم.

شاید به نظر برسه تعهد یک پیمان دو طرفه است. به نظر من تعهد بین یک شخص و مورد ثالثی ایجاد میشه که این مورد ثالث خود فرد، شخص دیگر، خانواده، اجتماع بزرگتر یا یک ارزش هست. حالا اینکه این دسته‌بندی تعهد چه اولویت‌هایی دارن در کشورها و فرهنگ‌های مختلف متفاوت هست.

در کشوری مثل ژاپن این ترتیب به صورت: تعهد به کشور، تعهد به استان، تعهد به شهر و تعهد به خانواده هست. شاید اینکه تعهد به جامعه اولویت اول هست باعث شده که ژاپن یک کشور پیشرفته باشه. در فرهنگ ما، ابتدا تعهد به خانواده و بعد تعهد به جامعه رواج داره که همین تعهد به خانواده است که باعث میشه خانواده رو به پیشرفت جامعه و شایسته سالاری ارجح بدونیم. همه ما افرادی هستیم که منافع خود و خانواده رو به منافع عموم ترجیح میدیم و این ریشه در فرهنگ و تربیت ما داره.

موضوع صحبت اولویت‌ها نیست. چیزی که می‌خواستم در موردش صحبت کنم، خود تعهد هست. به نظر من، تعهد یک پیمان ذاتی و درونی هست و تنها نوع تعهدی که باعث پیشرفت شخص، خوشبختی و پیشبرد جامعه میشه، تعهد به ارزش‌های انسانیت و شرافت هست. اگر هر فردی به انسانیت و شرافت متعهد باشه، با وجدان کارش رو انجام میده، در مقابل خانواده اش مسئولیت پذیر هست، در مقابل جامعه مسئولیت پذیر هست و تلاش می‌کنه با وزنه تعادل انسانیت همه رو به تعالی برسونه.

پس سعی کنیم به انسانیت و شرافت متعهد باشیم.

حجاب یا نگاه؟

Hijab

سالیان سال هست دغدغه مون شده:

خواهرم حجابت را

برادرم نگاهت را

و این مسئله همچنان ادامه داره تا جایی که تفکیک انسانیت و شرف و شعور وابسته شده به همین چیزا.

حالا چی شد که دلم خواست تو این مورد بنویسم، اطراف خونه مون ساختمون سازی زیاده، امروز توی حیاط با فراغ بال و آرامش از امنیت خونه داشتم لباس پهن میکردم که یهو با صدای افتادن آجر از ساختمونی که مثلاً امروز روز جمعه است و کار تعطیله به خودم اومدم که بله، دو تا کارگر دارن من رو نگاه میکنن.

اینکه چطوری پشت لباس ها قایم شدم و سریع خودم رو به پارکینگ رسوندم مهم نیست، مهم اینه که چی باعث شده آدم تو خونه خودش هم امنیت نداشته باشه و چرا اصلاً باید اینطوری باشه؟

مشکل از کجاست که مردا دنبال نگاه کردن هستن و زنا باید خودشون رو بپوشونن مبادا مردی به گناه بیفته

کاری به فلسفه و دین و مذهب و اسلام ندارم، از نظر من یه حس انسانیت و شرافت هست که موجب میشه آدم حق الناس رو رعایت کنه و نگاه کردن به حیاط همسایه مسلماً حق الناس هست.

یا اینکه مثلاً کسی که خیلی راحت دختر همسایه رو نگاه میکنه بهونه اش اینه که دختر همسایه لباسش نامناسب بود، شعور این رو نداره که اون دختر تو خونه خودش چنین لباسی پوشیده نه وسط خیابون؟؟؟ چرا آخه باید شرافت و انسانیت رو با این بهونه کذایی زیر سوال ببرین؟

واقعاً کاش به خودمون بیایم و برای نگاهمون و شرافتمون یه فکری بکنیم و به بهونه دیگران این چیزا رو زیر سوال نبریم.