زندگی ماشینی

Life

دیروز بعد از حدود 10 روز، رانندگی کردم. لذت رانندگی و پشت ماشین نشستن اون هم بعد از یک سوم ماه، واسه من که به شدت به اتومبیل وابسته هستم اونقدر زیاد بود که دچار شعف شده بودم. در حین این احساس شعف و خوشحالی، یه موضوعی به ذهنم خطور کرد که باعث شد در موردش بنویسم.

دنیای امروزه ما با دنیای نسل قدیم خیلی فرق داره:

ما سوار ماشین شدن رو به پیاده روی ترجیح میدیم.

ما نان ماشینی رو به نان تنوری ترجیح میدیم.

ما غذاهای ماشینی رو به غذای خونگی ترجیح میدیم. (فست فود و … )

ما بازی ماشینی رو به بازی حضوری و فیزیکی ترجیح میدیم. (بازی‌های کامپیوتری)

ما ارتباط ماشینی رو به صحبت حضوری ترجیح میدیم. (ایمیل و اسمس و چت و …)

ما زندگی ماشینی رو به زندگی واقعی ترجیح میدیم. (زندگی مبتنی بر وب و شبکه‌های اجتماعی و دنیای مجازی)

ما آدمایی هستیم وابسته به ماشین. اگه روزی فناوری رو ازمون بگیرن، مثل این میمونه که یکی از اعضای حیاتی وجودمون رو ازمون بگیرن و همین “ماشین” شکافی است عمیق بین نسل قدیم و جدید. نسلی به فاصله سنی 20 سال و فاصله واقعی یک قرن.

4 فکر می‌کنند “زندگی ماشینی

  1. مجی پدر

    بعله.بعله.دقیقا
    ولی یه جوری مطلب رو شروع کردی که منتظر بودم نیم ساعت مطلب بخونما.ولی زود سر و تهش بهم آوردی :دی
    و همچنین ما بستنیه بابا بستنی و نارنج ترنجم به بستنی سنتی پشت ارگ ترجیح میدیم.

    پاسخ
  2. امیر

    همیشه هم بد نیستا
    مثلا همین بستنی
    من ماشینی رو ترجیح میدم
    چرا؟
    یه بار رفتیم کارگاه یه بستنی بندی سنتی.
    تعداد سوسکهائی که تا الان تو زندگیم و توی تلویزیون دیدم رو جمع بزنم به تعداد سوسک هائی که اونجا دیدم نمیرسه
    تا حالا این همه سوسک یه جا ندیدم

    پاسخ
    1. سمانه نویسنده

      سوالی که پیش میاد این هست که تا حالا کارخانجات تولید این محصولات رو رفتین؟ به نظرتون اونا بهداشتی هستن؟ من خودم بستنی ماشینی رو ترجیح میدم البته

      پاسخ
  3. امیر

    من تنها کارخونه مواد غذائی که رفتم، سال 1367 و کارخونه مجتمع گوشت فارس بود.
    البته تعریف نکنم بهتره
    چون حال آدم به هم میخوره
    در مورد بستنی هنوز توفیق حاصل نشده
    ولی خب صد در صد بهداشتی که هیچکدوم نیستن
    مهم اینه که کدوم در معرض دید قرار میگیرن
    مثلا توی همین شیراز یه مغازه رو بستن
    به این دلیل که توی حلیم که صبح میداد به مردم گوشت گربه کرده بود
    من همین بستنی بندی رو که گفتم قاچاقی رفتم تو کارگاهش
    چون تعداد زیادی سفارش داده بودیم و قرار بود تحویل بگیریم
    فقط چیزی که هست توی کارخونه ها سعی میکنن بخاطر بازدیدی که مدارس هر از چند وقت انجام میدن و کارآموز هائی که میان لااقل یه خورده آبرو داری کنن

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *